. اگرچه نسبتا خوب بود . ولی به پای کتاب جان سارکوفسکی یعنی نگاهی به عکس ها که مقدار زیادی از اون وام گرفته نمی رسه . توضیحات برای بعضی عکس ها اضافه و بیهوده بود ولی خوب سلکشن عکس ها نسبتا خوب بود .
در جهت عکس، مجموعهای است از سیونُه عکس به همراه سیونُه یادداشت، یا به قول نوسنده: جُستار. یوریک کریممسیحی، این جُستارها را کاملاً بر اساس حقایق اثباتشده ننوشته؛ که بسیاری از متون را با برداشت شخصیش از عکسها و بعضاً با استفاده از تخیلات خودش نوشته است. بعضی از برداشتهایی که او از عکسها کرده و برخی تعبیرهاش، ممکن است که حتی در نیت عکاس نبوده باشد؛ اما اصلاً بیربط و ناروا نیستند. کریممسیحی، علاوه بر درک خوبِ عکس -که در همین کتاب، بسیار از او یاد گرفتم- سینما، ادبیات و تاریخ را هم به خوبی میشناسد و گریزهای بسیار بهجایی به فیلمها و قصهها میزند که متنهاش را فارغ از ارتباط آنها با تصاویر کتاب، خواندنی و مفید میکند. میشود اینطور برداشت کرد که نگارندۀ کتاب، صرفاً یادداشتهایی را برای یک سری عکس ننوشته؛ بلکه عکسهایی انتخاب کرده است که در خلال وصف آنها بتواند حرفهاش را بیان کند. و البته که انتخاب عکسها هم بسیار خوب است و تصاویر کتاب هم مستقل از جُستارهای نویسنده، دیدنیاند.
اگر هم به عکاسی و هم به جستارروایی علاقمند باشین، ناخودآگاه به سمت کتابهای یوریک کریممسیحی کشیده میشین. کریممسیحی توی این کتاب، 39 عکس از عکاسهای مختلف رو جمع کرده و برای هر عکس، یک جستار نوشته. عکسها عموما به جنگ و فقر مرتبطاند و همگی سیاه و سفید چاپ شدند. (علارغم اینکه اصل برخی عکسها رنگیه) توی جستارها، نویسنده سعی کرده از جهتهای مختلف به عکس نگاه کنه و گاهی به جزئیاتی اشاره میکنه و از همین جزئیات یک سری فرضیات راجع به سوژه و عکاس میگه که باعث میشد عکسهای بعدی رو با دقت بیشتری ببینم و صرفا به کلِ عکس نگاه سرسری نندازم. توی جستارها به موضوعات مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اصول عکاسی اشاره میکنه که میتونه در عین لذتِ خواندن، آموختن رو هم به ارمغان بیاره و باعث میشه آدم دقیقتری بشید. من خودم عکسهای سیاه و سفید رو بیشتر دوست دارم و برای همین، مشکلی نداشتم اما میتونین عکس رنگی رو هم با یه سرچ کوچیک پیدا کنین.
جُستار ها عموما میتوانند بسیار جذاب باشند، برای من این مسئله میتواند چند برابر جذاب تر بشود اگر جستار نویسی بر پایه عکس های کلاسیک و معاصر عکاسان بزرگ جهان باشد. چیزی مانند حاشیه نویسی یا حکاکی روی شیشه کنار عکس ها. کتاب در انتخاب عکس ها جالب عمل میکند اما در نوشتن درباره آنها بسیار ساده لوحانه پیش میرود. نه دانش عکاسی مخاطب را به چالش میکشد نه نقد یا بررسی مفصلی درباره سوژه، قاب، نور و حتی مسایل فنی تر میکند. فقط تصاویر را با تلاشی نسبتاً کم به متنی ساده نگارش شده تبدیل میکند
انتخاب عكس عاليه . يعنى در واقع فوق العادس كتاب فوق العاده اى ميشد اگر خيال بافى هاى كريم مسيحى اضافه ش نميشد ! چقد بهتر بود اگه به توضيح مختصرى براى هرعكس بسنده ميكرد و اجازه ميداد از عكس ها لذت بيشترى ببريم اگه كتابى بود كه توضيح هر عكاس رو از عكس خودش منتشر ميكرد ، كتابى بود كه بايد قابش ميكرديم و افتخار به خوندش البته من مديون اين كتابم چون منو با خيلى از بزرگان دنياى عكاسى اشنا كرد
در انتخاب عکس ها که حرفی نیست، هر کدام به تنهایی آن قدر حضورشان توجیه کننده است که نیازی به بحثِ بیشتر نباشد اما می ماند جُستارها؛ هرچند که کریم مسیحی با آن مقدمه و با انتخابِ عنوانِ جُستار تا حدزیادی راه را برای پاسخ باز گذاشته اما گاهی این متن ها خیلی دور از عکس هستند و فرامتنی می شوند تا جایی که حتا متن هم در برخی اوقات به فراموشی می رود.صرفِ نظر از این نکته، دیدنِ عکس ها همراهِ خواندنِ چند متنِ خوب تجربه ی بسیار آموزنده و لذت بخشی بود. بخصوص متن و عکس های "الیزابت نه، من"، "چشم هایش"، "پانزده پسر" "رودِ خون، " و...
