Jump to ratings and reviews
Rate this book

نفحات نفت

Rate this book
کتاب «نفحات نفت» مجموعه مقالاتی انتقادی و طنزآمیز است که در آن رابطه مدیریت و اقتصاد مبتنی بر نفت را به چالش می‌کشد.

232 pages, Paperback

43 people are currently reading
597 people want to read

About the author

Reza Amirkhani

18 books1,110 followers
رضا امیرخانی (زاده ۱۳۵۲، تهران) نویسنده و منتقد ادبی ایرانی است که مدتی نیز رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران بود. وی به غیر از نگارش رمان و داستان بلند و یک مجموعه داستان کوتاه، به تألیف سفرنامه و مقالات بلند تحلیلی اجتماعی نیز پرداخته است

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
284 (27%)
4 stars
394 (38%)
3 stars
244 (23%)
2 stars
77 (7%)
1 star
20 (1%)
Displaying 1 - 30 of 120 reviews
Profile Image for Hesam.
164 reviews18 followers
January 1, 2016
لبّ کلام کتاب این بند آخرش است:

خانواده ای هست مفلوک. کار پدر بدانجا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفره فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند...به پدر چه خواهید گفت؟ بیکار؟ مفلس؟ معتاد؟ هر چه خواستید بگویید اما بدانید از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده ای باشد، تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست...
مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فرخته اند! در چنین خانواده ای تنها مایه نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمی آید...


یک به قول امیرخانی ، اخوینی ست که باید خوانده شود
به خصوص نسل های جدید
Profile Image for Fahim.
276 reviews116 followers
July 18, 2019
بر خلاف شعار ملیّون ، نفت هیچ گاه در ایران ملی نشد. نفت دولتی شد.
نفت چه پیش از انقلاب و چه پس از آن ، دولتی باقی ماند و اگرچه در ظاهر قوانین تغییر کرد و مثلا نفت از درامد خالصه ی شاهنشاهی به انفال تغییرنام یافت، اما دست دولت در استفاده ی بی حساب از آن ، همچنان باز ماند...
اگر دولت درامدش را مثل همه جای عالَم ، از طریق نظارت و گرفتن حقوق مالیاتی ، از کارکرد بخش خصوصی به دست می اورد، مجبور به تسهیل قوانین برای کارکرد بهتر بخش خصوصی می شد، مجبور به کمک به گردش چرخ مردم می شد و مهمتر از همه مجبور به پاسخگویی می شد.
وقتی دولت نفت را مال خودش می داند و نه مال مردم، و مردم راهکاری برای نظارت روی مالشان ندارند و ید دولت هم در مفت خواری نفت ، مبسوط گذاشته شده است ، دولت به چه کسی باید پاسخگو باشد؟
دولت نفتی ،نه خود مولد است و نه تولید دیگران برایش ارزشمند است و این گونه است که اقتصاد دولتی و مدیر (سه لتی*) ساخته می شود.
اما مدیر یا مسئول سه لتی چیست؟🤔
هر مسئولی اصولا دری است به سوی بهشت! (بهشت نفت) ،بعضی از مسئولان درِشان دو لَت دارد، دولتی هستند و بعضی دیگر سه لَتی، وسیعتر و فراختر و گشاده تر! و این کتاب حرفها دارد با این مسئولان سه لتی....
***************
آنچه امروز داریم به عنوان اقتصاد، نه ایرانی است،نه اسلامی، حتی دولتی هم نیست! یک اقتصاد سه لتی فشل است.
***************
نه مارکسیسم اتحاد جماهیر شوروی را زمین زد، نه کمونیسم ، و نه تفسیر غلط از این فلسفه، نه هیچ چیز انضمامی و انتزاعی دیگر.....
اقتصاد بزرگ دولتی ،آنرا زمین زد. فروپاشی یک اتفاق دولتی بود نه مردمی.
***************
در غرب،مدیری از جنس مدیران ما که بیشتر یک هماهنگ کننده هستند، جایگاهی بسیار پایینتر از متخصص زیر دست خود دارد.متخصصی که کار کلیدی مجموعه ای را انجام می دهد، به لحاظ نمودار اداری زیردست مدیر قرار میگیرد اما حقوق بالاتری میگیرد و همین شأن بالاتری به او می دهد.
***************
ارزیابی یعنی چه؟یعنی اینکه به ازای یک واحد پول، یک واحد کار تحویل بگیریم و مقداری ارزش افزوده ی کاری در طی زمان که نشانگر خلاقیت مدیر باشد. آیا این ارزیابی در ساختار دولتی وجود دارد؟
***************
کدام استقلال و کدام پیروزی ؟وقتی هر دو تیم متصل می شوند به شیر نفتی که دست رئیس ورزش کشور است؟!و رئیس ورزش خودش با خودش رقابت میکند البته زیر نظر داور خارجی!
Profile Image for Niyousha.
633 reviews74 followers
September 15, 2024
یه کتاب مهمل از یه نویسنده معلوم الحال! کتاب در مورد چیه؟ اظهارات بی پایه و اساس نویسنده در مورد شیر مرغ گرفته تا جون آمیزاد بدون نشون دادن حتی یه منبع موثق یا یک عدد. یعنی نویسنده قیمه هارو فقط توی ماستها نریخته، تو هرجایی که دستش اومده ریخته. با یه نگاه از بالا به پایین اومده همه چیو نقد کرده و نمیدونه کی هم راهش دادن آمریکا که خودشو با این مشاهدات آمریکاییش له کرده! بدون هیچ شناخت عمیقی از هیچ چیزی فقط یه مشت چرند و پرند رو به اسم اعتراض به وضع موجود و اینکه همه چی تقصیر اینه که ما نفت داریم ریخته.
چرا این کتابو خوندم؟ این از اون کتابهای سمی هست که توی کتاب باز در موردش حرف زدند و منو اون موقع خیلی نمیدونستم نویسنده ها کی به کین و رفتم خریدمش.
شروع کردمش چون فکر کردم کتاب تاریخی در مورد نفته ولی فقط چرت و پرت بود.
در جواب این کتاب فقط یه چیز مینویسم، ایران و کل خاورمیانه فقط یه مشکل داره که اونم اسلامه، اون که برطرف شه همه مشکلات نه
تنها ایران بلکه کل دنیا حل میشه.
اینم به مناسبت #زن_زندگی_آزادی
شر نویسنده هایی مثل ایشون از سر ادبیات کم.
یه حرف چرندی که نویسنده زد: این بود که تو آمریکا مردم برای کاری که میکنن بیشتر از چیزی که حقشونه پول میگیرن! یارو اصلا بازده کارمندها و سختی کارشون و ساعت کاری رو حساب نکرده!
ولی یه چیزی هم از این کتاب یاد گرفتم اونم اینکه نفت هیچوقت ملی نشد فقط دولتی شد.
واقعا چطوری این کتابو چاپ کرده؟
Profile Image for Amir m.
1 review5 followers
July 27, 2010
کتاب روان و خوبی است ، البته بیشتر توصیف مشکلات موجود هست ، تا تحلیل تخصصی. اما به درستی و راستی امیرخانی اشاره کرده است مخاطب این کتاب جوان هایی هستند که هنوز وارد بازار کار نشده اند چون شاید به گونه ای ذهن مخاطب جوان را به روی حقایق باز میکند. پاراگراف آخر کتاب را بسیار پسندیدم آنجا که امیر خانی نوشته است:
"خانواده ای هست مفلوک ، کاره پدر بدان جا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفره فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن نیز خرجه خود کند....
[.....:]
مادر یعنی وطن ، طلا یعنی نفت پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت ، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته است! در چنین خانواده ای تنها مایی نجات ، همت فرزندان است.... از پدر کاری بر نم آید!"

