What do you think?


Autour de ma chambre #1
Viagem à roda do meu quarto
Dünyanın gizli saklı köşelerini, cennet mekânlarını ve zorlu güzergâhlarını dolaşan yolcuları şaşırtacak, genellikle küçümsenen ve göz ardı edilen bir coğrafyanın ilk gezi rehberini yazmıştır Xavier de Odamda Yolculuk.
Çevresi otuz altı adımdan ibaret 'kocaman' odasında kırk iki günlük zorunlu bir hapse mahkûm edilen 18. yüzyıl sonu yazarlarından Xavier de Maistre, tutsaklığını ironik bir özgürlük metnine dönüştürmeyi becererek edebiyat tarihine geçmiştir. Kendisini kısıtlayan dış koşullara inat, insanın kendi bedeniyle ruhunu birbirinden ayrıştırmasının mümkün olduğunu öne sürer Maistre; ruhunu istediği her yere, görmeyi arzuladığı her türlü güzelliğe gönderebilmekle birlikte, bedeninin bu yolculukta karşılaştığı yataktan koltuğa, masadan duvarlarda asılı tablolara kadar odanın topografyasını da ayrıntılı biçimde anlatmaktan geri kalmaz.
Bir yolcunun özgürlüğünü esaret altında bile hissedebilenlerin gayet iyi anlayacağı metinlerden biridir Odamda Yolculuk.
"Gerçekten de, herkesten gizlenerek çekilebileceği küçücük bir odası bile olamayacak kadar bahtsız, terk edilmiş olabilir mi insan? İşte, yolculuğun bütün hazırlığı bundan ibaret."
(Tanıtım Bülteninden)
Çevresi otuz altı adımdan ibaret 'kocaman' odasında kırk iki günlük zorunlu bir hapse mahkûm edilen 18. yüzyıl sonu yazarlarından Xavier de Maistre, tutsaklığını ironik bir özgürlük metnine dönüştürmeyi becererek edebiyat tarihine geçmiştir. Kendisini kısıtlayan dış koşullara inat, insanın kendi bedeniyle ruhunu birbirinden ayrıştırmasının mümkün olduğunu öne sürer Maistre; ruhunu istediği her yere, görmeyi arzuladığı her türlü güzelliğe gönderebilmekle birlikte, bedeninin bu yolculukta karşılaştığı yataktan koltuğa, masadan duvarlarda asılı tablolara kadar odanın topografyasını da ayrıntılı biçimde anlatmaktan geri kalmaz.
Bir yolcunun özgürlüğünü esaret altında bile hissedebilenlerin gayet iyi anlayacağı metinlerden biridir Odamda Yolculuk.
"Gerçekten de, herkesten gizlenerek çekilebileceği küçücük bir odası bile olamayacak kadar bahtsız, terk edilmiş olabilir mi insan? İşte, yolculuğun bütün hazırlığı bundan ibaret."
(Tanıtım Bülteninden)
168 pages, Paperback
First published January 1, 1794
About the author
Xavier de Maistre
221 books42 followersXavier de Maistre of Savoy (at the time, a region of the Kingdom of Sardinia), lived largely as a military man, but is known as a French writer. The younger brother of noted philosopher and counter-revolutionary Joseph de Maistre, Xavier was born to an aristocratic family at Chambéry in October 1763. He served when young in the Kingdom of Sardinia army, and wrote his fantasy, Voyage autour de ma chambre (Journey Around My Room, published 1794) when he was under arrest in Turin as the consequence of a duel.
Xavier shared the politics and the loyalty of his brother, and after a French revolutionary army annexed Savoy to France in 1792, he left the service, and eventually took a commission in the Russian army. He served under Alexander Suvorov in his victorious Austro-Russian campaign and accompanied the marshal to Russia in 1796. By then, Suvorov's patron Catherine II of Russia had died, and the new monarch Paul I dismissed the victorious general (partly on account of the massacre of 20,000 Poles after he conquered Warsaw). Xavier de Maistre shared the disgrace of his general, and supported himself for some time in St. Petersburg by miniature painting, particularly landscapes.
In 1803, Joseph de Maistre was appointed the Sardinia's ambassador to the court of Alexander I, Tsar of Russia. On his brother's arrival in St. Petersburg, Xavier de Maistre was introduced to the Minister of the Navy, and was appointed to several posts including director of the Library, and of the Museum of Admiralty. He also joined active service, and was wounded in the Caucasus, attaining the rank of major-general. In 1812 he married the Russian lady, related to the Tsars, Mrs. Zagriatsky, and established himself in his adopted country, even after the overthrow of Napoleon, and the consequent restoration of the Piedmontese dynasty.
Xavier shared the politics and the loyalty of his brother, and after a French revolutionary army annexed Savoy to France in 1792, he left the service, and eventually took a commission in the Russian army. He served under Alexander Suvorov in his victorious Austro-Russian campaign and accompanied the marshal to Russia in 1796. By then, Suvorov's patron Catherine II of Russia had died, and the new monarch Paul I dismissed the victorious general (partly on account of the massacre of 20,000 Poles after he conquered Warsaw). Xavier de Maistre shared the disgrace of his general, and supported himself for some time in St. Petersburg by miniature painting, particularly landscapes.
In 1803, Joseph de Maistre was appointed the Sardinia's ambassador to the court of Alexander I, Tsar of Russia. On his brother's arrival in St. Petersburg, Xavier de Maistre was introduced to the Minister of the Navy, and was appointed to several posts including director of the Library, and of the Museum of Admiralty. He also joined active service, and was wounded in the Caucasus, attaining the rank of major-general. In 1812 he married the Russian lady, related to the Tsars, Mrs. Zagriatsky, and established himself in his adopted country, even after the overthrow of Napoleon, and the consequent restoration of the Piedmontese dynasty.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 323 reviews
February 1, 2019
به نام او
دلنشینترین اثری که از آلن دوباتن خواندهام هنر سیر و سفر به ترجمه خانم گلی امامی است که پیش از این در صفحهام معرفی کردم
دوباتن در کتاب خود هشت ویژگی برای سفر رفتن برمیشمرد و در هر بخش با محوریت قرار دادن یک هنرمند، شاعر و نویسنده و همچنین یک مکان جغرافیایی خاص در مورد ویژگی مور نظر خود سخن میگوید
مثلا در بخش هفتم که "در باب هنر دیدهگشا" نام دارد با راهنمایی ونسان ونگوگ به پرووانس سفر میکند.
دوباتن پس از این هشت سفر، فصلی را به کتاب میافزاید تحت عنوان بازگشت (در باب عادت کردن) در این فصل که در محل سکونت دوباتن در لندن میگذرد راهنمای سفر اگزویه دومستر است، نویسنده کلاسیک فرانسوی صاحبِ کتابِ سفر به دوراتاقم
پیش از این به غیر از چند صفحهای که در کتاب دوباتن از این نویسنده و اثرش یاد میشود. اطلاعاتی در مورد او به زبان فارسی نبود و اثری از او ترجمه نشده بود، خوشبختانه چند روزی میشود که این اثر کلاسیک با ترجمه خوبِ دوستِ عزیزم احمد پرهیزی که کتاب را از فرانسوی برگردان کرده است توسط نشر ماهی منتشر شده است.
احمد پرهیزی پیش از این کتاب مهم ضد سنت بوو مارسل پروست را ترجمه کرده بود که در همان سال جزو نامزدهای جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در بخش ترجمه شد و مورد تقدیر قرار گرفت.
.بخش کوتاهی از این کتابِ جمع و جور و خواندنی:
حضرات، این شما و این هم کتاب بنده! بخوانیدش! من به اطراف و اکنافِ اتاقم سفری کردم که چهل و دو روز به طول انجامید. مشاهدات جالبی که داشتم و حظّ مدامی که طی مسیر بردم مرا بر آن داشت تا آن را در دسترس عموم قرار دهم. آدمی از سفر به دور اتاق خود لذتی میبرد که از حسادت آزارندهیِ مردمان در امان است و برای دست یافتن بدان حاجت به هیچ مال و ثروتی نیست
دلنشینترین اثری که از آلن دوباتن خواندهام هنر سیر و سفر به ترجمه خانم گلی امامی است که پیش از این در صفحهام معرفی کردم
دوباتن در کتاب خود هشت ویژگی برای سفر رفتن برمیشمرد و در هر بخش با محوریت قرار دادن یک هنرمند، شاعر و نویسنده و همچنین یک مکان جغرافیایی خاص در مورد ویژگی مور نظر خود سخن میگوید
مثلا در بخش هفتم که "در باب هنر دیدهگشا" نام دارد با راهنمایی ونسان ونگوگ به پرووانس سفر میکند.
