شواهد تاریخی و مشاهدههای عینی نشان میدهند که در رفتار فرهنگی ایرانیان رویکردی جهانگرایانه هست که باعث شده آمادگی پذیرش و جذب فرهنگهای دیگر و رابطهٔ متقابل و اثرگذاری و تاثیرپذیری با دیگر قومیتها را داشته باشند، اقوام و فرهنگهای دیگر را با خود بیگانه نشمارند و به جای دفع و رد آنها و سر در لاک خود فرو بردن، به همدلی و سازگاری با آنان گرایش داشته باشند. دوریگزینی از جهان بزرگ و ستیز با آن خصلت ذاتی و اساسی و همیشگی فرهنگ ایرانی نبوده است. در کتاب حاضر کوشش شده این ارزیابی با استناد به واقعیتهای فراوان مشهود در تاریخ ایران مبسوط و مستدل شود و در این زمینه شواهد موجود در زبان ایرانیان، دینهای اقوام ایرانی در طول تاریخ، ساختار سیاسی جوامع ایرانی، ادبیات و به ویژه شعر فارسی، هنرهای ظریفه و معماری بررسی و تحلیل شدهاند و رگهٔ جهانگرا و جهانپذیر نیرومند این فرهنگ نشان داده شده است.
از نظر اطلاعات تاریخی به خصوص تاریخ ایران باستان کتاب جالبی بود، نحوهی گردآوری مطالب حول و حوش سوال اصلی کتاب کاملا گویا و مفید بود. به نظرم کتاب تا نیمه کمی آشفتگی قلمی دارد و احتمالا با باز نویسی منظم تر و کوتاهتر خواهد شد و از تکرار اطلاعات جلوگیری خواهد شد. نیمه ی دوم به طور مشخصی منسجمتر و روان تر از نیمه ی اول است. به نظرم در کل زاویه ی دید کتاب کمی جانبدارانه و ناسیونالیستی است، اگر کمی بی طرفانه تر نسبت به ایرانیان نوشته می شد علمی تر و قابل اتکاتر بود.
تا الان که ۱۰۰ صفحه از کتاب رو خوندم، پرش کتاب زیاده. اول از اشکانیان و ساسانیان میگه، بعد برمیگرده یه مسئله در مورد هخامنشیان میگه، یهو میپره در مورد صفویان میگه... این مسئله یه کم اذیت میکنه. اگه روند زمانی حفظ میشد راحت تر میشد کتاب رو خوند. البته توی یه ریویو نوشتن از اواسط کتاب این مشکل حل میشه.