What do you think?


Tóték
„A Tóték… a magam szándéka szerint a kiszolgáltatottak tragikomédiája. …Kölcsönös függőségben élünk, egy személyben vagyunk zsarnokok és áldozatok. …hitem szerint az Őrnagy és a Tűzoltóparancsnok valójában egy személy. Ahhoz persze, hogy ebből drámai mű lehessen, össze kellett szikráztatni a benne rejlő pólusokat… …A mű azt kérdezi, hogy véges-e vagy végtelen az elnyomottak tűrőképessége, és azt válaszolja: van ennek is végpontja, amelyen túl béketűrésünk elfogy, és föllázadunk.” Örkény István
128 pages
First published January 1, 1964
About the author
István Örkény
76 books75 followersIstván Örkény was a Hungarian writer. A typical feature of his plays and novels is satiric view and creation of grotesque situations.
Born in Budapest, the son of a pharmacist, Örkény studied chemical engineering after leaving school and then turned to pharmacy, graduating from Budapest University in 1934. He travelled to London in 1938 and lived in Paris from casual work in 1939. In 1940, he continued his studies at Budapest Technical University, where he graduated in chemical engineering. He was sent to the front on labour service in 1942 and taken prisoner of war in 1943. On his return to Hungary in 1946, he worked as a drama editor for a theatre company. In 1954, he began working as an outside editor for the Szépirodalmi (Literary) publishing company. Although Örkény attempted to meet the requirements of the officially sanctioned Socialist Realism, his short story 'Violet Ink' was attacked by the ideologue József Révai. Örkény took part in the opposition meetings of writers. On September 17, 1956, at the general assembly of the Writers' Union where the first secret elections were held since 1948, Örkény was among the party and non-party opposition writers elected onto a new board. When the revolution broke out, he phrased a statement condemning the role hitherto played by the radio, in which the following sentence became a household word: 'We have lied by night, we have lied by day, we have lied on every wavelength.' He took part in workers' council meetings with Tibor Déry. On November 10, he and fellow writers Déry, Gyula Illyés, László Benjámin and Zoltán Zelk sought asylum at the Polish Embassy in Budapest, but they were only offered temporary refuge and left the building after a few hours. As a member and interpreter for the Writers' Union delegation, he met with K.P.S. Menon, the Indian ambassador in Budapest, whom they sought as an intermediary between Hungary and the Soviet Union. He and five associates signed an open letter of self-criticism, which appeared in September 1957, in the first issue of the literary journal Kortárs (Contemporary), covering their conduct before and during the revolution. However, he was squeezed out of the literary scene in 1957 and subjected to several publication bans. Örkény worked from 1958 to 1963 at the United Pharmaceutical and Nutriment Factory. In the second half of the 1960s, his books were allowed to appear again and his plays were performed. In 1966, his book The Princess of Jerusalem appeared, including his first cycle of 'one-minute' stories and his novella 'Cat's Play'. His absurd drama The Tót Family was a huge success in 1967.
Born in Budapest, the son of a pharmacist, Örkény studied chemical engineering after leaving school and then turned to pharmacy, graduating from Budapest University in 1934. He travelled to London in 1938 and lived in Paris from casual work in 1939. In 1940, he continued his studies at Budapest Technical University, where he graduated in chemical engineering. He was sent to the front on labour service in 1942 and taken prisoner of war in 1943. On his return to Hungary in 1946, he worked as a drama editor for a theatre company. In 1954, he began working as an outside editor for the Szépirodalmi (Literary) publishing company. Although Örkény attempted to meet the requirements of the officially sanctioned Socialist Realism, his short story 'Violet Ink' was attacked by the ideologue József Révai. Örkény took part in the opposition meetings of writers. On September 17, 1956, at the general assembly of the Writers' Union where the first secret elections were held since 1948, Örkény was among the party and non-party opposition writers elected onto a new board. When the revolution broke out, he phrased a statement condemning the role hitherto played by the radio, in which the following sentence became a household word: 'We have lied by night, we have lied by day, we have lied on every wavelength.' He took part in workers' council meetings with Tibor Déry. On November 10, he and fellow writers Déry, Gyula Illyés, László Benjámin and Zoltán Zelk sought asylum at the Polish Embassy in Budapest, but they were only offered temporary refuge and left the building after a few hours. As a member and interpreter for the Writers' Union delegation, he met with K.P.S. Menon, the Indian ambassador in Budapest, whom they sought as an intermediary between Hungary and the Soviet Union. He and five associates signed an open letter of self-criticism, which appeared in September 1957, in the first issue of the literary journal Kortárs (Contemporary), covering their conduct before and during the revolution. However, he was squeezed out of the literary scene in 1957 and subjected to several publication bans. Örkény worked from 1958 to 1963 at the United Pharmaceutical and Nutriment Factory. In the second half of the 1960s, his books were allowed to appear again and his plays were performed. In 1966, his book The Princess of Jerusalem appeared, including his first cycle of 'one-minute' stories and his novella 'Cat's Play'. His absurd drama The Tót Family was a huge success in 1967.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 131 reviews
February 14, 2025
"- جناب پروفسور، من اینجوری نمیرم تو خیابون. مردم با انگشت نشونم میدن.
پروفسور سر تکان داد: «انقدر خودخواه نباشید. خیال میکنید شما تنهایید؟ اشتباه میکنید تت عزیز. امروزه روز همه باید از یه چیزایی بگذرند».
به تت اطمینان داد که پزشکان اعصاب همه روزه به عیب و علتهایی از این دست برمیخورند.
«هر دورهی بیماری مخصوص خودش را دارد. این روزها این یک پدیده عمومیست که هیچکس اندازهی واقعی خودش را نمیشناسد. اکثریت میخواهند یک سر و گردن کوتاهتر از آنچه هستند بهنظر بیایند. آدمهای کوتولهی بته مردهای هم پیدا میشوند که خودشان رو غول میپندارند. علم پزشکی کاری از دستش برنمیآید. اندازهی معینی در این باره نیست. همه چیز بسته به آن است که هر کس چه تصوری از خودش دارد.»"
تتها یه رمان کوتاه از ایشتوان ارکنی، شاعر، نویسنده و نمایشنامهنویس مجارستانیه که در اون قراره چند روزی مهمان خانهی تتها بشیم. داستان از این قراره که پسر خانواده که در جبهههای جنگ مشغول انجام وظیفهست برای خانوادهاش نامه میفرسته که سرگردی که زیرنظر مشغول انجام وظیفهست برای چند روز مرخصی قراره به خونهی اونها بیاد. سرگرد میرسه ولی خانوادهی تت میفهمن که سرگرد اخلاق و عادتهای خاص خودش رو داره و بقیه داستان به این میپردازه که این خانواده چطور تلاش میکنن تا رضایت سرگرد رو به دست بیارن.