دوباتن پس از این هشت سفر، فصلی را به کتاب میافزاید تحت عنوان بازگشت (در باب عادت کردن) در این فصل که در محل سکونت دوباتن در لندن میگذرد راهنمای سفر اگزویه دومستر است، نویسنده کلاسیک فرانسوی صاحبِ کتابِ سفر به دوراتاقم
پیش از این به غیر از چند صفحهای که در کتاب دوباتن از این نویسنده و اثرش یاد میشود. اطلاعاتی در مورد او به زبان فارسی نبود و اثری از او ترجمه نشده بود، خوشبختانه چند روزی میشود که این اثر کلاسیک با ترجمه خوبِ دوستِ عزیزم احمد پرهیزی که کتاب را از فرانسوی برگردان کرده است توسط نشر ماهی منتشر شده است.
احمد پرهیزی پیش از این کتاب مهم ضد سنت بوو مارسل پروست را ترجمه کرده بود که در همان سال جزو نامزدهای جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در بخش ترجمه شد و مورد تقدیر قرار گرفت.
.بخش کوتاهی از این کتابِ جمع و جور و خواندنی:
حضرات، این شما و این هم کتاب بنده! بخوانیدش! من به اطراف و اکنافِ اتاقم سفری کردم که چهل و دو روز به طول انجامید. مشاهدات جالبی که داشتم و حظّ مدامی که طی مسیر بردم مرا بر آن داشت تا آن را در دسترس عموم قرار دهم. آدمی از سفر به دور اتاق خود لذتی میبرد که از حسادت آزارندهیِ مردمان در امان است و برای دست یافتن بدان حاجت به هیچ مال و ثروتی نیست
June 28, 2021
این کتاب شما رو به سفر میبره با کمترین امکانات! موضوع و ایده واقعا خلاق بود.
May 31, 2022
*بدون خطر لو رفتن
اعتراف میکنم که اسم کتاب بسیار جذابه، شروعش هم همینطور، برخلاف روند داستان که کم کم از جذابیتش کم میشه. سفر به دور اتاقم، کتاب کوچیکیه که هم نباید چیزی ازش لو داد، هم عنواناش همه چیز رو لو داده!
من اما، با ادبیات فرانسه خیلی رابطه خوبی ندارم، چون نویسندگان فرانسوی مدام سعی در این دارن که از کوچکترین اتفاقات و معمولیترین روزمرهها هم، برداشت فلسفی کنن و البته در این راستا خیلی هم پرحرفی میکنن! :))
ایدهی داستان این کتاب هم، خیلی جالب بود که انصافا پرداخت خوبی هم داشت، اما، اون جذابیت کافی رو برای من نداشت.
توضیح بیشتر از این، ممکنه بهکلی کتاب رو لو بده.
کتاب بدی نبود، اما اگر کسی بخواد بخره، ترجیح میدم براش تعریف کنم تا پولش رو بده یک کتاب دیگهای بگیره! :))
فکر میکنم امتیاز سه ستاره براش منصفانه باشه!
اعتراف میکنم که اسم کتاب بسیار جذابه، شروعش هم همینطور، برخلاف روند داستان که کم کم از جذابیتش کم میشه. سفر به دور اتاقم، کتاب کوچیکیه که هم نباید چیزی ازش لو داد، هم عنواناش همه چیز رو لو داده!
من اما، با ادبیات فرانسه خیلی رابطه خوبی ندارم، چون نویسندگان فرانسوی مدام سعی در این دارن که از کوچکترین اتفاقات و معمولیترین روزمرهها هم، برداشت فلسفی کنن و البته در این راستا خیلی هم پرحرفی میکنن! :))
ایدهی داستان این کتاب هم، خیلی جالب بود که انصافا پرداخت خوبی هم داشت، اما، اون جذابیت کافی رو برای من نداشت.
توضیح بیشتر از این، ممکنه بهکلی کتاب رو لو بده.
کتاب بدی نبود، اما اگر کسی بخواد بخره، ترجیح میدم براش تعریف کنم تا پولش رو بده یک کتاب دیگهای بگیره! :))
فکر میکنم امتیاز سه ستاره براش منصفانه باشه!
March 12, 2019
اسفند1398: این روزهای کرونایی مطالعه این کتاب را بیشتر از قبل به همه توصیه میکنم
------------
یک سفر شگفت انگیز
که باید در تنهایی و سکوت انجامش داد
------------
یک سفر شگفت انگیز
که باید در تنهایی و سکوت انجامش داد
February 4, 2019
تنها علت ناخشنودی انسان در آن است که نمیداند چگونه در اتاقش آرام بگیرد.
«پاسکال»
اگزویه دومستر در سن 31 سالگی (1794 میلادی) مهمترین کتابش را نوشت. ایدهی «سفر به دور اتاقم» پس از حادثهای در زندگی شخصی نویسنده به ذهن او خطور کرد. نویسنده فرانسوی در دوئلِش با افسر ایتالیایی به پیروزی میرسد و پس از آن به حبسِ 42 روزه در اتاقش محکوم میشود. راوی رمان موقعیتی مشابه دومستر را تجربه میکند و این وضعیتِ ناخواسته سبب میشود تا سفری به دور اتاقش را شروع کند.
کتاب در 42 فصل کوتاه نوشته شده است. تشابه عددی تعداد روزهای حبس و فصل های کتاب به منزله یادداشت های روزانه نیست. راوی همه را به همراهی در این سفر لذتبخش و در دسترس فرا میخواند. سفری که مسافران شادمانه تسلیم قوه تخیل میشوند و هیچ مانعی بر سر راهشان قرار ندارد. راوی سفرِ پیشنهادیاش را برای اقشار مختلف مناسب میداند و دیگر لازم نیست تنگدست از فقر، بیمار از آب و هوای نامساعد، بزدل از خطرات جادهای و تنبل از مشقت سفر بترسد. راوی متناوبا دست به سه عمل دست میزند.
یا به توصیف اشیاء درون اتاق میپردازد ...
«بستر شاهد زاده شدن ماست و شاهد مرگ ما. تئاتری است همواره دستخوش دگرگونی که همه ابنای بشر یک به یک در آن نمایشهایی جذاب، لودهگریهایی خندهآور و تراژدیهای خوفانگیز بازی میکنند. گهوارهای است آراسته به گلها. سریر عشق است. مقبره است."»
یا خاطراتی از زندگیاش را تعریف میکند ...
«سرانجام صبر از کف دادم. دیگر نتوانستم در برابر رنجشی که مرا از هم میدرید مقاومت کنم، پس آینهای را که به دست گرفته بودم بر زمین نهادم و برافروخته خارج شدم، بیآن که رخصت خروج بگیرم.
به من گفت " گویا دارید میروید؟" همزمان به یک سو چرخید تا اندامش را از کنار نیز ببیند. در پاسخ هیچ نگفتم، اما مدتی پشت در گوش ایستادم تا دریابم خروج ناگهانیام چه اثری بر جای گذاشته است.»
و یا نظراتش را بیان میکند.
«آدمی همواره در پی آن است که بر لشکرها فرمان راند و بر دانشگاهها ریاست کند و محبوب زیبارویان باشد. اگر به همهی اینها دست یابد، آنگاه حسرت دشتها و سکوت و آرامش را میخورد و در آرزوی آلونک شبانان میسوزد.»
دومستر چند سال پس از نگارش این کتاب، کتاب دیگری با موضوعی مشابه به نام «گشت و گذار شبانه در اتاقم» نوشت. «سفر به دور اتاقم» مورد توجه صاحب نظران شناختهشده ای قرار گرفت. از جمله سنت بوو که حتی موفق به دیدار دومستر هم شد. تقریبا سه دهه پس از مرگ دومستر، ماشادو دآسیس برزیلی رمان معروفش به نام «خاطرات پس از مرگ براس کوباس» را نوشت. در این رمان برزیلی هم با راوی نامتعارفی روبرو هستیم. براس کوباس خود را اینگونه معرفی میکند. «من نویسندهای فقید هستم، اما نه به معنای آدمی که چیزی نوشته و حالا مرده، بلکه به معنای آدمی که مرده و حالا دارد مینویسد.» دآسیس در یادداشتی از تاثیرپذیری اش از دو رمان بر این کتاب پرده برمیدارد. یکی همین کتاب دومیستر است و دیگری تریسترام شندی، رمانِ تاریخ سازِ لارنس استرن است. آلن دوباتن در بخش پایانی کتابِ «هنر سیر و سفر» به تجربهی سفر در «سفر به دور اتاقم» میپردازد. سفری که سوزان سانتاگ آن را کوتاهترین سفر در تاریخ ادبیات میداند.
