خسرو روزبه مشهور به نامهای مستعار «سعیدی» و «ستخر» (مخفف ستوان توپخانه، خسرو روزبه) (۱۲۹۴ سامن ملایر- ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷) ستوان کمونیست، ریاضیدان، نویسنده، متخصص نظامی و استاد دانشکده افسری بود که جهت مبارزه با حکومت پهلوی به حزب توده ایران پیوست. وی از اعضای شاخص و حیاتی سازمان نظامی و مخفی این حزب و مسئول شعبه اطلاعات کل آن بود. او را چه بسا بتوان جنجالبرانگیزترین و شناختهشدهترین جانسپار جنبش کمونیستی در ایران نامید. روزبه نویسنده چندین کتابچه آموزش شطرنج و جنگافزارهای توپخانهای بود و تالیفات او درباره خمپاره و توپ سالها به عنوان کتاب درسی مدارس نظامی تدریس میشد. او به همراه آرداشس اُوانِسیان همچنین نخستین فرهنگ واژگان سیاسی در ایران را به رشته تحریر درآورد. خسرو روزبه که یکی از شخصیتهای شگفتیزای تاریخ معاصر ایران بهشمار رفته و عملیات او در گریز از دام ماموران، سالها نقل محافل و شهره خاص و عام بود، به سال ۱۳۳۶ دستگیر و یکسال پس از آن به اعدام محکوم شده و تیرباران شد [...]
"دادستان محترم ملاحظه می فرمایند که من در بیانات خود هیچ گونه نظر بخصوصی نسبت به مامورین ابراز نکردم زیرا مامورین لباس سربازی پوشیده اند حقوق می گیرند و کارشان اینست که با حزب ما مبارزه کنند و تا وقتی که در مبارزه ی خود از حدود قوانین جاری کشور تجاوز و تخطی نکنند ایرادی بر آنها وارد نیست. حتی اگر مامورین من را ضمن مقاومت مسلحانه می کشتند به نظر من در آینده که حزب ما به حکومت خواهد رسید نمی بایست از آنها بازخواست کند." این یه بخش از دفاعیات خسرو روزبه از موسسین شاخه نظامی حزب توده و عضو کمیته مرکزی حزب توو .جلسه ی دادگاهیه که می دونه قراره به اعدام محکوم بشه آدم می مونه که بالاخره اینا کمونیستن یا روسا کمونیست بودن؟ یا شاید روسا هم قبل انقلابشون اینجوری بودن .
چاپی که از این جزوه خواندم نه نام ناشر دارد و نه تاریخ نشر؛ اما با توجه به شکل و شمایلش باید مال سال ۵۸ یا ۵۹ باشد. این جزوه برای خواننده امروز مطلبی ندارد. حوادثی که به آنها اشاره میشود را شاید تنها بتوان در روزنامههای آن زمان یافت نه حتی در کتابها. دیگر فقط سندی است مناسب تاریخنگاران و زندگینامهنویسان. راستی، کسی زندگینامهای از خسرو روزبه نوشته؟