عبدالحسین صنعتی زادهکرمانی (۱۲۷۴-۱۳۵۲ش) نویسندهی شناخته شده داستانهای تاریخی است و از او با عنوان پدر رمان تاریخی ایران نام می برند. مهمترین اثر او «مجمع دیوانگان» است که نخستین اثر «آرمانشهر» ادبیات فارسی به شمار میرود. ماخالسکى، صنعتى زاده را پدر رمانهاى تاریخى ایران نامیده است. وی از جوانى علاقه به داستان نویسى داشت. در حدود ۱۲۹۰ ش نخستین رمان تاریخى خود به نام «دامگستران» یا «انتقامخواهان مزدک» را نوشت. از دیگر آثار اوست:
سلحشور (۱۳۰۳) مجمع دیوانگان (۱۳۰۳) رمان «مانی نقاش» (۱۳۰۵) رستم در قرن بیست و دوم (۱۳۱۳) عالم ابدی (۱۳۱۷) سیاه پوشان یا داستان ابومسلم (۱۳۲۳) فرشته صلح یا فتانه اصفهانی (۱۳۳۱) نادر فاتح دهلی (۱۳۳۶) روزگاری که گذشت (۱۳۴۶) چکونه ممکن است متمول شود.
اهمیت تاریخی این داستان تخیلی کوتاه - که نخستین در نوع خود در ایران هم بوده - برای من در بیان ضمنی آمال و آرزوهای متفکرین دوران پس از مشروطه است. یعنی در سال ۱۳۰۳ شمسی گریزهایی به نوآوریهای مختلف در آینده میزند که می توان آنها را با نگاه امروزی گاه ناشی از کاستیهای یک عصر دانست و گاه حتی تبدیل به تصویری اتوپیایی میشود که برای ما ترسناک و نه چندان دور از واقعیت است
مثلا آنجا که میگوید 'چنانچه ما یک ساعت حرف بزنیم اینها در چند دقیقه آن مطالب را به یکدیگر میفهمانند' یا 'چه شده که لهجه ما همان شیوه فرسوده گذشتهگان را دارد' انگار دارد نقبی به حرفهای مشروطه و آخوندزاده میزند که در نقد الفبا و لزوم تغییر آن صحبت میکردند
یا در بیان تامین امنیت شهر که در ابتدای دولت رضاخانی بیانگر گذار از ناامنی مطلق به امنیتی نظامی و دیکتاتورمآبانه بوده میگوید شهر از بلور ساخته شده و حافظان امنیت از بالا میتوانند هر چیزی را ببینند و بر اساس آن جنایتی در شهر رخ نمیدهد و مردم در آسایش هستند. حرفی که برای ما الان شبیه به میرا و کتابهای اورول است گرچه در آن زمان بیانگر آمال یک جامعه برای دستیابی به آسایش باشد
یا از یک طرف نقدی بر سیستم خدمات عمومی میکند که باید مختصر و کارا باشد ولی از طرفی آن را متمرکز و در دستان حکومت میداند. آنجا که میگوید 'اداره مختصر عمومی ضامن و متکفل تمام ضروریات زندگانی عموم باشد' و جلوتر ادامه میدهد که میلیونها نفر هر سال در جایی برای جشن دور هم جمع میشوند که بیانگر نوعی حکومت همگانی در سراسر عالم است که تمام مردم را یکجا جمع میکند. در جاهایی پیشبینی از آینده یا بیان آرزوها بسیار جلوتر از زمان به نظر میرسد و مثلا در باب خوردن نه تنها میگوید تغذیه میبایست پاکیزه و بری از آلودگی باشد حتی میگوید در این جهان تخیلی خوردن گوشت غیرطبیعی و بسی مکروه است.
به علاوه تصویر خاصی هم از عقلانیت در چنین دنیایی میدهد. تصویری که وقتی کسی از شعر و عواطف رمانتیک حرف میزند با عکس العمل مردم و نگاهبانان مواجه میشود که در نهایت وی را به دارالمجانین میبرند و میگویند این حرفها و کارها اتلاف وقت است. دنیایی که استعارهها را برنمیتابد و معنای واقعی کلمات را مدنظر دارد. رویکرد کتاب و نویسنده را شاید بتوان در این خطوط دید که: 'ما آدم هستیم. اشرف مخلوقات هستیم. راستی و محبت روش ما است. علم نگاهبان ما است. برادری با همه نسب ماست. برابری با همه حسب ما است.'. در کل کتابی است که ارزش مطالعه و تامل دارد هر چند زبان آن بعنوان داستان با استانداردهای امروزی فاصله زیادی داشته باشد.
