«ادیان در خدمت انسان؛ جستارهایی درباره دین و مسائل جهان معاصر»، عنوان دومین کتاب مجموعه «در قلمرو اندیشه امام موسی صدر» است که در آذر ماه 1384 به بازار نشر عرضه شده است. اين كتاب شامل بيست و نه عنوان از مقالات و سخنرانيهاي امام موسي صدر است و نام كتاب نيز از موضوع سخنراني تاريخي امام موسي صدر در كليساي كبوشين بيروت اقتباس شده است. «اديان در خدمت انسان»، «در پاسداشت آزادي»، «دين در جهان امروز»، »جلوههايي از تمدن ما»،«مبارز كيست؟»، «جايگاه دين در جنبشهاي رهاييبخش»، «اسلام، و عدالت اجتماعي و اقتصادي»، «شيعه و ديگر فرق اسلامي»، «اخلاق پيروزي» و «روزه، تمرين جهاد» از عناوين مطالب اين كتاب است.
سیدموسی صدر (زادهٔ ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ در قم)، مرجع دینی و سیاسی شیعیان بود که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهدهدار شد. او در میان شیعیان به «امام موسی صدر» مشهور است. او در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد. موسی صدر در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به اتمام رساند، و در سال ۱۳۲۹ به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشتهٔ «حقوق در اقتصاد» (معادل رشتهٔ اقتصاد کنونی) به دانشگاه تهران وارد و در سال ۱۳۳۲ فارغالتحصیل شد.
دوستانِ گرانقدر، سالِ 1975 میلادی در لبنان در ماه رمضانِ تازیان و بهمن ماهِ ما ایرانیان، چند نفر مسیحی نادان به همراه چند نفر [واحد شمارش را نفر گرفته ام، زیرا واحد شمارش تن، مختص به انسان میباشد] مسلمانِ نادانتر در کلیسا، پای چرت و پرت های یک موجود بی خرد و دروغگو نشستند.. که حاصل صحبت های <موسی صدرِ> دروغگو و مغلطه گر این کتاب بی ارزش بوده است در ابتدا وقتی با عنوان کتاب روبرو میشویم، متوجهٔ این موضوع میشویم که از ابتدا با یک مغلطۀ نجس و کثیف روبرو هستیم... «ادیان در خدمت انسان» ..! عجب ... هر انسانِ اهل مطالعه و اندیشمند، میداند که ادیان نه تنها برای انسان ها آسایش به ارمغان نیاوردند، بلکه مانعِ پیشرفتِ انسان و سببِ جنگ ها و خونریزی ها و تجاوزهای بسیار نیز بوده اند و هستند به نام دین و امامان و پیامبران بی فکر، آنقدر جنایات رخ داده است که حساب آنها از دست خارج شده است... و جالب اینجاست که برخی از دینکاران و سردمدارانِ کثیفِ این ادیان از جمله ای مغلطه آمیز استفاده میکنند و میگویند: دین به خودی خود، بد نیست.. از آن به بدی استفاده میکنند.. که جمله ای مسخره است.. چون در اکثر این جنایات، پیامبران نقش اصلی را داشته اند.. پیامبر اسلام بارها مرتکب «قتل صبر» شده است.. یعنی هنگامی که انسان هنوز جان در بدن دارد، ذره ذره اعضای بدن او را قطع میکنند.. خواهشاً مطالعه کنید تا به درستی این اخبار پی ببرید.. حال سؤال اینجاست که، آیا این حرکت کثیف و غیر انسانی از سمت خدا و به دستور پروردگار بوده است... با وجدان آگاه خودتان، داوری کنید زمانی که تازیانِ حرام زاده، به نام اللهِ اکبر و اهریمن، به مردم متمدن و انسان دوست این سرزمین حمله و تجاوز کردند، در حدود 2 میلیون و پانصد هزار تن از ایرانیان پاک این سرزمین را به قتل رساندند که به گفتهٔ اکثر مورخان، یکی از بزرگترین نسل کشی های تاریخ، بوده است یهودی هایی که ساکن عربستان بودند، همچون بنی قریظه و بنی نظیر یا دیگر قبایل یهود، در آرامش مشغول کشاورزی و تجارت بودند.. غیر از این بوده است؟ پیامبر اسلام، برای آنها از طرف خدایش یعنی بتِ اللهِ اکبر، چه چیز به ارمغان آورد؟ آسایش و امنیت؟؟ یا تجاوز و بریده شدن بیش از 800 سر، توسط علی بن ابیطالبِ بیابانی، مرد شمارهٔ یک عرب پرستان!! و تجاوز به زنان و دخترانشان مثالی دیگر... وقتی موسی یا بچه های یعقوب در حال کوچ بودند.. آیا این حرام زاده ها به هر روستا و قبیله ای رسیدند کشتار و خونریزی به نام یهووه خدای موسی انجام ندادند؟؟ چه بسیار کودکان و مردانی که به دلیل ختنه نشدن، کافر شناخته شده و به آتش کشیده شدند و چه انسان هایی که در درهٔ جوهنا یا همان جهنم، در هیزم و آتش خشم یهودیان نجس زنده زنده سوختند یا در زمان قدرت مسیحیت و کلیسا به خاطر حرف یک موجود بیسواد همچون عیسی که گفت زمین صاف است و ماه و خورشید و عالمیان به دور زمین میچرخند، چه دانشمندان و چه ستاره شناس هایی که زنده زنده سوزانده شدند و انسان های بیگناهی مثل برونوِ ایتالیایی که فقط و فقط به خاطر اظهارِ نظر درست، در آتش سوختند با وجود تمام این واقعیت های تاریخی، موجود دروغگو و فاسدی چون <موسی صدر>، در این کتاب میگوید: ادیان یکی بودند، زیرا در خدمتِ هدفی واحد بودند: دعوت به سوی خدا و خدمتِ انسان. و همچنین باز مغلطه میکند و یاوه میگوید، که: ادیان یکی بودند و هدفی مشترک را پی میگرفتند: جنگیدن در برابر خدایان زمینی و طاغوتها و یاری مستضعفان و رنجدیدگان. و این دو نیز نمودهای حقیقتی یگانهاند. و چون ادیان پیروز شدند و همراه با آنها مستضعفان نیز پیروز شدند ****************** چه جالب ... موسی صدرِ کثیف.. اگر ادیان یکی بودند.. چرا ایرانیان باید سجده میکردند و به مسلمانان و اعراب حرامی، مالیات میدادند و مشمول ذمّه خوانده میشدند؟ چرا یهودیان بدبخت در عربستان باید به پیامبر دو سوم از درآمد و محصولات جو و خرمای خودشون را میدادند؟؟!... دین یکی بوده است؟ موسی و محمد و عیسی همه یک خدا معرفی کردند؟ پس جنگ های صلیبی از تنبان و خشتکِ تو و امثال تو در آمده است؟ درود بر انسان هایی چون بهرام و انوشیروان و آشو زرتشت بزرگ و مزدکِ خردمند.. که ادعای پیامبری نداشتند و فقط و فقط با هدف شادی انسانها، آموزه های خود را به مردم این سرزمین ارائه کردند و انسان ها را تهدید به سوختن در جهنم نکردند و یا حکم جهاد از جانب خدایشان ندادند... و کسانی چون رضاخان بزرگ و یعقوب لیث صفاری، که پدرانه و دلسوزانه، برای پیشرفت سرزمینشان و کوتاه کردن دست اجنبی و بیگانه از ایران زمین، از جان مایه گذاشتند... یادشان گرامی باد ****************** عزیزانم... هر دینی، چه زرتشت، چه مزدک، چه اسلام، چه یهودیت و چه مسیحیت و چه ادیان هندو و بودا ... حتی ادیان مسخره و خرافی چون وهابیت و بهایت و .... همه و همه برای نابود کردن انسان و جلوگیری از آگاهی و پیشرفت انسانها بوده است.. پس به گفتهٔ بزرگان ایران زمین، تنها پیامبر و راهنمای