تتها از این میگه که ما آدمها معمولا جلوی افرادی که از ما جایگاه و مقام بالاتری دارن تسلیم هستیم و برای جلب رضایتشون، حاضریم خودمون رو تغییر بدیم. همونطور که خانوادهی تت چنین کاری رو کردن.
همین دیگه. چیز زیادی نمیشه واسه یه کتاب کوتاه صد صفحهای گفت. در کل دوستش داشتم. طنز، ریتم و پایان خوبی داشت و برخلاف بقیه تجربههایی که از نولاهای نشر چشمه داشتم این یکی خستهام نکرد با این حال کتابی هم نبود که با خودم بگم Wow و شگفتزدهام بکنه، پس فکر میکنم سه ستاره واسش مناسب باشه.
اگه اهل کتاب صوتی هستید توصیه میکنم نسخه صوتی که هوتن شکیبا خونده رو بشنوید. خوانش خوبی داره و لحن طنز رو هم خوب در آورده. البته اگه با x1.5 بشنوید مناسبتره.
پروفسور سر تکان داد: «انقدر خودخواه نباشید. خیال میکنید شما تنهایید؟ اشتباه میکنید تت عزیز. امروزه روز همه باید از یه چیزایی بگذرند».
به تت اطمینان داد که پزشکان اعصاب همه روزه به عیب و علتهایی از این دست برمیخورند.
«هر دورهی بیماری مخصوص خودش را دارد. این روزها این یک پدیده عمومیست که هیچکس اندازهی واقعی خودش را نمیشناسد. اکثریت میخواهند یک سر و گردن کوتاهتر از آنچه هستند بهنظر بیایند. آدمهای کوتولهی بته مردهای هم پیدا میشوند که خودشان رو غول میپندارند. علم پزشکی کاری از دستش برنمیآید. اندازهی معینی در این باره نیست. همه چیز بسته به آن است که هر کس چه تصوری از خودش دارد.»"
تتها یه رمان کوتاه از ایشتوان ارکنی، شاعر، نویسنده و نمایشنامهنویس مجارستانیه که در اون قراره چند روزی مهمان خانهی تتها بشیم. داستان از این قراره که پسر خانواده که در جبهههای جنگ مشغول انجام وظیفهست برای خانوادهاش نامه میفرسته که سرگردی که زیرنظر مشغول انجام وظیفهست برای چند روز مرخصی قراره به خونهی اونها بیاد. سرگرد میرسه ولی خانوادهی تت میفهمن که سرگرد اخلاق و عادتهای خاص خودش رو داره و بقیه داستان به این میپردازه که این خانواده چطور تلاش میکنن تا رضایت سرگرد رو به دست بیارن.
تتها از این میگه که ما آدمها معمولا جلوی افرادی که از ما جایگاه و مقام بالاتری دارن تسلیم هستیم و برای جلب رضایتشون، حاضریم خودمون رو تغییر بدیم. همونطور که خانوادهی تت چنین کاری رو کردن.
همین دیگه. چیز زیادی نمیشه واسه یه کتاب کوتاه صد صفحهای گفت. در کل دوستش داشتم. طنز، ریتم و پایان خوبی داشت و برخلاف بقیه تجربههایی که از نولاهای نشر چشمه داشتم این یکی خستهام نکرد با این حال کتابی هم نبود که با خودم بگم Wow و شگفتزدهام بکنه، پس فکر میکنم سه ستاره واسش مناسب باشه.
اگه اهل کتاب صوتی هستید توصیه میکنم نسخه صوتی که هوتن شکیبا خونده رو بشنوید. خوانش خوبی داره و لحن طنز رو هم خوب در آورده. البته اگه با x1.5 بشنوید مناسبتره.
February 4, 2021
Háromba vágtad?
July 10, 2026
بامزه بود...طنزش ولی تلخ بود: موقعیتهای خندهداری که به خاطر سادگی و بدبختی آدمایی به وجود میاد که حتی خودشونم نمیدونن چقدر بدبختن و چقدر سادهن، بیشتر دل آدمو میسوزونه...
خوانش هوتن شکیبا هم خوب بود و باحال...
همین.
خوانش هوتن شکیبا هم خوب بود و باحال...
همین.
February 20, 2022
خانوادهی تُت، یک نمایشنامهی خیلی جالب که داستانی رو در دهکدهی کوچک در حین جنگ جهانی به تصویر میکشه. خواننده(یا تماشاگر نمایش) از خیلی از اتفاقات از طریق نامههایی که پستچی دیوانهی دهکده میخونه و پاره میکنه باخبر میشه. پستچی تعداد کمی از نامه ها رو به مقصد میرسونه و یکی از اون نامه ها، نامهی پسر آقای تت هست که از سلامتی خودش خبر داده و اینکه سرگرد مافوقش برای مدتی به منظور استراحت به خونهی اونها در دهکده میاد و میزان رضایت از این سفر در شرایط پسر خیلی تاثیر گذار خواهد بود. پدر، مادر و خواهر خانواده تمام تلاش خودشون رو میکنن تا رضایت سرگرد جلب بشه و این بین اتفاقاتی میفته...
نمایشنامه خیلی روان نوشته شده و جملههای جالب و تأثیر گذارش زیاده، طنز جالبی داره و مفاهیم مهمی رو توی داستان به تصویر کشیده
نمایشنامه خیلی روان نوشته شده و جملههای جالب و تأثیر گذارش زیاده، طنز جالبی داره و مفاهیم مهمی رو توی داستان به تصویر کشیده
December 18, 2025
خوب بود ولی خیلی پراکنده خوندم، طنز تلخ کتاب و اجرای صوتی خوبش نقطهی قوت کتاب بودن.
November 13, 2025
کتاب تتها یک طنز تلخ و کمدی سیاه از دوره جنگ جهانی دوم در یکی از روستاهای دورافتاده مجارستان هستش!
