Una investigación revolucionaria sobre la vida de Francisco Franco que deja fuera todo postulado ideológico y se centra en el dato riguroso. Es difícil destacar, en la última parte de la vida de Franco, dónde termina la biografía del dictador y dónde comienza la historia de España, van indisolublemente unidas. Es por esto que Breve Historia de Francisco Franco debe realizar un trabajo exhaustivo para contextualizar los hechos más determinantes de la vida de Franco en la historia de nuestro país. La obra recorre su infancia marcada por el Desastre del 98, su adolescencia en la Academia de Infantería de Toledo, su labor bajo el gobierno de la Segunda República, su participación en la Guerra Civil y su polémica labor como dictador en un gobierno que nunca contó con un apoyo suficiente. José Luis Hernández Garvi abandona cualquier presupuesto ideológico porque sólo de ese modo puede presentarse una rigurosa historia de la España de la época. Consulta numerosos documentos y nos descubre datos relevantes junto a otros menos importantes para la historia de España pero que pueden explicar ciertos comportamientos de Franco, como la compleja relación del dictador con su padre y su hermano, la relación con Carmen Polo y el ascenso social que obtuvo gracias a su boda o el enfrentamiento, en la dictadura, de los tecnócratas con los pesos pesados del Movimiento. Razones para comprar la - La obra revela algunas incógnitas de nuestra historia reciente y desvela la intervención de Franco en los mismos. - La figura del general Franco y del franquismo están siempre de actualidad y más en estos tiempos en los que el revisionismo histórico obliga a repasar de nuevo la historia de la época. - El rigor histórico y la falta de presupuestos ideológicos son dos máximas previas a la elaboración de la obra, la objetividad de la misma es fruto de aquellas.
سال های وحشت کتابی است از خوزه لوییس ارناندس گرابی ، نویسنده اسپانیایی . او در این کتاب نگاهی نسبتا کوتاه انداخته به زندگی فرانسیسکو پائولا خوسه هرمنو رافائل فرانکو بائامونده ملقب به فرانکو ، یا همان ژنرال فرانکو ، قصاب اسپانیا . گرابی کوشیده نه صرفا به شرح زندگی فرانکو، بلکه به کالبدشکافی روانی و سیاسی مردی بپردازد که سایهاش دههها بر سر اسپانیا سنگینی می کرده . او از دوران کودکی فرانکو در شهر ساحلی ال فِرول داستان فرانکو را شروع کرده و با مرگ فرانکو ، کتاب را پایان داده و البته از میراث او برای اسپانیا یادی نکرده است . فرانکو بیش از کودتا و جنگ داخلی ، به علت شجاعت در جنگ ریف در مراکش که البته به کمک بمباران های بی رحمانه هوایی و برتری خردکننده تسلیحات همراه بود ، در میان افسران ارتش اسپانیا بهعنوان نماد نظم در دلِ آشوب شناخته شد. او در نبردهای خونین علیه قبایل ریفی در مراکش، با انضباطی سرد و فرماندهی بیرحم، توانست توجه فرماندهان را جلب کند. در آن سالها، فرانکو نه فقط در میدان جنگ، بلکه در ساختار قدرت، بهعنوان افسر جوانی که میتوان بر او حساب کرد، تثبیت شد. ارتش اسپانیا، که در مراکش با شکستهای تحقیرآمیز مواجه شده بود، به چهرهای نیاز داشت که بتواند شکست را به پیروزی بدل کند و فرانکو، با چهرهای بیاحساس و رفتاری خشک، دقیقاً همان تصویر بود. این گونه فرانکو به درجهٔ ژنرالی رسید؛ جوانترین ژنرال تاریخ اسپانیا تا آن زمان. اما این ارتقا، نه فقط نتیجهٔ شجاعت، بلکه حاصل وفاداری بیچونوچرا به نظم و سرکوب بود. اما بر خلاف هیتلر که بدون تحصیلات نظامی خود را فرمانده کل قوا می دانست و مستقیم در جنگ ها دخالت می کرد ، یا موسولینی که بیشتر به نمایش قدرت و مدال ها علاقهمند بود تا فهم نظامی ، فرانکو خود مقام ژنرالی را به دست آورد . فصل دوم و شاید نقطه عطف زندگی او را باید کودتا و جنگ داخلی اسپانیا دانست . فرانکو همراه با گروهی از ژنرالهای محافظهکار، کودتایی علیه دولت جمهوریخواه ترتیب داد. در ابتدا، او یکی از چند رهبر شورشی بود؛ اما با مرگ ژنرال