انسان، <<خرد>> انسان است و بس.. پس خواهشاً، خردمند باشید، نه یک پیرو دینی بی فکر و نادان بله دوستانِ آگاهِ من.... از این نمونه جنایات برای نوشتن زیاد است... اگر میخواهید همچون یک انسانِ خردگرا زندگی کنید، تنها کافیست که طبق آداب و رسوم ایرانیان (قبل از یورش و تجاوز تازیانِ حرامی به این سرزمین) زندگی کنید رفتن به سمت دین برابر است با رفتن به سمت اهریمن و زندگیِ غیرِ انسانی، همراه با خویِ حیوانی ------------------------------------------------- امیدوارم این ریویو برایِ فرزندانِ سرزمینم مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
کتاب مجموعهای از سخنرانیها، مقالات و مصاحبههای سید موسی صدره. روحانی برجستهی ایرانی که به خاطر فعالیتهاش در لبنان معروف شده و در سال 57 چند ماه قبل از انقلاب هم در لیبی ربوده شد و هنوز هم به دنبالش میگردند...(بوی پیراهن صدر؟)ء
برجستگی و ویژگی بارزی که توی این کتاب خودنمایی میکنه و بیشتر از هرچیزی من رو شیفته خودش کرد، جهان بینی فوقالعاده زیبا و اسلامی ایشونه. ویژگی اصلی جامعهای که ایشون درش زندگی میکردند(لبنان) وجود فرهنگ و ادیان متعدد و برخورد و نیاز به تعامل این ادیان و گروهها با هم بوده. تصویری که ما از اسلام و گفتمان اسلامی داریم، تصویر جمهوری اسلامی و ایرانیه، جایی که فرصت به چالش کشیده شدن عقاید و نظرات اسلامی فراهم نیست، و به تبع اون کسی بیرون مرزها رو نگاه هم نمیکنه. دینی کاملا محلی برای خودمون ساختیم. اما سید موسی صدر در گفتار و عمل خودش، و به کمک جو لبنان، به خوبی جنبههای جهانی بودن اسلام رو نشون میده. شیوه برخورد، و مطالبی که در همه زمینهها ببیان میکنه، نسخهای هست که هنوز همه جا قابل مصرفه(اگرچه امروز بیش از 38 سال از فقدان ایشون میگذره).
در کل اگرچه کند پیش میرفتم، ولی رفتار ایشون که زاویههای فراموش شده اسلام (مثل عدالت، رابطه و حقوق افراد نسبت به هم و ..) رو پوشش میداد،و توجه فوق العاده ایشون به اسلام اجتماعی، خوندن کتاب رو بسی لذیذ میکرد!ء
لازمه که حتما دوباره بخونمش و یه سری جاهاش رو یادداشت بردارم. علی الحساب چند تا نکته که یادم مونده: * خیلی کتاب خوبی بود. مهمترین خوبیش این بود که خیلی سوالا برام پیش اومده. * امام یه سری گزارهها رو بدیهی میدونن (مثل اون تعریف جالبشون از پیشرفت) و با این پیشفرضا بحث رو جلو میبرن. نمیگم که الزاما مخالفم با همهشون یا این که الزاما همهشون پایههای اساسی بحث هستند. ولی خب... * در کل نگاه امام به خیلی مسائل هنوز هم واقعا جالب و جذابه. لااقل قابل بررسیه. * حس میکنم امام به بعضی مفاهیم خیلی دلبستگی داره. مدام سعی میکنه حرفاش رو به اونا مربوط کنه. * شمارهبندی پاراگرافها مشکل دارن! هر از چندگاهی از روی یه بند میپرید.
اولین نکته در مورد کتاب پراکندگی مطالب آن است که با توجه به "گردآوری" سخرانیها و مقالات طبیعی است و نمیشود انتظار زیادی داشت. همچنین چون بیشتر مطالب، پیادهشدهی سخنرانیهای امام موسی صدر است در نتیجه یکپارچگی متن مکتوب را هم نداریم و گاهی اوقات گسستهایی از نظر منطقی در استدلالها پیش میآید که البته باز هم طبیعی است.