مجارستان در جنگ جهانی دوم همپیمان آلمان بود و این کتاب داستان خانوادهای رو روایت میکنه که پسرشون در جبهه شوروی داره میجنگه و از قضا فرصت یک مرخصی برای فرماندهشون پیش میاد و اونم با فرصتطلبی قانعش میکنه که بیاد روستای پدریش و توی خونه اونها اقامت داشته باشه تا بتونه بعدا در عوض در سرمای زمستان امتیازاتی رو از فرمانده بگیره. این کتاب ترکیبی میشه از یک سرگرد خل و چل از جنگ برگشته با اعصاب خراب، خانوادهای که میخواد مهموننوازی رو به طور کامل انجام بده و اتفاقهایی که این وسط میافته.
داستان خیلی ساده و سرراست و خوراک سریالهای تلویزیونی طنز هستش. نویسنده تیپهای شخصیتی جالبی رو خلق کرده و موقعیتهای بامزهای اون وسطها اتفاق میافته. دو سه تا اتفاق هم توی داستان رخ میده که انتظارش رو نمیشه کشید و سورپرایز کننده هستند. به نظر من بیشتر از اینکه یک روایت خندهدار و سرگرمکننده باشه، نقدی هست به شرایط کشور و رابطه بالادستیها با مردم معمولی و واکنش مردم به اونها.
یه سری شوخیها و طنزها هم به دلیل ترجمه از زبان اصلی به فارسی خوب درنیومده و جاهایی به دلیل لهجه روستایی و برداشت بد مهمان به نظر موقعیت خندهداری پیش میاد که برای خواننده فارسیزبان نامانوس هستش.
به نظرم کتاب سرگرمکنندهای هستش.
مجارستان در جنگ جهانی دوم همپیمان آلمان بود و این کتاب داستان خانوادهای رو روایت میکنه که پسرشون در جبهه شوروی داره میجنگه و از قضا فرصت یک مرخصی برای فرماندهشون پیش میاد و اونم با فرصتطلبی قانعش میکنه که بیاد روستای پدریش و توی خونه اونها اقامت داشته باشه تا بتونه بعدا در عوض در سرمای زمستان امتیازاتی رو از فرمانده بگیره. این کتاب ترکیبی میشه از یک سرگرد خل و چل از جنگ برگشته با اعصاب خراب، خانوادهای که میخواد مهموننوازی رو به طور کامل انجام بده و اتفاقهایی که این وسط میافته.
داستان خیلی ساده و سرراست و خوراک سریالهای تلویزیونی طنز هستش. نویسنده تیپهای شخصیتی جالبی رو خلق کرده و موقعیتهای بامزهای اون وسطها اتفاق میافته. دو سه تا اتفاق هم توی داستان رخ میده که انتظارش رو نمیشه کشید و سورپرایز کننده هستند. به نظر من بیشتر از اینکه یک روایت خندهدار و سرگرمکننده باشه، نقدی هست به شرایط کشور و رابطه بالادستیها با مردم معمولی و واکنش مردم به اونها.
یه سری شوخیها و طنزها هم به دلیل ترجمه از زبان اصلی به فارسی خوب درنیومده و جاهایی به دلیل لهجه روستایی و برداشت بد مهمان به نظر موقعیت خندهداری پیش میاد که برای خواننده فارسیزبان نامانوس هستش.
به نظرم کتاب سرگرمکنندهای هستش.
February 24, 2025
در پیرامون جنگ جهانی دوم، خانوادهای به نام تُتها در روستایی زندگی میکنند که پسرشان عازم جنگ شده است. روزی پسرشان نامهای مینویسد و خبر از سلامتی خود میدهد و میگوید که مافوفش به زودی برای مرخصی به روستای آنها میآید و از خانوادهش میخواهد که از آن پذیدایی کنند ... خانواده تُتها برای این که پسرشان در جنگ مورد احترام مافوق و دیگران قرار بگیرد تصمیم میگیرند که از مافوقش بهترین مهماننوازی را بکنند....
اما آنها در این بین مجبور به تحمل انواع رفتارها و حوادث میشوند.
جالب بود. در ژانر طنزِ تلخ به نظرم گزینهی خوبی برای مطالعه ست!
اما آنها در این بین مجبور به تحمل انواع رفتارها و حوادث میشوند.
جالب بود. در ژانر طنزِ تلخ به نظرم گزینهی خوبی برای مطالعه ست!
December 18, 2023
طنز تلخ وکوتاه
سرگذشت پدر ومادر ی که فرزندشون به جنگ رفته و نامه میده که سلامته و فرمانده ش که حال روحی خوبی نداره تاره برای مرخصی بخ روستای اونها میادو پدر وکادرش بره خاطر او باید هوای فرمانده رو داشته باشن
و خفت وخواری که این خانواده برای پسرشون می کشن و ...
داستان حالت طنز داشت اما طنزی تلخ .
ترجمه خوب
امتیازم ۳/۷
پ.ن: می تونید با صدای هوتن شکیبا صوتی ش رو گوش کنید
سرگذشت پدر ومادر ی که فرزندشون به جنگ رفته و نامه میده که سلامته و فرمانده ش که حال روحی خوبی نداره تاره برای مرخصی بخ روستای اونها میادو پدر وکادرش بره خاطر او باید هوای فرمانده رو داشته باشن
و خفت وخواری که این خانواده برای پسرشون می کشن و ...
داستان حالت طنز داشت اما طنزی تلخ .
ترجمه خوب
امتیازم ۳/۷
پ.ن: می تونید با صدای هوتن شکیبا صوتی ش رو گوش کنید
January 9, 2024
Az Őrnagy annyira bipoláris, mint amilyet még nem láttam. Őrnagy és Ágika could have been slowburn, but instead Tót served.
April 4, 2025
من نسخه صوتی از هوتن شکیبا رو شنیدم و خیلی بهم چسبید.
برداشت من از کتاب این بود که ما گاهی تحت فشار، حتی از بهترین نسخه خودمون درمیایم و مجبور به کارهایی میشیم که فکرشم نمیکردیم. با اینکه میدونیم اون کارها به ضرر خودمون و به ضرر سلامتیمونه ولی باز برای خوش آمدن بقیه انجام میدیم.
برداشت من از کتاب این بود که ما گاهی تحت فشار، حتی از بهترین نسخه خودمون درمیایم و مجبور به کارهایی میشیم که فکرشم نمیکردیم. با اینکه میدونیم اون کارها به ضرر خودمون و به ضرر سلامتیمونه ولی باز برای خوش آمدن بقیه انجام میدیم.
