Jump to ratings and reviews
Rate this book

کبوتری ناگهان

Rate this book
نمايشنامه- ادبيات

24 pages, Paperback

First published January 1, 2005

6 people are currently reading
146 people want to read

About the author

محمد چرم‌شیر

40 books99 followers
محمد چرم شیر (زاده ۱۳۳۹ تهران) نمایشنامه نویس و مدرس تئاتر است. او دانش آموخته رشته ادبیات نمایشی در سال ۱۳۶۶ از دانشگاه تهران است.
محمد چرمشیر بیش از صد نمایشنامه نوشته است. وی پنجاه و چهار نمایشنامه چاپ شده داردو نمایشنامه هایش به زبان های انگلیسی آلمانی و فرانسوی ترجمه و در کشورهای ایران، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و آمریکا اجرا شده اند.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
36 (25%)
4 stars
30 (21%)
3 stars
48 (34%)
2 stars
18 (12%)
1 star
7 (5%)
Displaying 1 - 17 of 17 reviews
Profile Image for °•.Melina°•..
414 reviews656 followers
November 17, 2024
«اما این مردها همیشه کودک باقی می‌مانند. همیشه هم چیزی می‌خواهند. یک‌وقت از مادرشان، یک وقت از زن‌شان. این که چه باشد فرقی نمی‌کند، فقط می‌خواهند. صاحب همه چیز هم هستند. پا به خشت نگذاشته صاحب‌اند. گاهی صاحب یک پوک، گاهی صاحب ما زن‌ها. همیشه هم بهانه‌هایی دارند برای کودکی‌های‌شان.»

زیبا بود. ممنون از قلم ایشون. ۲۴ صفحه نمایشنامه‌ی خالص اندوه زنانه تو یه باغ بارونی با زیست‌های مختلف.

«چرا خانه را بیرونی و اَندرونی کرده‌اند این مردها؟ برای حفظ ناموس ما زن ها؟ باید ساده باشی که باور کنی. ما زن‌ها می‌نشینیم در اَندرونی به هزار بند و ناچار تا مردها، زندگی کنند به آسودگی در آن‌جا که نامش بیرونی‌ست. می‌بینی-نام خوشی هم دارد. بیرونی.
بیچاره ما زن‌ها.»

در آینده بیشتر سعی خواهم کرد با آثار چرم‌شیر ارتباط برقرار کنم فعلا اولین تجربه‌م بود، اما ابن حد از زن رو فهمیدن-درست مثل موپاسان- شاهکاره. حس و حال غریبی داشت و دیالوگ‌ها، تک‌گویی ها درخشان بود.

«همه‌ی معنای زنانگی همین است؟ باری بر دل بگیری و تمام؟»

[بنظر من] اگر همین رو یک زن می‌نوشت، واکنش جامعه بهش ۱۸۰ ددجه برمیگشت و تمام این چهارپنج ستاره‌هایی که میبینید یکی دو تا میشد. قول میدم بهتون، متاسفانه.
Profile Image for Rosa Jamali.
Author 26 books115 followers
August 22, 2013
اجرای این کار را به گمانم در سال هشتاد و چهار در کارگاه نمایش دیدم . با بازی بی نظیر نگار عابدی در نقش نزهت جهان که بیانش در میان بازیگران زن فوق العاده ست و چیزی در حد جنس صدای رویا تیموریان. از همان دیالوگ های اول نمایشنامه تکان خوردم که خدایا این چه زبانی ست که چرمشیر شاعرانه و ضرباگین داستانش را در آن ریخته است

من پای همان رازقی ها نشسته بودم. آقاجانت ایستاده بود میان همین پنج دری
خوف دارم ازین ساکت شدن همه چیز در این باغ. التهابی می اندازد به ساکت شدن این باغ میان بارش باران
و
...

و این ترجیع بندی بود که هر از گاه خانم جان تکرار می کرد
بی درنگ زبان نمایش دیوانه ام کرد که کم نظیر بود و فقط چرمشیر بود که می توانست این زبان و فضا را در کنار هم دربیاورد . فضای مه آلود یک باغ، باران و هفت زن از دوره ی تاریک قاجار که از اندرونی آمده بودند و یکی رقیب دیگری
هر زنی از دری می آمد و داستانی می گفت .مهر آفاق و نزهت جهان درد دل می کردند
اما خانم جان از همه دردمند تر بود که لباس سفید به تن داشت و در درِ انتهایی نشسته بود و خیره به باغ تک گویی می گفت
بعد که نمایشنامه را خواندم دیدم اصلا توضیح صحنه ندارد و چرمشیر این فضا را در دل دیالوگ ها که کاملا کارکرد نمایشی داشتند در آورده ست . خیلی اتفاق افتاده ست که زبان صلب و سخت ادبی سر صحنه در نیاید اما چرمشیر انگار شعر گفته بود که به مکثی گاه موسیقی کلام را تقطیع می کرد و خود این هفت زن که هرکدام داستانی جداگانه داشته اند و ازدری جداگانه می آمدند
و این شاید یکی از بهترین های چرمشیر بود و به یاد ماندنی ترین

گفتم به چه نگاه می کنید آقا میان تاریکی این باغ؟
گفت به خودِ این تاریکی
...

