Jump to ratings and reviews
Rate this book

خاطرات کیومرث صابری

Rate this book
موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)
موسسه چاپ و نشر عروج‏‫

172 pages, Paperback

First published April 1, 2007

7 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (16%)
3 stars
3 (50%)
2 stars
2 (33%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Alireza nabawi.
18 reviews7 followers
August 2, 2023
خیلی وقت است که دهه‌ی شصت تمام شده. دهه‌‌ی سنگر‌های داخل خیابان‌ها‌،‌ دهه‌ی ضربدرهای روی شیشه‌ها‌،‌‌ دهه‌ی کوپن‌،‌ صف‌، مدرسه‌های شلوغ‌، کوچه‌هایی که هر‌ چند‌ هفته از آدم متراکم می‌شدند و تابوتی روی دوش‌ها و «این گل پرپر از کجا آمده» و برگه‌های سرخ و سفیدی که سر کوچه‌ها می‌زدند «و شهید قلب تاریخ است‌» و دهه‌ی کارمندهایی که هر‌ روز روزنامه‌‌ی اطلاعات را که بوی تند کاغذ‌کاهی و سرب می‌داد، کنار سبزی و تخم‌مرغ می‌خریدند و عصرها ستون ثابت صفحه‌ی سه را بلند می‌خواندند و لبخند می‌زدند و راضی بودند که کسی هست که حرف دل را بزند.

خیلی وقت است که دهه‌ی هفتاد تمام شده . دهه‌ای که روی دکه‌ها و بین روزنامه‌ها مجله‌ای بود که سیاست را با لبخند و رنگ به خانه‌ها می‌آورد و به میز ادارات و صندلی سلمانی‌ها و قفسه‌ی کتابخانه‌ها. به مسئولین جوالدوز می‌زد و سیاستمداران اعتبارشان را در کاریکاتورهای روی‌جلد او جستجو می‌کردند. قهرمان این دو دهه گل‌آقا بود . راز گل‌آقا چه بود؟ گل‌آقا که بود؟ چرا دیگر تکرار نشد؟

این‌کتاب صفحه‌ی دیگری از زندگی کیومرث صابری است. صفحه‌ای از روزهای دوستی نزدیک او و رجایی. سالهایی که مشاور رجایی نخست‌وزیر بود. و بعدتر شکل‌گیری ستون ثابتش در روزنامه اطلاعات.
به نظرم کتاب با همه‌ی شمایل عجولانه‌اش برملاکننده‌ی راز گل‌‌آقاست. بیست سال طنزنویسی در فضایی ملتهب‌،‌ بیست سال روی لبه‌ی تیغ راه رفتن و بیست سال دوام آوردن و محبوب بودن‌.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
June 28, 2010
در كتاب «خاطرات كيومرث صابري» ، آمده است: «يادم است يك زماني امام شطرنج را آزاد كرده بودند. روزنامه‌ها نوشتند كه حضرت امام فتواشان راجع به شطرنج و موسيقي و ... آمد. من دو كلمه حرف حساب را با فاكس مي‌فرستادم اطلاعات. آن زمان يك چيزي نوشتم كه فقط هم به بيت رفت و فقط هم پيش سيد احمد رفت زير دست امام آمد و آن اين بود كه حضرت امام كه قبلا ماهي اوزون برون را آزاد كرده بودند و بعدا شطرنج را آزاد كرده بودند و راجع به موسيقي هم اين را گفتند و خدا ايشان را زنده نگه داشته باشد همان اصطلاحي كه خود مردم گفتند كه خدا ايشان را طول عمر همراه با عزت عنايت بفرمايد كه به تدريج كم كم بقيه چيزها را هم آزاد بكنند تا ما در آخر عمري يك كيفي كرده باشيم، «خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار». آقا سيد احمد به آقاي دعايي گفته بودند كه آقا اين فاكس ما خراب شده، ايشان فرستاده بودند كه آن دستگاه فاكس را درست كنند گفته بود فاكس درست شد، حالا شما يك متني فاكس كنيد كه دعايي اين دو كلمه حرف حساب را فاكس كرده بود. سيد احمد هم بلافاصله خدمت حضرت امام برده بود كه امام خنديده بودند. منتها همان يك نسخه بود و ما جز به محارم، ديگر به كسي نگفتيم.»
Profile Image for atashekan ..
27 reviews12 followers
November 30, 2015
هنوز چهل صفحه هم ازش نخونده بودم که چشمام چندبار رفته بودن تا مرز اشکی شدن. خیلی خاطراتی که از امام و انقلاب و رجایی نوشته برام اثرگذار بود...جالبه که خاطرات معروف ترین طنزپردازمون در کنار شوق، سوز هم داره...به قول شاعر اگر خون دل بود ما خورده ایم...اگر داغ دل بود ما دیده ایم
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.