Jump to ratings and reviews
Rate this book

خانمی که شما باشید

Rate this book
این مجموعه ۳۴ غزل و یک مثنوی را شامل می‌شود که همگی بدون ذکر عنوان مشخص و تاریخ سرایش در این کتاب آمده‌اند. مسایل و موضوعات متنوع و به‌ویژه مضامین عاطفی دستمایه سرایش غزل‌های این مجموعه بوده و تنها مثنوی این کتاب درباره شهر بم است که به توصیف فضا و ویژگی‌های این شهر و مردم آن می‌پردازد.

80 pages, Paperback

6 people are currently reading
123 people want to read

About the author

حامد عسکری

7 books60 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
18 (16%)
4 stars
35 (31%)
3 stars
33 (29%)
2 stars
17 (15%)
1 star
8 (7%)
Displaying 1 - 18 of 18 reviews
Profile Image for Sara Kamjou.
664 reviews517 followers
May 14, 2019
محض رضای خدا حتی با یک بیتش هم ارتباط نگرفتم!
Profile Image for M Sabet.
64 reviews7 followers
June 16, 2014
چگونه باشی و چشم از نگاه بردارم؟
چگونه از ته یک چاه ماه بردارم؟

چه فرق دارد وقتی همیشه می‌بازم
سفید بردار یا سیاه بردارم؟

همیشه دلخوشی‌ام بوده آخر بازی
یکی دو مهره به عمد اشتباه بردارم

که تو برنده شوی از شکوه خنده‌ی تو
برای دلهره‌ام سرپناه بردارم

به لطف فاصله‌ها عشق پاک می‌ماند
مخواه فاصله‌ها را مخواه بردارم
Profile Image for Komeil Farahzadi.
51 reviews11 followers
May 14, 2021
بسم الله
۱۴۰۰/۰۲/۲۴
به نظرم در مضمون جز چند جا حرف جدیدی برای گفتن نداشت و اکثر مضامین معمولی بود و البته(به نظرم) بیشتر به مرز (فقط) نظم نزدیک بودند تا مرز شعر.
در لفظ بسیار از اسامی خاص مانند هرات، سمرقند، سیاوش، رستم، گلشن راز، شبستری و... استفاده کرده بود در واقع کمتر شعری از این کتاب را پیدا می‌کنید که دو سه تا از این اسامی داخلش نباشد که البته بنده این ویژگی را چه در ترانه و شعر دوست دارم اما در این کتاب به نظرم بیش از حد بود.

به گمانم این کتاب بازی بازی‌های ابتدایی حامد عسکری‌ست و تلاش برای امتحان کردن و کثرت واژگان و قدم نهادن در وادی شاعری. گویی از این شاخه به آن شاخه پریدنِ ایام جوانی را دارد.
نکته دیگر اینکه حامد عسگری در شعرش از نماد‌ها و وقایع بومی شهرش استفاده می‌کند مانند‌ بم، زلزله بم، خشت، نخل و... و این موضوع شاید هویتی برای شعرش به وجود آورده است.
اما چند تا از ابیاتی که من خوشم آمد:

برای شانه‌های شهر متروکی شبیه من
تکان‌های گسل یکدفعه و ناگاه‌تر بهتر
_______________________________________________
ز نخل‌های کویری بپرس حال دلم را
«تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی»
_______________________________________________
بوی آویشن کوهیست که می‌آید یا...
باد از خرمن موهای رها می‌گذرد؟
_______________________________________________
این طرف کوچه بن بست نگاه آبی‌ها
آن طرف کوچه‌ پیوند کمان ابروهاست
_______________________________________________
الغرض از غم دنیا گله‌ای نیست عزیز
گله‌ای هست اگر حوصله‌ای نیست عزیز


کاش طرح جلد کتاب را عوض کنند به واقع یاد کسانی می‌افتم که پول می‌دهند و کتابشان را چاپ می‌کنند واقعا کمتر کسی در کتابفروشی و بی‌نیت قبلی رغبت می‌کند سراغ همچین کتابی با این طراحی رود.

سه‌و‌نیم از پنج.
Profile Image for Arman.
85 reviews93 followers
December 20, 2015
وقتــی بهشت عـزوجل اختــراع شد

حوا که لب گشود عسل اختراع شد‌‌

در چشمهای خسته‌ی مردی نگاه کرد

لبــخند زد و قنــــــد بدل اختـــراع شد

آهی کشید، آه دلش رفت و رفت و رفت

تا هالــــه‌ای به دور زحل اختــــــراع شد

حوا بلوچ بود ولی در خلیـــج‌ فارس

رقصید و درحجاز هبل اختراع شد

آدم نشسته بود ولی واژه‌ای نداشت

نزدیک ظهر بود غــــــــزل اختراع شد

آدم وسعی کرد کمی منضبط شود

مفعول فاعلات فعل اختـــــراع شد

"یک دست جام باده و یکدست زلف یار"

این گونـــه بود ها ! کـه بغل اختراع شد

یک شب میـــان شهـــر خرامیـد و عطســـه زد

فرداش .... پنج دی ...... و گسل اختراع شد!
Profile Image for Arghavan.
69 reviews21 followers
January 23, 2018
غزلی که به دلم نشست...

