What do you think?


سرگذشت یک غریق
Aunque conocida con este título abreviado, el verdadero título de esta obra, mucho más largo, resume perfectamente la historia: Relato de un náufrago que estuvo diez días a la deriva en una balsa sin comer ni beber, que fue proclamado héroe de la patria, besado por las reinas de la belleza y hecho rico por la publicidad, y luego aborrecido por el gobierno y olvidado para siempre. Publicado por entregas en El Espectador de Bogotá en 1955 y más tarde en libro (en 1970), no una novela, sino un reportaje periodístico que da cuenta de un suceso real. Con impecable técnica literaria y profesional estilo noticioso, García Márquez relata un suceso acaecido a un marinero de la armada colombiana llamado Luis Alejandro Velasco. La historia, reconstruida minuciosamente por el escritor sudamericano en primera persona a partir del testimonio del protagonista, fue tácticamente atribuida a éste en la prensa y sólo legitimada tras el formidable éxito de Cien años de soledad.
146 pages, Paperback
Published January 1, 2010
About the author
Gabriel García Márquez
1,017 books43k followersGabriel José de la Concordia García Márquez was a Colombian novelist, short-story writer, screenwriter and journalist. García Márquez, familiarly known as "Gabo" in his native country, was considered one of the most significant authors of the 20th century. In 1982, he was awarded the Nobel Prize in Literature.
He studied at the University of Bogotá and later worked as a reporter for the Colombian newspaper El Espectador and as a foreign correspondent in Rome, Paris, Barcelona, Caracas, and New York. He wrote many acclaimed non-fiction works and short stories, but is best-known for his novels, such as One Hundred Years of Solitude (1967) and Love in the Time of Cholera (1985). His works have achieved significant critical acclaim and widespread commercial success, most notably for popularizing a literary style labeled as magical realism, which uses magical elements and events in order to explain real experiences. Some of his works are set in a fictional village called Macondo, and most of them express the theme of solitude.
Having previously written shorter fiction and screenplays, García Márquez sequestered himself away in his Mexico City home for an extended period of time to complete his novel Cien años de soledad, or One Hundred Years of Solitude, published in 1967. The author drew international acclaim for the work, which ultimately sold tens of millions of copies worldwide. García Márquez is credited with helping introduce an array of readers to magical realism, a genre that combines more conventional storytelling forms with vivid, layers of fantasy.
Another one of his novels, El amor en los tiempos del cólera (1985), or Love in the Time of Cholera, drew a large global audience as well. The work was partially based on his parents' courtship and was adapted into a 2007 film starring Javier Bardem. García Márquez wrote seven novels during his life, with additional titles that include El general en su laberinto (1989), or The General in His Labyrinth, and Del amor y otros demonios (1994), or Of Love and Other Demons.
(Arabic: جابرييل جارسيا ماركيز) (Hebrew: גבריאל גארסיה מרקס) (Ukrainian: Ґабріель Ґарсія Маркес) (Belarussian: Габрыель Гарсія Маркес) (Russian: Габриэль Гарсия Маркес)
He studied at the University of Bogotá and later worked as a reporter for the Colombian newspaper El Espectador and as a foreign correspondent in Rome, Paris, Barcelona, Caracas, and New York. He wrote many acclaimed non-fiction works and short stories, but is best-known for his novels, such as One Hundred Years of Solitude (1967) and Love in the Time of Cholera (1985). His works have achieved significant critical acclaim and widespread commercial success, most notably for popularizing a literary style labeled as magical realism, which uses magical elements and events in order to explain real experiences. Some of his works are set in a fictional village called Macondo, and most of them express the theme of solitude.
Having previously written shorter fiction and screenplays, García Márquez sequestered himself away in his Mexico City home for an extended period of time to complete his novel Cien años de soledad, or One Hundred Years of Solitude, published in 1967. The author drew international acclaim for the work, which ultimately sold tens of millions of copies worldwide. García Márquez is credited with helping introduce an array of readers to magical realism, a genre that combines more conventional storytelling forms with vivid, layers of fantasy.