May 25, 2024
خانواده تت بنا به درخواست پسر سربازشان از مافوق او پذیرایی میکنند. این سرآغاز بدبختی پدر خانواده است. الان که داستان تمام شد به خاطر پایان غافلگیرکننده ۴ امتیاز میدهم. من نسخهی صوتی را گوش دادم و البته اگر اجرای خوب هوتن شکیبا نبود اینقدر داستان نمی چسبید.
November 8, 2018
"- Lát valami rendellenességet a hátam mögött?
- Semmi különöset, mélyen tisztelt őrnagy úr.
- Mert mindig odanéz.
- Én kizárólag a mélyen tisztelt őrnagy urat néztem.
- Nézzék, Tóték - mondta az őrnagy. - Már az is elég, hogy a világ egy része állandóan az ember háta mögött van. Minek ezt a bajt még azzal is súlyosbítani, hogy valaki folyton odanéz?"
Az abszurdnak, a humornak, a fájdalomnak ezzel az egyedi mixével igazán csak Örkény tudja ilyen stílusosan fejbekólintani az embert.
- Semmi különöset, mélyen tisztelt őrnagy úr.
- Mert mindig odanéz.
- Én kizárólag a mélyen tisztelt őrnagy urat néztem.
- Nézzék, Tóték - mondta az őrnagy. - Már az is elég, hogy a világ egy része állandóan az ember háta mögött van. Minek ezt a bajt még azzal is súlyosbítani, hogy valaki folyton odanéz?"
Az abszurdnak, a humornak, a fájdalomnak ezzel az egyedi mixével igazán csak Örkény tudja ilyen stílusosan fejbekólintani az embert.
February 27, 2025
ایده جذابی داره اما روایت فدای طنز دست و پا شکستهای شده.
آنقدر تکنیک زدهاست که جز پایان همه چیز از دست رفته، حتی کنکاش در معنی و معنا هم آن عیش داستان را بهت نمیدهد. نقطه اوج داستان کشته شدن پسر تت در جریان جنگ بود و کارکتر پستچی اما همین روایت در چند سطر تمام شد و بقیهاش را همراه آقای تت در مستراح بودیم.
یک ستاره از سرش هم زیاد است.
کتاب صوتی داستان را با خوانش استادانه هوتن شکیبا گوش دادم که تنها اتفاق خوش درباره این کتاب بود.
امیدوارم تجربه اول و آخرم از کتاب صوتی باشد و باز بتوانم کتاب بخرم.
آنقدر تکنیک زدهاست که جز پایان همه چیز از دست رفته، حتی کنکاش در معنی و معنا هم آن عیش داستان را بهت نمیدهد. نقطه اوج داستان کشته شدن پسر تت در جریان جنگ بود و کارکتر پستچی اما همین روایت در چند سطر تمام شد و بقیهاش را همراه آقای تت در مستراح بودیم.
یک ستاره از سرش هم زیاد است.
کتاب صوتی داستان را با خوانش استادانه هوتن شکیبا گوش دادم که تنها اتفاق خوش درباره این کتاب بود.
امیدوارم تجربه اول و آخرم از کتاب صوتی باشد و باز بتوانم کتاب بخرم.
April 18, 2024
داستان خانواده ای که روزی پسر سربازشون اطلاع میده بهشون که افسر اورّا قراره به تعطیلات بره و بهتره که پدر مادرش میزبان او باشند تا شرایطش در سربازی بهتر شه، خانواده دست به دست هم میدن تا افسر اورّا روزهای خوبی را در خانه کنارشان بگذرونه اما همه چیز به این سادگی جلو نخواهد رفت
July 16, 2025
“اگر مارى خودش را ببلعد، آيا فضايى به قدر مارى بازخواهد شد؟ و چنان قدرت قهارى كه انسان بودگی انسانى را به او بخوراند آيا هست؟ نيست؟ هست؟”
قبل از خوندن کتاب از اینکه این جمله رو خوب درک نمیکردم از خودم ناامید بودم، الان از انسانها و جامعه.
قبل از خوندن کتاب از اینکه این جمله رو خوب درک نمیکردم از خودم ناامید بودم، الان از انسانها و جامعه.
October 4, 2024
داستانی حول محور استبداد و رفتن زیر بار ظلم و ستم یک خانواده به خاطر پسرشان است
انجام کارهای به دور از عقل به صورت مستمر توسط شخص مستبد داستان به دلیل غرور بالا و توسط شخص ظلم پذیر داستانمان برای اینکه به شخص مستبد که مهمانشان است بر نخورد و مبادا یه وقتی برنجد.
شک کردن به گفتهها و شنیدههای خودشان و عزیزانشان حتی وقتی میدانند که حق با آنهاست این هم فقط به خاطر اینکه مهمان نرنجد.
کتاب قشنگ و جذابی بود که خستهکننده نبود و پاین داستان هم کاملا به دلم نشست چون از اول داستان منتظر این لحظه بودم که خداروشکر بالاخره اتفاق افتاد🙂
انجام کارهای به دور از عقل به صورت مستمر توسط شخص مستبد داستان به دلیل غرور بالا و توسط شخص ظلم پذیر داستانمان برای اینکه به شخص مستبد که مهمانشان است بر نخورد و مبادا یه وقتی برنجد.
شک کردن به گفتهها و شنیدههای خودشان و عزیزانشان حتی وقتی میدانند که حق با آنهاست این هم فقط به خاطر اینکه مهمان نرنجد.
کتاب قشنگ و جذابی بود که خستهکننده نبود و پاین داستان هم کاملا به دلم نشست چون از اول داستان منتظر این لحظه بودم که خداروشکر بالاخره اتفاق افتاد🙂
August 25, 2024
خیلی بهم چسبید واقعا.
August 15, 2023
یک شاهکار از به گِل نشستن آدمها در خودفریبیِ منجر به (و ناشی از) فاشیسم.
