درِ یکی از اتاِها بسته بود. آن را باز کرد و بیآن که تو برود گردن کشید و داخلش را دید. در را بست و به آن یکی رفت. چشمش به تشک و متکای دونفرهای که روی زمین پهن بود افتاد. گودیِ به جا مانده از دونفری که تویش خوابیده بودند هنوز دست نخورده مانده بود. مینا نزدیک درِ اتاِ آمد و گفت: «باید ببخشین که یهکم به هم ریخته است. میخواستم روتشکیها رو بشورم که...» تشویق شده دربیست ودومین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
مرتضی کربلاییلو، نویسنده متولد ۱۳۵۶. در داستانهایش، هنرمندانه و ظریف، موقعیتی به ظاهر عادی را موشکافانه تصویر میکند تا رعبآور و خاص بودن آنچه بارها و بارها از کنارش گذر شده است طی کشفی دلهرهآور عیان شود. کتاب من مجردم، خانم در بیست و دومین دورۀ کتاب سال شایستۀ تشویق شناخته شد.
ضعیفتر از آنچه فکر میکردم. نویسنده تلاش میکند تا از وضعیتی معمولی خلایی وهمناک و مبهم بسازد، اما نتیجهاش اغلب سطحی و بیمعنا یا گاه مضحک میشود. داستانهایی هم که رنگ و بوی زنانه دارند، در نوع خودشان فاجعههایی هستند از نشناختن و جرئت ورود به بحث داشتن که خطای روانشناختی بزرگی است. اولین تجربهام از این نویسنده بارها این نکته را به یادم آورد که یک نویسنده خوب باید پیش از هرچیز خوانندهای حریص و کوشا باشد، که در این مورد چندان به نظر نمیآمد.
در دو نشست کوتاه تمامش کردم، اولین مواجههام با مرتضی کربلاییلو بود داستانها حول محور زندگی و روابط میان زن و شوهر بود و قصهها ساده و روان بودند، عمق خوبی داشتند و میشود به عنوان یک آینه به زوجهای جوان پیشنهاد کرد اولین مواجه خوب و شیرین بود
اولین کتاب آقامرتضی ست و داستان های آن پیرامون روابط زن و شوهری ست. در اینجا هنوز مرتضای فیلسوف را نمیبینیم اما تا حدودی سبک داستان نویسی که بعدها در آثار او علی الخصوص داستان های کوتاهش میتوان دید، در این کتاب ریشه دوانده است.