«سفر به دور اتاقم» اولین مواجههی مخاطب فارسی زبان با اگزویه دومستر است. انتشارات ماهی این رمان را در مجموعه رمانهای قطع جیبی چاپ کرده است. احمد پرهیزی که پیش از این کتابهایی از مارسل پروست و موریس بلانشو به فارسی برگردانده بود، کتاب فوق را به فارسی ترجمه کرده است.
«پاسکال»
اگزویه دومستر در سن 31 سالگی (1794 میلادی) مهمترین کتابش را نوشت. ایدهی «سفر به دور اتاقم» پس از حادثهای در زندگی شخصی نویسنده به ذهن او خطور کرد. نویسنده فرانسوی در دوئلِش با افسر ایتالیایی به پیروزی میرسد و پس از آن به حبسِ 42 روزه در اتاقش محکوم میشود. راوی رمان موقعیتی مشابه دومستر را تجربه میکند و این وضعیتِ ناخواسته سبب میشود تا سفری به دور اتاقش را شروع کند.
کتاب در 42 فصل کوتاه نوشته شده است. تشابه عددی تعداد روزهای حبس و فصل های کتاب به منزله یادداشت های روزانه نیست. راوی همه را به همراهی در این سفر لذتبخش و در دسترس فرا میخواند. سفری که مسافران شادمانه تسلیم قوه تخیل میشوند و هیچ مانعی بر سر راهشان قرار ندارد. راوی سفرِ پیشنهادیاش را برای اقشار مختلف مناسب میداند و دیگر لازم نیست تنگدست از فقر، بیمار از آب و هوای نامساعد، بزدل از خطرات جادهای و تنبل از مشقت سفر بترسد. راوی متناوبا دست به سه عمل دست میزند.
یا به توصیف اشیاء درون اتاق میپردازد ...
«بستر شاهد زاده شدن ماست و شاهد مرگ ما. تئاتری است همواره دستخوش دگرگونی که همه ابنای بشر یک به یک در آن نمایشهایی جذاب، لودهگریهایی خندهآور و تراژدیهای خوفانگیز بازی میکنند. گهوارهای است آراسته به گلها. سریر عشق است. مقبره است."»
یا خاطراتی از زندگیاش را تعریف میکند ...
«سرانجام صبر از کف دادم. دیگر نتوانستم در برابر رنجشی که مرا از هم میدرید مقاومت کنم، پس آینهای را که به دست گرفته بودم بر زمین نهادم و برافروخته خارج شدم، بیآن که رخصت خروج بگیرم.
به من گفت " گویا دارید میروید؟" همزمان به یک سو چرخید تا اندامش را از کنار نیز ببیند. در پاسخ هیچ نگفتم، اما مدتی پشت در گوش ایستادم تا دریابم خروج ناگهانیام چه اثری بر جای گذاشته است.»
و یا نظراتش را بیان میکند.
«آدمی همواره در پی آن است که بر لشکرها فرمان راند و بر دانشگاهها ریاست کند و محبوب زیبارویان باشد. اگر به همهی اینها دست یابد، آنگاه حسرت دشتها و سکوت و آرامش را میخورد و در آرزوی آلونک شبانان میسوزد.»
دومستر چند سال پس از نگارش این کتاب، کتاب دیگری با موضوعی مشابه به نام «گشت و گذار شبانه در اتاقم» نوشت. «سفر به دور اتاقم» مورد توجه صاحب نظران شناختهشده ای قرار گرفت. از جمله سنت بوو که حتی موفق به دیدار دومستر هم شد. تقریبا سه دهه پس از مرگ دومستر، ماشادو دآسیس برزیلی رمان معروفش به نام «خاطرات پس از مرگ براس کوباس» را نوشت. در این رمان برزیلی هم با راوی نامتعارفی روبرو هستیم. براس کوباس خود را اینگونه معرفی میکند. «من نویسندهای فقید هستم، اما نه به معنای آدمی که چیزی نوشته و حالا مرده، بلکه به معنای آدمی که مرده و حالا دارد مینویسد.» دآسیس در یادداشتی از تاثیرپذیری اش از دو رمان بر این کتاب پرده برمیدارد. یکی همین کتاب دومیستر است و دیگری تریسترام شندی، رمانِ تاریخ سازِ لارنس استرن است. آلن دوباتن در بخش پایانی کتابِ «هنر سیر و سفر» به تجربهی سفر در «سفر به دور اتاقم» میپردازد. سفری که سوزان سانتاگ آن را کوتاهترین سفر در تاریخ ادبیات میداند.
«سفر به دور اتاقم» اولین مواجههی مخاطب فارسی زبان با اگزویه دومستر است. انتشارات ماهی این رمان را در مجموعه رمانهای قطع جیبی چاپ کرده است. احمد پرهیزی که پیش از این کتابهایی از مارسل پروست و موریس بلانشو به فارسی برگردانده بود، کتاب فوق را به فارسی ترجمه کرده است.
October 3, 2022
3.5
از اون کتابایی که ۳ نصفهشب یهو چشمت بهش میخوره و تصمیم میگیری که "من همین الان نیاز دارم اون کتابو بخونم و همین امشب هم تمومش کنم"
~راجع به سربازیه که تو اتاقش برای ۴۲ روز زندانی شده و از روی بیکاری شروع به نوشتن این کتاب میکنه
اینکه نوشتههایی که ۲۰۰ سال پیش نوشته شده رو میخونی،اینکه توعم حس میکنی تو اتاقت زندانی شدی و مدام تو ذهنت سفر میکنی...،حرفای فلسفی و بحثهای جالبی که تو هر فصل مطرح کرده بود...همهی اینا برای دو ساعتم که شده بهم حس همدلیِ دلنشینی داد.به یک بار خوندنش میارزید✨
از اون کتابایی که ۳ نصفهشب یهو چشمت بهش میخوره و تصمیم میگیری که "من همین الان نیاز دارم اون کتابو بخونم و همین امشب هم تمومش کنم"
~راجع به سربازیه که تو اتاقش برای ۴۲ روز زندانی شده و از روی بیکاری شروع به نوشتن این کتاب میکنه
اینکه نوشتههایی که ۲۰۰ سال پیش نوشته شده رو میخونی،اینکه توعم حس میکنی تو اتاقت زندانی شدی و مدام تو ذهنت سفر میکنی...،حرفای فلسفی و بحثهای جالبی که تو هر فصل مطرح کرده بود...همهی اینا برای دو ساعتم که شده بهم حس همدلیِ دلنشینی داد.به یک بار خوندنش میارزید✨
July 25, 2021
وعده دادن امروز آزادم می کنند...
نمی دونند اصلاً احساس اسارت نمی کردم...
خبر ندارند موفق نشدن حتی لحظه ای آزادیمو سلب کنند....
روزِ آزادیم در واقع روزِ اسارتمه...
روزی که دوباره این بنـدِ روزمرگی به گردنم میوفته....
و مشغله لحظه ای رهام نمی کنه....
حالا دیگه قادر نیستم حتی یک قدم بر خلاف برنامم و چارچوب معین بردارم....
نمی دونند اصلاً احساس اسارت نمی کردم...
خبر ندارند موفق نشدن حتی لحظه ای آزادیمو سلب کنند....
روزِ آزادیم در واقع روزِ اسارتمه...
روزی که دوباره این بنـدِ روزمرگی به گردنم میوفته....
و مشغله لحظه ای رهام نمی کنه....
حالا دیگه قادر نیستم حتی یک قدم بر خلاف برنامم و چارچوب معین بردارم....
January 20, 2022
همش ناراحتم که چرا زودتر این کتاب رو نخوندم. شاید مثلا قبل از شروع ایام کرونا میخوندمش خیلی میتونست کمک کنه به گذروندن ایام قرنطینه. نویسنده ۴۲ رو در اتاقش حبس شده و ۴۲ روایت از سفرش درون اون اتاق نوشته.
