انصافاً باید درک کنیم که هر پاراگرافی که حاوی توصیف شخصی و خاص ما از پدیدههای عادی و روتین باشد، قابلیت «فلسفی» اطلاق شدن را ندارد. نویسنده درست حدس میزد: ربط مهمی بین فصل اول و دوم کتاب درک میشود: این که هردوی این فصلها، بخشهایی از تاملات روزانهی شخص ایشان بودهاند. از این رو، این کتاب بیشتر به دفترچهی خاطرات نویسنده میماند، تا کتابی فلسفی حاوی مسائل متفرقه. البته همهی اینها مانع از لذت تلویحی من حین مطالعهی برخی از پاراگرافهای روشنینژاد نشد.