Another one of his novels, El amor en los tiempos del cólera (1985), or Love in the Time of Cholera, drew a large global audience as well. The work was partially based on his parents' courtship and was adapted into a 2007 film starring Javier Bardem. García Márquez wrote seven novels during his life, with additional titles that include El general en su laberinto (1989), or The General in His Labyrinth, and Del amor y otros demonios (1994), or Of Love and Other Demons.
(Arabic: جابرييل جارسيا ماركيز) (Hebrew: גבריאל גארסיה מרקס) (Ukrainian: Ґабріель Ґарсія Маркес) (Belarussian: Габрыель Гарсія Маркес) (Russian: Габриэль Гарсия Маркес)
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 23 of 23 reviews
July 11, 2024
قضیه از این قراره که هشت تا از ملوانهای یه رزمناو در مسیر برگشت به کلمبیا به سبب چیزی که روزنامه و رسانه "طوفان و شرایط بد آب و هوا" خوندن، میفتن توی آب و غرق میشن. ظاهرن هم چند تا نیروی گشت و هواپیما میفرستن تا اگه کسی از اونها زنده مونده، نجات داده بشه. اما اینطور اعلام میشه که هیچکدوم از اون هشت نفر زنده نموندن و رسمن مرگشون اعلام میشه.
خونوادهها و آشنایانِ این هشت ملوانِ مفلوکِ بختبرگشته براشون مراسم برگزار میکنن و اونها رو عملن مرده میدونن.
اما در کمال ناباوری یکی از اون ملوانها بعد از ده روز و بدون آب و غذا، زنده خودشو میرسونه به یه ساحل توی کلمبیا.
روزنامهها و مطبوعات دولتی دورش رو میگیرن و شروع میکنن به مصاحبه. بعد هم اینارو یکی از پیِ دیگری منتشر میکنن. و به هیچ خبرنگار دیگهای اجازه داده نمیشه که بره بیمارستان و با این ملوانِ نجاتیافته صحبت کنه!
خلاصه این شخص به یکباره تبدیل به یه قهرمان میشه. یهسری برند ازش میخوان که براشون تبلیغ کنه و این آگهیهای تجاری پولدارش میکنن، ملکههای زیبایی اون رو با بوسههاشون مزین میکنن و کلی اتفاقِ خوشایندِ دیگه براش میفته.
اما حالا این مردمِ فراموشکار که یهچیزی رو به سرعت به یه اسطوره بدل میکنن و به قولی بولدش میکنن، و بعد به همان سرعت هم از یاد میبرنش، انگار که هیچوقت چنین شخصی نبوده و چنین اتفاقی رخ نداده، این قهرمان رو که روزی دغدغهشون بود و قصهاش مانند نقل و نبات روی زبانشون میچرخید، فراموش میکنن.
این میشه که این ملوانِ ایگنور شده پا میشه میاد دفتر یه روزنامه و تصمیم میگیره جلوی گابریل مارکز که اون حین خبرنگار جوونی بوده، دست به افشاگری بزنه.
و مارکزِ عزیز هم بیتعارف و بیتحریف تصمیم میگیره هر اونچه اتفاق افتاده رو به زیباییِ هر چه تمومتر طوری که بعضن حالتی شعرگونه پیدا میکنه،روایت کنه.
مارکز همون اول در بخش داستان این داستان، قضیه رو اسپویل میکنه ولی شما نمیتونین کتاب رو به این بهانه نخونیدش،چون قراره به یه چیزی برسین.
از اون گذشته خلوتِ این ملوان با خودش در این ده روز تنهایی در دریا خواندنی و بینظیره.
جا داره بگم این کتاب که البته اون موقع در قالب ۱۴ بخش و در روزنامه منتشر شده، تبعاتی هم چه برای مارکز و چه برای قهرمانِ ملی داشته.