January 16, 2017
A digressive, funny, philosophical late-18th-century work told by a man confined to his room: though he interacts occasionally with his manservant and his dog, one could argue that the narrator’s Soul (an entity he refers to as ‘she’) and Animal natures are the biggest presences in the room. The debt to Laurence Sterne’s The Life and Opinions of Tristram Shandy, Gentleman is obvious, even without the narrator’s mention of Uncle Toby.
*
Added on 1/24/17 after meeting with my friend for our little book 'club' of two: She made the point that it's likely that Soul is female because all French nouns have a gender.
*
Added on 1/24/17 after meeting with my friend for our little book 'club' of two: She made the point that it's likely that Soul is female because all French nouns have a gender.
June 18, 2019
در سفر به دور اتاقم، نویسنده درواقع ماجرایی واقعی درباره ی خودش را نوشته. در جریان دوئلی با یک فرد ایتالیایی در پادگان، دومستر بعد از پیروز شدن در این دوئل به چهل و دو روز حبس در اتاقش محکوم میشود. در واقع نویسنده تفکرات و خاطراتی که در این زمان محبوس بودن به ذهنش خطور کرده را نوشته است. دومستر در سال 1763 به دنیا آمده و این کتاب را در سال 1794 نوشته.
در واقع قبل از خواندن این کتاب تصور متفاوتی از داستانش داشتم. کتاب بدی نبود ولی کاملا متفاوت با تصورات و انتظارات من بود.
دومستر، نویسنده ی فرانسوی، در واقع نسبت دوری هم با پوشکین دارد و شوهرعمه ی همسر پوشکین بوده :))
قسمتی از متن کتاب:
بستر شاهد زاده شدن ماست و شاهد مرگ ما. تئاتری است همواره دستخوش دگرگونی که همهی ابنای بشر یک به یک در آن نمایشهایی جذاب، لودهگریهایی خندهآور و تراژدیهایی خوفانگیز بازی میکنند. گهوارهای است آراسته به گلها. سریر عشق است. مقبره است.
در واقع قبل از خواندن این کتاب تصور متفاوتی از داستانش داشتم. کتاب بدی نبود ولی کاملا متفاوت با تصورات و انتظارات من بود.
دومستر، نویسنده ی فرانسوی، در واقع نسبت دوری هم با پوشکین دارد و شوهرعمه ی همسر پوشکین بوده :))
قسمتی از متن کتاب:
بستر شاهد زاده شدن ماست و شاهد مرگ ما. تئاتری است همواره دستخوش دگرگونی که همهی ابنای بشر یک به یک در آن نمایشهایی جذاب، لودهگریهایی خندهآور و تراژدیهایی خوفانگیز بازی میکنند. گهوارهای است آراسته به گلها. سریر عشق است. مقبره است.
February 14, 2023
في نهاية القرنِ الثّامن عشر، يُحتجز غزافيني دوميستر في غرفته بقلعة تورينو لمدّة اثنين وأربعين يومًا، وبسخريةٍ جريئة يكتب هذا الكتاب بأسلوب كتابة أدب الرحلات، غيرَ أنّها رحلة مغايرة؛ إنّها حول غرفته.
أعتقدُ بأنّ هذا الكتاب ما هو إلّا حُجّة ممتعة لإزجاء وقت الكاتب في عزلته عن النّاس. يُشَعرنُ دوميستر تجربته هذه، قاصفًا الفكرة القائلة بأنّ السجن عقاب. في رحلته يصطدم الكاتب بكلّ ما يحيطه، بالأثاث واللوحات والمكتبة وأغراض الكتابة والمرآة المعلّقة كلوحة على الحائط... يصطدمُ بها جسديًّا وروحيًّا، لأنّه لن ينفكّ ينسج من عاديّة هذه الأشياء أفكار تعبّر عن فلسفته وأحلامه، واقع عصره وحروبه الداخليّة والخارجيّة؛ غرفة غزافيني هي ساحة معركة ستضحك فيها كثيرًا، ستسخر معه، وستتوجّع عليه وإن كان لا يريد منك تعاطفك.
شخصيًّا، تستهويني النصوص الّتي يُتوّج فيها االمكان مركز الشخصيّة الرئيسيّة، وخصوصًا إن كان المكان صغيرًا، أليفًا، عاديًّا على شكل غرفة. أعزو لهذا سبب إعجابي الرئيس بالكتاب. إنّ هذه المساحة الأكثر حميميّة يمكنها أن تتحوّل إلى جحيم من صنع خيالاتك وكوابيسك وكلّ ما يؤرّقك، ومن جهة أخرى، فهذه المساحة ذاتها، المقيّدة، الّتي تحجب عنك اتّساع السماء وأُنس الطبيعة وصحبة الأقران، تتحوّل إلى فردوسك الخاص بفعل لذاذاتك الصغيرة ودفء فراشك والقرب الحميميّ لكتبك وممتلكاتك الّتي تدلّ على وجودك. الصورتان حاضرتان في هذا الكتاب.
هذه هي الكتابة الحسّاسة، من قلب رجلٍ شريدٍ ووحيد، لا يعترفُ لا بتشرّده ولا بوحدته. تتحوّل جمله أحيانًأ إلى معزوفة، أسطر يمكن تحويلها لأنشودة، ومن أجل هذه القدرة علينا أن نعترف بأنّ فارق الزمن ممحوٌّ، غزافيني هُنا بيننا، في غرفة كلّ واحدٍ منّا. غزافيني هو نحن عندما نتوقُ للعودة إلى محّارتنا بعد عناء يومٍ طويل، أو عندما نخافُ مغادرة الحجرة عند انتهاء عطلة الأسبوع.
عندما يكون على وشك الخروج من سجنه، من رحلته في جنّته، يقول دوميستر: "إيه! لماذا لم يُسمَح لي بإكمال رحلتي! هل كان إذن عقابًا لي أن وقع عزلي في غرفتي؟ - في هذا القُطرِ اللذيذ الّذي يحتوي على خيرات العالِم وثرواته كلّها؟ سيكون من الافضل أيضًا نفيُ فأرٍ في مخزن الحبوب". هذه الكتابة جاءت على مقاس قلبي وفي مضمار حياتي الأكثر خصوصيّة، ولذلك سأتوقّف الآن.
أعتقدُ بأنّ هذا الكتاب ما هو إلّا حُجّة ممتعة لإزجاء وقت الكاتب في عزلته عن النّاس. يُشَعرنُ دوميستر تجربته هذه، قاصفًا الفكرة القائلة بأنّ السجن عقاب. في رحلته يصطدم الكاتب بكلّ ما يحيطه، بالأثاث واللوحات والمكتبة وأغراض الكتابة والمرآة المعلّقة كلوحة على الحائط... يصطدمُ بها جسديًّا وروحيًّا، لأنّه لن ينفكّ ينسج من عاديّة هذه الأشياء أفكار تعبّر عن فلسفته وأحلامه، واقع عصره وحروبه الداخليّة والخارجيّة؛ غرفة غزافيني هي ساحة معركة ستضحك فيها كثيرًا، ستسخر معه، وستتوجّع عليه وإن كان لا يريد منك تعاطفك.
شخصيًّا، تستهويني النصوص الّتي يُتوّج فيها االمكان مركز الشخصيّة الرئيسيّة، وخصوصًا إن كان المكان صغيرًا، أليفًا، عاديًّا على شكل غرفة. أعزو لهذا سبب إعجابي الرئيس بالكتاب. إنّ هذه المساحة الأكثر حميميّة يمكنها أن تتحوّل إلى جحيم من صنع خيالاتك وكوابيسك وكلّ ما يؤرّقك، ومن جهة أخرى، فهذه المساحة ذاتها، المقيّدة، الّتي تحجب عنك اتّساع السماء وأُنس الطبيعة وصحبة الأقران، تتحوّل إلى فردوسك الخاص بفعل لذاذاتك الصغيرة ودفء فراشك والقرب الحميميّ لكتبك وممتلكاتك الّتي تدلّ على وجودك. الصورتان حاضرتان في هذا الكتاب.
هذه هي الكتابة الحسّاسة، من قلب رجلٍ شريدٍ ووحيد، لا يعترفُ لا بتشرّده ولا بوحدته. تتحوّل جمله أحيانًأ إلى معزوفة، أسطر يمكن تحويلها لأنشودة، ومن أجل هذه القدرة علينا أن نعترف بأنّ فارق الزمن ممحوٌّ، غزافيني هُنا بيننا، في غرفة كلّ واحدٍ منّا. غزافيني هو نحن عندما نتوقُ للعودة إلى محّارتنا بعد عناء يومٍ طويل، أو عندما نخافُ مغادرة الحجرة عند انتهاء عطلة الأسبوع.
