ابر صورتي. عليرضا محمودي ايرانمهر. نشر چشمه. ١٣٨٨ ابر صورتي مجموعه اي از داستان هاي كوتاه عجيبه. هر داستان اين مجموعه آدم رو شگفت زده ميكنه. داستان ابر صورتي قصه مرگ سربازي در جنگه كه از زبان خودش روايت ميشه و سالهاي سرگرداني اش تو خاك عراق و ايران رو نشون ميده. قصه تلخ جنگ از زبان يكي از كشته ها فوق العاده رنج آوره. بقيه قصه ها هم سراسر اندوه و غم ان. مثل قصه گم شدن دختربچه اي و تلاش پدر براي اينكه بچه رو فراموش كنه طوري كه آخر داستان كلا بچه رو انكار ميكنه. اگر ميخواين قصه هايي پر از رنج و اندوه رو بخونين و در عين حال از نثري شگفت انگيز لذت ببرين اين مجموعه خيلي مناسبه. مجموعه اي كه از زبان مرده ها تا زبان يك سوسك كرم كتاب و روشن فكر ميتونين داستان بشنوين.سوسكي كه ميگه:"زندگي مجموعه پرشماري از امكان هاست كه در نهايت فقط يكي از آنها براي تو محقق مي شود"😶. من اين كتاب رو اولين بار سال ٨٩ خريدم و امروز مرور كردم . اميدوارم تجديد چاپ شده باشه و خونده بشه چون بدون شك از بهترين هاي داستان كوتاهِ.
حيرت ما در برابر هستي شايد حاصل آن باشد كه فقط يك بار در اين جهان زندگي ميكنيم و حتا اگر زندگي هايي در زمان ها و صورت هاي ديگر داشته ايم چيز روشني از آن در خاطرمان نيست،بنابر اين در برابر ناداني ناگريز خود شكست ميخوريم
اين مجموعه دو داستان خوب داشت اولي داستان ابر صورتي كه موضوع و نحوه ي روايتي خلاقيتي عالي در خود داشت و قطعا جزو بهترين داستان هاي ايراني است و دومين داستان سنجاقك بود كه آن را ميپسندم چون روايتي متفاوت داشت از داستانهاي ايرانيي كه تا به حال خواندم داستان را به سبك رئاليسم جادويي نوشته كه اين موضوع را همان ابتداي داستان در حالي كه راوي در حال خواندن گزارش يك مرگ ماركز است به خواننده نشان ميدهد. محتواي اين داستان را نيز ميپسنديدم. بقيه ي داستان ها هم بد نبودند اما به هيچ وجه داستان هاي خوبي هم نبودند
اولين داستان اين مجموعه با نام ابر صورتي كه همان نام كتاب است . خلاقيت و تاثير جملات و روند توصيف اتفاقات برايم بسيار جالب بود.همين داستان كه 16 صفحه اول كتاب است برنده جايزه ادبي بهرام صادقي شده است.