از رویا که حرف میزنیم، شانزدهمین عنوان از مجموعهی خرد و حکمت زندگی، اثر پیر سورلین، است. از نظر سوررئالیستها رویا، نه جنبهای آشکار از آرزویی نهفته، بلکه جنبهای مخدوش از آن است؛ رویا یکی از ابعاد بنیادی گونهی انسان است. اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، رویا خود آرزوست، اما در رادیکالترین شکل آن. استدلال آنها این بود که عامل محرک مردم خواستههای آنهاست. مردم هر کاری میکنند تا زنده بمانند، عشقشان را پیدا کنند و در سلامتی و سعادت باشند. اینها همه نیازهایی آشکار است که معمولا از جایگاه ما در جامعه نشئت میگیرد. [اما] بالاتر از همهی اینها آرزویی است ناب، غنی، ژرف، و بیانناشدنی؛ این همان چیزی است که رویا، وقتی کسی سرکوبش نمیکند، برمیانگیزد. ما با واگویهکردن رویایمان میتوانیم بر هیجاناتمان مسلط شویم، خودمان را بهتر بشناسیم، خیالی خوشایند را کش دهیم، و از طرح داستان فوقالعادهای که فیالبداهه اجرایش کردهایم کیف کنیم. درست است که بازگوکردن رویا آن را تنزل میدهد، اما در عین حال تنها امکان ما برای درک ظرفیت خلاقانه، بازی تلمیحات، استعارهها، جانشینیها و جناسهایی است که در ذهن در خوابمان رخ میدهد. تعریفکردن رویا بهاندازهی گوشدادن به واگویهی دیگران لذتبخش است، و نه قصهگو و نه مخاطب کاری به این ندارند که این واگویه به رویای اصلی وفادار مانده یا نه.
پیر سورلین نویسنده فرانسوی در کتاب از رویا که حرف میزنیم کوشیده ، رویا و ابعاد مختلف آن را برای خواننده شرح دهد . او تلاش کرده تا خواننده را با دنیای شگفت انگیز مغز ، جایی که رویاها در آن شکل می گیرند و فراتر از آن ، یعنی واکاوی ابعاد گستردهتر روایتها، تفاسیر و تئوریهایی که پیرامون این پدیده خارقالعاده شکل گرفتهاند آشنا کند . سورلین ،رویاها را مانند دریچهای به سوی دنیای درونمان، دنیای تخیلات، آرزوها و ترسهای پنهانمان، معرفی میکند. او نشان میدهد که چگونه رویاها میتوانند الهامبخش خلاقیت، نوآوری و اکتشافات ذهن باشند و در عین حال، انعکاسی از تجربیات، احساسات و افکار ما در دنیای واقعی باشند . نویسنده هم چنین به بررسی انتقادی تئوریهای گوناگونی پرداخته که در طول تاریخ برای تفسیر و رمزگشایی از رویاها ارائه شدهاند. از دیدگاههای باستانی و اساطیری گرفته تا نظریات روانشناسی مدرن، سورلین تناقضها و نارساییهای هر یک از این تئوریها را آشکار کرده و نشان میدهد که درک کامل و مطلق از رویاها امری دشوار و شاید غیرممکن است. با وجود این، سورلین به این نکته نیز اشاره میکند که عدم وجود یک تئوری جامع و فراگیر به معنای بیمعنی بودن رویاها نیست. او معتقد است که رویاها، با وجود رمز و راز و ابهاماتشان، میتوانند منبع ارزشمندی برای شناخت خود و دنیای اطرافمان باشند . این گونه نویسنده تمایل ذاتی انسان به تحلیل و تفسیر رویاهای شبانه را شرح می دهد. او به این سوال میپردازد که چرا برخی افراد به تعبیر خواب به عنوان یک تخصص و حرفه مینگرند و چه عواملی در این گرایش نقش دارند . اما باید توجه کرد که که فقدان قطعیت در مورد ماهیت رویاها، کتاب سورلین را به مجموعهای از شک و احتمالات تبدیل کرده. در حقیقت رویکرد سورلین در مقابل ارائه پاسخهای قطعی و مطلق که اغلب در مورد رویاها ارائه میشود، قرار گرفته . شاید این گونه و تاکید بر ابهام و عدم قطعیت ، به خواننده یادآوری شود که رویاها بازتابی از دنیای پیچیده و پرمتناقض درون ما هستند. دنیایی که سرشار از احساسات، افکار و آرزوهای متناقض است و نمیتوان آن را به طور کامل درک کرد یا به آن معنا بخشید.