در انتها می افزایم درست است که در بسیاری از مسائل مطرح شده با امیر خانی هم عقیده هستم اما روش ها و اعتقادات ایشان برای حل مشکل زیاد با دیدگاه من جور در نمی آيد.
Profile Image for Mohammad.
58 reviews18 followers
November 11, 2017
بعد از نشت نشا، این دومین کتابی بود که از این نویسنده میخوندم. همونطور که از اسم کتاب پیداست، به مضرات تکیه بر درآمد نفت پرداخته و و توضیح داده که چطور باعث تن پروری، فساد و از بین رفتن فرصت های شغلی و تضعیف بخش خصوصی میشه.
بیشتر از همه مثال ها و تجربیات نویسنده رو دوست داشتم. اما بعضی جاها هم کمی کسالت بار بود. همچنین اصطلاحات من دراوردی نویسنده جذابیتی به بیان مطلب اضافه نمی کرد، میشد ساده تر و مستندتر حرف زد.
قسمت پایانی کتاب برای من خیلی جالب بود، تشبیه وطن به مادر، پدر به دولت و فروش طلاهای مادر...
بنظرم هر یک از ما باید این کتاب رو یا حداقل کتاب هایی در این زمینه رو نه یکبار بلکه چندبار مطالعه کنیم.
Profile Image for Milad Khajavi.
57 reviews17 followers
March 17, 2012
رضا امیرخانی در سرتاسر این کتاب با ارائهٔ مثال‌هایِ گوناگون، فرهنگِ اقتصادِ مبتنی بر نفت را مذموم می‌شمارد و از اقتصادِ غیردولتی دفاع می‌کند.

کتاب با بند بسیار زیبایی خاتمه می‌یابد:
«خانواده‌ای هست مفلوک. کارِ پدر بدان‌جا کشیده است که مجبور است طلایِ مادر بفروشد تا نانِ سفره‌‌ی فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرجِ خود کند ...
به پدر چه خواهید گفت؟ بی‌کاره؟ مفلس؟ معتاد؟ هرچه خواستید بگویید اما بدانید که از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکرِ نجاتِ چنین خانواده‌ای باشد، تنها به فرزندانِ جوان امید خواهد بست...
مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برایِ حکومت، نه طلایِ مادر که خودِ مادر را نیز فروخته‌اند! در چنین خانواده‌ای تنها مایه‌ی نجات، همتِ فرزندان است.. از پدر کاری برنمی‌آید...»

در جای جایِ این کتاب، این طرزِ تفکر به من القاء می‌شد که اقتصاد اصل است و تحولِ فرهنگی، اجتماعی و علمی، فرعِ بر اقتصاد است؛ دیدگاهی مارکسیستی به اجتماع و اقتصادِ آن! این می‌شود که خواننده دیگر هر پیشرفت و تحولی را با مبنایِ اقتصادی می‌سنجد! مطلبی که خلافِ تعالیمِ اسلامی‌ست. تعالیمِ اسلامی‌ای که هدف را در رضایتِ خداوند می‌بیند، نه در اهدافِ مادی.
به نظرم، فرهنگِ اسلامیِ کسب-و-کار چیزی بالاتر از یادداشت‌هایی‌ست که در این کتاب آمد. حضرتِ علی علیه السلام در خطبهٔ ۱۱۴ می‌فرماید: «قد تکفل لکم بالرزق و امرتم بالعمل» یعنی خداوند ضمانت روزی شما را کرده و شما مامور به تلاش هستید.