رُزا جمالی
Profile Image for Fateme Beygi.
348 reviews136 followers
July 21, 2014
این سلیقه ی منه که بعضی کارای ادبی با تم تاریخی رو دوست دارم نه تاریخی که هست بلکه اشاره و خلق کردن چیزایی که تا حالا بهش فکر نشده. این نمایش نامه هم نسبتا جزو این دسته است. موضوعش شاید بکر نباشه اما هنر چرمشیر توی شخصیت پردازی اش جلوه می کنه. اینطور زنانه نوشتن و زنانه بودن و زنانه حس کردن واقعا خوبه. این که دیدگاه این زنِ دوره ی تاریخی رو بدونی و بفهمی.
Profile Image for Shabnam_wr.
127 reviews7 followers
November 29, 2025
نمایشنامه ای کوتاه با فضایی کاملاً شاعرانه و زنانه.
Profile Image for Ehsan.
234 reviews80 followers
March 16, 2020
«این شاتوبریان و این باران _با هم_ می‌شوند دردِ بی‌درمان.»
Profile Image for Kosar.
42 reviews5 followers
August 16, 2021
وسط حیاط بیمارستان بودم و تنها راه برای جدایی از این وضعیت کتاب بود. رفتم از کتاب فروشی نزدیک بیمارستان این نمایشنامه رو خریدم. اولین نمایشنامه‌ای بود که خوندم و واقعا هم چه انتخاب خوبی بود.:)
Profile Image for Zohreh Hanifeh.
390 reviews105 followers
December 10, 2020
گفت: «چرا گریه می‌کنید، خانم جان؟ این اشک‌ها نرم می‌کنند دل را. سبُک می‌شوید با این اشک‌ها. نگذارید سبک شود دلتان، خانم جان. سخت باشد بهتر است این دل. دوام می‌آورد. می‌ماند.»
Profile Image for Ziba Ghodsifar.
92 reviews8 followers
May 9, 2024
نمایشنامه کوتاه جالبی بود و جالب‌تر این که من آن را در هوای بارانی خواندم.
Profile Image for Behnazepm.
41 reviews
February 4, 2016
واقعا حرف های دل یک زن رو به خوبی بیان کرده حتی جملاتی که استفاده کرده هم کاملا هم خونی داره
این کتاب رو دوست داشتم چون جدا از جهان اول یا سوم بودن جدا از تعهد یک مرد نسبت به همسرش حقیقتی رو از زبون یک زن بیان میکنه که واقعا نمیشه انکارش کرد.
معنی زنانگی همین است؟ باری بر دل بگیری و تمام ؟
Profile Image for Pardis.
707 reviews
July 2, 2007
هنوز هم اين باران ميبارد ملوچ جان؟
نه ديگر نميبارد نزهت جهان جان
كاش ميباريد!‌كاش آنقدر ميباريد كه همه چيز را گم ميكرد زير آن پرده شيري بخار و مه!
Profile Image for Atena | آتنا.
388 reviews
March 16, 2019
گفت: خانم جان، کاش ترس ها همه به اندازه ی همین ترس ها بود از این باغ و این باران و این تنهایی. آن وقت کار ما مردها آسان بود. آغوش می گشودیم و ترس ها همه می رفتند. نفهمیدم چه می گوید آقا جانت.هیچ وقت نفهمیدم.

راست می گفت این آقا جان من، سخت باشد این دل بهتر است. دوام می آورد. می ماند.

کوچه گردی در این خراب آباد، هر چه به من نیاموخته این یکی را خوب آموخته که باید با خواب هایم خوش باشم،اما بدانم بیداری چیز دیگری ست.

مردها خودشان به شما می گویند که وی هستند. مردها می آیند که بمانند برای ما زن ها. خانم جان، باز می خواهند جایی را بیابند که بمانند.
Profile Image for Nahid Soltanzadeh.
57 reviews25 followers
October 31, 2017
شاعرانگی و ظرافتش خیلی به دلم نشست. یه غم لطیفی بود توش که وقتی کتاب تموم شد هم هنوز تو دلم مونده بود.
از فضاش و ابهام و مه‌آلودگی‌ش یاد خانه‌ی ادریسی‌ها افتادم.
قشنگ بود :)
Profile Image for Elyas.
132 reviews15 followers
March 29, 2020
به‌جز زیباییِ زبانِ شعر‌گونه‌اش برای من چیز دیگری نداشت.
Profile Image for Elham.
39 reviews45 followers
June 14, 2014
"هرچند خانم جان خود شما زنید و می دانید چه می کند دستی گرم که مینشیند بر دست های ما"
داستان بسیار زنانه اسن و همین برای من خیلی دلچسب بود. نمیدونم اگه یه مرد این رو بخونه دوست خواهد داشت یا خیر. خیلی د��م نمایش اش رو ببینم
3 reviews
Read
April 10, 2011
یک تجربه ی لورکایی در نمایش نامه نویسی فارسی... با قدرت فوق العاده ای در استخدام کلمات و نحو کلام
Profile Image for Masoud K E.
5 reviews
April 12, 2017
اینجا زن ها، نه ساله زن می شوند و سی ساله ننه جان باجی خانم...
Displaying 1 - 17 of 17 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.