دوستانِ گرانقدر، این کتاب در مورد «اعدام» است... خوب است که پس از خواندن این ریویو، به این موضوع فقط 10 دقیقه فکر کنید
حرکت کثیف و ضد انسانیِ «اعدام»... که به غیر از پادشاهان و حکم رانان، بسیاری از بی هوییت هایِ روانی و عقده ای و بی اصل و ریشه خود را نمایندۀ خدا و یا خودشان را پیامبرِ خدا بر روی زمین نامیدند و با نام الله یا روح القدس و یهووه و هزاران نام دیگر، خون انسان های بسیاری را ریختند و «اعدام» و یا بدتر از آن مانندِ "محمد رسولِ اللهِ اکبر"ـ «قتل صبر» یعنی ذره ذره بریدن اندام و اعضای بدن انسان، همچنین عمل کثیف دیگری همچون «سنگسار» را انجام دادند... و جالب است که در تمامی دوران مردم نادان و بیخرد به ستایش و تشویقِ اعدام کنندگان میپرداختند و میپردازند... و با کنجکاویِ تمام به دیدنِ اعدام و جان دادن یک انسان، هرچند خلافکار و یا به قول خودشان گناهکار، می ایستند... و باز امروزه میبینیم که انسان بدبخت با طناب دار و یا بالای جرثقیل در حال خفه شدن، جان میدهد و این بیشعورهایِ عرب پرست با فریاد و هیجان، خودشان را جر میدهند و شعار "الله اکبر" میگویند و صلوات میفرستند... ننگ بر شما باد که از حیوان کمتر هستید بله... دوستان خردمند و گرامی، «اعدام» یکی از کثیفترین نمادها و بلکه از نمادینترین رفتارهای بشری است. «اعدام» را میتوان نوعی خودکشی بشری دانست که چون در قامتِ دیگرکشی ظاهر میشود، انسانها کشتن خودشان را نگاه نمیکنند و اهمیت نمیدهند... «اعدام» جزو یکی از شومترین اخترعات بشری است که اکنون بود و نبود آن و میزان و چگونگی اش به ترازویی برای سنجشِ میزان رشد و تکامل روحی و اخلاقی انسانیت تبدیل شده است . اکنون در آغاز هزارۀ سوم هستیم و تا امروز از 198 (یا 196) کشور کوچک و بزرگ جهان 129 کشور حکم «اعدام»، این حرکت غیر انسانی را لغو کرده اند و هنوز در 69 کشور، این مجازات کماکان برقرار است... حال این سؤال برای هر ایرانی خردگرایی پیش می آید که آیا سرزمینِ ما ایران، به خاطر پیشینۀ درخشانی که در انسانیت و فرهنگ داشته ایم، نباید در این حرکت پیشگام میشد؟!؟ امّا متأسفانه میبینیم که نه تنها پیشگام و پیشتاز نیستیم، بلکه به لطف مردمِ نادان و بیشعور و عرب پرست، هم اکنون ما در صدرِ کشورهایی هستیم که بیشترین تعداد «اعدام» در سال را دارند.... خاک بر سرِ این عرب پرستان بیخرد، که در هرچه صدر نشین هستند، باعث شرمساری و حقارت است... اینها لکۀ ننگی هستند بر سرزمین پاکمان ایران ---------------------------------------------- امیدوارم این ریویو سبب شود تا اندکی به آنچه بر سرمان آوار شده است و همچون لکهٔ ننگ بر سرزمینمان چسبیده است، بیاندیشید «پیروز باشید و ایرانی»
عمادالدّین باقی در بخش اوّل کتاب -که به طور خاص بررسی امکان لغو مجازات اعدام در شریعت اسلامی ست- دو راه را برای اثبات ادّعایاش محتمل میبیند: یک. روشِ رادیکال و بنیانافکن و دو. روشِ اصلاحی و فرسایشی. راه اوّل میتواند ارجاع به آراء برخی از فقهای متقدّم [ علّامهی حلّی/ محقّق حلّی و... ] و متأخّر [ آیتالله خوانساری ] داشته باشد که اقامهی حدود ( اعمّ از قصاص ) را در تنها زمان و به دستور معصوم ممکن میدانند، یا نظر فقیهی چون آیتالله خمینی که مصلحتِ عامّهی شیعیان را بالاتر از احکام جاریهی فقهی میداند و لغو مصلحتیِ آنها را جایز میداند. طبق چنین فتاوایی حکم قصاص و برخی دیگر از حدود شرعی خود-به-خود ملغیٰ خواهند شد. باقی میگوید هر چند راه اوّل ما را زودتر وقطعیتر به مقصد میرساند، امّا به درستی اضافه میکند که این روش چندان قابل گفتوگو و بررسی نیست و نمیتوان آن را مستمسکِ لغو واقعیِ حکم در بستر اجتماعی فعلی حقوقیاش دانست. راه دوم امّا بررسی تکتکِ موارد جریان حکم قصاص در قانون مجازات اسلامی ست و بررسی ( و ردّ ) ادلّهی اقامهشده بر این موارد. نکتهی مهم اینجا ست که ورود نویسنده به این موضوعات از منظر فقه کلاسیک است و نزاع او با این حکم نزاعی دروندینی ست و رویکرد او بیش از آن که روشنفکرانه باشد، احیاگرانه است. در بخش دوم کتاب همین رویکرد اصلاحی نسبت به حکم سنگسار به کار گرفته شده که البته این بخش از کتاب قبلاً در نشریاتی چون شهروند امروز به چاپ رسیده بود. بقیهی کتاب هم مصاحبههای باقی با خبرگزاریهای اغلب خارجی و نوشتههای پراکندهی او ست که مؤلّف آنها را جمعآوری کرده است... نهایتاً باتمام انتقادهای ریز-و-درشتی که میتوان به روش اجتهادِ نویسنده داشت، گفتمانِ او، که گفتمانسازی از درون دین است را بایست ارزشمند دانست و کتاب را به عرصهی نقد و بحث علما گذاشت، نه اینکه مجوّز چاپ برایاش صادر نکرد