July 6, 2024
نمایشنامه جالبی با صدای هوتن شکیبا
خانواده ای در جنگ جهانی دوم که میزبان یه سرهنگ با مشکلات خواب میشن، و مجبورن شب ها بخاطر اون جعبه سازی کنن😄 و نامه رسان دیوانه که نامه ها رو بهشون نمیرسونه😅
خانواده ای در جنگ جهانی دوم که میزبان یه سرهنگ با مشکلات خواب میشن، و مجبورن شب ها بخاطر اون جعبه سازی کنن😄 و نامه رسان دیوانه که نامه ها رو بهشون نمیرسونه😅
April 25, 2024
تتها
اشتوان ارکنی
ترجمه کمال ظاهری
کشیش روستای ماتراسنتآنا سالهای سال راحت زندگیاش را کرده بود. اما این روزها، به خصوص این هفته آخر، انگار سیمهای پیروانش قاتی کرده بود. پریروز یکی از کارگران چوب بری با این مشکل پیشش آمده بود که سایهاش همه جا تعقیبش میکند، و بیرون، زیر آفتاب، نشانش هم داده بود. سایه واقعا هم شکل امنیهها را داشت. خب اینجور مواقع چه اندرزی میشود به فرد مؤمن داد؟ و عالی جناب تومایی چه راهی باید پیش پای لئونارد، پرنس لوکزانبورگ، مالک صدهزار جریب جنگل اربابی بگذارد وقتی پیرمرد لاغرمردنی( که خون شاهان انگلیس در رنگهایش جاری بود.) شب همان روز، پشت باجه اعتراف گفت حس میکند کمونیست شده؟ (صفحه ۱۰۳)
این رمان حکایت مردمان روستای در مجارستان، در غوغای جنگ جهانی است. مردمانی که فرزندان خود را به جبهههای نبرد فرستاده و به واسطه دین و باور خود اگر که در اقلیت بودند، مورد تبعیض قرار داشتند.
در این روستا پستچی فردی مجنون است که برای حراست از اعصاب آنهایی که دوستشان دارد نامهها را سانسور و پاره پاره میکند. خانواده تتها خبر آمدن سرهنگ که مافوق فرزندشان است را به روستا میخوانند اما نامه مرگ فرزندشان پاره پاره میشود.
سرهنگی که روانش در جبهه آسیب دیده و او نیز مجنون است.
حال تتها میهمان خود را چگونه پذیرایی کنند؟ برای فرزندی که کسی نمیداند در جبهه کشته شده سرهنگ اما خیالهایی دارد.
این رمان ابزورد(نیستگرا) و گروتسک است. متن آن اغلب وهمناک و هولناک میشود اما در پس آن استهزا و تمسخری نهفته است که خواننده را نیز میخنداند و غمگین میکند.
این رمان به نقل از نویسنده آن اشاره به اسطوره سیزیف، روند ارباب و بردگی در جنگهای جهانی و ظلم تبعیض سیستماتیک و آزادی انتخاب در سیستمهای فاسد، و همچنین شرایطی اجتماعی و جهان شمولی از ابتذال شر دارد که در جوامع استبدادی دیده میشود.(اشاره به هانا آرنت).
چه این روستای کوچک در مجارستان چه در سراسر جهان؛ تمامی این جهان توسط همین بشر ادراک و مورد تحول قرار میگیرد.
پیشنهاد میکنم مقدمه آن را پس از پایان داستان بخوانید.
کل ابن کتاب در کمتر از ۲ ساعت خوانده میشود و مطالعه آن وقت زیای نمیگیرد.
در پناه خرد
July 10, 2024
مردمی که برای خوشایند مستبد به چشم و گوش خودشونم شک میکنن...
یه صحنه عالی داره کتاب که سرگرد و تُت تو شب دارن با هم قدم میزنن که میرسن به سایه یه جسمی رو زمین
سرگرد به هوای اینک یه چالهس از روش میپره و تُت هم با اینک میدونه هیچ چالهای اونجا نیست بخاطر اینک به سرگرد برنخوره، اونم میپره.
بعد از چندبار که از اون نقطه رد میشن سایههه از بین رفته ولی بازم از اون نقطه میپرن چون نه سرگرد میخواد به اشتباهش اعتراف کنه و نه تُت جرات مخالفت.
نوولاهای چشمه دارن خیلی خوب از آب در میان
توجه شما رو به جلد کتاب هم جلب میکنم👌👌
یه صحنه عالی داره کتاب که سرگرد و تُت تو شب دارن با هم قدم میزنن که میرسن به سایه یه جسمی رو زمین
سرگرد به هوای اینک یه چالهس از روش میپره و تُت هم با اینک میدونه هیچ چالهای اونجا نیست بخاطر اینک به سرگرد برنخوره، اونم میپره.
بعد از چندبار که از اون نقطه رد میشن سایههه از بین رفته ولی بازم از اون نقطه میپرن چون نه سرگرد میخواد به اشتباهش اعتراف کنه و نه تُت جرات مخالفت.
نوولاهای چشمه دارن خیلی خوب از آب در میان
توجه شما رو به جلد کتاب هم جلب میکنم👌👌
July 21, 2024
من نسخه صوتیش رو با صدای هوتن شکیبا گوش دادم و باید بگم مثه همیشه جذاب بود.
خود داستان هم بامزه و طنزگونه بود، البته طنزی تلخ…
گوش دادن نسخه صوتیش رو توصیه میکنم.
خود داستان هم بامزه و طنزگونه بود، البته طنزی تلخ…
گوش دادن نسخه صوتیش رو توصیه میکنم.
April 12, 2025
" تقریبا بدون اسپویل "
موضوع کتاب ساده اما خلاقانه هست [ خانواده تت ها سرگردی که مافوق پسرشون در جنگ هست رو به خونشون دعوت میکنند ] اما سبک نوشتاری متفاوت هست و برای من سه ویژگی متمایز داشت .
💭 اولین ویژگی قابل توجهش توصیف موارد دور از انتظار بود مثلا داستان رو با شرح مفصل مستراحشون آغاز کرد !! یعنی آقای ارکنی صلاح دونستن ما قبل از اینکه خانواده تت رو بشناسیم با موقعیت سوق الجیشی(!!) و نوت های آغازین و پایانی عطر مستراحشون آشنا بشیم ! ( چرا واقعا ؟)
💭 دومین ویژگی متفاوت این کتاب چالش تراشیدن و بزرگ جلوه دادن مسائل پیش پا افتاده بود که البته بی منظور هم نبوده ! ترس و دلهره از بی اهمیت ترین موضوعات با هدف به تصویر کشیدن فاشیسم در ابعاد کوچک تر و زندگی خفقان آوار و سایه ی وحشت بر هر عمل ساده ای نمادی از جامعه دیکتاتوری بوده اما درنیومده بود !! یعنی اینطور نبود که بگید چقدر شبیه فلان حکومته و بیشتر میگفتید چه مشنگ هایی هستن !