میخواستم ریویوی کاملی دربارهٔ این کتاب بنویسم. اما فرصتش پیش نیامد. کتاب شامل ۳۹ جستار است که هر کدام دربارهٔ یکی از عکسهای عموماً عکاسان معروف و شناخته شده نوشته شده است. پیش از این کتاب، کتاب نقد عکس تری برت را خوانده بودم. بسیاری از نکاتی که آنجا گفته شده بود در این نوشتهها رعایت شده است. هرچند که نویسنده در مقام جستارنویس کارش را انجام میدهد اما با این حال میتوان تحلیل دقیق و موشکافانهاش را در نوشتهها به روشنی دید. نثر شیوا و روان و غنای واژگانِ یوریک کریم مسیحی واقعا آدم را شیفته میکند. تری برت نویسندهٔ کتاب نقد عکس هم مقدمهای برای این کتاب نوشته و آن را همسنگ کتاب جان سارکوفسکی با نام نگاهی به عکسها دانسته است. علاوه بر این، من از طریق این کتاب با بسیاری از عکاسان نیز آشنا شدم. در انتهای کتاب اسماعیل عباسی فهرستی از عکاسانی که عکسشان در این کتاب آمده جمعآوری کرده و مختصری دربارهٔ هر کدام توضیح داده است. یکی دیگر از ویژگیهای خوب این کتاب ارجاعات و پانوشتهای آن است که به طور دقیق نویسنده به آن پرداخته است. خودم علاقهمند شدم کتابهای دیگر او را که چنین سبک وسیاقی دارند بخوانم از جمله نگاهم کن خیالم کن، عکس و دیدن عکس و شب سپیده میزند
مسئله اینه که عکسی که رنگی بود رو توقع داشتم رنگی ببینم، و خوب جدا لازم نیست انقدر داستانپردازی نامربوط کنه؛ چون فشاری که به خودش میاورد حس میشد. من میتونستم سادهتر، کمحجمتر و اینفورماتیوتر قبولش کنم.
دلیل چهار ستاره دادنم به خاطر انتخاب عکس ها بود. سلیقه ی فوق العاده خوبِ یوریک کریم مسیحی، باعث شد این همه عکسِ عجیب و تأمل برانگیز ببینم و با این تعداد عکاس و فوتوژورنالیست فوق العاده آشنا شم. وگرنه جستار ها چیز خاصی نداشت. شبیه وبلاگ نویسی بود بیشتر. چون نظرات شخصی کریم مسیحی رو میخوندیم و نه حتی نظرات تخصصی در باب عکس. صرفا احساس و گاها داستان هایی که نویسنده درمورد عکس ها به نظرش میومد به اسم جستار در کتاب چاپ شده ان. البته اضافه کنم که تو قسمت مقدمه خودش هم تأکید کرده که نظرات شخصیشن نه چیز بیشتر.
کریم مسیحی آکنده از درک و تفاهمی بس ژرف و ظریف است و جهانی پُر از مهربانی و همدلی را برمیانگیزد، و درکل، تلاشی است مثبت و سازنده در این جهانِ آکنده از سوء تفاهم. تِری بَرِت
کتاب در جهت عکس شامل 39 عکس از عکاسان معروف جهان می باشد. یوریک کریم مسیحی برای هر کدام از عکس ها نوشته ای چند صفحه ای ضمیمه کرده که این نوشته ها می توانند نقد، مقاله، تحلیل و تقسیر و غیره در نظر گرفته شوند که خود آن را جستار نامیده است. لازم به ذکر است که یادداشت ابتدای کتاب به قلم تری برت منتقد هنری و استاد دانشگاه امریکایی است (کتاب نقد عکس تری برت در ایران از چاپ بیستم گذشته است) که پس از ارسال جستارها برای ایشان، برای این مجموعه نوشته است.
