مرتضی مؤدبپور (م. مودب پور) از نویسندگان كتابهاي پرفروش ایرانی است. وی نویسندگی حرفهای خود را حدودا از سال ۱۳۷۸ و با رمان پریچهر آغاز کرد. .از این نویسنده تاکنون 9 اثر داستانی منتشر شدهاست
یادمه امتحان نهایی سوم دبیرستان بود که این کتابو میخوندم و امتحان ادبیات داشتم، خونه تنها بودم و این کتاب اولین کتابی بود که داشتم از روی گوشی میخوندم و برام خیلی اعتیادآور بود. به خودم میگفتم یه درس از ادبیات بخون بعد برو نیم ساعت این کتابو بخون. اینجوری به خودم جایزه میدادم تا بتونم امتحانمو هم بخونم. آخر سر هم یه روزه تمومش کردم. یه چیزی که یادم مونده این بود که چون یه قسمتهاییش مربوط به خسرو و شیرین بود به خودم میگفتم خب این به امتحانم مربوطه دیگه 😅. باورم نمیشه ۱۶ سال گذشته از اون روزها. یادمه امتحانمم بیست شدم.
از خوندن ريويوها شوكه شدم. م.مودب پور هميشه نويسنده مورد علاقم بوده و هميشه فكر ميكردم در مورد اكثريت جامعه همين حسه ولى انگار اشتباه كردم.رماناشو دوره نوجوونى خوندم و خب بنظرم بين همه رماناى آبكى عاشقانه ايرانى كتاباش وافعا خوبن.اينكه هميشه يه معضل بزرگ جامعه رو هدف ميگيره و نقدش ميكنه حالا اون بين يه شخصيت بانمك هم هس كه هميشه با خوندن كاراش قهقهه ميزنم و همينطور آخراى داستاناش كه بلااستثنا هميشه گريه كردم.كلا بنظرم كتاباش يه بسته كاملن كه (در مورد من )تمام حسهامو به كار ميندازه.
This is probably THE WORST BOOK I HAVE EVER READ!Literally!I mean i can't even begin to say how much I HATE HATE HATE this book!the characters are exactly the same as the other book i read by this writer and i really hated the ending. I mean the ending is a really important part of a book.well you read 400 pages _ even more! _ and you decide to get a message or at least an OK ending but this one wasn't even close to any of these 2... And oh my god the parts that Shirin was speaking was so boring that i literally wanted to cry i was so bored! so i won't even give one little star to this book.
افتضاح ترین کتابی که تا به حال خوندم ، قدرت کلام فوق اعاده ضعیف با یک ادبیات کاملا کوچه بازاری و شخصیت مزخرف بابک .با شوخی های بیمزه و سرسام آورش که بدجوری روی مخ ادم هستش
٢ تا حالت داره كتاب هاي مودب پور: اول اينكه كلا در همه كتابها دو پسر هست يكي جدي و يكي شوخ اين پسرا از نظر اخلاقي شبيه باباشون بودن هردو عاشق ميشن(كه بايد بشن!)اما اخر سر عشقشون يا ميميره يا تركشون ميكنه يا...در همه كتابها يك شخصيت تقريبا پير و شايد معروفي هست كه از زندگيش و گذشتش تعريف ميكنه.يعني كتابها تا حد زيادي شبيه به همن دوم شما ميتونيد محتوا رو نگاه كنيد.همون شخصيتي كه از زندگيش تعريف ميكنه و گاهي حوادث داستان تمام مشكلات اجتماعي،فرهنگي و...رو به شيوه اي زيبا در داستان به تصوير ميكشه(البته ممكنه بعضي جاها نويسنده اغراق هم كرده باشه) در كل كتابهاي خوبي هستن و ارزش حداقل ١ بار خوندنو دارن
حدود سالهای 82 خوندمشون دوران نوجوانی یادمه خیلی میخندیدمو آخرش هم کلی گریه کردم بعضیها میگن داستانهاش جالب نیست ولی همین که لحظاتی از زندگیمو مجذوب خودش کرد به نظرم بس بود قرآن و کتاب درسی که نمیخونیم ابتدا کتاب رو باید برای کتاب خوند
لحظه های قشنگی داشت ولی بعد از تموم کردنش میفهمی فقط تورو به بازی گرفته بود نقدی که از تمام قلم های مودب پور دارم اینه که اخر تمام کتاب هاش و شخصیت هاش یکیه
این کتاب رو نوجوانی خوندم! فکر میکنم فقط برای گروه سنی 13-16 سال این کتاب و کارای دیگه این نویسنده! جذاب باشه چون همه داستان ها شبیه هم و بی محتوا.... کلا بی ستاره بی ستارن
اين كتاب رو تازه از توي وسايل قديمي مامانم بيدا كردم پر از خاك نشستم يكم ازش خوندم بعد از سر كنجكاوي اومدم اينجا سرج كردم ببينم نظر بقيه نسبت به اين كتاب جيه كه حقيقتا تعجب هم نكردم از نظرات منفي و حس ميكنم بايد اين كتاب و رو مثل مادرم رها كنم و كتابهاي بهتر و مناسبتري بخونم و بركردونمش به همون كارتون خاطرات مادرم ولي حس خوبي داشت خوندش حس خوندن كتابي كه يك زماني متعلق به مادرم بوده
تو این کتاب مودب پور از داستان کهن ایرانی اس��فاده میکنه و ترکیبش میکنه با داستانی از جامعه مدرن. سبک داستانیش در همون قالب همیشگی هستش اما خب محتوا یه فرق عمده داره. سطح طنز خیلی خوبی داشت. ماجرای عشقی داخلشم بد نبود
خودم به شخصه دوست داشتم این کتابو و پایانش هم از نظرم اوکی بود، ولی خب کاملا این جور پایان ها سلیقهای هستن، اما من احساس شوک و غمی که آخر کتاب حس کردم رو دوست داشتم.