میلاد شاعر جوانی است از نسل سوم انقلاب اسلامی متولد شاعر شاعری برای انقلاب اسلامی ایران، نهضت جهانی اسلام شاعری برای تراز انقلاب اسلامی آنانی که از نزدیک با میلاد رفیقند، خیلی او را دوست داشتنی می یابند میلاد معمولا رباعی می گوید رباعی هایی که مصراع چهارم خیلی قشنگی دارند همین بار طنزی به عمده آثار میلاد داده است میلاد مسئول صغحات شعر چندین نشریه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است چند مجموعه شعر هم چاپ کرده و کارهای پژوهشی در حوزه شعر در دست اجرا دارد میلاد همزمان دانشجوی رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام است دانشگاهی که شاعران بزرگی چون محمدعلی مودب و فاضل نظری و ... به خود دیده است
«از شرم برادرم» (نخستین مجموعهشعر عرفانپور) با این رباعی آغاز شد، شعری که نام مجموعه را هم در دل خود داشت:
روز در آن معرکه مجنون رقصید بی خود شد و در کنار کارون رقصید خورشید فرو رفت در اعماق زمین از شرم برادرم که در خون رقصید به جز این شعر که با پردازش مضمون غروب آفتاب هنوز هم ارزش هنری خود را دارد، در این مجموعه شعرهای دیگری هم بود که با قدرت عاطفی بالا توانست مقبولیت زیادی را در فضای شعر شاهد به دست بیاورد:
انشام دوباره بیست، بابای گلم! موضوع: کسی که نیست –بابای گلم- دیشب زن همسایه به من گفت: یتیم معنای یتیم چیست؟ بابا گلم! مجموعه شعر «از شرم برادرم» با این رباعی تمام میشود (به هر دو معنای عبارت) و آغازگر اتفاقات جدیدی برای شاعرش:
تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنمی فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
گونه ای رباعی دفاع مقدس. بنظرم شاعر در دو بیت رباعی کل مفهومی که شاید چندین ساعت نیاز به بحث و گفتگو داشت را بیان کرد آنقدر زیبا گفت که در دو بیت مفهوم نمایان بود.
اولین اثر این شاعر جوون کشورمون، این مجموعه رباعیه که با موضوع دفاع مقدس گره خورده. رباعی هایی بر وزن لا حول و لاقوة الا بالله! میلاد آدم دوست داشتنی و با محبتیه. شعرهاش هم شاید به همین خاطر رنگ و بوی طنز به خودش می گیره. رباعی ها معمولا مصراع چهارم قشنگی دارند. شعرهای کمی از میلاد در غیرقالب رباعی به یاد دارم. سلامتی و سعادت همه شاعران جوان امروز و گذشته کشورمون، به ویژه آنهایی که با هدفهای متعالی شعر می گویند، صلوات
🌷 خوب بود، میتونست عالی باشه! مثل این 👇 ----------------- امروز که انتهای دنیای من است آغاز تمام آرزوهای من است بی سر... پهلو شکسته... لب تشنه... غریب این گونه «شهادتی» تمنّای من است