Jump to ratings and reviews
Rate this book

مرده‌ای به کشتن ما می‌آید

Rate this book

264 pages, Paperback

First published January 1, 2009

9 people are currently reading
86 people want to read

About the author

رسول یونان

45 books205 followers

رسول یونان (زاده ۱۳۴۸) شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی است.
او در دهکده‌ای در کنار دریاچه ارومیه به دنیا آمد. هم‌اکنون ساکن تهران است. او تاکنون چند دفتر شعر به چاپ رسانده است. گزیده‌ای از دو دفتر شعر رسول یونان با عنوان «رودی که از تابلوهای نقاشی می گذشت» توسط واهه آرمن به زبان ارمنی ترجمه شده و در تهران به چاپ رسیده
است.
آثاری از او نیز توسط مریوان حلبچه‌ای به کردی سورانی ترجمه شده‌است.
او از داوران جایزه ادبی والس بوده است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
22 (22%)
4 stars
34 (34%)
3 stars
34 (34%)
2 stars
9 (9%)
1 star
1 (1%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for Pardis.
87 reviews124 followers
May 30, 2017
دنيا كه به پايان رسيد
روياها
دنيايى ديگر خواهند ساخت
و خنده ى تو
جاى آفتاب را خواهد گرفت.
______
پشت نخستين ميزى كه
برايم چيده بودى
همه چيز را باختم
ديگر، دوستت نخواهم داشت
مثل قصه اى كه شنيده ام
شعرى كه گفته ام
فراموشت خواهم كرد
ترانه باشى
لال مى شوم
و اگر نان مى ميرم
با اين همه
با اين همه
اميدوارم تو هرگز اين شعر را نخوانى.
_____
بيهوده برايت شعر مى گفتم
بيهوده برايت دامن گلدار مى خريدم
بيهوده...
مثل آيينه نگاه مى كردى.
مثل صندلى؛مى ايستادى
و مثل ميز...
همان بهتر كه گريختم
تو جزو اشيا شده بودى.
______
چشمك زدى و دور شدى
و من دنبال تو راه افتادم.
كاش به خانه ات مى رفتى
كه ميان قصه بود و رويا.
و يا به موزه و يا تئاتر
اما راه به كتابخانه ها بردى
لعنت بر تو!
من، حالا
سالهاست كتاب ها را ورق مى زنم و
تو را نمى يابم.
______
قول بده كه خواهى آمد
اما هرگز نيا
اگر بيايى همه چيز خراب مى شود
ديگر نمى توانم
اين گونه با اشتياق
به دريا و جاده خيره شوم
من خو كرده ام
به اين انتظار
به اين پرسه زدن ها
در اسكله و ايستگاه
اگر بيايى
من چشم به راه چه كسى بمانم؟

Profile Image for KamRun .
398 reviews1,630 followers
January 18, 2019
چون جویبارهای کوچک/ در نخستین ایستگاه‌ها/ از پا درآمدیم./ من هیچ، حیف از تو که دریا را ندیدی
***

این شهر/ شهر قصه‌های مادربزرگ نیست/ که زیبا و آرام باشد/ آسمانش را/ هرگز آبی ندیدم/ من از اینجا خواهم رفت/ و فرقی هم نمی‌کند/ که فانوسی داشته باشم یا نه/ کسی که می‌گریزد، از گم شدن ترسی ندارد
***

بخاطر یک لقمه نان، کلاه از سر برداشتیم./ دشمن نیشخند زد/ و دوست بی‌تفاوت از کنارمان گذشت./ سرانجام، دست‌ها و کلاه‌هایمان در هوا معلق ماند
***

سرزمین‌های دور زیباست/ پراگ، استانبول، شانگ‌های، آمستردام / و تو / مثل سرزمین‌های دور زیبایی / دوری، زیبایی‌ست / نزدیک نیا محبوب من
***

