Jump to ratings and reviews
Rate this book

سالهاست که مرده ام

Rate this book
نام پديد آورنده: حسین پناهی ، م‍وض‍و‌ع‌‌: شعر فارسي ، م‍ح‍ل‌ن‍ش‍ر: تهران ، ن‍‍اش‍ر: دارينوش ، ت‍‍اری‍خ‌ن‍ش‍ر: بهار 1384 ، ص‍ف‍ح‍ه‌ش‍م‍‍ار: 140 صفحه ، شابک: 0-74-7865-964

140 pages, Paperback

First published January 1, 2005

29 people are currently reading
327 people want to read

About the author

حسین پناهی

18 books392 followers
حسین پناهی دژکوه در روستای دژکوه از توابع شهر سوق (شهرستان کهگیلویه) در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود.از حسین می پرسد که فضله ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است، ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.

پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمایش تلویزیونی با استفاده از نمایشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.

با پخش نمایش دو مرغابی درمه از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.

نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلویزیون پخش شد. در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد او یکی از پرکارترین و خلاق ترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود.

به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و طنز تلخش بازیگر نقش های خاصی بود. اما حسین پناهی بیشتر شاعربود. و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستین مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،این مجموعه ی شعر تا کنون بیش از شانزده بار تجدید چاپ شد و به شش زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است.

وی در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
116 (40%)
4 stars
80 (27%)
3 stars
64 (22%)
2 stars
24 (8%)
1 star
4 (1%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
September 10, 2015
به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکیم
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم و
خوب میدانم
سالهاست که مرده ام
Profile Image for sæm.
132 reviews100 followers
January 6, 2010
من زندگي را دوست دارم
ولي از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از كشيش ها مي ترسم!
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبان ها مي ترسم!
روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم!
115 reviews11 followers
May 2, 2016

سالهاست که مرده ام..

جاده چه میگوید؟
-هیچ!
31ص
---
عدالت را میشناسند اما عادل نه!
ظلم را میشناسند اما ظالم را نه!
34
--
به هدر میدهند عمر خود را،
جست و جوها و زمان های خود را،
در جست و جوها و زمان های از دست رفته ی مارسل ها و پروست ها!
37
--
آیا هنر را بی تشویش و درد میتوان گفت، میتوان دید؟
میتوان شنید؟
میتوان فهمید؟
39
--
چند بهشت و جهنم
زندگی مرا جبران خواهد کرد؟!
40
--
عشق یعنی روح..
42
--
و مرگ مردن نیست؟
و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست!
43
--
برای اثبات وجود خدا دلایل اندیشده ام با این وجود همه روزه نمازم قضا میشود!
53
--
زمان طولانی تر از آن چیزیست،
که با ساعت ها تنظیم کرده ایم!
54
---
صدسال جنگ برای یک سال صلح!
صدسال دروغ برای یک سال راستی!
54
--
این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم؟
57
--
عقرب از کجا میداند که عقرب است؟
61
--
تا خوشبختی فاصله ات بیشتر از سه ماه نخواهد شد! سه ماه!
نه یک روز کمتر
و نه یک روز بیشتر
سه ماه دیگر جهان آب و جاروی بینشی تازه خواهد شد و خاک..
و من با دلی تازه
زندگی تازه یی را شروع خواهم کرد!
63
--
تنها انسان است که با زبانهای مختلف حرف میزند.. تو! انت! یو!
64
--
وقتی ساکت ماندند، یعنی مرده اند!!
68
--
اوایل عادتم شده بود
که بنشینم به صدای آشنای در زدن مرگ گوش بدم! 76
--
فهمیدم دوست داشتن با عشق چه قدر فرق داره! 78
--
خوب میدانم، سال هاست که مرده ام!
84
--
دیگه فرقی نداره
فاصله ات با من صد متره یا صد قرن!
وقتی نمیبینمت،
چشمام باشن یا نباشن!
وقتی نیستی دیگه،
برام هیچی با هیچی فرق نمیکنه!
89
--
ای طبیت زخم های بی علاج،
ای قرار بی قراری ها بیا!
کس نمیفهمد زبان زخم را،
ای دوای زخم کاری ها بیا!
111
--
تلخ میشود دهان روح،
به وقت بیان حرفهای بی معنی!
113
--
هفت تا هشت سال،
برای زندگی کافیست!
هفت یا هشت سال.. خلاص!
124
--
صدای پای تو که میروی
و صدای پای مرگ که می آید..
دیگر چیزی را نمیشنوم!
140
Profile Image for Abas Azimi.
63 reviews38 followers
December 28, 2017
و مرگ مردن نیست :
و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست !
من مردگان بی شماری را دیده ام
که راه میرفتند،
حرف میزدند،
سیگار می کشیدند
و خیس از باران،
انتظار و تنهایی را درک می کردند،
شعر می خواندند،
می گریستند،
قرض می دانند
قرض می گرفتند
میخندیدند
و گریه میکردند...
Profile Image for Rêbwar Kurd.
1,031 reviews90 followers
July 1, 2025
به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصف شب است
چشم می بندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره می روم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کشدار شبگردان خمیده
و خاکستری گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانی چند خروس
از شوق به هوا می پرم چون کودکیم
و خوشحال که هنوز معمای سبزی رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا می پرم
و خوب می دانم که
سالهاست که مرده ام
Profile Image for Samir Rahati.
100 reviews9 followers
January 16, 2019
بسمه تعالی
پا بر تیغ کشیدن در تمامی آثار حسین پناهی عزیز احساس میشود.روحش شاد
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.