از متن کتاب : پارسیان و یونانیان که { عشق و نفرت } آن ها را به هم پیوند میداد ، اگر هم از نظر ظاهری می توانستند با هم بیامیزند ، از نظر روحی قادر به این کار نبودند. اگر این رابطه به تماس نزدیک منجر میشد ، روحیه ی پارسی به آن سرایت میکرد و به فسادشان می کشاند. در عوض پارسیان در برابر روحیه یونانی ( هلنیسم) مصونیت داشتند. آن ها بدون نگرانی ، از هر آنچه جهان یونانی برای عرضه کردن داشت ، سود جستند. هنگامی که میراث هلاس به روم رسید ، با فروکش کردن کشمکش معنوی ، روابط میان غرب و شرق دگرگون شد. در حالی که پیش تر قدرت نظم در شرق و قدرت آزادی خواهی در غرب در برابر یکدیگر قرار داشتند ، اینک دو قدرت نظم ، فرمانروایی اشکانیان و ساسانیان در یکسو و امپراتوری روم در سوی دیگر ، با هم روبه رو بودند. از این رو کشمکش هایشان منحصر شد به درگیری های سیاسی... هنگامی هم که بیزانس جای روم را گرفت ، باز همچنان منازعه ادامه یافت و البته این بار به خاطر تقابل مسیحیان در غرب و زرتشتیان در شرق شدت گرفت. هر دو قدرت ، یعنی شاهنشاهی ساسانی و امپراتوری بیزانس ، با جنگ های مستمر یکدیگر را ضعیف کردند. هنگامی که در میانه ی سده ی هفتم میلادی عرب دین جدید خود ، اسلام ، را به جهان آورد ، ایران به کلی از پا در آمد و بیزانس سوریه و مصر را از دست داد. به این ترتیب ، پس از یک هزاره برخورد هیجان انگیز میان ایران و جهان هلنیسم پایان یافت.
درباره کتاب حاضر:
خوشبختانه انتشارات ماهی در طول چند سال اخیر دست به ترجمه و چاپ آثاری تاریخی با عنوان پژوهش های جهان باستان زده است که مطالعه ی آن برای تاریخ دوستان خالی از لطف نخواهد بود. حُسن این کتابها بیشتر در این است که ماحصل کار ؛ شامل آثاری ست که تابحال به فارسی ترجمه نشده و از دسترس خوانندگان دور بوده و از سویی دیگر شامل مطالعات و پژوهش های بروزتری میشوند که لازمه مطالعات تاریخی گسترده و حرفه ایست. به نسبت کتابهایی دیگری که در مورد هخامنشان خواندم ، این اثر والتر هینتس که با ترجمه ی روان دکتر پرویز رجبی چاپ شده است ، حرف های تازه تر و نگاه های انتقادی تری برای خواننده به ارمغان آورده است. بیشترین تمرکزِ کتاب بروی شخصیت داریوش اول و سنجیدن تمامی ابعاد فرمانروایی اوست. کتاب شامل عکس های روغنی بسیار واضحی ست که باعث میشود خواننده تاریخِ خشک ( البته من بر این عقیده نبوده ام که تاریخ محتوا و روایتی ست خشک ، کسل کننده و کم ضرورت ) را _ به عقیده رایج _ با روایتی ملموس و رنگین دریابد. این کتاب را _ بویژه دیگر آثار والتر هینتس و دکتر پرویز رجبی _ به عنوان منابعی مهم به تاریخ دوستان گرامی توصیه میکنم.