سانخورخو و اختلاف میان دیگر فرماندهان، فرانکو بهتدریج قدرت را در دست گرفت و در سپتامبر همان سال، بهعنوان فرمانده کل نیروهای ملیگرا معرفی شد. او با مهارت ، جناحهای مختلف راستگرا را ، از سلطنتطلبان تا فالانژیستها زیر پرچم خود متحد کرد. در واقع، فرانکو نه فقط کودتا کرد، بلکه ائتلافی از ترس، نظم و ایدئولوژی اقتدارگرا ساخت و خود رهبر آن شد . شاید بزرگترین هنر فرانکو (اگرالبته بتوان به آن هنر گفت ) در خواست او از ایتالیا فاشیست و آلمان نازی برای کمک به نیروهای او و سپس تلاش برای مدیریت آنها بوده . او از کمکها برای تثبیت قدرت داخلی و سرکوب جمهوریخواهان استفاده کرد، و پس از پیروزی، کنترل کامل را در دست گرفت. این گونه فرانکو تقریباً کمکهای آلمان نازی و ایتالیا فاشیست رو بدون دادن امتیاز واقعی یا تعهد بلندمدت دریافت کرد و با مهارتی سرد و فرصتطلبانه، از جاهطلبی هیتلر و موسولینی بهره برد، بدون اینکه اسپانیا رو به وابستگی یا اشغال خارجی بسپارد . فصل آخر کتاب را باید دوران حکومت فرانکو بر ویرانه ای به نام اسپانیا دانست . او حکومت خود را بهعنوان دیکتاتوری نظامی، تکحزبی و اقتدارگرا بنا کرد . حکومتی که تا زمان مرگش ادامه یافت. او نه فقط کشور را بازسازی کرد، بلکه آن را به سکوت و اطاعت واداشت؛ با سانسور، و سرکوب . فرانکو حکومت را با مشت آهنین اداره کرد. حزب فالانژ، تنها حزب قانونی شد؛ رسانهها زیر تیغ سانسور رفتند؛ آموزش و فرهنگ در خدمت کلیسای کاتولیک قرار گرفت؛ و پلیس مخفی ، هر زمزمهٔ مخالف را خاموش میکرد. دادگاههای نظامی، حتی سالها پس از پایان جنگ، همچنان فعال بودند ، نه برای عدالت، بلکه برای تداوم سکوت. فرانکو دهها هزار نفر را به عنوان مخالف سیاسی اعدام کرد ، هزاران نفر در زندانها، اردوگاههای کار اجباری و تبعیدگاهها محبوس شدند. بسیاری بدون محاکمه ناپدید شدند، و گورهای بینام، جایگاه آنان شد. بیش از نیم میلیون نفر از کشور گریختند و زندگی خود را در تبعید، با خاطره وطن گذراندند. فرانکو کم کم از فشار کاست، اما نه از سر پشیمانی، بلکه گذشت زمان، اقتصاد و سیاست جهانی او را مجبور کردند. اسپانیا در دهههای بعد، رشد اقتصادی را تجربه کرد، اما آزادی همچنان در حاشیه ماند. و وقتی که فرانکو فوت کرد، کشوری به جا گذاشت که آمادهٔ انفجار بود . اسپانیا پس از فرانکو مطلب بسیار مهمی بود که گرابی به آن نپرداخته . پس از مرگ فرانکو بسیاری گمان میکردند اسپانیا همچنان در سایهٔ دیکتاتوری باقی خواهد ماند. جانشینش، خوان کارلوس، نوه آلفونسو سیزدهم با تربیت سلطنتی و وفاداری ظاهری به فرانکو، وارث تاجی بود که بر پایه خشونت بنا شده بود. اما آنچه رخ داد، نه تداوم اقتدار، بلکه آغاز دگرگونی و چرخشی آرام و صلح آمیزبود . . خوان کارلوس ، برخلاف انتظار محافظهکاران، بهجای تثبیت ساختار دیکتاتوری، مسیر اصلاح را انتخاب کرد . با انتخاب نخست وزیری جوان و اصلاح طلب و حمایت قاطع خوان کارلوس از او ، قانون اصلاحات سیاسی به سرعت تدوین و راه برای آزادی احزاب، انتخابات آزاد، و پایان نظام تکحزبی باز شد . خوان کارلوس نشان داد که قدرت واقعی، در توانایی واگذاری قدرت نهفته است. این گونه اسپانیا ، از دلِ سیاه دیکتاتوری، به یکی از پایدارترین دموکراسیهای اروپایی تبدیل شد ، نه با انقلاب، بلکه با اصلاحات سیاسی آرام، اما عمیق و جسورانه.
در پایان ، سالهای وحشت کتابی است دقیق، مستند که با نگاهی انسانی و تاریخی، یکی از تاریکترین دورههای اسپانیا را روایت کرده . نویسنده ، خوزه لوییس ارناندس گرابی ، با قلمی روان ، کوشیده تا هم ابعاد سیاسی حکومت فرانکو را بیان کند و هم رنجهای فردی را .
No está mal, aunque es una biografía que es poco original. Es una retahíla de sucesos de la vida del dictador que acaba exactamente el día de su muerte. Para un profano como yo es interesante, pero poco aportará a alguien que ya tenga mucho conocimiento del tema.
---------------------------
Not bad, although it is a biography that is not very original. It is a string of events in the dictator's life that ends exactly on the day of his death. For a layman like me it is interesting, but it will add little to someone who already knows a lot about the subject.