عندما يكون على وشك الخروج من سجنه، من رحلته في جنّته، يقول دوميستر: "إيه! لماذا لم يُسمَح لي بإكمال رحلتي! هل كان إذن عقابًا لي أن وقع عزلي في غرفتي؟ - في هذا القُطرِ اللذيذ الّذي يحتوي على خيرات العالِم وثرواته كلّها؟ سيكون من الافضل أيضًا نفيُ فأرٍ في مخزن الحبوب". هذه الكتابة جاءت على مقاس قلبي وفي مضمار حياتي الأكثر خصوصيّة، ولذلك سأتوقّف الآن.
November 3, 2017
How to journey around the world and not leave your room. My favorite chapters dealt with mindfulness and his library.
February 17, 2022
خواندنی و دوست داشتنی!
July 12, 2020
There's some irony in my discovery of this work as an audiobook on my daily walks during a phased reopening of my state after we've been sheltering in place for a couple of months due to the coronavirus. It would have been a perfect read in March at the beginning of our lockdown, providing a model for travelling when housebound.
The book is a travelogue of his room in Turin by Xavier de Maistre, written in 1790 while he was under house arrest for 42 days for participating in a duel, and published by his brother Joseph in 1794. The conceit of the journey is maintained with descriptions of the actual room, its furnishings, and de Maistre's encounters with his valet Joannetti and his dog Rose, who keep him grounded.
However, much of the book consists of his musings on memories of friends and loves past, metaphysics and other aspects of philosophy, reading, painting, music, and medicine. After describing various paintings hanging in his room, he devotes a chapter to "A Perfect Picture":
Kudos to translator Henry Atwell and reader Steven Watson for this excellent free LibriVox edition. (less)
The book is a travelogue of his room in Turin by Xavier de Maistre, written in 1790 while he was under house arrest for 42 days for participating in a duel, and published by his brother Joseph in 1794. The conceit of the journey is maintained with descriptions of the actual room, its furnishings, and de Maistre's encounters with his valet Joannetti and his dog Rose, who keep him grounded.
However, much of the book consists of his musings on memories of friends and loves past, metaphysics and other aspects of philosophy, reading, painting, music, and medicine. After describing various paintings hanging in his room, he devotes a chapter to "A Perfect Picture":
And what picture could be presented to you, gentlemen; what spectacle, ladies, could be placed before your eyes more certain of gaining your approval than the faithful portraiture of yourselves? The picture of which I speak is a mirror, and no one has as yet ventured to criticize it. It is to all who look on it a perfect picture, in depreciation of which not a word can be said.The language and tone are surprisingly modern and there is even a very postmodern chapter titled "The Hillock", consisting of 48 periods, which was perhaps even more striking listened to as an audiobook than it would have been on the page.
Kudos to translator Henry Atwell and reader Steven Watson for this excellent free LibriVox edition. (less)
June 16, 2021
.
کدام انسان حساسی پیدا می شود که آلبرتی دور و بر خود نداشته باشد، کسی که به ناچار باید در کنارش زندگی کرد، موجودی که غلیان های روح، احساسات لطیف قلب و تکانه های خیال به او می خورند و در هم می شکنند، همچون موج بر صخره؟ خوشا به حال آن که دوستی می یابد که قلب و ذهنش با قلب و روح او همنواست.
«بروید کار کنید، مردک کاهل!» (خطابی نفرت انگیز که ابداع ثروتمندان ستمکار و خسیس است.)
روحم کم کم داشت از آن جمله بی رحمانه که در ابتدا به او گفتم پشیمان می شد. حتی به گمانم لحظه ای پیش از آن که حرف از دهانش بیرون بپرد پشیمان شده بود، درست همچون زمانی که در مسیر حرکتمان ناگهان چاله یا گودال آبی می بینیم، اما دیگر برای پرهیز از آن فرصتی نیست.
شیوه لباس پوشیدن چنان بر ذهن آدمی اثر می گذارد که برخی ناخوش احوالان، وقتی لباس نو می پوشند یا کلاه گیس پودرزده به سر می گذارند، حس می کنند حالشان بهتر است. در میان آنان، کسانی نیز هستند که با زیورآلات نفیسشان خود و دیگران را می فریبند و سرانجام، در سپیده دم روزی آفتابی، با ظاهری بسیار آراسته می میرند و مرگشان همه را بهت زده می کند.
کدام انسان حساسی پیدا می شود که آلبرتی دور و بر خود نداشته باشد، کسی که به ناچار باید در کنارش زندگی کرد، موجودی که غلیان های روح، احساسات لطیف قلب و تکانه های خیال به او می خورند و در هم می شکنند، همچون موج بر صخره؟ خوشا به حال آن که دوستی می یابد که قلب و ذهنش با قلب و روح او همنواست.
«بروید کار کنید، مردک کاهل!» (خطابی نفرت انگیز که ابداع ثروتمندان ستمکار و خسیس است.)
روحم کم کم داشت از آن جمله بی رحمانه که در ابتدا به او گفتم پشیمان می شد. حتی به گمانم لحظه ای پیش از آن که حرف از دهانش بیرون بپرد پشیمان شده بود، درست همچون زمانی که در مسیر حرکتمان ناگهان چاله یا گودال آبی می بینیم، اما دیگر برای پرهیز از آن فرصتی نیست.
شیوه لباس پوشیدن چنان بر ذهن آدمی اثر می گذارد که برخی ناخوش احوالان، وقتی لباس نو می پوشند یا کلاه گیس پودرزده به سر می گذارند، حس می کنند حالشان بهتر است. در میان آنان، کسانی نیز هستند که با زیورآلات نفیسشان خود و دیگران را می فریبند و سرانجام، در سپیده دم روزی آفتابی، با ظاهری بسیار آراسته می میرند و مرگشان همه را بهت زده می کند.
March 11, 2019
خوب بود
کتاب راجع به شخصی بود که به خاطر کشتن فردی (افسری) در دوئل به چهل و دو روز محبوس بودن در اتاق جریمه میشه.
از فلسفه ای داره میگه از خاطراتش از دیدش به هنر به زندگی معتقده به تخیل و شیوه ای که یاد میده دیگه نمیخوای کلی راه بري تا ایتالیا یا فرانسه رو ببینی این راه کم هزینه ست و بدون خستگی!، راجع به همه اش در چهل و دو فصل نوشته شده. کم حجم جالب بود. میگفت هیچ تابلویی به اندازه آیینه برای همه خوب نیست هم آقایون راضی میشن هم بانوان.
کتاب راجع به شخصی بود که به خاطر کشتن فردی (افسری) در دوئل به چهل و دو روز محبوس بودن در اتاق جریمه میشه.
از فلسفه ای داره میگه از خاطراتش از دیدش به هنر به زندگی معتقده به تخیل و شیوه ای که یاد میده دیگه نمیخوای کلی راه بري تا ایتالیا یا فرانسه رو ببینی این راه کم هزینه ست و بدون خستگی!، راجع به همه اش در چهل و دو فصل نوشته شده. کم حجم جالب بود. میگفت هیچ تابلویی به اندازه آیینه برای همه خوب نیست هم آقایون راضی میشن هم بانوان.
March 26, 2020
Der ideale Reiseführer um akutes Fernweh in Pandemiezeiten zu stillen.
Ils m’ont défendu de parcourir une ville, un point ; mais ils m’ont laissé l’univers entier : l’immensité et l’éternité sont à mes ordres.Amüsant und inspirierend.
Sie haben mir untersagt, durch eine Stadt, einen geographischen Punkt, zu laufen; aber sie haben mir das ganze Universum überlassen: Die Unermesslichkeit und die Ewigkeit stehen zu meinen Diensten.
April 4, 2024
این کتاب رو دوست داشتم نه بخاطر اینکه چیز خیلی مفید یا متفاوتی ارائه میکرد، بله به خاطر قلم روون و حجم کمش. از اون کتابای جیبیه که میشه واقعاً بذاریش تو جیب و تو مترو، تو مطب دکتر یا هرجا تایم خالی داشتی بخونی، بدون اینکه لازم باشه انرژی فکری زیادی صرف کنی.