از نگاه بی طرفانه به تاریخ ایران زمین و نگاهی تخصصی، کارشناسی و دقیق به تاریخ هخامنشی این کتاب خیلی ضعیف و پر از اشتباهات و غلط های تاریخی غیر قابل بخشش بود ❗ ۱) اول از همه اینکه ایرانیان بربر نبودند و هیچ وقت برده داری نمی کردند برخلاف گزافه گویی های هرودوت نادان ۲) نویسنده از همان آغاز کتاب که منابع ایرانی را دروغ و تبلیغات پنداشت و هرودوت دشمن ایران را یگانه منبع معتبر انگاشت !!!!! ۳)این کتاب از پادشاهی کمبوجيه به بعد فقط به گزافه گویی و افسانه سرایی و دروغ بافی پرداخته و از خشایارشاه چهره ای کثیف و زشت آفریده ❗❗❗❗ بنا به گواهی خود هرودوت گزافه گو، یونانیان پیوسته مثل اعراب تازی با هم در جنگ بودند و ایرانیان می کوشیدند میان ایشان صلح برقرار کنند ! دقیقا کاری که شاهنشاه اعلیحضرت داریوش اول انجام داد و پیمان صلح با یونان بست که تا زمان اسکندر این پیمان همچنان برقرار بود و مهم تر از همه اینکه خشایارشا به هیچ عنوان آتن و آکروپلیس را نسوزاند و معبد آکروپل و دلفی در جنگ های داخلی و پلوپنزی سوزانده و ویران گردید. ⚠️ وقتی هرودوت از آمار ۵/۵ میلیون سپاه ایران سخن می گوید واضح است که خشایارشا کل جمعیت ایران رو با خودش به میدان جنگ برده بوده :)
!مهم تر از همه اینکه در مذهب ایرانیان قربانی کردن ممنوع بوده شخصی به نام استر و مردخای وجود خارجی ندارند و افسانه هایی هستند که از کتاب تورات که می دانیم به هیج عنوان منبع موثق تاریخی نیست و همش افسانه و قصه های شب است. ❌ !کبوجیه گاو آپیس را نکشت و مومیایی فرعون را نسوزاند با مردمان مصر به خوبی همچون پدر عزیزش رفتار کرد
اگر به نبشته های خصمانه هرودوت نسبت به ایرانیان چشم پوشی کنیم و به وقایع تاریخی که صحت دارند و افسانه نیستند بپردازیم متوجه می شویم که وقتی خشایارشا وارد آتن می شود به قدری با مردمان یونان به خوبی همچون پدر بزرگ عادل خویش(شاهنشاه کورش دوم ) رفتار می کند که مردم او را مورد ستایش قرار می دهند و جالب ترین نکته این است که خشایارشا با لباس مردم محلی یونان وارد معبد دلفی و آکروپل می شود و ادای احترام می کند به خدایان یونانی ! این کار خشایارشا بسیار برای مردم تاثیرگذار می شود که برای تشکر و قدر دانی از خشایارشا مجسمه وی را می سازند و در معبدآکروپل و دلفی قرار می دهند و متاسفانه جفت معابد آکروپل و دلفی در جنگ های داخلی یونان و شورش های مردم مورد تخریب قرار می گیرند و به آتش کشیده می شوند. جالب اینجاست که هرودوت تاریخ نویس یونانی که از نظر اکثر مورخان وی را افسانه نویس خطاب می کنند او به دروغ در کتاب خود می نویسد که خشایارشا معبد آکروپل را سوزانید و به ناموس مردم تعدی کرد!!!!!! و همین دروغ و تحریف تاریخ هرودوت باعث می شود که اسکندر مقدونی ملعون در سال های آتی کینه معبد آکروپل را به دل بگیرد و تخت جمشید(پرسپولیس ) را به آتش و ویرانگی بکشاند ! افسوس 💔 اسکندر در زمان حمله به پرسپولیس به علت کینه های کورکورانه و کودکانه خود، مردم ایران را نسل کشی کرد و کودکان را در آتش انداخت و زبان خود را بر ما ایرانیان مظلوم تحمیل کرد همچون کاری که سپاهیان مغول و اعراب تازی انجام دادند
این کتاب یکی از میوه های 35 سال تحقیقات والتر هینتس در مورد هخامنشیانه. در کتاب اول کلا در مورد سیر تاریخی حکومت هخامنشی وبخصوص حکومت داریوش صحبت کرده. بخصوص به نقش داریوش در ایجاد خط میخی پارسی که به دلیل سادگی راه بازخوانی سایر خطوط میخی رو باز کرده. نثر روانی داره ترجمه خوبی هم توسط پرویز رجبی شده.