از نظر سوررئالیستها رویا، نه جنبهای آشکار از آرزویی نهفته، بلکه جنبهای مخدوش از آن است؛ رویا یکی از ابعاد بنیادی گونهی انسان است. اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، رویا خود آرزوست، اما در رادیکالترین شکل آن.
کتاب خیلی خوب تاریخچه خواب و رویا رو بررسی کرده اما خیلی به نظرم به خواب ها نپرداخته. ولی میشه تاریخچه خواب هارو خوب توی این کتاب شناخت. یه جورایی عاشق کتاب میشید. کتاب بر اساس این نوشته شده که خواب های ما همان خیال ها و آرزوهای ماست.
موضوع خواب و رویا از کودکی برای من موضوع به شدت جذابی بوده است؛ در این کتاب تاریخچهای از رویاها و تفسیر رویاها و نظریات مهم در این رابطه، ارائه شده است.
برای من که «رؤیا» و واگفتن رؤیا همیشه دغدغه بوده این کتاب ساده ولی در عین حال خاصیست. بخصوص برای کسی که داستان یا جستار مینویسد میتواند سرنخهای فراوانی به دست بدهد. ناراحتم چرا وقت نوشتن و تنظیم فصل «رؤیا» در «بههوایمشق» این کتاب را نمیشناختم. نویسنده در شرح و نتیجهگیریها از مکتب خاصی در وارسی پدیدهی «واگویهی رویا» پیروی نمیکند و بیشتر از اینکه بر خود رویا و تعبیر رویا متمرکز باشد دلمشغول «واگوییِ رویا» یا دریمتلینگ است که عنوان اصلی کتاب هم همین است. نویسنده تسلط و دانش گستردهای دارد و از فرهنگها و منابع جهان قدیم نقلهای درجهیکی آورده. در نسخهی اولیهای که میخواندم برای خودم یادداشتهایی در حاشیهی صفحات گذاشتم و این را نگه داشتم برای موقعی که ازشان حرف بزنم یعنی یکجور تحشیه و گفتوگو با متن.
متوسط. به نظرم بعضی از فصلها میتونستن کوتاه تر باشند و شاید این حجم از ارجاعات به نظریات باستانی لازم نبود. در نهایت، رویا هنوز هم سرزمین ناشناختههاست.
'Düş gören yakalamaya çalışır hoş imgeleri boş yere, onlarsa uçar belli belirsiz izler halinde. ' william blake.
'Bir düşü anlatmak, anlatılan bir düşü dinlemek kadar zevklidir - ve hikayeyi anlatan da dinleyen de anlatılanlar aslına tam sadık mı diye hiç dert etmezler. '
Düşleri anlatmak ya da yazmanın üzerine hem düşünmek, hem de bir tür psikanaliz metodu olması sebebiyle kişinin kendisini özümsemesine vesile olduğunu farkında olan biriyim. Rüyalarımı bir dönem uzunca ve hala ara ara yazan biri olarak bana kendimin, zihnimin ne anlatmak istediği ya da neyi nasıl kodladığını çok da merak ederim. Düş söylemleri kitabı Freud'un önemsediği şeyleri vurgulayarak ama onun gibi komplekslere takılı kalmayıp üstüne on katarak bize düşlerin önemini aktarıyor. Ve en önemlisi de şu; diyor ki, eğer herkesin rüyasında gördüğü uçmak eylemi rüya tabirleri kitabında anlatıldığı gibi tek cevaplı olsaydı, herbirimiz rüyamızda uçakla, kanatla ya da kendi kollarımızla uçtuğumuz farklı rüyaları görmezdik..
محتوای کتاب شامل دادههای خیلی زیادی از تاریخچه رویا، رویکردهای روانشناسی به رویا، نظریات و فرضیهها درباره رویا دیدن و در کل تمامی ابعاد رویاست، اما بنظرم میتونست با پراکندگی خیلی کمتری منتشر بشه و در کل برای سلیقه من کتاب بیشتر شبیه یک پایان نامه و گزارش یک تحقیق مفصل بود که چندان جذابیتی نداشت
I liked the central idea for this book - the focus on the telling of dreams and what that says about them more than the content itself.
However I found much of the book quite dense and dull (although packed with examples). I found the introduction and conclusion the most engaging parts and wished I had skipped the bit inbetween.