احمد کسروی طبق اصول سلسله پهلوی برای از بین بردن خرافات دست به نگارش اینجور کتابها زده .
از نظر احمد کسروی خواستگاه صوفیگری یونان باستان و شخص پلوتینوس است ، پلوتینوس برای بدست اوردن معنویات انسان هارا به ریاضت و گوشه نشینی تشویق میکرده ،
احمد کسروی دو ایراد بزرگ به صوفیگری میگرد
اولی: بیکاری و تنبلی در نتیجه زالو صفت شدن و گدایی کردن آنها .
دومی: ترویج خرافات و خرافه پرستی توسط صوفیان که بستگی به کشوری که در آن بودند خرافات آنها متفاوت بوده مثلا در ایران پیرو حضرت علی بودند و حدیث دروغ به این امام میبستند و در عثمانی به ابوبکر .
احمد کسروی شعرایی همچون مولانا ، عطار و سعدی از جمله صوفیان میدانسته که داستانهایی یابه گویانه برای خلق تعریف میکردند و باعث ترویج خرافات و بی عار شدن مردم میشدند ،
احمد کسروی دلیل اصلی شکست ایرانیان از مغولان و بعد از آن سکوت در مقابل این خونخواران را صوفی شدن مردم ایران و بی رگ و بی غیرت کردن مردم توسط صوفیان میدانسته
به عقیده کسروی هنوز هم صوفیان تلاش میکنند سستی و بی رگی را در جامعه با خلافاتی همچون ( اگر به دیدار فلان امام بروی گناهانت پاک میشود و یا اگر عذاداری کنی به بهشت میروی و همنشین امام میشوی) ترویج کنند .
با اینگونه عقاید مضحک هر چه بر سر مردمان یک کشور بیاید باز هم مانند بعد از حمله مغول دست به هیچ اقدامی نمیزنند و حکومت های استبدادی و بی منطق چنین مردمانی را برای حکمروایی مناسب میدانند .