آقای گابریل گارسیا مارکز دربارهی این کتاب مینویسه:"...اما مطمئن نیستم که دیگر انتشارش فایدهای دارد یا نه. اگر آن را به صورت کتاب چاپ میکنند، به این سبب است که من گفتم، شاید بی آن که زیاد هم دربارهاش فکر کرده باشم، و من هم آدمی نیستم که دو جور حرف بزنم. البته شک هم در وجودم هست. کمی هم خجالت آور است که برای ناشران ارزش واقعی مطلب مهم نیست، بلکه اسمی مهم است که آن را امضا کرده-که، چه بخواهم چه نخواهم، اسم نویسنده ای است باب روز."
حق فرمایش میکنین جانم. هنوز هم همانطور است!
خونوادهها و آشنایانِ این هشت ملوانِ مفلوکِ بختبرگشته براشون مراسم برگزار میکنن و اونها رو عملن مرده میدونن.
اما در کمال ناباوری یکی از اون ملوانها بعد از ده روز و بدون آب و غذا، زنده خودشو میرسونه به یه ساحل توی کلمبیا.
روزنامهها و مطبوعات دولتی دورش رو میگیرن و شروع میکنن به مصاحبه. بعد هم اینارو یکی از پیِ دیگری منتشر میکنن. و به هیچ خبرنگار دیگهای اجازه داده نمیشه که بره بیمارستان و با این ملوانِ نجاتیافته صحبت کنه!
خلاصه این شخص به یکباره تبدیل به یه قهرمان میشه. یهسری برند ازش میخوان که براشون تبلیغ کنه و این آگهیهای تجاری پولدارش میکنن، ملکههای زیبایی اون رو با بوسههاشون مزین میکنن و کلی اتفاقِ خوشایندِ دیگه براش میفته.
اما حالا این مردمِ فراموشکار که یهچیزی رو به سرعت به یه اسطوره بدل میکنن و به قولی بولدش میکنن، و بعد به همان سرعت هم از یاد میبرنش، انگار که هیچوقت چنین شخصی نبوده و چنین اتفاقی رخ نداده، این قهرمان رو که روزی دغدغهشون بود و قصهاش مانند نقل و نبات روی زبانشون میچرخید، فراموش میکنن.
این میشه که این ملوانِ ایگنور شده پا میشه میاد دفتر یه روزنامه و تصمیم میگیره جلوی گابریل مارکز که اون حین خبرنگار جوونی بوده، دست به افشاگری بزنه.
و مارکزِ عزیز هم بیتعارف و بیتحریف تصمیم میگیره هر اونچه اتفاق افتاده رو به زیباییِ هر چه تمومتر طوری که بعضن حالتی شعرگونه پیدا میکنه،روایت کنه.
مارکز همون اول در بخش داستان این داستان، قضیه رو اسپویل میکنه ولی شما نمیتونین کتاب رو به این بهانه نخونیدش،چون قراره به یه چیزی برسین.
از اون گذشته خلوتِ این ملوان با خودش در این ده روز تنهایی در دریا خواندنی و بینظیره.
جا داره بگم این کتاب که البته اون موقع در قالب ۱۴ بخش و در روزنامه منتشر شده، تبعاتی هم چه برای مارکز و چه برای قهرمانِ ملی داشته.
آقای گابریل گارسیا مارکز دربارهی این کتاب مینویسه:"...اما مطمئن نیستم که دیگر انتشارش فایدهای دارد یا نه. اگر آن را به صورت کتاب چاپ میکنند، به این سبب است که من گفتم، شاید بی آن که زیاد هم دربارهاش فکر کرده باشم، و من هم آدمی نیستم که دو جور حرف بزنم. البته شک هم در وجودم هست. کمی هم خجالت آور است که برای ناشران ارزش واقعی مطلب مهم نیست، بلکه اسمی مهم است که آن را امضا کرده-که، چه بخواهم چه نخواهم، اسم نویسنده ای است باب روز."
