سفر زمان یا بجای مقدمه:
تعریف ما از ادبیات مانند همه بخشهای دیگر فرهنگ، توسط قراردادهای جامعه برساخته میشود و ادبیات در کشاکش با جامعه است که شکل میگیرد و با هر رویداد تاریخی و در هر برههای بازتعریف میگردد.
بنابراین برای بررسی آثار ادبی هر دوره، بایستی به قرادادهای زیباشناسی و ادبی آن دوره و گفتمانهای موجود در جامعهشان توجه داشت و اثر را در بطن آنها فهمید.
برخلاف آنچه که در ظاهر به نظر میرسد، هر چه اثر متعلق به گذشتههای نزدیکتری باشد، این درک از قراردادهای اجتماعی و بافتار تاریخی اهمیت بیشتری دارد.
بطور مثال برای ما کاملاً بدیهی است که باید "سمک عیار" را در متن اتفاقات و تاریخی و شرایط اجتماعی قرن ششم هجری ببینیم. اما وقتی اثر معاصرتری مثل "مدیر مدرسه" میخوانیم، هیچ تلاشی برای درک جهان و دورهی متفاوتی که نویسنده در آن میزیسته و قراردادهای آن جامعه نمیکنیم، گویی که آنرا همزمان خودمان بدیهی میکنیم و نیازی به شناختن آن نداریم (بگذریم از حب و بغضهای کثیفی که به اسم بازخوانی تاریخ، به ادبیاتمان هم سرایت کرده و داوری درست در مورد آن را سخت ساختهاند).
کودک بودن در عصر چریکها:
حالا بیایید یک قدم از این مقدمه طولانی پیشتر بریم، و ادعا کنم که داوری در مورد آثار کودکان حتی سختتر و دشوارتر از اینهاست. مثلاً برای همهمان پیش آمده است که بعد از خواندن "اولدوز و کلاغها" با خودمان بگوییم که چقدر این داستان خشونت دارد و چطور کودکان در آن دوره، این داستان را میخواندهاند.
راه سادهتر این است که این اثر را پس بزنیم و بگوییم نویسنده کارش را بلد نبوده و نمیدانسته ادبیات کودک چیست.
اما درستتر این است که ببینیم در آن دوره، چه تعریفی از کودکان و ادبیات کودکان در جوامعی مانند ایران وجود داشته است، و اصلاً کودکان در چه شرایط اجتماعیای میزیستهاند، از چه زمانی وارد جامعه آدمبزرگها میشدند، و مهمتر اینکه در تماس با چه جهان فکریای قرار داشتهاند.
خشونت به مقدار مورد نیاز:
نگاهی سرسری به داستانهای عامه (در تمامی ملل) میتواند ما را از آن حجم از خشونت و دستاندازی به اخلاقیات که در این آثار وجود دارد، شوکه کند. خیلی از همین داستانها را هم خالهقزیها و مادربزرگها و لَلهها برای کودکان تعریف میکردند.
حالا نویسندگانی که از آن پسزمینه میآمدند و تلاش میکردند که تا ادبیاتی برای کودکان و نوجوانان ایرانی خلق کنند، مانند صمد بهرنگی و بیژن مفید، داستانهاشان در لبهی ادبیات کودک بودن یا نبودن حرکت میکنند و داوری در موردشان را چالشبرانگیز میکند. زیرا آنها عناصری از همین ادبیات عامه را در خود دارند و قواعدشان را از همانها میگیرند.
همه اینها را نوشتم تا استدلال کنم که چرا "شاپرک خانومِ" مفید، با وجود خشونتی که در خود دارد و حرف اجتماعی سنگینی که میزند، یک داستان تمام عیار کودک است و اساساً برای کودکان نوشته شده است.