در این مجموعه, خاطرات گروهی از نزدیکان و آشنایان شهید محمد ابراهیم همت درباره او گردآوری شده است .بدین ترتیب, همسر, برادر, مادر, دوست, همکار و همرزم شهید که از نزدیک با او آشنا بودهاند و خصوصیات روحی و اخلاقی وی را میشناختند, خاطرات خود را روایت کردهاند .در پایان کتاب عکسهایی از شهید همت به چاپ رسیده است .
اول از همه باید بگم تک ستاره ای که ندادم به خاطر نثر محاوره ای کتاب بود که خیلی از جاها به چند صورت خوانده میشد.
مزیت اول این کتاب این است که از یک نگاه شهید را نمی بینیم بلکه از زاویه دید های متفاوت مثل نگاه همسر، تک تک اعضای خانواده، فرمانده، دوست هم رده، دوست رده پایین و هرکس هم از دید خودش به شهید با همان لحن خودش روایت میکند. مثلا نقل همسر شهید که ابتدا نسبت به شهید بغض دارد اما بعد همسری ابراهیم همت را قبول و حاضر به زندگی سخت و پر مشقت با او می شود به طوریکه به قول خودش حتی 10 روز و شب هم با هم سر نکرده اند. یا مثلا روایت آقای محسن رضایی که شجاعت، درایت، صراحت و فرمان برداری شهید را از دید خودش که فرمانده اوست تعریف می کند.
مزیت دوم در این است که کتاب یک انسان سراسر سفید و بی هیچ مشکلی را تصویر نمی کند بلکه انسان را با واقعیات زندگی اش روایت می کند. از درد سینوزیت و متعاقبش سیگار کشیدن تا عاشق شدنش. اما نقطه تمایز اینگونه افراد با سایر مردم در برخی شاهکار هایی است که پیش از اینکه در خارج از خود رقم بزنند در درون خودشان خلق کرده اند.
مزیت سوم هم این است که جنگ را با واقعیت هایش روایتگری می کند. از شکست هایش از دوری هایش از خانواده.
ریویویی ندارم برای این کتاب فقط شاید قسمتی از متنی که پشت کتاب نوشته شده:
چشم تو خورشید را برنمیتابد،پس بیهوده چشم در خورشید مدوز. سهم تو از خورشید آن است که درآینه میبینی. آینه های شکست گرفته و هزار تکه هر یک به قد خویش، قدری نور می تابند و هر یک به قدر خویش، پاره ای از خورشید را حکایت میکنن. چیزی نمیگذرد که درنبود آینه ها خورشید فراموش میشود و روی در خفا میکند؛ چیزی نمی گذرد که لاجرم تنها راه ما به خورشید ازین پاره های آینه راست میشود.
به طور کلی خوندن داستان زندگی شهدا برام جذابه و البته به شدت من رو به فکر فرو میبره که واقعا چه فرشته هایی روی زمین داشتیم و از دستشون دادیم. اما این کتاب میتونست خیلی قویتر از این باشه. به خصوص از لحاظ ویراستاری و پیوستگی مطالب که به نظرم کمی از جذابیت اون کم میکرد و باعث نمیشد که نشه به راحتی کنار گذاشتش. البته انصافا فصل اول کتاب که از زبان همسر شهید بیان شده بود خیلی دوست داشتنی و جذاب بود و جزء بهترین قسمتهای کتاب بود.
بخش اول ِکتاب که از زبان ِهمسر شهید همت، ژیلا بدیهیان روایت میشه به نظرم خیلی جالبه. اینکه چطور تو یه محیط ِجنگی عشق رشد میکنه و چه تاثیری تو زندگیشون میذاره. به نظرم اون قسمتهای بعد از ازدواجشون هم خیلی جالبه. اینکه چقدر ژیلا بدیهیان عوض میشه و وابسته به شهید همت. کلا تمام روایتهای ِکتاب به نظرم خوب و جالبه.
فكر مي كنم اين كتاب براي شناخت بيشتر ما از لايه هاي مختلف روحي شهيد همت بود نه اينكه... از بعضي روايت ها بوي منيت بلند ميشد..احساس ميكنم رسات كتاب رو متوجه نشده بودند قبل از شروعش فكر ميكردم لياقتش 5 ستاره باشه
تو اولین راهیان نوری که رفته بودم، خریدمش تو قطارِ برگشت، شروع کردم به خوندنش... بخش اولش که صحبت های همسرشون بود به شدت جذاب بود و یه نفس رفتم جلو از تختم تو قطار تکون نمیخوردم...😄 رسیـــدیم اونجایی که خانم بدیهیان خبر شهادتو شنیدنو اینها.... من شروع کردم به گریه کردن بدون هیچ حرفی.... بچه ها مونده بودن چم شده ! میگفتن افقی شدی رفت!....😉 در نهایت در آغوش زهرای عزیزم آروم گرفتم 😂
برای همین مزه این کتاب هیچ وقت از یادم نمیره...
تصویر جامعی از شهید همت میبینیم تو این کتاب چون روایت های افراد متفاوت اومده.
بعد از برگشت این کتاب رو به بچه ها قرض دادم بخونن و هنوز که هنوزه دسته یه نفره و نیاورده واسم:(
عاشق این کتاب بودم توی دبیرستان. نحوه آشنایی شهید همت و همسرشون و اولین مواجهه شون خیلی جالب بود. زندگی ساده و خانه به دوشی شون رو دوست داشتم. عشق و محبت شون و صبرشون در نبود همسر و بعد تحمل فراق و شهادت ...
هر بخش این کتاب از زبان یک راوی از اعضای خانواده و دوستانشون هست.
اینکه وصف شهید همت رو از جانب افراد مختلفی بشنوی خیلی جالبه. بعضی جاها یه مطلب مشترک از دید افراد مختلفی روایت میشد که اینم شیرینی خاص خودش رو داشت. بین کتابهایی که از زبان خانوادهی شهید خوندم، این کتاب کاملترین روایت رو از زبان خانوادهشون داره. قلم نویسنده هم تقریبا خوب بود، از سبک نوشتارش راضی بودم. حالت گفتاری رو خوب نوشته بود.
زیباست... نویسنده تو این کتاب اومده کاملا نقل قول کرده. از یه جهت خوبه که امانت داری شده. اما از یه جهت نه! مثلا محاوره گویی، رواج اخلاق های زشت مثل حسادت. و...