مرتضی احمدی هنرمند معاصر دلبستگی خاصی به سرزمینش، زادگاهش و بچهمحلهایش دارد و به قول خودش ریشهاش تو این خاک گیر کرده است. او اینبار خاطرات خودش را از شهر تهران، بچهمحلهایش و علایق آنها بازگو کرده است: «یه چَن روزیه که تو چاردیواری سوت و کورم. دقّه دقّه با خودم وَر میرم، وِر میزنم، اونم واس خاطر زادگاهم که هر تیکهشو غربتیها بدون تیر و تفنگ به جونش افتادن و چپوش کردن، حتی تهتوآشم مفت خود دونسن و هپروش کردن. اگه من از زادگاهم و بر و بچههاش میگم بهم ایراد نگیرین.» کتاب «پرسه» سیری در احوالات خاطرات گذشته این هنرمند است که با شیوهای خاص روایت شده است. بازیهای دست جمعی، شخصیتهای تهران قدیم، دلخوشیها، و همه و همه در این کتاب برای کسانی نوشته شده که دلبسته این آب و خاکند. از مرتضی احمدی پیش از این کتاب من و زندگی (خاطرات)، کهنههای همیشه نو (ترانههای تخت حوضی) و فرهنگ بر و بچههای ترون منتشر شده است.
اگه درست یادم باشه اولین کتابی که نصفه گذاشتمش و حتی حاضر نشدم تو کتابخونه ام نگهش دارم. در تمام اون بخش های کتاب که خووندم فقط داشت افرادی که بنا به هر دلیلی به تهران وارد شدن و اونجا زندگی جدیدی شروع کردن، به معنای واقعی کلمه تحقیر میکرد. اگه قرار به این حرف ها باشه ساکنین همه شهرهای کشور، حرف برای گفتن خواهند داشت حتی خیلی بیشتر و با دلایل منطقی تر. خیلی زشت و ناپسنده یک نفر(مخصوصا آقای مرتضی احمدی که همه براشون احترام قائل هستن)انقدر هموطنانشون رو به یه دلیل کاملا توجیه شده (مهاجرت اجباری) کوچیک کنن. واقعا متاسفم.
کتاب بیشتر تو حال و هوای نوستالژي و خاطره بازی با تهران قدیم سیر می کنه. به عنوان کتابی برای شناخت فرهنگ عامه مردم تهران چندان قوی نیست و بیش از اندازه کلی و احساسی نوشته شده. اما نکته فوق العاده کتاب زبان اثره که به لهجه تهرانی نوشته شده و از این نظر مرجع فوق العاده ای به حساب میاد
من عاشق کتابایی هستم که از طهرانِ قدیم می گن.. از خونه ها، ماشینا، آدما توی طهرانِ قدیم.. اصلن دوس دارم اگه قرار بود یکی از آرزوهام برآورده شه سفر به گذشته باشه مثلن به طهرانِ پنجاه شصت سالِ پیش شایدم قبل ترش برگردم البته فقط به مدت یه روز... یه حسِ نوستالژیکی پیدا می کنم انگار که تو اون زمونا زندگی کرده باشم و حالا دلم تنگ ش باشه.. اگه اهلِ خاطره بازی هستین این کتاب پیشنهادِ خوبیه برای خوندن