کتابی که تازگی خوندم #در_جهت_عکس از نشر #بیدگل بود که حسابی حالمو جا آورد. . #کتاب ۳۹ عکس رو از عکاس های مختلف آورده بود و بعد به تفسیرش پرداخته بود.به شما یاد میداد چه طور به یه عکس نگاه کنید، به خطوط افقی و عمودی، به قسمت های شاخص عکس، به حالت چهره، به جنس یه در چوبی، به حالت قرار گرفتن دست یه مرد روی شونه زنش، به تیره و روشن های عکس، به آسمون، سنگ، خاک و به حالت کلی و تسلط عکس. واقعا من از نقد و تفسیر کردن فیلم و موسیقی و هر اثر هنری دیگه ای لذت می برم چون قرار نیست من به عنوان یه آماتور از همه جوانب یه اثر هنری سر دربیارم و میتونم با مطالعه کردن در موردش چیره بشم. به شدت منتظرم کتاب دیگه ی #یوریک_کریم_مسیحی رو که # هست رو بخونم اما خب خوب نباشه الان که تازه این کتاب رو تموم کردم اونو شروع کنم. . به نظر من اگه به مدیا و نقدش علاقه دارید میتونید یکم استفاده از اینستاگرام و بقیه شبکه های اجتماعی رو کم کنید و این کتاب ها رو بخونید چون تقریبا ساختار مشابهی دارن.از طرفی اگه به تفسیر عکس علاقه دارید میتونید صفحه آقای #مهدی_یزدانی_خرم [ ] رو دنبال کنید چون ساختاری مشابه داره و من اولین بار از همین صفحه به این علاقم پی بردم. . از بابت نگاه کردن به عکس و نقدش میتونید عکس دوم رو ببینید. مثلا من اول فکر میکردم که قرار دادن دست روی زاویه شونه یه جورایی تسلط رو نشون میده و تمایل به کنترل کردن اما اینجوری نبود دیدم که این حالت یه جورایی بر خلاف قرار دادن دست به صورت افقی روی شونه که من فکر میکردم صمیمیت هست درحالی که کنترل کردن و قفل کردن بین زمین و دستها هست داره اختیار و فراخ بال رو نشون میده.
این کتاب مجموعه جستارهایی هست در مورد سی و نه عکس جستار به خاطر اینکه نه نقد هست، نه تحلیل، نه تفسیر و … اینکه مرز خیال و واقعیت شفاف نبود نوشتهها رو جالب میکرد، به نظر میرسید که بعضی عکسها قصه مشخصی داشتن که روایت شده بود ولی قصه بعضی دیگه زاده ذهن نویسنده بود
جستار مربوط به عکس گاندی رو بیشتر از همه دوست داشتم و پیدا کردن ارتباط بین عدد سه و جنبههای مختلف زندگی گاندی و عکسی که ازش در کتاب منتشر شده
داستانهای لعضی خیلی جذاب و حاوی نکات تاریخی، هنری بود و ازش جیز یاد گرفتم و برخی کمی خسته کننده و توضیحات اضافی
در مجموع لذت بردم از خوندنش. متنش هم خوشخوان و روان هست
مطالعه کتابهایی ازین دست موید آنست که عکاسی هنر خوب دیدن است. ترکیب تخیل و داده و خرد در تاویل و بسط و شرح، عکس را از یک صرفا عکس خارج و بدل به یک راوی رازآلود میکند. در مطالعه چنین کتابهایی گرچه میتوان با نویسنده موافق نبود و برداشت شخصی خود را داشت؛ اما بیشک گامی رو به جلو در ارتقای سواد بصری محسوب میشود.
پینوشت: یک داده اشتباه تاریخی در کتاب وجود دارد. در صفحه ۱۰۶ «ایندیرا» و «راجیو» عروس و نوه «مهاتما گاندی» منتسب شدهاند که عدم اصلاح آن در چاپهای متعدد بعدی جای پرسش دارد. ضمن اینکه بروز چنین خطایی خواننده را در پذیرش دیگر دادهها نیز دست به عصا میکند.
این دو ستاره برای انتخاب عکس هاست و، به جستارها ستاره ای تعلق نمی گیرد، انگار که فقط برای پرکردن صفحات کتاب چیزی نوشته شده باشد. کتاب قبلی که از این نویسنده خوندم "نه فقط زیبا "بود که در اون جستارها پخته تر از این کتاب بود.
سه ستاره دادم برای معرفی عکاسها. جستارها بنظرم زیادی رمانتیک بودند. البته که من از همین جستارها یاد گرفتم باید خیلی دقیقتر به عکسها نگاه کنم و از این لحاظ ممنونشون هم هستم.