💭 سومین ویژگی بارز این کتاب لفظ بازی بود ! خانواده تت روستایی هستند و احتمالا لهجه خاص خودشون رو دارن که باعث میشه سرگرد بعضی کلمات رو طور دیگه ای بشنوه و تقریبا اکثر فراز و فرود های داستان بر اثر سوتفاهم های حاصل از همین کج فهمی ها و کج شنیدن هاست که این شیرین بودن لهجه و جذابیت های لفظی برای کسی هست که مجاری بلده چون با ترجمه از بین میره ! اگر چه آقای ظاهری نسبتا خوب معادل سازی کرده ولی خیلی وقت ها هم انگار راه نمیداده و ما با دوجمله کاملا متفاوت روبه رو میشیم و از اونجایی که میدونیم ترجمه هست ایرادی نمیگیریم اما تمام شگفتی و طنز خودش رو از دست میده ...
در مجموع من از یه کتاب که در اتمسفر جنگ روایت میشه توقع بیشتری برای توصیف جنگ دارم همچنین انتظار داشتم به بعضی از احساساتشون بیشتر پرداخته بشه به نظرم مرگ و قتل احساس یک نفر نسبت به اون بیشتر از عطر مستراح لایق توصیفه ! که مشخصا نویسنده این نظر و نداشته ...
شاید هم خواسته با بزرگنمایی مسائل بی اهمیت و کوچک نمایی موضوعات بنیادی به بار کمدی اضافه کنه چون از این تکنیک های خلق کمدی زیاد استفاده کرده که اکثرشون هم به تم داستان نمیخوره باز هم میگم شاید بار کمدیش به دوش شوخی های لفظی بوده ولی اصلا به چنین اثری نمیشه گفت " دارک کمدی " و مستقیما با هیچ موضوع دارکی شوخی نشده ! ( اگر از پس نمادگرایی به خوبی درمی اومد شاید میشد گفت دارک کمدی بسیار ضعیفی از فاشیسم بوده که تو نمادگرایی بیشتر از هر موضوع دیگه ای شکست خورده !! ) در نهایت پایان بندی عجیب آخرش هم برای من شوکه کننده نبود شاید رو یک کارکتر آروم و مرموز میشست اما این کارکترش اصلا مال این حرفا نبود !!! ( خیلی تلاش کردم اسپویل نشه )
درنهایت توصیه میکنم اگر یک نمایشنامه متفاوت میخواید " تت ها " رو با صدای هوتن شکیبا گوش بدید که اجرای فوق العادش کم کاری های کتاب رو هم جبران میکنه !
موضوع کتاب ساده اما خلاقانه هست [ خانواده تت ها سرگردی که مافوق پسرشون در جنگ هست رو به خونشون دعوت میکنند ] اما سبک نوشتاری متفاوت هست و برای من سه ویژگی متمایز داشت .
💭 اولین ویژگی قابل توجهش توصیف موارد دور از انتظار بود مثلا داستان رو با شرح مفصل مستراحشون آغاز کرد !! یعنی آقای ارکنی صلاح دونستن ما قبل از اینکه خانواده تت رو بشناسیم با موقعیت سوق الجیشی(!!) و نوت های آغازین و پایانی عطر مستراحشون آشنا بشیم ! ( چرا واقعا ؟)
💭 دومین ویژگی متفاوت این کتاب چالش تراشیدن و بزرگ جلوه دادن مسائل پیش پا افتاده بود که البته بی منظور هم نبوده ! ترس و دلهره از بی اهمیت ترین موضوعات با هدف به تصویر کشیدن فاشیسم در ابعاد کوچک تر و زندگی خفقان آوار و سایه ی وحشت بر هر عمل ساده ای نمادی از جامعه دیکتاتوری بوده اما درنیومده بود !! یعنی اینطور نبود که بگید چقدر شبیه فلان حکومته و بیشتر میگفتید چه مشنگ هایی هستن !
💭 سومین ویژگی بارز این کتاب لفظ بازی بود ! خانواده تت روستایی هستند و احتمالا لهجه خاص خودشون رو دارن که باعث میشه سرگرد بعضی کلمات رو طور دیگه ای بشنوه و تقریبا اکثر فراز و فرود های داستان بر اثر سوتفاهم های حاصل از همین کج فهمی ها و کج شنیدن هاست که این شیرین بودن لهجه و جذابیت های لفظی برای کسی هست که مجاری بلده چون با ترجمه از بین میره ! اگر چه آقای ظاهری نسبتا خوب معادل سازی کرده ولی خیلی وقت ها هم انگار راه نمیداده و ما با دوجمله کاملا متفاوت روبه رو میشیم و از اونجایی که میدونیم ترجمه هست ایرادی نمیگیریم اما تمام شگفتی و طنز خودش رو از دست میده ...
در مجموع من از یه کتاب که در اتمسفر جنگ روایت میشه توقع بیشتری برای توصیف جنگ دارم همچنین انتظار داشتم به بعضی از احساساتشون بیشتر پرداخته بشه به نظرم مرگ و قتل احساس یک نفر نسبت به اون بیشتر از عطر مستراح لایق توصیفه ! که مشخصا نویسنده این نظر و نداشته ...
شاید هم خواسته با بزرگنمایی مسائل بی اهمیت و کوچک نمایی موضوعات بنیادی به بار کمدی اضافه کنه چون از این تکنیک های خلق کمدی زیاد استفاده کرده که اکثرشون هم به تم داستان نمیخوره باز هم میگم شاید بار کمدیش به دوش شوخی های لفظی بوده ولی اصلا به چنین اثری نمیشه گفت " دارک کمدی " و مستقیما با هیچ موضوع دارکی شوخی نشده ! ( اگر از پس نمادگرایی به خوبی درمی اومد شاید میشد گفت دارک کمدی بسیار ضعیفی از فاشیسم بوده که تو نمادگرایی بیشتر از هر موضوع دیگه ای شکست خورده !! ) در نهایت پایان بندی عجیب آخرش هم برای من شوکه کننده نبود شاید رو یک کارکتر آروم و مرموز میشست اما این کارکترش اصلا مال این حرفا نبود !!! ( خیلی تلاش کردم اسپویل نشه )
درنهایت توصیه میکنم اگر یک نمایشنامه متفاوت میخواید " تت ها " رو با صدای هوتن شکیبا گوش بدید که اجرای فوق العادش کم کاری های کتاب رو هم جبران میکنه !