اما به هر حال نتیجه‌گیریِ کلیِ این کتاب، بسیار آموزنده برایِ نسلِ امروزِ است. به همین جهت خواندنِ این کتاب را به تمامیِ دوستانم که در شرفِ ورود به بازار کسب-و-کار هستند، توصیه می‌کنم.
Profile Image for Ali.
15 reviews3 followers
January 1, 2012
میشه بهش به عنوان حرفهایی که توی یک مهمونی دوستانه میشنوی نگاه کرد. همون قدر غیرتخصصی و نامنسجمه. هرچند غلط نیست. یعنی اصل حرفی که پشت کتاب هست درسته. من اگر ده سال پیش می خوندمش برام تازگی هم داشت. اما امروز که خوندمش تقریبن هیچ نکته تازه ای برام نداشت. من خوندنش رو به نوجوون دیرستانی میتونم توصیه کنم فقط. تازه اون هم به شرطی که بدونم ادبیات نیمچه حزب اللهی نویسنده آزارش نمیده و باعث نمیشه که نسبت به حرف حسابش موضع بگیره
Profile Image for Ghasem Safaeinejad.
194 reviews22 followers
July 22, 2018
اصل دغدغه کتاب بجاست و مثالهای کاربردی بسیاری را به کار می‌برد. پژوهش و تفکر برای تکمیل این «یادداشت اخوینی» به قول امیرخانی از ویژگی‌های بارز این کتاب است. خواندنش روحیه عدم وابستگی به نفت را به ویژه برای جوانان تقویت می‌کند. هر چند بعضی جاها اغراق دیده می‌شود اما در مجموع کتاب خوبیست
Profile Image for Maziar MHK.
179 reviews194 followers
January 31, 2020
شنیده ام ستاره دریایی اگر بالَش زیر سنگ گیر کند، بشرطِ حسِ خظر، از خیرِ بالَش گذشته و قطعَش میکند، دولت نفت دارد، پس خطری تهدیدش نمیکند و اینگونه است که اقتصاد دولتی و مسئولِ سه لَتی ساخته میشوند

اولا
رضا امیرخانی در "نفحات نفت" با تجربه ای از سفر به کشورهای غربی و شرقی و با ادبیاتی روان و پراستناد به اشعار، احادیث، اقوالِ عمومی، ضرب المثل ها و طَنازی هایِ کلامی به تعریفی مفهومِ خانمان بَرانداز، ایران سوز و فرهنگ کُشِ "مسئولِ سه لَتی" که زاده یِ "اقتصادِ دولتی" است و نواده یِ دولتِ نفتی، مشغول میشود و بعدتَر، از اعتیاد حاکمیتِ های ِ پشت در پشت و جورواجورِ ایران در سال هایِ پساقاجارِ به بویِ نفت که سویِ چشمِ ترقی و خویّ مدنی یِ ایرانی جماعت را مُتاثر کرده، سخن ها میگوید، قیاس ها میکند و خاطره ها می آورد و آخرالامر هم که میرسد به گفتن از افق هایِ مذهب محور و "انقلابِ اسلامی بُنیاد" و ...، البته با این توضیح که تاکیدِ تام و تمامش بَر این است که این افق ها نباید محدود به 1400، 1404 و یا حتی 1440 باشد

دوما
نوشته ی رضا امیرخانی، ترجمانِ ادبی، طنازطور و خوشایندِ حرف دلِ خیلی ها از عامی و متخصص، داخل و خارج نشین، از زنده گان و امواتِ این ملت است اما نمیتوان نگویم که شُل کُن نظارتِ ارشاد برای او و کتابَش از یک سو و سِفت کُن برای سایر صاحب نظران و قلم بدستان از دیگر سو جای سوال بسیاری است و بودار البته