حق فرمایش میکنین جانم. هنوز هم همانطور است!
February 12, 2018
داستانی واقعی از زندگی یک ملوان که ده روز در دریا روی یک کلک زنده میماند.
این داستان در زندگی کاری مارکز هم تاثیر بهسزایی داشته.
خوداندیشی بشر دربارهی حیات و مرگ درونمایهی خواسته و ناخواستهی صحبتهای راویست.
ترجمهی رضا قیصریه بسیار خوب بود.
این داستان در زندگی کاری مارکز هم تاثیر بهسزایی داشته.
خوداندیشی بشر دربارهی حیات و مرگ درونمایهی خواسته و ناخواستهی صحبتهای راویست.
ترجمهی رضا قیصریه بسیار خوب بود.
August 17, 2016
خوب بود اما شاهکار نبود. و البته باورکردن اینکه کسی بتونه ده روز بدون آب و غذا دووم بیاره چقدر سخت بود. احساسم این بود که نویسنده عمدا از سختی ها و فراز و نشیب های ماجرا کاسته بود و سعی کرده بود ماجرا رو خیلی معمولی و آروم روایت کنه ... البته که من کارشناس خوبی نیستم و این نظر شخصی منه.
November 21, 2023
قبلا صد سال تنهایی رو از ایشون خوندم و بنظر من این کتاب و داستانش خیلی بهتر از اون بود :)
August 14, 2015
کتاب بازسازی روزنامه نگارانه ی مارکز از سرنشین یک رزمناو کلمبیاییه که به مدت ده روز بدون آب و غذا روی آب سرگردان بوده.
علاوه بر قلم قوی مارکز، ترجمه ی روان و خوبی هم داره. از خوندنش واقعا لذت بردم.
علاوه بر قلم قوی مارکز، ترجمه ی روان و خوبی هم داره. از خوندنش واقعا لذت بردم.
February 2, 2015
من البته کتاب رو به پیشنهاد علی عربزاده خوندم. در واقع یه پیشنهاد کاری بود. کار من ایجاب میکنه که ببینم چطور میشه از یک واقعه فرم روایی متناسب با اون رو پیدا و برای روایت اون واقعه ازش استفاده کرد.
اگر متن مصاحبههای مارکز بود کمک بزرگی به من میکرد تا این مسئله رو به صورت کامل متوجه بشم.
کار من ایجاب میکنه که بتونم روایت رو از توی دل یه تحقیق محقَق کنم. و برای همین چی پرسیدن؟ چطور پرسیدن؟ چی نپرسیدن؟ کی پرسیدن؟ و ... اهمیت زیادی داره
منتها من الان با یه متن نهایی روبرو بودم که یه ادعا اونم از جانب مارکز پشتش بود. الان که کتاب رو خوندم به نظرم حتما مارکز ماجرا رو با پرداخت داستانی به ما تحویل داده. یعنی بعضی از جملهها خیلی بعیده که از دهن یه ملوان بیرون اومده باشه. جملاتی که بار توصیفی-ادبی زیادتری از روایت یه حادثهی واقعی رو حمل میکنه.
اما به نظرم نمیاد کل واقعه زاییدهی خیال باشه. چون کاملا حس میشه یه چیزی مارکز رو توی روایتش محدود کرده
اونم احتمال زیاد واقعیته که این روایت ازش گرفته شده. خیلی دوست داشتم یکی به زبان اصلی اصل حادثه رو توی اینترنت سرچ میکرد تا ببینم به لحاظ تاریخی مستنداتی ازش در دسترس هست یا نه
...
اگر متن مصاحبههای مارکز بود کمک بزرگی به من میکرد تا این مسئله رو به صورت کامل متوجه بشم.