محتواش هم جالب بود. نویسنده یه بازهی ۴۲ روزهای رو تو اتاقش حبس شده و میخواد دنیا درون اتاقش رو سیر کنه. بیشتر فصلهای کتاب راجع به آثار هنری و ادبیه و هر از گاهی راجع به نگاهش به مسائل مختلف فلسفی و اجتماعی صحبت میکنه. در آخر هم یه مناظره کوچیک داره که خالی از لطف نیست.
دوست دارم چهار یا پنج ستاره بدم ولی خب خود کتاب در این حد خوب نیست، فقط تجربهای که برای من به جا گذاشت رو دوست داشتم.
محتواش هم جالب بود. نویسنده یه بازهی ۴۲ روزهای رو تو اتاقش حبس شده و میخواد دنیا درون اتاقش رو سیر کنه. بیشتر فصلهای کتاب راجع به آثار هنری و ادبیه و هر از گاهی راجع به نگاهش به مسائل مختلف فلسفی و اجتماعی صحبت میکنه. در آخر هم یه مناظره کوچیک داره که خالی از لطف نیست.
دوست دارم چهار یا پنج ستاره بدم ولی خب خود کتاب در این حد خوب نیست، فقط تجربهای که برای من به جا گذاشت رو دوست داشتم.
May 24, 2019
بسیار کتاب ضعیفی بود. پشیمانم از خریدن و خوندنش و تو دلم آقای رضا شکراللهی رو سرزنش میکنم که تو کانالشون انقد با آب و تاب تبلیغ این کتاب رو کرده بود. از نظر محتوایی صرفا یک سلسلهی کسالت بار بود از غر زدنها در مورد مسائل شخصی نویسنده که برای من نه تنها جذاب نبود بلکه حتی قابل درک هم نبود در بعضی موارد.
March 5, 2023
un bon feu, des livres, des plumes, que des ressources contre l'ennui!
مراجعة الكتاب على #دودة_كتب
https://www.youtube.com/watch?v=oNcWT...
مراجعة الكتاب على #دودة_كتب
https://www.youtube.com/watch?v=oNcWT...
July 13, 2019
مجموعهای از فلسفهبافیهای بامزهی یک نویسنده/نقاش فرانسوی که در اواخر قرن هجدهم به جرم دوئل، چهلودو روز در اتاقش محبوس شده.
کتاب در مجموع چهلودو فصل و صدوبیستوسه صفحه داره. نیمه اول کتاب، طنز لطیف و نگاه جالب توجه نویسنده به پیرامونش برام خیلی جذاب بود. حدس میزنم اینکه اگزویه دومستر علاوه بر نویسندگی به حرفه نقاشی هم مشغول بوده در این نوع نگاه بیتاثیر نیست. به هرحال هرکسی نمیتونه طی کردن فاصله بین میز تحریر و تختخوابش رو به یه سفر هیجانانگیز تبدیل کنه.
این فلسفهبافیهای (گاهی پرتوپلای) نویسنده از اتاقخواب و وسایل اتاقش برای من جالب بود. مخصوصاً که خودم از اون دسته آدمهایی هستم که برای تفریح کردن و خوش گذروندن انزوای اتاقخواب و فیلم و کتاب و خیالپردازی رو ترجیح میدم. وقتی اشتراک فکریم با نویسنده رو دیدم و خوندم که چطور در ستایش بستر مینویسه: «بستر شاهد زادهشدن ماست و شاهد مرگ ما. تئاتری است همواره دستخوش دگرگونی که همهی ابنای بشر یک به یک در آن نمایشهایی جذاب، لودهگریهایی خندهآور و تراژدیهایی خوفانگیز بازی میکنند. گهوارهای است آراسته به گلها. سریر عشق است. مقبره است.» فکر کردم با شاهکاری طرفم که مخصوص من نوشته شده است.
اما هرچقدر نیمه اول کتاب توقعم رو بالا برد، نیمه دوم برایم ملالانگیز و خسته کننده شد. طوری که اگر کمی طولانیتر میشد، احتمالاً کتاب رو نیمهکاره رها میکردم.
به هرحال لذت بردن از این کتاب بیشتر به داشتن اشتراک فکری با نویسنده بستگی داره تا هرچیز دیگه، اگر شما هم از اون دسته آدمهایی هستید که: «وقتی دارید کتابی میخوانید و ناگهان اندیشهی دلپذیرتری به ذهنتان خطور میکند، روحتان بیدرنگ به این اندیشهی تازه میچسبد و کتاب را از یاد میبرد، حال آنکه چشمانتان ناخودآگاه کلمات و سطور را دنبال میکنند. بدین ترتیب، صفحه را به پایان میرسانید، بیآنکه چیزی از آن فهمیده باشید و اصلا به یاد نمیآورید که چه میخواندید...» این کتاب میتونه براتون جالب باشه، حداقل نیمه اولش رو تضمین میکنم. در غیر این صورت بعید میدونم از همسفر شدن با اگزویه دومستر لذت ببرید.
کتاب در مجموع چهلودو فصل و صدوبیستوسه صفحه داره. نیمه اول کتاب، طنز لطیف و نگاه جالب توجه نویسنده به پیرامونش برام خیلی جذاب بود. حدس میزنم اینکه اگزویه دومستر علاوه بر نویسندگی به حرفه نقاشی هم مشغول بوده در این نوع نگاه بیتاثیر نیست. به هرحال هرکسی نمیتونه طی کردن فاصله بین میز تحریر و تختخوابش رو به یه سفر هیجانانگیز تبدیل کنه.
این فلسفهبافیهای (گاهی پرتوپلای) نویسنده از اتاقخواب و وسایل اتاقش برای من جالب بود. مخصوصاً که خودم از اون دسته آدمهایی هستم که برای تفریح کردن و خوش گذروندن انزوای اتاقخواب و فیلم و کتاب و خیالپردازی رو ترجیح میدم. وقتی اشتراک فکریم با نویسنده رو دیدم و خوندم که چطور در ستایش بستر مینویسه: «بستر شاهد زادهشدن ماست و شاهد مرگ ما. تئاتری است همواره دستخوش دگرگونی که همهی ابنای بشر یک به یک در آن نمایشهایی جذاب، لودهگریهایی خندهآور و تراژدیهایی خوفانگیز بازی میکنند. گهوارهای است آراسته به گلها. سریر عشق است. مقبره است.» فکر کردم با شاهکاری طرفم که مخصوص من نوشته شده است.
اما هرچقدر نیمه اول کتاب توقعم رو بالا برد، نیمه دوم برایم ملالانگیز و خسته کننده شد. طوری که اگر کمی طولانیتر میشد، احتمالاً کتاب رو نیمهکاره رها میکردم.
به هرحال لذت بردن از این کتاب بیشتر به داشتن اشتراک فکری با نویسنده بستگی داره تا هرچیز دیگه، اگر شما هم از اون دسته آدمهایی هستید که: «وقتی دارید کتابی میخوانید و ناگهان اندیشهی دلپذیرتری به ذهنتان خطور میکند، روحتان بیدرنگ به این اندیشهی تازه میچسبد و کتاب را از یاد میبرد، حال آنکه چشمانتان ناخودآگاه کلمات و سطور را دنبال میکنند. بدین ترتیب، صفحه را به پایان میرسانید، بیآنکه چیزی از آن فهمیده باشید و اصلا به یاد نمیآورید که چه میخواندید...» این کتاب میتونه براتون جالب باشه، حداقل نیمه اولش رو تضمین میکنم. در غیر این صورت بعید میدونم از همسفر شدن با اگزویه دومستر لذت ببرید.
February 27, 2017
Okuduğum en enteresan kitaplardan birisiydi. Sanırım bir süre sonra tekrar okumam lazım. Beğenmedim diyemem ama beğendim hiç diyemem, puan verirken bile zorlandım açıkçası.
Yazar eserde ruh ve bedeni ayırıyor, 42 günlük hapis hayatında fiziksel olarak odada olmasına rağmen ruhunun yaptığı seyahatleri anlatıyor.
Dediğim gibi biraz tarzı faklı, ben şahsen daha dolu bir eser bekledim ama çok da bulamadım sanırım beklediğimi.
Yazar eserde ruh ve bedeni ayırıyor, 42 günlük hapis hayatında fiziksel olarak odada olmasına rağmen ruhunun yaptığı seyahatleri anlatıyor.