یکی از خوبیهای کتاب آشنایی با مسائل فکری و فرهنگی چند دهه پیش شیعیان لبنان است؛ برای مثال توضیحات امام موسی صدر در مورد رابطهی دین و دنیای پیشرفتهی جدید و نیز مسائل مربوط به مذاهب مختلف یا رابطه با مسیحیان و... . از این نظر هرچند اکثر شبههها و مسائل مطروحه در کتاب شاید متناسب با فضای فکری حال ما نباشد اما برای آشنایی با فضای فکری آن برهه از تاریخ مفید است.
مورد بعدی که کمی آزاردهنده بود لحن کلی امام موسی صدر در کتاب بود که اصطلاحا گرد و بدون زاویه صحبت میکرد. هرچند با توجه به شرایط تاریخی و جغرافیایی ایشان تلاش برای تنشزدایی از روابط بین شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی قابل فهم است اما شخصا با تعریف امام موسی صدر از رابطهی اسلام و دنیای مدرن به مشکل خوردم و احساس میکنم در این تعریف امام با مسامحهی زیادی برخورد کرده است. امام در کل کتاب سعی میکند تا حد ممکن بیشتر تعریف و تمجید کند و کمتر صدای اعتراضش بلند است. اگر هم جایی اعتراض میکند خیلی کلی و با اشارات غیرمستقیم است. مخصوصا در مورد تعریف ایشان از تفاوت عبادت و عبودیت و اینکه "انسان با عبادت خدا آزاد میشود و نه بنده"، هرچند میتوان از جهتی این حرف را درست دانست اما به نظرم چنین تعریفی از پرستش بیشتر برای همان جامعهی تاریخی لبنان خوب است که تازه با تعاریف غربی آشنا شده و امام سعی میکند مصالحهای بین ارزشهای غربی و اسلامی به وجود بیاورد.
به طور خلاصه خواندن کتاب برای آشنایی با فضای فکری و فرهنگی شیعیان لبنان در دهههای چهل و پنجاه شمسی مف��د است.
درود بر امام موسی صدر بزرگوار و مظلوم!🌱 تا قبل از خواندن این اثر، امام موسی صدر برای من تنها در یک نام خلاصه میشدند و شناختی از ایشان نداشتم. خوشحالم که این کتاب را خواندم و با جلوههایی از تفکر ایشان که در محبت، مبارزه و مدارا خلاصه میشود، آشنا شدم. تفکرات ایشان در زمانی که سراسر جهان درگیر جنگ و خونریزیهای شدید بود، رژیم صهیونیستی به تازگی شکل گرفته بود و هنوز نیروهای قدرتمند اسلامی به وجود نیامده بودند، بسیار عمیق و شگفتآور است. نظرات ایشان دربارهی خانواده و تربیت فرزندان، محور مقاومت کنونی و همچنین دنیای مدرن و جلوههای آن، بسیار مفید هستند.
What an incredible read this book was. The book is a combination of speeches delivered by the Imam as well as articles and interviews. I had never been so impressed by a person. What a character, intellectual, charismatic, motivational, genuine, brave, activist. I have found myself a new hero.
اسلامی که موسی صدر ازش حرف میزنه، دین قشنگ و به روزیه، اسلامیه که نه فقط اخرت بلکه دنیای ادم هم اباد میکنه، اسلامیه که میتونم بهش افتخار کنم و خوشحال و شکرگزار باشم بابت ایمان داشتن به این دین... .
سه ستاره میدم چون که کلا با کتابهایی که از جنس سخنرانی هستند چندان راحت نیستم وگرنه که عنوان این کتاب جذابیتش تو منظومه فکری من درحدی هست که کتاب رو چهارستاره و پنج ستاره کنم، امیدوارم، واقعا امیدوارم هر خانواده مذهبی حداقل کاری که برای تربیت بچهش میکنه این باشه که تو نوجوونی با منظومه فکری افرادی مثل موسی صدر و علی صفایی حائری آشناشون کنه، حالا از هر طریقی که خودش بلده. واقعا تفاوتی که در نگاه فرد متدین بدون بینش مشابه این افراد هست و نگاه این افراد به انسان و مسئله دینی، بنظرم قابل بیان نیست آنقدر که زیاده.
