Jump to ratings and reviews
Rate this book

حسد بر زندگی عین القضات

Rate this book
5 people are currently reading
38 people want to read

About the author

Masoud Kimiai

20 books27 followers
Kimiai started his career as an assistant director and made his debut, Come Stranger, in 1968. With his second film, Qeysar (1969), he and Dariush Mehrjui with The film Cow, caused a historical change in Iranian film industry. But Dariush Mehrjui's film with more artistic values has sustained its level of greatness through history of Iranian cinema . Kaisar became a great success at the box office and opened the way for many young, talented filmmakers who never had a chance in the industry before. He also received many good reviews by manipulating the film critics. His films deal with people in the margin of the society with his anti-hero characters that die at the end. Many directors of commercial films imitated his Kaiser/ Qeysar for about 6 years, but in the last decade he focuses on young antagonists. He usually writes his screenplays, using slang dialogs based on ordinary traditional people’s dialect but majority of Iranians find those dialogues unrealistic and weird . In 1991 he was awarded a prize in 41st Berlin International Film Festival for his Snake Fang (Dandan-e-mar). This was not his sole international prize. At the Cairo International Film festival in 1979 he got from the International Catholic Organisation for Cinema (OCIC), the OCIC Prize for his film The Journey of the Stone (Safar Sang). The international OCIC jury gave its award to this film because The Journey of the Stone denounced the exploitation of mankind by mankind and called for a more just social order.

Filmography

Come Stranger, 1968
Qeysar, 1969
Reza, the Motorcyclist, 1970
Dash Akol, 1971
Baluch, 1972
Soil, 1973
Gavaznha, 1974
The Horse (short film)
The Oriental Boy (short film), 1974
Ghazal, 1976
The Journey of the Stone, 1978
The Red Line, 1982
Blade and Silk, 1986
The Lead, 1988
The Sergeant, 1990
Snake Fang, 1990
The Wolf's Trail, 1992
Trade, 1993
The Feast, 1995
Sultan, 1996
Mercedes, 1997
Cry, 1998
Protest, 1999
Friday soldiers, 2002
Verdict, 2004
The Boss, 2006
Trial in the Street, 2009
Jorm, 2011
Gheysar 40 saal baad (Documentary), 2011
Metropol ,2013-2014

BOOKS

Jassadhaye Shishe-ei (Novel)
Hassad Bar Zendegi Ein-al-Qozat (Novel)
Zakhm Aql (Poetry)

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
12 (21%)
4 stars
11 (19%)
3 stars
18 (31%)
2 stars
9 (15%)
1 star
7 (12%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for Mohammad.
145 reviews
April 8, 2018
رمانی تحقیقی از زندگی عین‌القضات همدانی. اگر «مردی در تبعید ابدی» نادر ابراهیمی که بر زندگی ملاصدرا نوشته شده را خوانده باشید، از همان نوع است. منتها با نثر و نگاه ویژهٔ کیمیایی. یعنی فشرده، استعاری و تصویرمحور. فهم کتاب برای خواننده‌ای که با ادبیات و استعاره‌های کیمیایی آشنا نباشد سخت‌تر خواهد بود. درون‌مایهٔ کتاب حسادت بر انسان حکیم و آزاده را بیان می‌کند. نوشتنش ۱۳ سال از عمر کیمیایی زمان برده.
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews883 followers
Read
March 28, 2016
معنی کلمات مبهم هر کسی را باید از گوینده پرسید نه از دشمن او ... هرکس را از خودش بپرس ... او را از هیچ کس نپرس. عشق را از عاشق بپرس. عشق را از قلبم بپرس. آبی را از رگ هایم بپرس. شاعر را از شعرش بپرس. من را از صبح پریشانی بپرس. نگاه مرا از چشمهای خود بپرس. سوختن را از آتش بپرس. مرا از ستاره ای کم سو نپرس. مرا از خورشید بپرس. مرا از فردا بپرس. مرا از سلجوقی نپرس. مرا از عرب نپرس. مرا از دشمن نپرس ... مرا از رفیق و همسایه بپرس ... مرا از تاریخ بپرس. مرا از مدرسه درباد بپرس. مرا از جان دادن عشقم بپرس .مرا از هوای بارانی بپرس. مرا از جنون عشق، مرا از زنجیر پشت، مرا از عطرم بپرس.
من در دشمن می میرم، مرا از خاکم بپرس.
مرا از پرنده ای که سر جنگ با زمستان دارد، مرا از همان بپرس ...
منم ... آن منم ... مرا از خودم بپرس...!

... قاضی: این دادگاه از این ساعت در فرمایش آن مرد است كه هیهات او هم همدانی است، كه غم عالم این است ایرانی است آیا بار دیگر چشمهای من دو قله اروند را در همدان خواهد دید؟
آنجا سرزمینی است كه نهاد من روئیده. از سینه همه مادران وطنم شیر نوشیده ام.
از صدای پرندگان سرزمینم به خواب رفته ام و از دست پدرم بر سرم از خواب بیدار شده ام.
هر خطی را بخواندم. هر دردی را دانسته ام. بی بادبان از اقیانوس گذشته ام.
هر ظلمی بر تنم آتش افروخته. به هر شادی در كناری تنها بوده ام. گریستن می دانم. عشق می دانم و دستم را به سایه دامان خداوند كشیده ام. این كفر نیست. این عروج من جا مانده است. در باغ من خار نیست...!
Profile Image for Iman Sohrabi.
83 reviews7 followers
September 5, 2018
«قاضی میان کتاب های مرگ، منتظر زندگی بود. قاضی به طاعت شب از هستی و زمان دور بود و به عشق بازی مشغول، میان توسل و اتصال در خود ذات هستی در پرواز». قاضی کودک است؛ دار پدر می بیند؛ کتاب می خواند و قضاوت می کند به کتاب؛ به نوشته؛ به علم. قاضی با مردم است و خوانده و خواهان از رأی اش راضی؛ نه متهم اعتراض می کند نه شاکی. قاضی شریف است و مرد؛ مثل نویسنده چون کیمیا. پاییز 73 تا پاییز 86 عمری است برای سیاهه کردن و کیمیایی 13 سال جان گذاشته است برای شرافت؛ برای مردانگی؛ برای ادای دین به عین القضات.
Profile Image for Kambizdirakvand.
94 reviews2 followers
February 12, 2025
شیوه نگارش کتاب رو دوست نداشتم.شاید هم از بی سوادی بنده باشد.شاید هم کتاب تاریخ گذشته است.ب هر حال کیمیایی یک کارگردان مولف و جریان ساز است.یک کارگردان ولی نه یک ….
Profile Image for Nadi kz.
77 reviews19 followers
July 18, 2015
این همه تن که ساکتند... عدالت ساختگی
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.