کار من ایجاب میکنه که بتونم روایت رو از توی دل یه تحقیق محقَق کنم. و برای همین چی پرسیدن؟ چطور پرسیدن؟ چی نپرسیدن؟ کی پرسیدن؟ و ... اهمیت زیادی داره
منتها من الان با یه متن نهایی روبرو بودم که یه ادعا اونم از جانب مارکز پشتش بود. الان که کتاب رو خوندم به نظرم حتما مارکز ماجرا رو با پرداخت داستانی به ما تحویل داده. یعنی بعضی از جملهها خیلی بعیده که از دهن یه ملوان بیرون اومده باشه. جملاتی که بار توصیفی-ادبی زیادتری از روایت یه حادثهی واقعی رو حمل میکنه.
اما به نظرم نمیاد کل واقعه زاییدهی خیال باشه. چون کاملا حس میشه یه چیزی مارکز رو توی روایتش محدود کرده
اونم احتمال زیاد واقعیته که این روایت ازش گرفته شده. خیلی دوست داشتم یکی به زبان اصلی اصل حادثه رو توی اینترنت سرچ میکرد تا ببینم به لحاظ تاریخی مستنداتی ازش در دسترس هست یا نه
...
May 28, 2016
سرگذشت یک غریق
نویسنده با شاخ و برگ دادن به حادثه ای واقعی، آن را هنرمندانه روایت می کند، اما ترجمه ضعیف بود و نیاز به ویرایش داشت، به همین خاطر جزو سه ستاره ها است
---------------------
صفحه 13 : دیکتاتوری، طبق سنت همیشگی حکومت های کلمبیایی، با الفاظ به لاپوشانی حقیقت پرداخت
صفحه 51 : آن شب زحمت زیادی کشیدم تا دب اصغر را که در میان جنگل آشفته و انبوه ستارگان گم شده بود، پیدا کنم. تا آن وقت آنقدر ستاره ندیده بودم. یافتن یک نقطه ی خالی در تمام سطح آسمان مشکل بود
صفحه 107 : لحظه ای وجود دارد که دیگر درد احساس نمی شود، حساسیت از میان می رود و تعقل آنقدر ضعیف می شود که آدم مفهوم زمان و مکان را از دست می دهد
نویسنده با شاخ و برگ دادن به حادثه ای واقعی، آن را هنرمندانه روایت می کند، اما ترجمه ضعیف بود و نیاز به ویرایش داشت، به همین خاطر جزو سه ستاره ها است
---------------------
صفحه 13 : دیکتاتوری، طبق سنت همیشگی حکومت های کلمبیایی، با الفاظ به لاپوشانی حقیقت پرداخت
صفحه 51 : آن شب زحمت زیادی کشیدم تا دب اصغر را که در میان جنگل آشفته و انبوه ستارگان گم شده بود، پیدا کنم. تا آن وقت آنقدر ستاره ندیده بودم. یافتن یک نقطه ی خالی در تمام سطح آسمان مشکل بود
صفحه 107 : لحظه ای وجود دارد که دیگر درد احساس نمی شود، حساسیت از میان می رود و تعقل آنقدر ضعیف می شود که آدم مفهوم زمان و مکان را از دست می دهد
February 9, 2022
اولین کتابی بود که از مارکز میخوندم و دوسش داشتم وسطای کتاب یکم خسته کننده به نظرم رسید ولی بعدش باز پراز هیجان شد و ترجمه هم خیلی خوب بود و نکات جالب و جدیدی درمورد دریانوردی توی کتاب بود که منو بیشتر مشتاق خوندنش کرد
February 20, 2025
اینکه داستان حقیقت داشت، امتیاز مهمی برای این اثر محسوب میشود، اگرچه که طبق گفتهی مارکز، اندکی در آن دست برده تا خواندنیتر شود که عجیب نیست. این کتاب هم توانست همچون پیرمرد و دریا، تجربهای ترسناک از دریا را برای من بسازد، چنان که گویی خودم آنجا در قایق کنار آن جوان ۲۰ ساله بودم و ۹ روز را بدون آب و غذا گذراندیم.