خیلی مسخره است/ شب به خانه رفتن / و صبح از آن بیرون زدن/ ما باید با خورشید فرق داشته باشیم


Profile Image for Niloofar.
85 reviews12 followers
September 30, 2020
همين الان كه دارم مينويسم بهش سه دادم و ميخواستم بنويسم سه و نيم اما پشيمون شدم و ميخوام بهش چهار بدم.. دوسش داشتم :) زياد دوسش داشتم .. شعراش منو به ياد يكى از حس هايي در درونم ميندازه كه گاهى گمش مى كنم..
و ميتونم هركدوم از شعرهاشو بارها و بارها بخونم..
.
.
.
تو ماه را
بيشتر از همه دوست مى داشتى
و حالا
ماه هر شب
تو را به ياد من مى آورد
مى خواهم فراموشت كنم
اما اين ماه
با هيچ دستمالى
از پنجره ها پاك نمى شود .. :)
.
.
.
💙
Profile Image for Azar.
168 reviews50 followers
June 13, 2012

زندگی در اعماق عادت ها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مرده ای
فقط معنای مرگ را نمی دانی!

Profile Image for Alii.
26 reviews11 followers
September 21, 2010
-بارانی...
بارانی مورٌب
در نیمروزی آفتابی.
هیچ اتفاقی نیفتاده است
اما من
قسم می خورم که این باران
بارانی معمولی نیست
حتما
جایی دور
دریایی را به باد داده اند

-زندانی
دنیا در آنسوی میله‌هاست
من در این سو.
نمی‌دانم
او زندانی شده
یا من؟!
Profile Image for Saman.
1,166 reviews1,076 followers
Read
June 4, 2012
قبلاً نظرم را درباره‌ی شعرهای آقای (یونان) نوشته‌ام. برای این روزها و این بازار نشر خوب هستند. برای داخل مترو(اگر جایی برای کتاب‌ خواندن باشد)، اتوبوس، تاکسی، اس‌ام‌اس، کارت تبریکِ روی گُل و این‌گونه چیزها می‌خورد. شعرهایش زیر نویس لازم ندارد
Profile Image for Mohamad Amin.
82 reviews13 followers
Read
July 29, 2023
نگران هیچ چیز نباش
تو هنوز زیبایی
و من هنوز می توانم شعر بنویسم
Profile Image for Ali Ajoudanian.
13 reviews5 followers
May 3, 2013
هر شب
به کشتن ما می‌آید
مرده ای که فکر می‌کند
ما او را کشته ایم
هراسان از خواب می‌پرم
آرش گریه می‌کند
و حامد به چاقویی می‌اندیشد
که قرار بود
در قلبش فرو رود
ما چه ساده بودیم
می‌خواستیم
جهان را با کلمه فتح کنیم
حال آنکه نمی‌توانیم
از پس کابوس‌هایمان برآییم.
Profile Image for Mahdia.
64 reviews6 followers
October 6, 2021
خانم ها و آقایان!
اگر دست های خود را
دراز می کردید
ما در اشک های خود غرق نمی شدیم
خوب یا بد
زشت یا زیبا
ما پسران شما بودیم
ما، شما بودیم.
____
کلمات کلیدی :
ماه، باران، قطار، چای، من و تو
Profile Image for Atena | آتنا.
388 reviews
November 7, 2013
بدهکار هیچ کس نیستم
جز همین ماه
که از پشت میله ها می گذرد
که می توانست
از اینجا نگذرد و
جایی دیگر
مثلا در وسط دریایی خیال انگیز
بجسبد به شیشه کابین یک تاجر پولدار
بدهکار هیج کس نیستم
جز همین ماه
که تو را به یادم می آورد.
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews883 followers
Read
January 3, 2014
این شعر یک جا سیگاری است
که مرا در آن خاموش کرده اند
این هم خاکسترش
کمی رنگ خون دارد
یک نفر
مرا چون سیگاری
بر لب گذاشته
تا آخرین ذره دود کرده است
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.