مجمع دیوانگان یکی از اولین کتاب های ژانری ادبیات ایرانه. حدود ۱۰۰ سال پیش منتشر شده و در اون موقع به سفر در زمان و مسافرت بین سیاره ها و مسکونی کردن مریخ و جامعه ۲۰۰۰ سال بعد می پردازه. در زمان خودش و برای ایران اوایل قرن چهاردهم و آخرین سال های دوران قاجار، ایده نو و بدیعی داره و اصلا نباید با داستانهای سال ۱۴۰۰ خورشیدی مقایسه ش کنید.
اگر مردمان ساکن در غرب به ژول ورن برخاسته از تمدنشان به خاطر قدرت تخیل و فرا واقع گرایی زمانیش افتخار میکنند؛ به غایت دور از انصاف است که ایرانیان و علاقه مندان به ادبیات این مرز و بوم حتی گاها عبدالحسین صنعتی زاده کرمانی را به درستی نشناسند؛ کسی که به واسطه ی متن باقی گذاشته از خود در این کتاب برازنده ی جایگاهی هم اندازه و هم قدر ژول ورن در فرهنگ و ادبیات ایران است. نمونه بارز این پیشگویی ها و قوه ی تخیل نسبت به آینده (که در حال حاضر زمان خوبی برای سنجش قسمتی از آن است) در کتاب فوق تجلی یافته است. کتاب مزبور با حجم کم خودش به دنبال ساخت یک شاهکار ادبی یا با تفصیل و زیاده گویی به دنبال ساخت یک درام یا نمایشنامه ی قوی نیست؛ اما به خوبی سطح خیال پردازی نویسنده را در دورانی که بیان موارد مذکور در کتاب جز در قالب همان کتاب برای غیر مساوی با دیوانگی درنظر گرفته میشد، نشان میدهد. در کل اگر فارغ از مباحث حاشیه ای به خود کتاب نظر داشته باشیم با ادبیات مخصوص پس از مشروطه رو به رو هستیم که البته در قالبی غیر آنچه آن روزگار مرسوم بوده ثبت شده است.در کتاب فوق با وجود سبک ناشی از غیر رئال بودنش نویسنده همچنان از فضای زمانه ای که در آن میزیسته دور نمانده، بلکه آنچه از آینده ترسیم می کند گاها انتقادی است از وضع موجود که حل آن آنقدر بعید به نظر میرسیده که به زمانه ای دور از ذهن موکول شده است! همچنین در این کتاب آینده راهی است برای نمایش آرمانشهر نویسنده و این از مفاهیمی همچون عدالت و صلح و صداقتی که بارها تکرار میشود قابل دریافت است. در نهایت میتوان این کتاب را برای علاقه مندان به سبک های تخیلی و مسافرت در زمان از یک سمت و مشتاقان آشنایی با مفاهیم آرمانشهری و اتوپیا پیشنهاد داد
در کل اونقدر گیرایی نداره، ولی با در نظر گرفتن اینکه جز اولینهای ژانر خودشه، خلاقیت و نوآوری نویسنده قابل تحسینه. واقعا out of the box فکر کرده واسه زمان خودش.
داستان جالب و خوندنی بود. شاید از نگاه الان و باتوجه به رمانایی که بعدش نوشته شده خیلی جالب به نظر نیاد، ولی بنظرم باید این رمان رو تو زمان و مکان خودش و البته با توجه به شرایط خاص اون دوران سنجید. خودم انتظار داشتم رمان طولانی تر باشه.
صنعتی زاده در رمان مجمع دیوانگان به شیوه ای بسیار جالب و از زبان دانشمند پیر مجنونی، شهری را به تصویر میکشد که از ویرانه های نیاز های اساسی انسانی برخاسته. آرمان شهر آنارشیستی که در آن علم تمام مشکلات بشر را حل کرده و مردم به طور پیوسته به کار و زندگی اجتماعی مبادرت دارند و با مهر و محبت در کنار هم زندگی میکنند. مسئله نابودی و مرگ پاسخ داده شده و مشکل تنهایی از بین رفته و مردم از نظر جسمی و روحی کاملا تامین هستند. افسردگی و خمودگی از میان رفته و موسیقی و نغمه خوانی در شیوه گفتار نیز وارد شده. شهری که ساخته ذهن چند دیوانه است که از دارالمجانین گریخته اند و در شب سال تحویل دور هم جمع شده اند. شاید صنعتی زاده با این دیدگاه بخواهد به ما بفهماند که این آرمان شهر فقط و فقط در ذهن مجانین ساخته شده و صد البته که "خلق مجنون اند و مجنون عاقل".