February 14, 2021
داستانی واقعی در سبک بقا،مرا یاد کتابی مانند پیرمرد و دریا می انداخت منتهی احساسات واقعی و منطق خشک و ترسناک زنده ماندن به هر قیمتی بر نوشته حاکم بود.
توصیفات از محیط و همچنین احساسات فردی زیبا بودو زیبا نوشته شده بود،به عنوان دومین کتابی که از مارکز میخواندم همچنان مرا امیدوار و علاقه مند نگه داشت تا روزی بازهم به نوشته های مارکز سر بزنم،اطلاعات جالبی نیز از دریا و زندگی در ان یاد گرفتم و همچنین راجع به واکنش های انسان در مواجهه با تجربه مرگ توصیفات مهم و قابل توجهی داده شده بود.
توصیفات از محیط و همچنین احساسات فردی زیبا بودو زیبا نوشته شده بود،به عنوان دومین کتابی که از مارکز میخواندم همچنان مرا امیدوار و علاقه مند نگه داشت تا روزی بازهم به نوشته های مارکز سر بزنم،اطلاعات جالبی نیز از دریا و زندگی در ان یاد گرفتم و همچنین راجع به واکنش های انسان در مواجهه با تجربه مرگ توصیفات مهم و قابل توجهی داده شده بود.
July 12, 2021
کوتاه و روان است، دو ساعت وقت بگذارید بخوانیدش دیگر!
--
با این همه، هروقت روحیهام را از دست میدادم، چیزی اتفاق میافتاد که امید را زنده میکرد. آن شب، انعکاس مهتاب در امواج این کار را کرد. دریا به تلاطم افتاده بود و در هر موجی، به نظرم میرسید روشنایی ناوی را میبینم.
--
با این همه، هروقت روحیهام را از دست میدادم، چیزی اتفاق میافتاد که امید را زنده میکرد. آن شب، انعکاس مهتاب در امواج این کار را کرد. دریا به تلاطم افتاده بود و در هر موجی، به نظرم میرسید روشنایی ناوی را میبینم.
January 15, 2015
كتاب فوق العاده اس. مخصوصاً اگر مسئلهي چگونگي رسيدن از واقعه به روايت داستاني رو داشته باشيد.
June 24, 2025
تا الان نزدیک ترین تجربهم توی دریا، فقط سوار قایق موتوری شدن بود؛ ولی توی دوروزی که این کتاب رو خوندم با شخصیت اول داستان همراه شدم و تجربهی زندگی وسط دریا روی یه کلک رو به دست اوردم! دوسش داشتم و خیلی روون و راحت پیش رفت.
December 12, 2024
روایتی کوتاه و خواندنی بر اساس داستانی واقعی در باب میل و اراده انسان به منظور حفظ ارزشمندترین دارایی و سرمایه آدمی یعنی زندگی.
خط سیر داستان نشان میدهد که چگونه جریان آرام زندگی ناگهان از مسیر خود خارج گردیده و آنگونه ملتهب میگردد که انسان برای حفظ و بقای خود تا آخرین ذره وجود خویش تلاش مینماید.
کتاب را با عنوان گزارشی از ملوان سرگردان در دریا با ترجمه کیومرث پارسای خواندم که مناسب بود
خط سیر داستان نشان میدهد که چگونه جریان آرام زندگی ناگهان از مسیر خود خارج گردیده و آنگونه ملتهب میگردد که انسان برای حفظ و بقای خود تا آخرین ذره وجود خویش تلاش مینماید.
کتاب را با عنوان گزارشی از ملوان سرگردان در دریا با ترجمه کیومرث پارسای خواندم که مناسب بود
February 15, 2025
داستان مردی که به عنوان قهرمان شناخته میشود اما خودش باور ندارد که قهرمان است، میداند که تنها برای بقا تلاش کرده است. مارکز به خوبی با تصویر کردن و ساخت فضا و اتمسفر داستان را جلو میبرد و خواننده را همراه میکند؛ شبیه به کاری که همینگوی در پیرمرد و دریا انجام میدهد.