Dediğim gibi biraz tarzı faklı, ben şahsen daha dolu bir eser bekledim ama çok da bulamadım sanırım beklediğimi.
October 29, 2022
كتاب لطيف وفكرتة فريدة.. إذ يُحكم على الكاتب بالحجر في غرفته لمدة اثنين وأربعين يوماً ، وهو الحكم الذي لم يجد فيه سوى أنه فرصة سانحة للإختلاء بنفسه والتأمل في ذاته ومحيطه..
فكتب يوميات الحجر الذي مضاه مسافراً في غرفته متسلحاً بمخيلة خصبة ونظرة فلسفية متنقلاً من فكرة لفكرة يحكي لنا عن لوحاته.. عن علاقته بخادمه وكلبه.. عن اللوحات المرسومة.. عن كتبه.. وعن قراءاته و تأملاته في أدق تفاصيل يومه .
يحتفي الكتاب بقيمة الأشياء و تقدير الأوقات وتقدير اللحظات التي نحياها والتي قد تمضي عابرة مسرعة دون أن نستخلص منها معنى ما..وأن الحرية هي فكرة أبعد بكثير من حرية الجسد .. هي حرية الفكر والإعتقاد..
الكتاب جميل ولكن كثرة الإحالات لشخصيات ولوحات خاصة أن الكتاب كتب في عام( 1794 م) تطلب مني البحث عنها حتى استوعب السياق الذي وردت فيه رغم وجود الهوامش المفيدة ولكن احتجت للبحث بتوسع وهو ما جعل المتعة أكبر ولكن استغرق مني وقتاً أطول .
فكتب يوميات الحجر الذي مضاه مسافراً في غرفته متسلحاً بمخيلة خصبة ونظرة فلسفية متنقلاً من فكرة لفكرة يحكي لنا عن لوحاته.. عن علاقته بخادمه وكلبه.. عن اللوحات المرسومة.. عن كتبه.. وعن قراءاته و تأملاته في أدق تفاصيل يومه .
يحتفي الكتاب بقيمة الأشياء و تقدير الأوقات وتقدير اللحظات التي نحياها والتي قد تمضي عابرة مسرعة دون أن نستخلص منها معنى ما..وأن الحرية هي فكرة أبعد بكثير من حرية الجسد .. هي حرية الفكر والإعتقاد..
الكتاب جميل ولكن كثرة الإحالات لشخصيات ولوحات خاصة أن الكتاب كتب في عام( 1794 م) تطلب مني البحث عنها حتى استوعب السياق الذي وردت فيه رغم وجود الهوامش المفيدة ولكن احتجت للبحث بتوسع وهو ما جعل المتعة أكبر ولكن استغرق مني وقتاً أطول .
April 7, 2020
سفر به دور اتاقم
داستان فرانسوی_قرن 18
حال و هوای قرنطینه ای این روزا رو میتونیم با خوندن این کتاب دوستداشتنی لذت بخش کنیم.
سخن از محبوس ماندن 42روزه افسری جوان طی یک دوئل در اتاق خود در میان است.
از متن کتاب"آدمی از سفر به دور اتاق خود لذتی می برد که از حسادت آزارنده مردمان در امان است و برای دست یافتن بدان حاجت هیچ مال و ثروتی نیست."
نگاه شاعرانه و جالب افسر جوان به اشیا اتاق،نور خورشید،تنهایی،عشق،روح و معنویت...
نوع نگارش خبر از آغاز جنبش رمانتیسم می دهد.کلاسیک خوانی می تونید از این اثر کم حجم و دلنشین شروع کنید.
تجربه خواندن این سفرنامه متفاوت توی فصل بهار رو به خودتون هدیه بدید.
مقدمه ای درباره نویسنده و اثر حاضر در ابتدای کتاب نوشته شده و ترجمه و پی نوشت های بجای مترجم این اثر را خواندنی تر کرده.
داستان فرانسوی_قرن 18
حال و هوای قرنطینه ای این روزا رو میتونیم با خوندن این کتاب دوستداشتنی لذت بخش کنیم.
سخن از محبوس ماندن 42روزه افسری جوان طی یک دوئل در اتاق خود در میان است.
از متن کتاب"آدمی از سفر به دور اتاق خود لذتی می برد که از حسادت آزارنده مردمان در امان است و برای دست یافتن بدان حاجت هیچ مال و ثروتی نیست."
نگاه شاعرانه و جالب افسر جوان به اشیا اتاق،نور خورشید،تنهایی،عشق،روح و معنویت...
نوع نگارش خبر از آغاز جنبش رمانتیسم می دهد.کلاسیک خوانی می تونید از این اثر کم حجم و دلنشین شروع کنید.
تجربه خواندن این سفرنامه متفاوت توی فصل بهار رو به خودتون هدیه بدید.
مقدمه ای درباره نویسنده و اثر حاضر در ابتدای کتاب نوشته شده و ترجمه و پی نوشت های بجای مترجم این اثر را خواندنی تر کرده.
September 25, 2021
خوشا به حال آنکه دوستی می یابد که قلب و ذهنش با قلب و روح او همنواست، دوستی که به واسطه ی شباهت سلیقه، احساس و دانسته هایش به او می پیوندد، دوستی که در بند جاه طلبی یا منافع شخصی نیست، موجودی که سایه سار درختی را به دبدبه و کبکبه ی دربار ترجیح می دهد! خوشا به حال کسی که دوستی دارد!
April 7, 2020
شنیدن حرفهای آشفته ی این نویسنده رو دوست داشتم.
March 6, 2020
گود ریدز نشان میدهد که بهمن ماه کتاب کوچکی از خاویر دو ماستر (یا آن طور که مترجمش نوشته اگزویه دو مستر) را خوانده ام
کتابی با نام سفر به دور اتاقم
امتیاز پایینی هم به آن دادم
به نظرم خود شیفتگی محض بود که یک نفر فکر کند وقتی ۴۲ روز مجبور است توی اتاقش حبس باشد، آن اتاق کوچک و آنچه او در باره اشیا آن میاندیشد موضوع جالبی برای خوانندگانش خواهد بود
دیشب وقتی برای چهارمین روز قرنطینه محکوم به ماندن در اتاق کوچکی از خانه شده بودم دیدم من هم دارم به این خود شیفتگی مبتلا میشوم
از گوشه گوشه اتاق و لوازم اش با وسواس عکس گرفته بودم
برای هر تکه از رنگ قلوه کن شده دیوارسمت چپش، هنرنمایی های پارسا و حنا روی دیوار سمت راستش، چین و شکن پرده هایش که امسال عید کسی دل و دماغ شستن شان را نداشت، لوستر و چراغ دیواری اش که با کج سلیقگی خودم انتخاب شده، رادیات شوفاژش که باریک است و نمیتوانی پوست میوه ها را راحت روی آن خشک کنی، دستگاه بخورقدیمی قرمز که یک علامت استاندارد گنده رویش دارد اما مدام صدای جرقه از اتصالاتش به گوش میرسد، سینی دواها ، میز خیاطی، دراور، انبوه کوله وقمقمه و وسایل کوهنوردی خاک گرفته، دانه دانه ی کتابها، بساط تبلت و لپ تاپ و گوشی که توی این چهار روز خودم را با آنها خفه کرده ام و سه راهی عظیمی که هیچ ثانیه ای بلااستفاده نبوده ، خلاصه برای هر ریزه اش قصه داشتم
باید بروم کتاب را دوباره بخوانم، حتی اگر شده سرسری
این بار امتیاز بهتری به نویسنده خواهم داد
این بار میدانم ۴۲ روز حبس در یک اتاق کوچک میتواند با آدم چه کند
تازه من میدانم که حبسم چیزی بین ۱۵ تا ۲۱ روز خواهد بود
پ.ن.