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد

درچشم های خسته ی مردی نگاه کرد
لبخند زدو قند بدل اختراع شد

آهی کشیدو آه دلش رفت و رفت و رفت
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد

حوا بلوچ بود ولی در خلیج فارس
رقصیدو در حجاز هبل اختراع شد

آدم نشسته بود ولی واژه ای نداشت
نزدیک ظهر بود، غزل اختراع شد

آدم و سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول فاعلات فعل اختراع شد

یک دست جام باده و یک دست زلف یار
اینگونه بود ها!، که بغل اختراع شد

یک شب میان شهر خرامیدو عطسه زد
فرداش پنج دی، و گسل اختراع شد.
Profile Image for Yasaman A.
232 reviews49 followers
May 17, 2016
شانه ات را دیر آوردی، ســرم را بــــاد برد

خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند

نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

از غزل هایم فقط خاکستری مانده بـه جا

بیت های روشن و شعله ورم را باد برد


آه ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام

لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد

با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز

دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت

وا نشد، بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد
Profile Image for negar heshmat.
104 reviews5 followers
March 12, 2017
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت،نیم دیگرم را باد برد

از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیر کردی نیمه ی عاشق ترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد
Profile Image for Damun.
5 reviews
November 2, 2014
منم که صفحه ی یک روزنامه ی صبحم
تویی که پر شده ام از تو و هیاهوهات
Profile Image for Reyhan 🌱.
142 reviews3 followers
July 7, 2021
من فقط از این شعر خیلی خوشم اومد

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد
آه ای گنجشکهای مضطرب شرمنده ام
لانه ی بر شاخه هــــای لاغرم را باد برد
من بلوطی پیــر بـودم پای یک کـــوه بلند
نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده بـه جا
بیت های روشن و شعله ورم را باد برد
با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
دیــــر کردی نیمـه ی عاشق ترم را باد برد
بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بـــال و پـرم را بـــاد بـرد

Profile Image for Morteza OstadAzim.
6 reviews
July 28, 2014
کاش ذکری یادمان میداد در باب وصال/در مفاتیح الجنانش شیخ عباس قمی
Profile Image for Ahmadreza.
57 reviews2 followers
July 6, 2019
کتاب سرمه‌ای از همین شاعر، با اختلاف بهتر از این اثره. بعد از خوندن اون کتاب، انتظار بیشتری از این داشتم، ولی باز هم خلاقیت نقطه‌ی قوتشه...
699 reviews29 followers
May 11, 2021
باد می آید و از قافیه ها می‌گذرد
از غزل های من زخم نما می‌گذرد

باد یک آه بلند است که گاهی دم عصر
نرم می آید و از بغض خدا می گذرد

بوی آویشن کوهیست که می آید یا
باد از خرمن موهای «رهــا» می‌گذرد؟

زنده رودیست پریشان، وسط پیچ و خمش
شب جدا می‌گذرد، شعر جدا می‌گذرد

چند قرنیست که یلدای من کهنه چنار
به غزل خوانی چشمان شما می‌گذرد

باد می آید و رخساره برافروخته است
شاید از کوچه معشوقه ی ما می‌گذرد......
Profile Image for Sarbook.
329 reviews39 followers
September 10, 2017
در شعری که در قالب مثنوی سروده شده است شاعر به شهر بم می‌پردازد و از آن سخن به میان می‌آورد. وی در این شعر به توصیف شهر بم و ویژگی‌های مردم آن شهر می‌پردازد. اما در شعرهای دیگر کتاب که در قالب غزل سروده شده است و به مفاهیم عاطفی و تغزلی می‌پردازد نویسنده سعی کرده است به تجربه‌های جدید در این قالب دست بزند و به سمت مفهوم‌گرایی در شعر حرکت کرده است.

http://sarbook.com/product/301372
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
November 22, 2017
اگر دنبال کتابی هستید که پر از غلط‌های فاحش تایپی، صفحه‌آرایی در حد روزنامه‌دیواری دبیرستانی، و یک تیم تخصصی در شناسنامهٔ کتاب باشد، احتمالاً این کتاب گزینهٔ خوبی است.
مضامین نخ‌نمای شعر، جهان کوچک شاعر (لب شکلاتی، روسری گلدار، چشم آبی و نامزد نامرد و از این جور چیزها)،
نوآوری‌هایی از جنس غزل دههٔ هفتاد و گاه و بیگاه ذوق‌های پراکنده خلاصه‌ای از این کتاب است.
Profile Image for Mohammad reza khorasanizadeh.
781 reviews65 followers
July 21, 2020
مجموعه اشعار حامد عسکری که بیشتر حاوی مضامین عاشقانه هستند
بخوانید و لذت ببرید
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews876 followers
Read
May 21, 2016
چوپان شده تا شاعر ذاتی شده باشد
آواره ی آن ماه دهاتی شده باشد
چوپان شده در جنگل بادام بچرخد
تا مست چهل چشم هراتی شده باشد
شاید اثر جنگل بادام و کمی بغض
منجر به غزل واره ی آتی شده باشد
سخت است ولی می گذرم از نفسی که...
جز با نفس گرم تو قاطی شده باشد
از بین ده انگشت یکی قسمتش این نیست
در لیقه ی موهات دواتی شده باشد
تو چایی...بی قند ...و یک عالمه زنبور
شاید لب فنجان شکلاتی شده باشد....
Displaying 1 - 18 of 18 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.