May 16, 2008
هیچ فکر نمی کردم که یک آدم می تواند قهرمان بشود , فقط برای آن که ده روز در یک کلک بوده و رنج گرسنگی و تشنگی کشیده است . من کار دیگری نمی توانستم بکنم . اگر کلک یک کلک مجهز به آب , قوطی های بیسکوییت خرد شده , قطب نما و وسایل ماهیگیری بود , حتما به همان اندازه زنده می ماندم که الان هستم . ولی یک فرق داشت : به من به چشم یک قهرمان نگاه نمی کردند . به این دلیل که قهرمانی , در مورد من , تنها عبارت از این بود که نگذاشتم , ظرف ده روز , از گرسنگی و تشنگی بمیرم .
November 27, 2013
در ایتدا و بعد از عنوان کتاب این چنین آمده: سرگذست یک غریق که ده روز در بیراههی دریا در یک کلک بدون غذا و آب به سر برد، او را قهرمان ملی نامیدند، ملکههای زیبایی به او بوسهها دادند، آگهیهای تجاری ثروتمندش کردند، و بعد مغضوب حکومت شد و برای همیشه به دست فراموشی افتاد.
اما از این قضیه تنها قسمت ده روز در دریا ماندن پرورانده شده و حرفی از مغضوب حکومت واقع شدن به میان نیامده و این امر در همین حدِ صحبت ابتدایی باقی میماند.
اما از این قضیه تنها قسمت ده روز در دریا ماندن پرورانده شده و حرفی از مغضوب حکومت واقع شدن به میان نیامده و این امر در همین حدِ صحبت ابتدایی باقی میماند.
July 17, 2022
سرگذشت واقعی یک ملوان که از کشتی غرق شده نجات پیدا میکند و به مدت ده روز بی آن که چیزی بخورد یا بنوشد وسط دریا گیر میکند و در آخر نجات پیدا میکند، قلم مارکز باعث میشه فکر کنید خودتون دارید این ماجرا رو تجربه میکنید و همون احساساتی که راوی داشته رو کاملا درک کنید
تنها چیزی که آدم بعد از خواندن این کتاب متوجه میشه این که زندگی خیلی برای انسان با ارزشه و امید آخرین سنگر برای نجات از همه جور اتفاقیه...
تنها چیزی که آدم بعد از خواندن این کتاب متوجه میشه این که زندگی خیلی برای انسان با ارزشه و امید آخرین سنگر برای نجات از همه جور اتفاقیه...
May 25, 2013
همیشه ی خدا به نویسنده ها حسودیم می شد که چطور سوژه هاشون رو پیدا می کنن اما در این مورد سوژه رفته پیش ِ نویسنده. کتاب اول تو چند قسمت تو روزنامه ای که مارکز توش کار می کرده چاپ شده. بخاطر فاش کردن دروغ های حکومت اون زمان روزنامه بسته شد. کتاب خوبی بود ولی به مارکز نمی خورد. به یک طرز عجیبی منو یاد پیرمرد و دریا مینداخت. برای همینه که فکر می کنم اگه این کتاب رو همینگوی مینوشت بهتر از آب در میومد.
May 15, 2008
داستان غریقی که جسمش در هیچ خانه ای جا نمی گرفت و زنان مویه کنان نشانه های سفرش را در دریا از او پاک می کنند
عالی. تکان دهنده
عالی. تکان دهنده
September 2, 2008
دا داسې كتاب دى چې د نړۍ ډېر مشهوره كتاب نو ځكه ما دې ته پينځه ستوري وركړل
مننه
نورعلي لالى
مننه
نورعلي لالى
January 18, 2021
Very dissappointed in Garcia Marquez
November 18, 2022
هیچ فکر نمیکردم که یک ادم میتواند قهرمان بشود فقط برای اینکه ده روز در یک کلک بوده و رنج گرسنگی و تشنگی کشیده است.
Displaying 1 - 23 of 23 reviews



















