ایران در آستانهی انقلاب مشروطه جامعهای کشاورزی بود. نیمی از ایرانیان در مناطق روستایی میزیستند و اقتصاد کشور وابسته به محصولاتی بود که آنان تولید میکردند. در چنین جامعهای جنبش مشروطهخواهی برخاست که پدیدهای شهری بود. مورخان مشروطه نیز بهطور معمول از رویدادهای شهر سخن میگویند. اما گزارشهای پراکنده این را نشان میدهند که روستاهای ایران در سالهای پرخروش انقلاب خاموش نبودند. پژوهش حاضر به کندوکاو در جامعهی روستایی ایران همزمان با انقلاب مشروطیت میپردازد و میکوشد به چند موضوع بپردازد: زمینههای نارضایتی روستاییان چگونه فراهم آمده بود؟ آنان چه خواستههایی داشتند؟ درخواستهای خود را از چه راههایی بیان میکردند؟ کدام شیوهی مبارزه را به کار میبستند؟ نهادهای دولتی و ملی مسئلهی ارضی را چگونه میدیدند؟مشروطهخواهان چه راه حلهایی برای این مسئلهی اجتماعی پیشنهاد میکردند؟ و همهی اینها چه تأثیری بر روند انقلاب میگذاشتند؟ امید میرود با بررسی این چند موضوع، بتوان دامنهی آگاهی از مشروطیت ایران را گسترش داد. چاپ ۱۴۰۱
«روستاییان و مشروطیت ایران»، اثر سهراب یزدانی، از چندین جهت بسیار ارزشمنده. مسئلهی اول بسیار دشواربودن پژوهش دربارهی کشاورزان و جامعهی روستایی در ایرانه. اسناد و منابع دستهاول در این مبحث بهقدری اندک و ناچیزه که کار مورخ رو چندینبرابر سخت میکنه. و دوم روش پژوهش «تاریخ از پایین»ـه که اگر نگیم سختترین روش تاریخپژوهی، حداقل یکی از سختترینهاست. یزدانی اما بهخوبی از پس این دشواریها براومد و یکی از بهترین پژوهشهای تألیفی حداقل یکدههی اخیر تاریخنگاری فارسی رو نوشته.
«روستاییان و مشروطیت ایران» بازهی زمانی پیروزی انقلاب مشروطه تا شروع استبداد صغیر رو شامل میشه . فصول کتاب بهترتیب: نظام ارباب-رعیتی در ایران، حکومت مشروطه و دادخواهی رعایا، مسئلهی بهرهی مالکانه و مالیاتها، جنبش روستاییان آذربایجان، گیلان: انقلاب قراء و قصبات، نهادهای مشروطه و روستاییان، مشروطهخواهان و مسئلهی ارضی، بررسی جنبشهای دهقانی. دیباچه خودش میتونست یک فصل باشه چون مباحث بسیار مهمی رو دربرمیگیره. در دیباچه خلاصهای از تاریخ جنبشهای دهقانی جهان شرح داده شده. و همچنین الگوهای مقاومت و جنبش دهقانی با تکیه بر همین سبقهی جهانی دستهبندی و معرفی شده: الف) انفعال، تنبلی عمدی، کارشکنی، تظاهر به نفهمی و دلهدزدی ب) پیمودن راه قانونی / مراجعه به مراجع دولتی و قضایی پ) گریز دستهجمعی و تخلیهی روستا ت) اعتصاب ث) تصرف زمین ج) شورش و قیام
یزدانی پیش از ورود به مبحث، طبقات اجتماعی روستا رو در موقعیت گذار از نظام پیشاسرمایهداری طبقهبندی و معرفی میکنه: ارباب زمیندار، خردهمالکان، کشاورزان سرمایهدار، مستأجران زمین، دهقانان سهمبر و کارگران مزدبگیر.
کتاب بهحدی دیتاهای زیادی رو شامل میشه که من نتونستم یه ریویوی منسجم و کامل براش بنویسم و بیشتر دارم پراکندهگویی میکنم.
بخش قابلتوجهی از کتاب به مسئلهی مالیاتها پرداخته شده. دهقانان غالباً با بخش مالیات اصلی که متعلق به دولت بود مشکلی نداشتن چون معمولاً سقفی داشت که حداقل در اسناد مالیاتی ذکر شده بود. ستم گزافی که به رعیت میرفت بیشتر به تفاوتعمل و مالیات فرعی برمیگشت که دهها برابر مالیات اصلی بودن و به جیب ارباب و مباشر و پاکار و غیره سرازیر میشدن. به هر طریقی و به هر مناسبتی سعی میکردند بهزور از رعیت پول بگیرن. این فقط موارد فقط بخشی از اونهاست: پول بیادبی، پول چوبوفلک، پول هوایی، عوارضی نوروزی، شیربهای رعیت عروس، پول اجاق، پاداشت، سیورسات، بلوکگردی و غیره. مثلاً همین پول اجاق به این معنی بود که اگر دودی از مطبخ رعیت به هوا میرفت، باید مبلغی به ارباب میپرداخت. با عقل و نگاه امروزی ما تماماً بیمعنی و مضحکه. ولی این فقط بخشی از ستمهایی بود که به رعیت میرفت.
پ.ن: جالبه که تقریباً تمامی رهبران جنبش دهقانی خودشون کشاورز نبودن یا روی زمین کار نمیکردن. اگر هم موردی خلاف این بود استثناء محسوب میشد.
پ.ن: سهراب یزدانی بیشک جزو بهترین مورخان زندهی حاضر در ایرانه که واقعاً از شمار حتی یک دست هم کمترن. انسانی فاضل، روشمند، دقیق و درعینحال بهطرز حیرتانگیزی مهربان و متواضع. البته شاید از تأثیرات دارالمجانین دانشگاه تهران باشه. انقدر که اونجا استادها نگاه ازبالابهپایین داشتن و فقط پی تحقیر دانشجوها بودن، وقتی یه استادی نرمال برخورد کنه با دانشجو تعجب میکنیم.
پ.ن: راستی اینم بگم، خوشحالم که اولین ریویوی این کتاب تو گودریدز برای منه. و حتی اولین کسی که تو گودریدز این کتاب خونده. It's my honor, sir. =))) ❤️