محمد علی صائب تبریزی اصفهانی مشهورترین و محبوبترین و بلکه مهمترین شاعر سبک اصفهانی یا سبک هندی است. صائب هم در کمیت هم در کیفیت شعر در تاریخ ادبیات فارسی کمنظیر است. او ایرانی، مسلمان و شیعه مذهب بوده و در میان شاعران پیش از خود بیش از همه به حافظ ارادت داشته است. مزار صائب در اصفهان است
دوستانِ گرانقدر، دیوانِ <صائب تبریزی> از غزل ها و قصیده ها و متفرقات و مطالع، تشکیل شده است و البته اشعاری به زبانِ تورکی نیز دارد عزیزانم، صائب در دورانِ صفویانِ موهوم پرست و عرب پرست زندگی کرده است و البته ثروتمند بود و مدتی در هندوستان نیز بوده است... برخی از اشعارش عرب پرستانه و بیخردانه است و برخی دیگر آنچنان خردمندانه است که این تردید را ایجاد میکند که گویا اشعارِ این شاعر دچارِ تحریف شده است، یا برخی از اشعار را به دروغ به دیوانِ او چسبانده اند و یا او دو شخصیتی بوده است در زیر به انتخاب، ابیاتی را برایِ شما عزیزانِ آگاه، مینویسم... داوری را به عهدهٔ شما خردگرایان میگذارم ------------------------------------------ پشه با شب زنده داری، خونِ مردم میخورد زینهار از زاهدِ شب زنده دار، اندیشه کن ***************** بر حذر باش که این دست و دهن آبکشان خانمان سوزتر از سیلِ فنا میباشند ***************** از زاهدِ بی مغز، مجو معرفتِ حق کف از دلِ دریا، چه خبر داشته باشد؟ ***************** فریبِ گریهٔ زاهد مخور زِ ساده دلی که دام در دلِ دانه است، سجده داران را ***************** صحبتِ عشق است ای واعظ، خموشی پیشه کن طولِ علم و موشکافی ها، به عرضِ ریش نیست -------------------------------------------- حال به ابیاتِ زیر توجه کنید، که چگونه از یک تازیِ بیابانی و بی دانش و پست و قدرت طلب، سخن به میان آمده است
دشتی که بود چون جگرِ تشنهٔ حسین داغ بهار خلد شد و رشک لاله زار ***************** ای کوثر مروت هر چند با حسین سنگ دلی نمود فرات ستیزکار ***************** مظهر انوار ربانی، حسین بن علی آن که خاک آستانش دردمندان را شفاست ------------------------------------------ دوستانِ خردگرا و همیشه آگاه، بنظر شما ابیاتِ بخشِ نخست، با ابیاتِ بیخردانه و ابلهانهٔ بخشِ دوم، همخوانی دارد؟ ... آیا سبکِ ابیات با یکدیگر یکسان است!!؟ غیر از نکاتِ فنی در ابیاتِ بالا، به این نکته باید توجه کنید که: آیا کسی که اهلِ انسانیت و خرد و دانش باشد، حسین بن علیِ بیابانی را دارای انوارِ ربانی میداند!!!! حسین که خونِ انسانهای بسیار ریخته است و تاریخ پرده از جنایت هایِ این موجودِ بیابانی برداشته است، خاکِ آستانش دردمندان را شفا میدهد؟!!!!!! تنها یک موجودِ ناآگاه و بیسواد و موهوم پرست و عرب پرستِ نادان، میتواند چنین ابیاتی بنویسد آیا اینها تحریف و دروغ هایی بوده که به این شاعرِ چسبانده اند؟!!؟ داوری با خردِ شما دوستانِ گرامی صائب چگونه شاعری بوده!! آیا خردگرا بوده است؟ یا یک مذهبی و موهوم پرستِ بیخرد بوده است؟ *** باید در موردِ او در تاریخ پژوهش کنم و اشعار و وزن های ابیاتش را بیت به بیت مقایسه کنم، تا به پاسخی درست دست یابم تا آن زمان... پیش داوری نمیکنم و در پایانِ این ریویو، یادِ او را گرامی می داریم -------------------------------------------- امیدوارم این ریویو، برای شما ادب دوستانِ خردگرا، مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