March 28, 2025
Belefájdult a fejem, de nem volt vészes
June 4, 2025
چه کتاب بینظیری، چه گروتسکی، چه ترجمهای، چه مقدمهای؛ انگار این مجموعهی نشر چشمه واقعاً رودست ندارد. خیلی وقت بود میخواستم به پیشنهاد دوست خوبم، امیررضا، آثار ارکنی را بخوانم، تا اینکه کتب دیگرش را نیافتم و از همین اثر شروع کردم. الحق که میزان پختگی گروتسک این اثر با «اگر اشتباه نکنم» بوبوکِ داستایفسکی کاملاً همراستاست و سَبْک دارد. داستانی جهانشمول در مورد ظلم و ستم و طغیانگری و سیزیفبودن و انسانبودگی. هرچیزی که بگویم از ارزش کتاب (چون آنقدر زیاد است که زبان قاصر من یارای توصیفش را ندارد) کم میکند. پیشنهادی.
January 11, 2014
its still fantastic!!!
the hungarian literature is the best.
the hungarian literature is the best.
January 7, 2025
ایده جذاب تر از روایت بود.
خانواده ای که بچه اشون تو جنگ کشته شده ولی خبر ندارن و حالا سرگردِ بالاسرِ بچه اشون مهمونشونه و برای خوشباشِ سرگرد که به بچه اشون کمتر سخت بگیره تن به هر کاری میدن. راوی میتونست کشته شدنِ بچه رو بذاره آخرِ رمان ولی قرار دادنِ این رخداد در سرآغازِ روایت باعث شد که خواننده به هولناکی و پوچیِ وضعیت عمیق تر پی ببره و به جای یک غافلگیریِ آنی کم کم در نهیلیسمِ روایت فرو بره. غافلگیریِ نهاییش امّا روایت رو برام خراب کرد چون هم با منطق داستانیش جور در نمی اومد و هم اضافه بود، اصلا احتیاجی به چنین پایانی نداشت. خیلی از طنز هایِ داستان شوخی هایِ کلامی خاصِ زبانِ مبدأ بود که به فارسی درست در نیومده بود و کیفیتِ داستان رو پایین آورده بود. نه به این دلیل که ظاهری خوب ترجمه نکرده بلکه به این خاطر که چرا چنین متنی که بنیادِ شوخی هاش زبانیه باید ترجمه شه! البته اینو مشخصا درباره آثاری این چنینی میپرسم که روایتشون طنزه و طنز کلامیِ زیادی هم داره و خواننده ای که طنزِ کلامیِ ترجمه شده رو نتونه درک کنه به وضعیتِ نهیلیستی ای در خوانش میرسه.
به هر روی برای یک جیبیِ دو ساعته انتخابِ بدی نیست.
خانواده ای که بچه اشون تو جنگ کشته شده ولی خبر ندارن و حالا سرگردِ بالاسرِ بچه اشون مهمونشونه و برای خوشباشِ سرگرد که به بچه اشون کمتر سخت بگیره تن به هر کاری میدن. راوی میتونست کشته شدنِ بچه رو بذاره آخرِ رمان ولی قرار دادنِ این رخداد در سرآغازِ روایت باعث شد که خواننده به هولناکی و پوچیِ وضعیت عمیق تر پی ببره و به جای یک غافلگیریِ آنی کم کم در نهیلیسمِ روایت فرو بره. غافلگیریِ نهاییش امّا روایت رو برام خراب کرد چون هم با منطق داستانیش جور در نمی اومد و هم اضافه بود، اصلا احتیاجی به چنین پایانی نداشت. خیلی از طنز هایِ داستان شوخی هایِ کلامی خاصِ زبانِ مبدأ بود که به فارسی درست در نیومده بود و کیفیتِ داستان رو پایین آورده بود. نه به این دلیل که ظاهری خوب ترجمه نکرده بلکه به این خاطر که چرا چنین متنی که بنیادِ شوخی هاش زبانیه باید ترجمه شه! البته اینو مشخصا درباره آثاری این چنینی میپرسم که روایتشون طنزه و طنز کلامیِ زیادی هم داره و خواننده ای که طنزِ کلامیِ ترجمه شده رو نتونه درک کنه به وضعیتِ نهیلیستی ای در خوانش میرسه.
به هر روی برای یک جیبیِ دو ساعته انتخابِ بدی نیست.
May 23, 2025
در داستان تُت ها، افسری که وارد خانه تُت ها میشه یه آدم با رتبه و لباس نظامی که حضورش خونهی اونهارو پر از ترس، سکوت و اجبار میکنه؛ اما درواقع خودش یه انسان شکستهست، پر از آسیب روانیه، انگار خودش هم قربانی شده.
آدمای این خونه هی خودشونو قانع میکنن که دارن زنده میمونن، در حالی که دارن ذره ذره نابود میشن، چون "ترس"، قدرت داره! حتی خنده و خواب و نفس کشیدنشون هم باید طبق میل افسر باشه.
آقای تُت که نمادی از انسان معمولی و مطیع هست، آدمیه که صرفا میخواد خوب باشه، درستکار بمونه و زندگیشو حفظ کنه؛ درحالیکه کمکم برای رضایت یه آدم قدرتمند، حتی هویت و اختیار خودشو میذاره کنار.
بطور کلی شخصیت ها عمق ندارن و انگار به جای آدم، تبدیل به نماد شده بودن. هیچ نقطهی اتصالی پیدا نکردم که واقعا حس کنم دارم باهاشون زندگی میکنم.
فضا خفه کننده و بیروح بود و داستان برای من بیشتر آزاردهنده بود تا طنز!
در آخر تُت نه قهرمانه، نه ضدقهرمان، فقط یه آدمیه که فشار ازش یه هیولا میسازه.
(پیشنهاد میکنم اگر علاقه ای به این کتاب دارید، نسخه ی صوتی با صدای هوتن شکیبا را گوش دهید.)
آدمای این خونه هی خودشونو قانع میکنن که دارن زنده میمونن، در حالی که دارن ذره ذره نابود میشن، چون "ترس"، قدرت داره! حتی خنده و خواب و نفس کشیدنشون هم باید طبق میل افسر باشه.
آقای تُت که نمادی از انسان معمولی و مطیع هست، آدمیه که صرفا میخواد خوب باشه، درستکار بمونه و زندگیشو حفظ کنه؛ درحالیکه کمکم برای رضایت یه آدم قدرتمند، حتی هویت و اختیار خودشو میذاره کنار.
بطور کلی شخصیت ها عمق ندارن و انگار به جای آدم، تبدیل به نماد شده بودن. هیچ نقطهی اتصالی پیدا نکردم که واقعا حس کنم دارم باهاشون زندگی میکنم.