آخر سخن
رضا امیرخانی، نویسنده یِ کتاب که ادبیات تند،نا متعارف و بُرنده ای علیه سازوکارِ سَررشته داری یِ تشکیلاتِ حاضر دارد و از قضا کتابش هم در سال 89 مجوز نشر گرفته و حالاششم نوبه نو چاپ و بازچاپ میشه، عکسی ازِش پشتِ جلدِ کتاب هست که او را شدیداََ "ریشو&پشمالو" نشون میدهد، نمیدونم چرا دلم خواست اینو هم بگم که بدونی، مخاطب عزیز
Profile Image for Sepehr Keshanchi.
56 reviews8 followers
July 18, 2019
سالهای سال در راه پیشرفت و ترقی الگوهای اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی ، دولتمرادان معاصر ایران به دنبال استفاده از مدل های منطقه ای و جهانی بودند غافل از اینکه جریان سرمایه نفتی و مدیریت حاصل از اون به دلیل جا به جای جریان سرمایه و ثروت از دولت به سمت مردم و بخش خصوص به صورت کلی جریان وارونه ای رو بر خلاف سایر اقتصاد های دنیا که مبتنی بر بخش خصوص قدرتمند هستند ، برای ایران ایجاد کرده بود . در دنیایی که وجود منابع اقتصادی و متاثر از اون منابع قدرت تاثیر غیر قابل انکاری بر فرآیند اجتماعی و سیاسی از بالاترین سطوح تا جزئی ترین فرهنگ های عمومی جامعه به جا خواهد گذاشت ، جا تردیدی باقی نخواهد نمی گذارد تا به این فرآیند نگاه موشکافانه ای نگاه شود . کتاب نفحات نفت از رضا امیرخانی بیش از این که یک نگاه تماماً کارشناسانه در این زمینه باشد ، نوعی درد دل و بازگویی به زبان ساده برای بسیاری از مشکلات حاصل از فرآیند مدیریت نفتی و آسیب های اون در بخش های مختلف جامعه ایرانه . شاید نشه گفت در این زمینه کتاب کامل و جامعی مطالعه میکنید ولی قطعاً ارزش مطالعه داره .
Profile Image for Abolfazl Sharbati.
67 reviews46 followers
May 4, 2015
«مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خودِ مادر را نیز فروخته اند! در چنین خانواده ای تنها مایه ی نجات، همتِ فرزندان است... از پدر کاری برنمی‌آید»
نفحات نفت نقدی است به فرهنگ نفتی ما. بیانی زیبا و جذاب، سبب می شود که خواندنش راحت شود. البته قبل از قلم امیرخانی، شیوه ی تفکرش را می پسندم. ذهن منسجم و خاطری دغدغه‌مند دارد، از آموخته هایش زیبا استفاده می کند –به خصوص سفرش به آمریکا.
Profile Image for Komeil Farahzadi.
51 reviews11 followers
April 22, 2021
بسم الله
۱۴۰۰/۰۲/۰۲
نفحات نفت جستاری درباره‌ سبک مدیریتی ماست. چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب. در واقع کران پایین آغاز آن از زمانی‌ست که متوجه شدیم نفت داریم. این فرهنگ نفتی نه تنها بر روی حاکم و مدیر دولتی‌مان اثر گذار بوده که بر روی انسانِ ایرانی(شاید حتی بتوان گفت انسان غربِ آسیایی نفت‌دار) هم تاثیرات عمیقی گذاشته است. از فرهنگ مصرف‌گرایمان بگیر و برو جلو.
من برخلاف خیلی از شما عزیزان کتاب‌های تخصصی در این حیطه نخواندم اما از سبکی که امیرخوانی بی‌غرض مشکلات را جلوی چشممان می‌آورد و سپس راه‌حل برایشان ارائه می‌دهد، لذت برده و می‌برم.
از تفاوت‌هایی که بین انسان شرقی و انسان ایرانی/آمریکایی ارائه می‌دهد و تفاوت‌هایی که باید باشد در مدیریت شرقی و مدیریت ایرانی/آمریکایی.
احساس می‌کنم در حداقلی‌ترین حالت، راه‌حلی که ارائه می‌دهد نشانی از بومی بودن و بومی سازی دارد و‌ تقلید صرف از شرق و غرب نیست. نکته تاسف بارِ ماجرا این‌ جاست که بعد ازگذشت بیش‌ از یک دهه از چاپ کتاب وضعیت ما در مدیریت بدتر از شرایط ده سال پیش است و حالا داریم در تاریخی تنفس می‌کنیم که شاید به عنوان افقِ دولتمردان ما بوده و فکر می‌کردیم/ند که این سال هزار و چهارصد قرار است چه تخم‌دوزرده‌ای در حیطه‌های مختلف برای مملکت کند. اما احتمالا شما هم مثل بنده حس افق بودن به این تاریخی که داخلش هستیم، ندارید.
مخلص کلام اینکه کتاب برای من مفید بود و توصیه می‌کنم به خواندنش و اینکه چهار از پنج.
در انتها اگر با لحن آقای علیزاده می‌پرسید: طرفدارشی؟ باید عرض کنم بعله.
Profile Image for Foad Ansari.
272 reviews46 followers
February 9, 2017
کتاب خیلی خوبی بود
شبیه جلال آل احمد مینویسه
واقعا که مدیریت نفتی ایران رو ویران کرده
Profile Image for fateme movahedi.
18 reviews3 followers
December 10, 2017
مرا عميقا درگير و سردرگم و تا حدودي نااميد كرد. در عين حال به سوي تصميم درست تر و ترسيم آينده ي روشن تري براي زندگي فردي خودم راهنمايي ام كرد.
كتابي براي نتيجه گيري نبود. صرفا بيان تجربيات شخصي و تحليل هاي شخصي با توجه به سطح مطالعات و زاويه ي ديد نويسنده بود.
كتاب محبوبي برايم نبود شايد دليلش بدبيني ِ واقع بينانه اش بود.
اما مرا به شناخت روحيات و نيازهاي خودم نزديك تر كرد.
مگر فايده ي كتاب چيزي غير از اين است كه انسان يك چراغ بيشتر را در اينه ي روبه روي خودش روشن كند؟ ولو اگر كتاب ربطي به روانشناسي و خودشناسي نداشته باشد.
Profile Image for Niloofar zarif.
18 reviews15 followers
August 24, 2016
من هیچ ایرادی تو این کتاب نمی بینم و با در نظر گرفتن این که هر حرفی رو نمیشه راحت تو ایران چاپ کرد، این کتاب محشره. هوش و ذکاوت فقط در عرصه مهندسی و امثالهم نیست، رضا امیرخانی در جمله جمله و کلمه کلمه نوشته هاش هم ذکاوت به خرج میده. نمیخوام ازش بت بسازم اما واقعا عالی بود.
26 reviews2 followers
June 15, 2017
خیلی عالی بود ...پر از نکته ها ی واقع بینانه و با منطق
Profile Image for Ehsan Ghadimi.
27 reviews28 followers
October 20, 2015
به یک بار خواندنش می ارزد
اما یک سوال مهم از همان ابتدای کار در ذهنم شکل گرفت: امیرخانی چند بار تاکید کرده است که این کتاب یک چیزی ��ست در مایه های دل نوشته. سوال من اینجاست که آیا دل نوشته ها را باید کتاب کرد؟! یا حداقل می توان هر گزاره ی کلی که به ذهنمان می رسد را بدون بررسی بنویسیم و بعدش با توجیه دل نوشته بودن موضوع را خاتمه بدهیم؟
ایده ی اصلی کتاب حتما ارزشمند و تا حد زیادی نو است. این شیوه ی نوشتن هم البته کمک زیادی به همه گیر ترشدن کتاب کرده است. شاید نگارش متکلف تر و پیچیده تر نمی توانست همان پیام اصلی را به این تعداد مخاطب برساند( چاپ یازدهم اش را خواندم ).
نگاه کنجکاو امیرخانی به اطراف و مشکلات کشورش بسیار آموزنده و خوب است، اما به نظر می رسد هنوز به یک انسجام فکری نرسیده است که البته خودش هم در چند جا به آن اشاره می کند که باز هم جای تقدیر دارد. اما نمی توان این عدم انسجام فکری را نقد نکرد: در جای جای کتاب صحبت از غول دولت، قدرت دولت و سیطره ی دولت و تاکید درست و به جا به مقوله اقتصاد دولتی است و پیشنهاد آخر کتاب این است که جوانان این غول را با دست خالی بکشند!! معضل ساختاری را امیرخانی با یک راه حل فرهنگی و فرمایشی گونه حل می کند.
حال آنکه بی شک بدون همکاری دولت، اصلاح اقتصادی به هیچ وجه ممکن نیست و امیرخانی به راحتی همه گروه های سیاسی را یکی و سه لتی پنداشته و همه را با یک چوب می راند. حال آنکه همین مسیولان سه لتی اگر چه ایرادات امیرخانی را دارند، اما باز هم مثل همه چیز در این عالم تفاوت های اساسی دارند. راست و و چپ و اعتدال و پوپولیست و اصلاح طلب و اصولگرا را با یک چوب می راند حال آنکه یکی شان متحجر است و دیگری توسعه گرا، و تفاوت از زمین تا آسمان است. از توصیه امیرخانی یک جور بی توجهی و انفعال نسبت به سیاست و دولت به چشم می خورد، در حالیکه به نظر من اصلاحات اولا بیشتر اقتصادی است تا فرهنگی، ثانیا بدون توجه به دولت و کمک و اراده آن ممکن نیست.
در کل روی موضوع بسیار مهمی دست گذاشته است که با شیوه ی نگارش روان و ساده می تواند مخاطب عام را جذب کند و از این نظر کتاب مهمی است. اما به دلیل عدم انسجام کمی قابل نقد است.
Profile Image for Amin.
Author 15 books216 followers
July 7, 2017
کتاب نفحات نفت یکی از بهترین کتاب های انتقادی به مدیریت نفتی ، به خصوص در ایران ، است . امیر خانی با ذکر مثال های گوناگون به شدت چنین مدیریتی رو محکوم میکنه .
کتاب با یک مقدمه خوب شروع و با یک پایان بهتر به اتمام میرسد .
هنگام خواندن این کتاب هر لحظه آه از نهادتان بلند میشود که چرا باید درکشور من چنین مسائلی که بعضا مضحک به نظر میاد وجود داشته باشد؟جواب البته مشخص است : مدیریت نفتی! فایده نفت برای ما همین بوده . نه تنها سر سفره ما نیامده بلکه خیلی چیزها رو نیز از سفره ما برداشته !
Profile Image for Deniz Torkaman.
19 reviews4 followers
October 6, 2019
اولین کتابی بود که از آقای امیرخانی خوندم و چقدر روان و خوشخوان بود این کتاب.از این به بعد هرجا دولتی بشنوم بی اختیار سه لتی زمزمه میکنم.
فارغ از دیدگاه سیاسی نویسنده مشکلات مدیریتی ایران بسیار حساب شده و به روشنی بررسی شده بود.این جمله ای که همیشه میگیم سیستم از ریشه و بن مشکل داره رو خیلی دقیق توضیح داده بود.
Profile Image for Saeed Ramazany.
Author 1 book80 followers
February 26, 2018
خوشم نیومد. نهایتش همون حرفای داخل تاکسی راننده بود. اما حرفه‌ای‌تر و پخته‌تر.
همه چی رو به نفت ربط داده بود.
۱۷۴ صفحه از ۲۲۹ صفحه‌اش رو خوندم و ول کردم. اونم چون هدیه بود.
مفیدترین بخش کتاب، داستان‌ها و روایت‌هایی هست از اتفاقات و آدم‌ها که می‌گه. حرفای خودش که به خوندن نمی‌ارزید.
Profile Image for E8RaH!M.
244 reviews65 followers
December 9, 2022
کتاب خوبیه. اوایل کتاب مثالهای جالبی از سوء مدیریت در ایران توسط مدیران نفتی بیان میشه که همه‌ی ما از اون مطلع هستیم. این کتاب تایید کننده‌ی چیزهاییست که همه جا در موردش صحبت میشه، البته توسط نویسنده‌ای که در جبهه حامیان نظام به حساب میاد.
نویسنده حتا (از حدود ۱۰ سال پیش) نا آرامی‌ها و تغییر رویه‌ی مردم نسبت به نظام رو پیش‌بینی کرده.
یک نکته جالب اینکه، رضا امیرخانی با اینکه انتقادهای تندی به حاکمیت داره اما باز هم خط قرمز را کامل میشناسد و تمام کاستی ها و سوء مدیریت را از حوزه ایدئولوژی مذهبی و شخص اول حاکمیت دور نگه میدارد. در انتها مخاطب انتقادهای امیرخانی یک سری مدیران رانت خوار ِ کت و شلواری با یقه ‌های دیپلماتی و شکم های برجسته و یختما مُهرهایی بر پیشانی است. نه چیزی از قوه قضاییه مطرح می‌شود و نه از ایدوئولوژی های اسلامگرایانه نظام و نقش اونها در برخی سیاستها.
با این حال من باز هم این کتاب رو حرکتی رو به جلو میدونم.

