.کتاب از 2 بخش شعر و نثر تشکیل شده است؛ و حجم بیشتر کتاب را اشعار تشکیل میدهند :نویسنده در مصاحبه ابتدایی کتاب میگوید در بعضی موارد آگاهانه بوده همین که میخواهم بهقول شما مهمل بگویم یعنی از سر آگاهی و با قصد قبلی اما همهی آن چیزهایی که دربارهی شعر من گفتی به تعریف من از شعر طنز برمیگردد. من معتقدم ما به هر تعریفی که از شعر طنز قائل باشیم یک چیز را نباید فراموش کنیم و آن هم اینکه: یکی از اهداف اصلی در شعر طنز «خنده» است. ما به هر شکل و قالبی که بخواهیم به مقولهی طنز بپردازیم نباید خنده گرفتن از مخاطب را فراموش کنیم .نمیگویم خندیدن اصل است اما ایجاد «خنده» در طنز بسیار اهمیت دارد .و فکر میکنم او توانسته در هر دو بخش شعر و نثر گفتهاش را نسبتا عملی کند و مخاطب را بخنداند به شخصه نثرهای طنز کتاب را بیشتر از اشعار پسندیدم و توانایی نویسنده در بسط و گسترش مطالب بیربط و به قول خودش مهملات را دوست داشتم
"بخشی از "بعد از این باید ماهیها کتاب بخوانند
من هرگز معتقد به این نیستم که جهان از اموری شکل گرفته باشد که هرکدام مجزا از یکدیگر، اثر و نمود خاص و محدود خود را داشته باشند. فلسفه حقیر این است که همه چیز به همه چیز مربوط است. «من هستم، چون می توانم همه چیز را به همه چیز ربط بدهم» این جمله «دکارتانه» یادتان باشد، با عقاید فیالمثل «کانتانه» دیگران هم هیچ کاری ندارم چشمتان را ببندید و دو کلمه «پل» و «کتاب» را کاملا تصادفی بردارید تا کمی هم از ارتباطهای این دو برایتان بگویم تا حالا نشده کنار پل بایستید و کتاب بخوانید؟ یا زیر یک پل بدون آنکه کاری به کار دیگران داشته باشید، ایستاده یا نشسته کتاب بخوانید؟ چقدر در حالی که کتاب دستتان بوده با اتوبوس از روی پل گذشته باشید خوب است؟ چقدر کتاب راجع به شهر اصفهان نوشته شده باشد و در آن نه از یک پل بلکه از سیوسه پل حرف به میان آمده باشد خوب است؟ در ارتباط با «پاپ ژان پل» در سایزها و شمارههای مختلف چقدر کتاب نوشته شده باشد شما راضی میشوید؟ «پل نیومن» چند جلد کتاب بیشتر از من و شما پاره کرده باشد تا هنرپیشه خوبی بشود، خوب است؟ پل الوار، پل والری، ژان پل سارتر و خیلی از پلهای دیگر که از عدم ذکر نام همه آنها از همه اینها-یعنی شما خوانندگان گرامی- پوزش میخواهم، آیا هیچ ارتباطی با کتاب ندارند؟ مگر خود کتاب، پلی برای رسیدن به خیلی از چیزها نیست؟ :مرحوم کاتب تبریزی میفرماید دست طمع که پیش کسان میکنی کتاب/ پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش :شاعر دیگری گفته است پر بود ز رفت تا پر از آمد شد/ نزدیک پلی بودم و حالم بد شد با کفش و کتاب این ور پل ماندم/ دیوانهی پابرهنه از پل رد شد . . اشعار و گفتههای حکمتآمیز فراوانی در تاریخ ادبیات فارسی، درباره «کتاب و پل» وجود دارد که بهقول معروف: مثنوی آن کاغذ هفتادمنی میخواهد! تا آنجا که حافظه خیانت نکرد نمونههایی را به عرض رساندم !تا خود حدیث مفصل بخوانید از این مـُهـمل داشت فراموشم میشد، چند سال پیش در اعتراض به کتاب و کتابخوانی (البته عدم آنها) یکی از شاعران ترکیه کتابهایش را بار کرده و همه را آورده بود، روی پل گالاتاسرای و با پرتاب کردن کتابهایش در آب، این جمله حکیمانه را گفته بود: -جملهای که معمولا آدم در مواقعی که به عنوان اعتراض به عدم کتابخوانی در روی پل گالاتاسرای در حال پرت کردن کتابهایش در آب بر زبان میآورد !بعد از این باید ماهیها کتاب بخوانند ارتباط کتاب با ماهی از آن روز بر سر زبانها افتاد و بعد از آن مردم ترکیه سعی کردند «ماهی» یک کتاب بخوانند
شعری با ردیف عوض کنم انچنان جذاب بود که دو زنگ کامل فلسفه نقضه ای نوشتیم بر آن در وصف معلم عزیز تر از جانمان:-& در جایی از این شعر میگوید:برادران زنم با من خوب نیستند باید برادران زنم را عوض کنم این شعر را برای آیت الله خامنه ای می خوانند در دیدار بعدی آقا از ناصر فیض می پرسند:بلاخره برادران زنتون رو عوض کردید؟ ..... :))))
بله. ناصر فیض طنز پرداز معروفیه. این کتاب حدود نصفه اولش شعر بود و بقیه نصر. کلا هزل بود. نه خنده دار و نه ممیزی. خلاصه که تصمیم گرفتم دیگه کتابای ایشونو نخونم.
کتاب مجموعه ای از نظم و نثر بود که من نثرهاش رو بیشتر دوست داشتم. واقعیتش خیلی خنده دار نبود. شایدم من راحت نمیخندم. هنوز نمیدونم به خوندن آثارِ نویسنده ادامه میدم یا نه. امتیازم هم در واقع ۲.۵ بود اما چون نیم نداریم به پایین گِردش کردم.
کتاب دو بخش دارد. یکی شعر و یکی نثر. شعرها خیلی بهترن به نظر من! و واقعا کتاب ارزش خوندن رو داره. اگر به اندازهی من ظرایف شعری و شوخ طبعی رو دوست داشته باشید حتما ازش لذت خواهید برد.
متنای طنز آخر کتاب رو خیلی بیشتر از شعرا پسندیدم. اینقد غلطهای وزن و آهنگ شعرا زیاد بود و تو چشم میزد که نمیشد از معدود شعرای خوب و خلاقیتا لذت برد. انگار چون همینم فروش میره، دیگه نویسنده لزومی به ویرایش ندیده.