فضا خفه کننده و بیروح بود و داستان برای من بیشتر آزاردهنده بود تا طنز!
در آخر تُت نه قهرمانه، نه ضدقهرمان، فقط یه آدمیه که فشار ازش یه هیولا میسازه.
(پیشنهاد میکنم اگر علاقه ای به این کتاب دارید، نسخه ی صوتی با صدای هوتن شکیبا را گوش دهید.)
August 23, 2026
برای من یک نمونه درخشان از طنز تلخ است؛
داستانی که در ظاهر خنده میسازد، اما پشت هر خنده،
تصویری از پوچی جنگ و بی معنایی اطاعت پنهان شده است.
ارکنی با نثری ساده و موقعیتهایی گاه مضحک، نشان میدهد چگونه یک انسان میتواند چنان در برابر قدرت و ترس تسلیم شود
که عقل و زندگی عادی خود را فراموش کند.
زیبایی اثر در همین تضاد است؛ هرچه موقعیت
خنده دارتر میشود، تلخی آن بیشتر به چشم می آید.
«تتها» کتابی کوتاه است، اما حرفش بزرگ: گاهی مضحک ترین رفتارهای انسان، از دل ترسناک ترین واقعیت ها متولد میشوند.
داستانی که در ظاهر خنده میسازد، اما پشت هر خنده،
تصویری از پوچی جنگ و بی معنایی اطاعت پنهان شده است.
ارکنی با نثری ساده و موقعیتهایی گاه مضحک، نشان میدهد چگونه یک انسان میتواند چنان در برابر قدرت و ترس تسلیم شود
که عقل و زندگی عادی خود را فراموش کند.
زیبایی اثر در همین تضاد است؛ هرچه موقعیت
خنده دارتر میشود، تلخی آن بیشتر به چشم می آید.
«تتها» کتابی کوتاه است، اما حرفش بزرگ: گاهی مضحک ترین رفتارهای انسان، از دل ترسناک ترین واقعیت ها متولد میشوند.
July 13, 2025
کتاب “تت ها” تموم شد!
من بهش 3/5 ستاره میدم🌟
وای عجب داستانی، عجب ترجمه ای، عجب خوانش درجه یکی!
من نسخه صوتی این کتاب با خوانش هوتن شکیبا گوش دادم و واقعا عالی بود و شدیدا پیشنهادش میکنم.
خلاصه بگم من عاشق این کتاب بودم، از همون صفحه های اول، ایدهی تت ها با اون فضای سرد، تهی و در عین حال عمیقا نمادینش، من رو گرفت.
همه چیز انگار یه جور گروتسک حساب شده بود؛ عجیب، مسخره، اما واقعی؛ واقعی تر از خیلی از رمان های واقع گرا.
ایدهی کتاب واقعاً درخشان بود، انسانهایی که به “تت” تبدیل میشن، واحدی از نیرو و کار، که باهاشون مثل ابزار رفتار میشه؛ استعارهای قوی و به جا از وضعیت انسان در جامعه مدرن، به ویژه در سیستم های صنعتی و سرمایه داری.
طنز سیاه داستان گاهی خنده دار بود، گاهی هم تلخ و تهوع آور، اما همیشه دقیق و گزنده.
تت ها نه صرفاً یک ایده جالب، بلکه یک تمثیل کوبنده از انسان مصرف شده هست، از کارگر هایی که جایگزین میشن، از آدم هایی که بی نام و بی هویت میان و میرن، از سیستمی که هیچ چیز به جز کارکرد، برای هیچکس اهمیت نداره؛ انگار انسان بودن، مزاحم بهره وری شده.
در نهایت امتیاز من به این کتاب ۳ ستارهست، از نظر ذهنی واقعا تحسینش کردم، اما استانداردهام برای ۴ خیلی بالاست؛ همچنان هم قلبم با تتهاست، با اون تلخی خنده دارش و با اون پوچی حساب شده ای که داشت.
گاهی یه کتاب میتونه خیلی خیلی دوست داشتنی باشه، حتی اگه کامل نباشه!
به طور کلی ازش بسیار لذت بردم و قطعا بهتون پیشنهادش میکنم مخصوصا نسخه صوتیش!
لذت ببرید.
من بهش 3/5 ستاره میدم🌟
وای عجب داستانی، عجب ترجمه ای، عجب خوانش درجه یکی!
من نسخه صوتی این کتاب با خوانش هوتن شکیبا گوش دادم و واقعا عالی بود و شدیدا پیشنهادش میکنم.
خلاصه بگم من عاشق این کتاب بودم، از همون صفحه های اول، ایدهی تت ها با اون فضای سرد، تهی و در عین حال عمیقا نمادینش، من رو گرفت.
همه چیز انگار یه جور گروتسک حساب شده بود؛ عجیب، مسخره، اما واقعی؛ واقعی تر از خیلی از رمان های واقع گرا.
ایدهی کتاب واقعاً درخشان بود، انسانهایی که به “تت” تبدیل میشن، واحدی از نیرو و کار، که باهاشون مثل ابزار رفتار میشه؛ استعارهای قوی و به جا از وضعیت انسان در جامعه مدرن، به ویژه در سیستم های صنعتی و سرمایه داری.
طنز سیاه داستان گاهی خنده دار بود، گاهی هم تلخ و تهوع آور، اما همیشه دقیق و گزنده.
تت ها نه صرفاً یک ایده جالب، بلکه یک تمثیل کوبنده از انسان مصرف شده هست، از کارگر هایی که جایگزین میشن، از آدم هایی که بی نام و بی هویت میان و میرن، از سیستمی که هیچ چیز به جز کارکرد، برای هیچکس اهمیت نداره؛ انگار انسان بودن، مزاحم بهره وری شده.
در نهایت امتیاز من به این کتاب ۳ ستارهست، از نظر ذهنی واقعا تحسینش کردم، اما استانداردهام برای ۴ خیلی بالاست؛ همچنان هم قلبم با تتهاست، با اون تلخی خنده دارش و با اون پوچی حساب شده ای که داشت.
گاهی یه کتاب میتونه خیلی خیلی دوست داشتنی باشه، حتی اگه کامل نباشه!
به طور کلی ازش بسیار لذت بردم و قطعا بهتون پیشنهادش میکنم مخصوصا نسخه صوتیش!
لذت ببرید.
Displaying 1 - 30 of 131 reviews






























