Varied works of French writer Romain Rolland include Jean Christophe (1904-1912), a series of satirical novels; he won the Nobel Prize of 1915 for literature.
The committee awarded him "as a tribute to the lofty idealism of his literary production and to the sympathy and love of truth with which he has described different types of human beings."
دنیا پراحمقانه است. همه یکدیگر را میرنجانند و خود رنج میبرند، اگر هم کسی بخواهد به کمک دیگری بیاید، به او گمان بد میبرد. راستی نفرتآور است اینگونه مردم بویی از انسانیت نبردهاند. پایان جلد سوم...
چه احتیاجی است که همیشه یکدیگر را درک کنیم؟ من از این کار چشم میپوشم. تنها باید همدیگر را دوست داشت. سوء تفاهم میان دوستان تا وقتی که کسی میانشان حایل نشده، هرگز خیلی جدی نیست. ولی چنین چیزی ناچار میبایست واقع بشود.
بیش از هز زمان دیگری در جلد سوم این کتاب زیستن را تجربه کردم.در فصلی که به نام آنتوانت مزین شده بود سراسر بهت بودم و با مرگ آنتوانت بسیار گریستم.دردهای ژاکلین برایم آشنا بود.دوستی الیویه و کریستف و این که همیشه فاصله ای میان این دوستی ها نهاده می شود برایم زیبا می نمود و قابل تامل. درست زمانی که به گراتسیا ، بی نواییش و نوجوانیش که بسیار مرا یاد نوجوانی خودم می انداخت می اندیشیدم ،نویسنده پس از درنگی طولانی و صد البته به جا به او پرداخته بود. جلد سوم بسیار برایم خوشایند بود و از نظرم بیش از جلد اول و دوم به تامل آمیخته بود. کاش ژان کریستف تمام نشود
ژان سرانجام به چیزی میرسه که بخت انسان فقط ممکنه گاهی روی خوش نشون بده و نصیب کنه... یک رفیق شفیق... اولیویه و ژان با هم چفت هستن و البته فراز و فرودهای خاص خودشون رو دارن ... سرگذشت خواهر ژان-آنتوانت- هم هست... که در دو جلد قبلی مثل شبح ردی ازش بود... اینجا ژان به شهرت میرسه و حسابی در پاریس صاحب سبک میشه و همچنان هم محیط هنری و جنگهای روزنامهای اونجا نقد میشه. رو در رویی شخصیت ژان و اولویه که دو سبک و دیدگاه بسیار متفاوت دارند عالی توصیف شده.
La jeunesse du cœur est comme un déjeuner de soleil On poursuit l'aventure de Christophe qui découvre le désir et la passion. Un très beau livre encore, Rolland réussit à décrire je crois des émotions auxquelles on finit tous par ressentir. Le désespoir du personnage est très bien décrit. Les pages finales sont magnifiques où la rencontre de l'aîné lui offre un belle loi de vie.
ژان کریستف و جان شیفته را م. به آذین(محمود اعتمادزاده) به فارسی ترجمه کرده که اولی یکی دو سال قبل از انقلاب و دومی در سال های اول انقلاب منتشر شده اند.