از متن کتاب:
با یک افق درخشان حتا بدون داشتن پیشینه‌ای افتخار آمیز میتوان مسیر توسعه را پیمود، اما بدون افق ولو با داشتن پیشینه‌ای افتخار آمیز، هیچ حرکت جهت‌داری متصور نیست.
Profile Image for Tarane.
32 reviews2 followers
June 29, 2018
من این کتاب رو دوست داشتم،
با شناختی که از امیرخانی داشتم، با توجه به روحیات و گرایش هاش (که بعضا در خلاف سمت و سوی منه) نفحات نفت بهم فهموند رضاامیرخانی یک تفکره. نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. با وجود نوع سفرش به سیستان، اما قلمش مستقله. همونقدر که چپ رو میزنه،حتی بیشتر راست رو مورد عنایت قرار میده. با نثر و نگارشش اشنا بودم،تقریبا تمام کتاب هاش رو خونده بودم اما به اندازه این کتاب تحلیلی، لذت نبردم.
فقط یک نکته اون هم اینکه دهه ای که ما درِش زندگی میکنیم انگار دورانیه که هیچ قانونی رو شامل نمیشه. در حقیقت دلم میخواد به رضا امیرخانی بگم اگر ممکنه دوباره به نفحات نگاه کن و با توجه به امروز نسخه جدیدی ازش ارائه بده
5 reviews
April 8, 2014
فصل آخر کتاب یه جمله نوشته که ارزش خوندن کتاب رو داره