شهد در خانه پر روزن زنبور یکی است شمع هر چند که بسیار بود، نور یکی است
غنچه بیهوده سرانگشت نگارین کرده است ناخن آن کس که زند بر دل ناسور یکی است
در محیطی که ز دل نقش دو عالم شوید آن که از صفحه خاطر نشود دور یکی است
سفر از خویش چو کردی، همه جا معراج است منبر و دار، بر حالت منصور یکی است
تا به دریا نرسد سیل، نمی آرامد پیش ما خانه ویرانه و معمور یکی است
الفت آهوی وحشی گرهی بر بادست شوخ چشمی که نگردد ز نظر دور یکی است
ابر رحمت نکند فرق گل و خار از هم عزت مست درین مجلس و مستور یکی است
عشق باری است که در پله برداشتنش کمر طاقت کوه و کمر مور یکی است
خاک گردید و نشد چهره اش از می گلفام طالع جام من و کاسه طنبور یکی است
غرض از ظرف اگر خوردن آب است و طعام کاسه چوبین من و کاسه فغفور یکی است
سخن آن است کز او زنده دلی گرم شود لب افسرده بیانان و لب گور یکی است
بی بصیرت چه شناسد سخن صائب را؟ تلخ و شیرین به مذاق دل رنجور یکی است
خيال كن كه قانون جاذبه ي زمين به فاك رفته باشد و اصلن مقدار ناچيز ثابت جهاني گرانش دروغي بيش نبوده مثل باقي ثابت ها. و قرنها بر مدار اشتباهي به بيراهه مشغول بوده ايم. خيال كن آن بزرگ ترين جرم تو را عاشقانه در برگرفته و مجذور فاصله به صفر رسيده و از صفر عبور هم كرده و مخرج كسر را نابود كرده باشيد ،منهدم،نابود .هر دو با هم .بعد حالا ديگر نه ربايشي مانده نه رانشي نيروها همه آرام و رام و مطيع در خدمت تو،حالا دوباره خيال كن و با من تا انتهاي همه ي اين اعداد و قوانين بيا و تا ميتواني مهار و رهایم كن.
بخشی از یک یادداشت مفصل و قدیمی درباب صائب وسبک هندی
در همین جهانِ سبک هندی که شاعر بزرگ روزگارمان مهدی اخوان ثالث آن را «دنیایی شگفت و بیمارگونه» می نامد، تک و توکی شاعر هستند که در کنار ایده و مضمون پردازی حیثیتِ شاعری را نیز حفظ کرده اند که همانا درخشان ترین شان صائب است، همان به قولِ اخوان «شاه موجی در اوج».
البته تو اگر حافظ و فردوسی هم باشی در این دوران نمی توانی سرآمد باشی مگر اینکه از قواعد ژانر (سبک) پیروی کنی. به همین خاطر صائب باید نخست سرآمد مضمون پردازان باشد تا در این اقلیم، لایقِ دیهیم باشد. به جز دیوانِ آثارِ درخشانِ این شاعر بزرگ، روایاتی از بداهه سرایی هایش و همچنین حکایاتی از مصرعی بی معنی را با مصرعی دیگر تبدیل به تک بیتی درخشان ساختن، گواهی این قدرت مضمون پردازی اوست. از نظر ساختاری صائب و تمام شاعران سبک هندی (به جز مورد استثنای بیدل دهلوی) از چند پیش ساختارِ مشابه پیروی می کنند. مخصوصا ساختارِ ارسال مثل (معقول و محسوس). اما از نظر معنایی میرزا صائب تا حدی توانسته لحنی مخصوص به خود را داشته باشد و مضمون پردازی های گوناگون او عموما ذیل یک شخصیتِ معنایی و جهانِ شخصی هستند. جهانی که با معنویت و حکمت و قناعت و آرامش و کوشش و اعتدال همراه است، هرچند وضوح و تمایزِ این جهان به سانِ جان و جهان های شاعرانه ی شاعران بزرگ خراسانی و عراقی نیست. جهانِ شعریِ صائب در کسب معنا جهانی جاه طلب، برتری جو و اهل خطر (آنچنانکه جهان خاقانی و بیدل و حافظ و خیام و ناصر خسرو و وحشی و ...) نیست. نه اینکه صائب در سلوک شعری اش تنبل باشد، هیچ و هرگز چنین نیست، لکن در معنا اهل قناعت است و البته با همین قناعت و اعتدال خویش توانسته تا حد زیادی خودش را به جایگاه برترین های ادبیاتِ پارسی نزدیک کند.