مفاهیمی که آقای صدر تو اکثر بخشهای این کتاب خیلی روش تاکید داشتن و من به شخصه درس گرفتم: اینکه وجود انسان استعدادهای متفاوتی داره، هر استعدادی حق و وظبفهای رو با خودش به همراه داره، اینکه تاریخ و تکامل انسان هم بصورت فردی و هم بصورت اجتماعی باید بررسی بشه، اینکه احتکار و اسراف در یه بعد منجر به ضعف ابعاد دیگه وجود آدمی عدم تعادل فرد و جامعه میشه و خیلی از قوانین دین بر همین حسبه. اینکه زکات مفهومی واجب و به دور از لطف هست که ما وظیفه داریم در قبال استعدادهامون (همون امانتی که کسی جز ما قبولش نکرده) برای جامعه انجام بدیم و فقط هم محدود به زکات مالی نمیشه، اینکه هدف رو با ابزارها اشتباه نگیریم ، رابطه متقابل اعمال عبادی و زندگی مومنانه با باور ایمانی، ایمان به ملائکه به عنوان بخشی از قیومیت و ربوبیت دائمی خدا، امکان برداشتهای جدید از قرآن با قرار دادن کلام خدا به مثابه اصل جهان که ثابته و ما به طور مستمر بله موازات پیشرفت خودمون چیزهای بیشتر و بعضا متفاوتی از اون اصل ثابت متوجه میشیم، مفهوم عبادت به معنای عملی که ما رو به صفات خدا نزدیکتر میکنه و بنابراین آزادی بخش هست و نه محدودکننده، دید رشدمحور به کل حیات انسان داشتن به جای دید عرضه و تقاضا و ریسک که دنیای جدید عرضه میکنه، مفهوم دعا و استفاده از مفاهیم و قوانین آورده شده تو قران و عبادت برای فهم بهتر انسان به عنوان ابزار تعیین سرنوشت در شب های قدر (بهجای تصور خشنی که از خدا به مثابه یه مامور تخصیص بودجه میاد تو ذهن تو این شبها)،
اینکه دین صرفا یه سری مناسک عبادی با شکل خاص نیست و هدف اصلی دین، تنظیم زیست اجتماعی انسانها بوده، اینکه ایده ابدیت انسان راه حل خوبی برای مواجهه با شرایطی ه که در اون آرزوهای انسان بینهایت و ابزار و شرایط محدودن، این نگرش تنها نگرشی هست که انسان رو برای همیشه در حرکت و رو به کمال نگه میداره، همچنین این راهیه که یه ایده جدید سودمند رو تصویر میکنه: شرایطی که انسان میتونه ببخشه ولی چیزی از مایملکش کم نشه و همچنان مقام مالکیت رو حفظ کنه.
آقای صدر سه شیوه تربیتی انسان در قرآن رو به این شکل مطرح میکنه: اول با دستورات و بکن نکنهای مشخص و مستقیم، دوم با دادن قرائت جدید و برداشت مومنانه از مفاهیم (مثل عادلانه بودن ساخت دنیا پس شما هم برای هماهنگی با این جهان عادل باشید) و سوم با مهندسی جامعه برای شرایطی که ناخودآگاه به انتخاب بهتر کمک کنه و این همون تاکید اسلام روی مسائل اجتماعی ه چرا مه عمده مراتب رشد فرد در جامعه طی میشه به طوری که خیلی از مراسمهای عبادی در اسلام در بستر اجتماع شکل میگیرن (حتی نماز خوندن اولش صرفا به صورت جماعت بوده و بعدها آپشن فرادی خوندن نماز بهش اضافه شده).