دولت مثل پدر معتادی است که «نفت» را برای گذران زندگی می‌فروشد
دولت ما در نقش پدر خانواده است و مادر همان منابع طبیعی کشور هستند و طلای مادر، منابع نفتی است. هرگاه دولت برای چرخاندن چرخ خود مجبور شد نفت بفروشد، مثال همان پدر معتاد خانواده است که باید به سراغ فرزندان آن خانواده رفت تا آنها را نجات داد.
Profile Image for Amin Masoudi.
5 reviews
December 31, 2019
خیلی خوب بود ولی زبان گفتاریش هم خسته کننده بود هم درک مطلب رو سخت میکرد. کتابیه که جدا از اینکه چقدر درست و همه جانبه باشه خوبه خونده شه چون منِشی که به خواننده القا میکنه یکی از اون چیز هاییه که جامعه ما بهش نیاز داره. در کل شدیدا پیشنهاد میشه.
Profile Image for Mahdi.
299 reviews100 followers
June 5, 2010

1- اولین مساله‌ای که بدجوری در "نفحات نفت" توی ذوق می‌زند، ساده‌انگاری نویسنده است. در اثبات این مساله همین بس که درگیری باغبان یک دانشگاه با دانشجویان بر سر راه نرفتن روی چمن محوطه دانشگاه تبدیل می‌شود به یک مقیاس اساسی برای نسخه‌پیچی در زمینه اقتصاد دولتی. البته من هم می‌دانم که "در مثل مناقشه نیست" و می‌دانم که پروردگار عالمیان هم برای درک بهتر بندگانش از مثال‌های متعدد و ساده‌ای استفاده کرده اما این مساله دلیل نمی‌شه که ما با هر مدل دلخواهی که دوست داشتیم، کلان‌ترین مسائل مملکتی را ارزیابی کنیم و موارد تناقض آن را زیر سوال ببریم. پایه و اساس که لنگ بزند، قطعا "تا ثریا می‌رود دیوار کج." به همین دلیل است که "نفحات نفت" در کل 229 صفحه‌اش نمی‌تواند حرف‌هایش را به مخاطب بقبولاند؛ چون اساسا حرفی که بر یک مبنای مستحکم (به قول ما عمرانی‌ها، فونداسیون اساسی) مطرح شده باشد، در این کتاب وجود ندارد.



2- "انتقال مسئولیت از مردم به دولت" موضوعی است که حداقل از جانب من پذیرفتنی نیست. اینکه مسئول تمام مشکلات ایران به خاطر بی‌کفایتی مسئولان و نه بی‌فرهنگی و عدم شناخت وظایف شهروندی از سوی مردم است، تئوری‌ای است که فقط به درد بحث‌های داخل تاکسی می‌خورد، نه یک مقاله و کتاب تخصصی و علمی و روشنفکری. مثلا وضع رانندگی ایرانی جماعت، شهره عام خاص است اما آقای نویسنده حتی این مساله را هم به گردن دولت انداخته که "اگر بخواهی قانون راهنمایی و رانندگی را رعایت کنی، حتما دیر به مقصد می‌رسی." این موضوع به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست چون دیگر هر بچه دبستانی هم می‌فهمد که تنها واژه‌ای که می‌تواند رانندگی در ایران – یا حداقل در تهران – را به صحیح‌ترین وجه تعریف کند، "فاجعه" است. اینکه چهارراه‌ها و چراغ راهنمایی‌ها و پلیس و بقیه موارد ایراد دارند، در جای خود قابل بحث است ولی اینکه تمام تقصیرات را به گردن دولتمردان بیندازیم، بیشتر به تعارف می‌ماند تا حقیقت. اینکه طرف "لکسوز" سوار است ولی از پنجره ماشینش، دستمال کاغذی پرت می‌کند وسط خیابان، نه ربطی به اصلاحات دارد و نه اصولگرایی. این مساله "Lack Of Calture" در میان ما را نشان می‌دهد و بس. هیچ ارتباطی هم با اینکه طرف در زمان احمدی‌نژاد بزرگ شده یا خاتمی یا حتی رضا قلدر، ندارد.