حالم خوب است
یک عالمه پادکست های چنل بی را گوش داده ام
دو جلد کتاب خوانده ام
بازی آمیرزا را تا آخر رفته ام، دیشب از من تشکر کردند و گفتند دیگه چیزی ندارند
هر نوع پیشنهادی برای ۱۱ روز باقیمانده را میپذیرم
کتابی با نام سفر به دور اتاقم
امتیاز پایینی هم به آن دادم
به نظرم خود شیفتگی محض بود که یک نفر فکر کند وقتی ۴۲ روز مجبور است توی اتاقش حبس باشد، آن اتاق کوچک و آنچه او در باره اشیا آن میاندیشد موضوع جالبی برای خوانندگانش خواهد بود
دیشب وقتی برای چهارمین روز قرنطینه محکوم به ماندن در اتاق کوچکی از خانه شده بودم دیدم من هم دارم به این خود شیفتگی مبتلا میشوم
از گوشه گوشه اتاق و لوازم اش با وسواس عکس گرفته بودم
برای هر تکه از رنگ قلوه کن شده دیوارسمت چپش، هنرنمایی های پارسا و حنا روی دیوار سمت راستش، چین و شکن پرده هایش که امسال عید کسی دل و دماغ شستن شان را نداشت، لوستر و چراغ دیواری اش که با کج سلیقگی خودم انتخاب شده، رادیات شوفاژش که باریک است و نمیتوانی پوست میوه ها را راحت روی آن خشک کنی، دستگاه بخورقدیمی قرمز که یک علامت استاندارد گنده رویش دارد اما مدام صدای جرقه از اتصالاتش به گوش میرسد، سینی دواها ، میز خیاطی، دراور، انبوه کوله وقمقمه و وسایل کوهنوردی خاک گرفته، دانه دانه ی کتابها، بساط تبلت و لپ تاپ و گوشی که توی این چهار روز خودم را با آنها خفه کرده ام و سه راهی عظیمی که هیچ ثانیه ای بلااستفاده نبوده ، خلاصه برای هر ریزه اش قصه داشتم
باید بروم کتاب را دوباره بخوانم، حتی اگر شده سرسری
این بار امتیاز بهتری به نویسنده خواهم داد
این بار میدانم ۴۲ روز حبس در یک اتاق کوچک میتواند با آدم چه کند
تازه من میدانم که حبسم چیزی بین ۱۵ تا ۲۱ روز خواهد بود
پ.ن.
حالم خوب است
یک عالمه پادکست های چنل بی را گوش داده ام
دو جلد کتاب خوانده ام
بازی آمیرزا را تا آخر رفته ام، دیشب از من تشکر کردند و گفتند دیگه چیزی ندارند
هر نوع پیشنهادی برای ۱۱ روز باقیمانده را میپذیرم
March 27, 2020
به این روزای کرونایی خیلی می خوره
آیا حکم تبعید من به درون اتاقم ، به سرزمین دلپذیری مملو از نیکی ها و ثروت های عالم، به راستی برای تنبیه من صادر شده بود؟
زهی خیال باطل! آنها موشی را به انبار گندم تبعید کرده بودند
آیا حکم تبعید من به درون اتاقم ، به سرزمین دلپذیری مملو از نیکی ها و ثروت های عالم، به راستی برای تنبیه من صادر شده بود؟
زهی خیال باطل! آنها موشی را به انبار گندم تبعید کرده بودند
Read
May 10, 2025"وفي العالم بأسره، لا أحد يستمتع بصحوة ممتعة وهادئة كصحوتي".
بعد فترة الغياب عدتُ إلى غرفتي التي أحب، كنت قد انتقلت خارج البلدة لغرض الدراسة. مرّ أسبوعين، رتّبت كل شيء في مكانه، بعض التحسينات طرأت على الغرفة في غيابي كاستبدال الأرضية، غرفتي هذه مميزة، أحبّها! تشبهني، أجمل ما فيها نافذتها الواسعة، وبعد إقامتي هنا لم أعد أتخيل العيش في مكانٍ دون نوافذ أو ذو نوافذ صغيرة. النافذة هنا عرض بانورامي على مدار الفصول الأربعة ويزيد، ضوء وألوان تنعكس تبعًا لحالة الطقس المزاجية، أو لحالة روحي ربما.
الكتاب يناسب شكل هذه العودة، فرحلة (غزافيي) حول غرفته أرحب من كلّ الرحل، عزلته إلى ذاته قالت له الكثير، وعلّمته الأكثر، كيف لا وهو في مكانه الوثير. كتاب في حب الغرف والامتنان لها، والتبحر في جودها، رحلته الداخلية – الخارجية لم تكن لتتم لولا وجود "مكان" وما لهذه المفردة من أبعاد، وما تحمله من سطوة على الوجود.
كتاب جميل.
بعد فترة الغياب عدتُ إلى غرفتي التي أحب، كنت قد انتقلت خارج البلدة لغرض الدراسة. مرّ أسبوعين، رتّبت كل شيء في مكانه، بعض التحسينات طرأت على الغرفة في غيابي كاستبدال الأرضية، غرفتي هذه مميزة، أحبّها! تشبهني، أجمل ما فيها نافذتها الواسعة، وبعد إقامتي هنا لم أعد أتخيل العيش في مكانٍ دون نوافذ أو ذو نوافذ صغيرة. النافذة هنا عرض بانورامي على مدار الفصول الأربعة ويزيد، ضوء وألوان تنعكس تبعًا لحالة الطقس المزاجية، أو لحالة روحي ربما.
الكتاب يناسب شكل هذه العودة، فرحلة (غزافيي) حول غرفته أرحب من كلّ الرحل، عزلته إلى ذاته قالت له الكثير، وعلّمته الأكثر، كيف لا وهو في مكانه الوثير. كتاب في حب الغرف والامتنان لها، والتبحر في جودها، رحلته الداخلية – الخارجية لم تكن لتتم لولا وجود "مكان" وما لهذه المفردة من أبعاد، وما تحمله من سطوة على الوجود.
كتاب جميل.
December 16, 2020
Orduda görevli olan yazar Xavier de Maistre, 18. yüzyılın sonlarında disiplinsizlik nedeniyle 42 gün oda cezası alır ve bu cezasını Torino’da bir kulede geçirir. Bu süre içinde düşüncelerini kağıda aktarır, cezadan sonra da düzenler ve 1794’de kardeşi tarafından yayınlanır.
Kendisi hapiste aklı firardadır, çünkü bedeni odada yataktan masaya masadan kapıya gezerken hayal gücünü de yolculuğa çıkarır, düşüncelerini kendisi, uşağı, köpeği, sevgilisi, arkadaşları, kitapları, tablolar arasında seyahat ettirir. Okuyucuyla sohbet eder, akıl verir. Kitabın adındaki yolculuk bir metafor olarak kullanılmıştır.
Antik çağ filozof ve tıp insanlarına, Rönesans ressamlarına dair yazarın derin bilgisi dikkat çekici. Yazdıkları, yazıldıkları tarih gözönüne alındığında ilginç hatta orjinal kabul edilebilir, ancak günümüzde pek de bir anlam ifade etmiyor bence. Kitap sonunda en net mesajı alırsınız; “vücudumu hapsederken ruhumu özgürleştirdiler, tüm evreni önüme serdiler: sınırsızlık ve sonsuzluk emrime amade” der.
Bu kitabın Susan Sontag ve Orhan Pamuk tarafından önemsenmiş olduğunu okudum, neyse ki iki yazar da beni etkileyenlerden değil. Kısaca okumak zaman kaybı, aslında iri puntoyla yazılmış 100 sayfalık kısa bir kitap olmasaydı belki bitirmeyebilirdim.
Kendisi hapiste aklı firardadır, çünkü bedeni odada yataktan masaya masadan kapıya gezerken hayal gücünü de yolculuğa çıkarır, düşüncelerini kendisi, uşağı, köpeği, sevgilisi, arkadaşları, kitapları, tablolar arasında seyahat ettirir. Okuyucuyla sohbet eder, akıl verir. Kitabın adındaki yolculuk bir metafor olarak kullanılmıştır.
Antik çağ filozof ve tıp insanlarına, Rönesans ressamlarına dair yazarın derin bilgisi dikkat çekici. Yazdıkları, yazıldıkları tarih gözönüne alındığında ilginç hatta orjinal kabul edilebilir, ancak günümüzde pek de bir anlam ifade etmiyor bence. Kitap sonunda en net mesajı alırsınız; “vücudumu hapsederken ruhumu özgürleştirdiler, tüm evreni önüme serdiler: sınırsızlık ve sonsuzluk emrime amade” der.
Bu kitabın Susan Sontag ve Orhan Pamuk tarafından önemsenmiş olduğunu okudum, neyse ki iki yazar da beni etkileyenlerden değil. Kısaca okumak zaman kaybı, aslında iri puntoyla yazılmış 100 sayfalık kısa bir kitap olmasaydı belki bitirmeyebilirdim.
Displaying 1 - 30 of 323 reviews






