آقای صدر همچنان دین رو به صورت کلی برای تنظیم تمام روابط انسان اعم از رابطه با خود، رابطه با خدا و رابطه با دیگر انسانها میدونه. از طرفی هدف رو در تفاوتهای انسانی، ایجاد شرایط تعامل و پیشرفت کلی بشر میدونه.
سخنرانی مورد علاقه من تو این کتاب سخنرانی آقای صدر در دانشگاه داکار سنگال آفریقا بود با عنوان: «ابعاد اجتماعی اسلام». این سخنرانی میگه که: اینکه انسان موجود اجتماعی هست و برگ برنده ش خیلی جاها تو همین اجتماعی بودنشه تقریبا یه چیزی ه که همه افراد با هر طرز تفکری روش توافق دارن. اما برخورد اسلام در برابر این میل به اجتماعی بودن چیه؟
• در درجه اول اسلام با طرح فلسفهای برای این اجتماعی بودن به این میل عمق میده: و این با ارائه نگرشی منظم وهماهنگ تز دنیا انجام میشه که انسان هم به عنوان «بخشی» از این مجموعه وظایف و حقوقی به تبع همون محاسبات و قدرها داره.
•در درجه دوم اسلام سعی میکنه به این اجتماعی بودن تقدس ببخشه با این ابزارها: وظایف دینی اجتماعی و قول معروف خلفای عیال لله….
• در درجه سوم اسلام این اجتماعی بودن رو با تنظیم دقیق شرایط زیست اجتماعی سالم، ساختاریافته میکنه که این ساختارها خودشون باعث تقویت روابط اجتماعی میشن. حالا این ساختارها چیان و مصادیقشون چی هست؟
* عرصه فرهنگی (بینش و قرائت اسلامی): مفاهیمی مثل برادری مومنین، جسم واحد بودنشون، تعبیر بعضکم (به منزله بخشی از یه میم واحد)،
* عرصه ایمانی: ایمان به لم یلد و لم بولد باعث باور به نفی طبقات اجتماعی و برابری انسانها با هم میشه، همچنین باور به اینکه همه چیز در دست خداست تعاون رو راحتتر میکنه بین ما، باور به اینکه انا لله و انا آلیه راجعون با به وجود آوردن حس هم مسیری و هم سرنوشتی بین انسانها ما رو نسبت به هم معربونتر میکنه، باور به فطرت الهی و سبحان بودن خدا و عدالت خدا این دید رو به وجود میاره که هر انسانی بالقوه خوب و قابل هدایت هست و باعث میشه حتی به بدترین آدمها نتونیم دید از بالا به پایین داشته باشیم، در این بین اگه در جایی از معارف سرپرستی گروهی توسط کروه دیگر هم مطرح شده صرفا اشاره به همون تفاوت در استعدادها و تخصص گرایی ه یعنی هرکسی در تخصص خودش ممکنه سرپرست افراد دیگه باشه و اونها رو برای رشد حداکثری به کار بگیره
*عرصه احکام: تقدیس روابط اجتماعی در سطوح مختلف و وضع احکام خاص برای اونها مثل خانواده، همسران، همسایه ها، هم میهنان، همچنین شکل اجتماعی خیلی عبادات و در آخر هم احکام خاصی مثل حرام بودن تهمت و غیبت و سوظن و وضع زکات برای کم کردن فاصله طبقاتی (متفاوت با مالیات برای خزانه دولت) و امر به معروف و نهی از منکر
*عرصه اخلاق: انواع توصیه به اخلاق حسنه ای که هم در متن قران و هم در سنت و روایات هست.
درکل اگه به من بگن منظومه فکری اقای صدر رو با کلمات بگو (حداقل اون بخشی از منظومه فکری که تو این کتاب هست)، اینا کلمات انتخابی من هستن: رشد، انسان، امانت، خدا، جامعه، تربیت ، زکات، بینش
این کتاب مجموعه ای از مقالات است به همین دلیل پراکندگی در موضوعاتش دیده می شود. با این حال در بعضی از مقالات آنقدر مفاهیم متعالی به زبان ساده و قابل فهم مطرح شده است که ارزش خواندن دارد.