3- اصلی‌ترین آفتی که "نفحات نفت" را حسابی زمین زده، عدم تطابق فرهنگی ایران با آمریکا است. واقعا از امیرخانی که خودش در "نشت نشاء" از علم بومی و علوم انسانی ایرانی و امثالهم حرف زده بعید بود که بدون درنظر گرفتن تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی ایران و ایالات متحده، دست به مقایسه‌های فضایی بزند. اینکه فلان استاد فلان دانشگاه معروف آمریکا، پارکینگ خانه‌اش را ساعتی 5 دلار اجاره می‌دهد تا فرهنگ کارآفرینی را اشاعه دهد، اصلا نمی‌تواند الگوی مناسبی برای ایران باشد که جوانانش به زیر دکتر و مهندس شدن رضایت نمی‌دهند. قبول دارم که این مساله غلط است و باید تغییر کند ولی اینکه بیاییم نسخه یک کشور با فرهنگ متفاوت را برای ایران هزارپارچه بپیچیم، خیلی ساده‌انگارانه است. به قول علی دایی "اینجا ایرانه" و قرار نیست برای پیشرفت تبدیل به کشور دیگری شود – دقیقا همان اظهارنظر مضحکی که گفت ما می‌خواهیم ژاپن اسلامی شویم - ؛ بلکه قرار است ما ایران باشیم ولی پیشرفته. باید برای ایران پیشرفته طرح بدهیم و برنامه‌ریزی کنیم، نه تبدیل ایران به ایالات متحده یا هر چیز دیگری. البته اینکه در راه ترویج "آمریکازاسیون" ایران از امیرالمومنین هم مایه بگذاریم، موضوعی است که بوی قرآن بر سر نیزه به مشام می‌رساند.



4- تبلیغ تیزهوشی شیوخ امارات هم از آن مسائلی است که از هرکسی انتظار می‌رفت به جز رضا امیرخانی!



5- مدیریت دولتی در فرهنگ موضوعی است که امیرخانی تا حالا حسابی آن را نواخته و اصلا هم بعید نبود که این گلایه را به "نفحات نفت" هم بکشاند اما همین مساله تبدیل می‌شود به چشم اسفندیار آقا رضای داستان ما و حضرت آقا مجبور می‌شود به سنت حسنه ماله‌کشی روی بیاورد. اول شروع می‌کند به بیان اینکه فیلم و کتاب و اصولا محصول فرهنگی باید برای مخاطب ساخته شود، نه اینکه پول یک پروژه را تام و تمام بدهیم دست سازنده‌اش و آخر سر هم به بهانه اینکه فیلم معناگرا و کتاب روشنفکرانه ساخته، فروش ضعیف اثرش را توجیح کند. این درست اما وقتی جلوتر می‌رویم و می‌خوریم به تراژدی "اخراجی‌ها"، امیرخانی رسما خلع سلاح می‌شود. همین است که مجبور است آسمان ریسمان به هم ببافد و از تفریط فرهنگی حرف بزند و الی آخر. اصلا هم مشخص نمی‌شود اگر تو اعتقاد به بازخورد مخاطب در مسائل فرهنگی داری، پس چرا از فیلمی که بیشترین جذب مخاطب را داشته و به قول خودت، یک‌تنه زده روی دست اقتصاد دولتی و خرجش را خودش درآورده، انتقاد می‌کنی؟ مگر نه اینکه "اخراجی‌ها" را مردم "اخراجی‌ها" کردند و نه مسئولین؟ بحث دیگر هم اینکه فروش صوری کتاب‌های دولتی به کتابخانه‌ها به بهانه افزایش تیراژ و چاپ از سوی نویسنده نقد می‌شود درحالی که همین مساله بود که آن دعوای تاریخی را بین فرهاد جعفری و رضا امیرخانی درانداخت. اگر واقعا با این رویه مخالف هستی، چرا از اینکه کتاب رسما و شخصا توسط وزیر ارشاد – بدون بازبینی – به نمایشگاه دو سال پیش رسید، گلایه نکردی؟ نکند شما هم به سه‌لتی‌ها دم گره زده‌ای؟!



6- مبنا قرار دادن اقتصاد در تمامی زمینه‌ها یکی دیگر از ایرادات "نفحات نفت" است. دیدگاه مارکسیستی در این کتاب آنقدر موج می‌زند که خود امیرخانی هم مجبور به تشریح و توضیح و توجیه شده که منظور من فلان است و بهمان. قبول دارم که مسائل اقتصادی نقشی تعیین کننده در سیاست‌گذاری‌های کلان کشورها دارد اما اینکه بخواهیم مسئولیت تمام نواقص و کمبودها را به گردن موانع اقتصادی بیندازیم، چندان واقع‌گرایانه نیست. چنانکه چین با این موقعیت ممتاز اقتصادی هنوز نتوانسته به موانع و مشکلات سیاسی و اجتماعی خود فائق شود. اینکه ما بیاییم و جدا شدن "جامعه روحانیون مبارز" از "جامعه روحانیت مبارز" را به پای اختلاف نظرهای اقتصادی بگذاریم – حداقل از نظر این حقیر – فقط مایه تبسم است ولاغیر.



7- فوتبال هم از تیغ بی‌رحم آقارضا در امان نمانده؛ با این تفاوت که برای دفاع از لمپنیسم پروین و امثالهم، دست به تصفیه حساب گسترده با مسئولان دولتی زده است. این گزاره توهم‌ناک که "مسئولان دولتی باعث شدند تا استیل آذین با مدیریت پروین نتواند به لیگ برتر صعود کند" از آن دست اظهاراتی بود که باید در تاریخ ماندگار شود!



8- تمجید "رامین جهانبگلو" گونه از "هانا آرنت" هم از آن مسائلی است که از هرکسی انتظار می‌رفت به جز رضا امیرخانی!



9- امیرخانی در دفاع از دانشگاه آزاد هم به کوچه خاکی می‌زند. خودش اول ماجرا اعتراف می‌کند که دانشگاه آزاد بدون کمک‌های دولتی بیشتر به یک جوک بی‌مزه شبیه است تا یک نمونه موفق از اقتصاد خصوصی. با این حال، در ادامه و به بهانه گوشمالی دولت نهم و دهم، دانشگاه آزاد می‌شود نمونه بارز و موفق مدیریت خصوصی در اقتصاد. جالب اینجاست که نویسنده در ادامه اذعان می‌کند اگر نبود قدرت نفوذ برخی مسئولان این دانشگاه در دستگاه حاکم، رسما ترتیب دانشگاه آزاد هم داده می‌شد. حالا این وسط مخاطب می‌ماند متحیر که این چه نهاد موفق خصوصی است که اگر حمایت مسئولان حکومتی را نداشته باشد، با مغز می‌خورد زمین؟!