بخشی از یک یادداشت مفصل و قدیمی درباب صائب وسبک هندی
در همین جهانِ سبک هندی که شاعر بزرگ روزگارمان مهدی اخوان ثالث آن را «دنیایی شگفت و بیمارگونه» می نامد، تک و توکی شاعر هستند که در کنار ایده و مضمون پردازی حیثیتِ شاعری را نیز حفظ کرده اند که همانا درخشان ترین شان صائب است، همان به قولِ اخوان «شاه موجی در اوج».
البته تو اگر حافظ و فردوسی هم باشی در این دوران نمی توانی سرآمد باشی مگر اینکه از قواعد ژانر (سبک) پیروی کنی. به همین خاطر صائب باید نخست سرآمد مضمون پردازان باشد تا در این اقلیم، لایقِ دیهیم باشد. به جز دیوانِ آثارِ درخشانِ این شاعر بزرگ، روایاتی از بداهه سرایی هایش و همچنین حکایاتی از مصرعی بی معنی را با مصرعی دیگر تبدیل به تک بیتی درخشان ساختن، گواهی این قدرت مضمون پردازی اوست. از نظر ساختاری صائب و تمام شاعران سبک هندی (به جز مورد استثنای بیدل دهلوی) از چند پیش ساختارِ مشابه پیروی می کنند. مخصوصا ساختارِ ارسال مثل (معقول و محسوس). اما از نظر معنایی میرزا صائب تا حدی توانسته لحنی مخصوص به خود را داشته باشد و مضمون پردازی های گوناگون او عموما ذیل یک شخصیتِ معنایی و جهانِ شخصی هستند. جهانی که با معنویت و حکمت و قناعت و آرامش و کوشش و اعتدال همراه است، هرچند وضوح و تمایزِ این جهان به سانِ جان و جهان های شاعرانه ی شاعران بزرگ خراسانی و عراقی نیست. جهانِ شعریِ صائب در کسب معنا جهانی جاه طلب، برتری جو و اهل خطر (آنچنانکه جهان خاقانی و بیدل و حافظ و خیام و ناصر خسرو و وحشی و ...) نیست. نه اینکه صائب در سلوک شعری اش تنبل باشد، هیچ و هرگز چنین نیست، لکن در معنا اهل قناعت است و البته با همین قناعت و اعتدال خویش توانسته تا حد زیادی خودش را به جایگاه برترین های ادبیاتِ پارسی نزدیک کند.
ما دستخوش سبحه و زنار نگشتيم در حلقه ى ��قليد گرفتار نگشتيم خود را به سراپرده ى خورشيد رسانديم چون شبنم گل، بار به گلزار نگشتيم در دامن خود پاى فشرديم چو مركز گرد سر هر نقطه چو پرگار نگشتيم چون خشت نهاديم به پاى خم مى سر بر دوش كسى همچو سبو بار نگشتيم ما را به زر قلب خريدند ز اخوان بر قافله از قيمت كم، بار نگشتيم چون يوسف تهمت زده، از پاكى دامن در چشم عزيزان جهان، خوار نگشتيم صد شكر كه با صد دهن شكوه درين بزم شرمنده ى بيتابى اظهار نگشتيم افسوس كه چون نخل خزان ديده درين باغ دستى نفشانديم و سبكبار نگشتيم فرياد كه سوهان سبكدست حواد شد ساده ز دندانه و هموار نگشتيم صائب مدد خلق نموديم به همت درظاهر اگر مالك دينار نگشتيم
https://delsharm.blog.ir/1404/09/09/7b سبک هندی هم پیچیده است و هم از واژههای نامأنوس کوچهبازی استفاده میکند. به همین خاطر فراوانی واژههایی مثل حباب، شمع، دود، شعله و ابرو در آن بسیار است. در این میانه صائب جزو استثنائاتی است که میشود گزیدهٔ اشعارش را با لذت و عمق خواند. «پیالهای که مرا میرهاند از مستی/اگر به هر دو جهان میدهند ارزان است»
اشعار دلنشین و زیبا سبک هندی بی نظیر با استعاره های دلچسب از شاعران و مشاهیر ایرانی باز هم ایران مادر فرهنگ و هنر دانلود رایگان https://taaghche.com/book/38762