10- عجیبترین مساله‌ای که در "نفحات نفت" دیدم، نظر امیرخانی درباره دکتر ناتل خانلری بود. من ایشان را نمی‎‌شناسم و اندک شناختم هم محدود است به آن شعر مشعشع "عقاب" اما تعریفی که امیرخانی از او ارائه می‌دهد، واقعا شگفت‌انگیز است: "رجلی منحط‌تر از او ندیده‌ام!" واقعا اینطور بوده است؟ من را بگو که کتاب صوتی پندهای دکتر به پسرش را تازه از نمایشگاه کتاب خریده‌ام!



11- "محمد مرا خواهد بخشید ولی سدی که جلوی اقتصاد جهانی بسته‌ایم، دوام چندانی ندارد. آقایان یکی دوتا انتخابات شوراهای دیگر که برگزار کنند، پول‌شان(مان) ته خواهد کشید و کاسه گدایی‌شان را همچون تیری به سمت استکبار جهانی از آستین به در خواهند آورد." واقعا بیان این جمله از زبان یک بچه‌حزب‌اللهی، چه حسی را در شما ایجاد می‌کند؟ آقا رضا، یعنی سهراب و ارمیا و آرمیتا و خشی و علی و کریم و قاجار... کشک؟!!



12- تا اینجا هرچه نوشتم، نقدی دوستانه بود بر اندیشه‌های یک همفکر اما این یک شماره را کاملا بگذارید به حساب یک درگیری شدید با فردی که "هر" را از "بر" تشخیص نمی‌دهد. اینکه بیایی و دعای فرج رئیس‌جمهور را وصل کنی به انجمن حجتیه، آخر نامردی است؛ اصلا بگذار بگویم ته خط مسلمانی است. آخه مرد حسابی، کدوم دین به تو اجازه داده یه دعای ساده از زبان یک برآمده از میان مردمان ساده‌دل را تبدیل کنی به تهمتی عظیم که "طرف دارد برای تئوری‌های انجمن حجتیه، نظریه حکومتی می‌تراشد؟" اینکه بیایی و به خاطر دق دلی که از احمدی‌نژاد داری – حالا گیرم اصلا به درست و محق – زیرآب اعتقادات مردم این سرزمین را شریعتی‌وار بزنی، حداقل به رضا امیرخانی نمی‌خورد. امیرخانی باید بفهمد مخاطب اصلی او چه کسانی هستند. این مساله خیلی هم سخت نیست وقتی می‌بیند که اولین و آخرین سوالی که از او در جمع مخاطبانش در نمایشگاه کتاب می‌شود این است که چرا در سال گذشته و در جریان اتفاقاتی که رخ داد، سکوت کرد و جبهه نگرفت. این است دغدغه مخاطب امیرخانی. رضا امیرخانی باید مطمئن باشد که اگر قرار بر بقا باشد، او با همین ریشوها می‌ماند نه آن روشنفکرنماهای حزب‌اللهی‌نما مثل علی مطهری و عماد افروغ و امثالهم.



13- (از آنجایی که اعتقادی به نحوست عدد سیزده ندارم و تلاش مضاعفی دارم برای رفع این خرافات از ذهن همراهان خودم، با همین عدد این نوشته را تمام می‌کنم). در سراسر "نفحات نفت" مدح ایالات فخیمه متحده گفته می‌شود و افتخارات اقتصادی آمریکا به عنوان نماد و الگوی پیشرفت جهانی برای ما نسخه پیچیده می‌شود. کاری ندارم به اینکه اصلا این قیاس درست است یا نه ولی حتی همین موضوع هم خود دارای اشکال است؛ چون در سال گذشته میلادی چنان بلایی بر سر این الگوی برتر آمد که حتی عظمتی چون GM هم چاره‌ای جز سرخم کردن در مقابل آن نداشت. اما این مساله محلی از اعراب در دیدگاه رضا امیرخانی ندارد. انگار نه انگار که بالای 1000 بانک در آمریکا ریغ رحمت را سرکشیده‌اند و ورشکسته شده‌اند. اصلا به روی مبارک هم نمی‌آورد که این نسخه‌ای که من دارم برای ایران می‌پیچم، خیلی وقت است که ویروسی شده. همان زمانی که اوباما دستور اعطای کمک مالی به شرکت‌های ورشکسته را با دست چپ و آن خودنویس زیبایش امضا کرد، زیرآب توسعه اقتصادی به سبک آمریکایی خورده شد و رفت پی کارش. آن ابهت نئون‌های خیره کننده NY و LA یک‌شبه دود شد و رفت هوا. با این وضع، دریغ از یک کلمه درباره بحران اقتصادی در آمریکا که در "نفحات نفت" دیده شود.



مخلص کلام اینکه مسئولان و آقایان دولتی و سه‌لتی باید پاسخگوی امیرخانی و امیرخانی‌ها باشند. این استخوان نباید لای زخم بماند که اگر بماند، دودش به چشم همگان خواهد رفت.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for A. Aвdι.
108 reviews21 followers
May 13, 2019
رضا امیرخانی
یک جامعه‌شناس...؟!
یک سیاست‌دان...؟!
یک اقتصاددان...؟!
یک تئوریسین...؟!
یا یک نویسنده و داستان‌نویس...؟!!! :))
---
از آقای امیرخانی خواهشمندیم یک بار دیگه و با توجه به شرایط دهه‌ی نود، نفحات نفت رو بازنویسی کنند ;)
Displaying 1 - 30 of 120 reviews

Join the discussion

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.