دانش اقتصاد کنونی از خیلی جهات در دنیایی جدا از واقعیتها و نیازها زندگی میکند؛ واقعیتهایی که از سویی بیانگر دردها، محرومیتهای مادی و تبعیضها و از سوی دیگر، ریختوپاشهای حیرتآور و ضایعات تأسفبار منابع است. این کتاب به چالشهای اساسی در روششناسی اقتصاد میپردازد. این چالشها ریشه در بیشهای فلسفی و سمتوسوی طبقاتی و ایدئولوژیک دارند. اقتصاددانان لیبرال کلاسیک، نولیبرال، کینزی، ساختارگرا، کارکردگرا، کردارگرا و رادیکال، بر سر اینکه واقعیت را چگونه توضیح میدهند و چگونه چارهاندیشی میکنند، با یکدیگر متفاوتاند. هر چه هست، اقتصاد نوکلاسیکی و اقتصاد نولیبرال، که بهویژه در دو دههٔ اخیر زیر فشار نظریهسازان بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول و همسو با سرمایههای بزرگِ جهانیشده گسترش یافته و خود را به روشهای تردیدناپذیر و رسمی تبدیل کردهاند، نهتنها نتوانستند فقر و بیعدالتی و عقبماندگی –این بزرگترین هدفهای اقتصاد– را بزدایند، بلکه در انتقال منابع از مکانهای محروم و زیر سلطه به سرزمینهای مرکزی، با اسفاده از اقتصاد، سیاست و ارتشهای مسلط نیز ایفای نقش کردند. این وظیفه از طریق قبولاندن نظم عادلانهٔ مسلط بر این جهان بهمثابه علم، و نفی اقتصاد مبتنی بر مداخله و اراده، و نیز نادیدهگرفتن تضادهای اجتماعی و پویشهای تاریخی، انجام شد.
فریبرز رئیسدانا (زاده ۲۹ دی ۱۳۲۳ در تهران – درگذشته ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ در تهران) نویسنده، اقتصاددان سوسیالیست و سندیکالیست، استاد دانشگاه در رشته اقتصاد، کنشگر حقوق بشر، زندانی سیاسی و عضو کانون نویسندگان ایران بود.
رئیسدانا اقتصاددانی چپگرا و دانش آموختهٔ مدرسه اقتصاد لندن بود. او علاوه بر کار تخصصی در زمینهٔ پژوهش و تدریس رشتهٔ اقتصاد، به کارهای سیاسی، اجتماعی، ادبی و مطبوعاتی نیز میپرداخت. او در جنبش روشنفکری ایران به دموکراسی، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم علاقهمند بود. رئیسدانا نویسنده بیش از پانزده کتاب دربارهٔ مسائل اقتصادی و سیاسی مانند آزادی و سوسیالیسم، اقتصاد سیاسی توسعه و منش روشنفکری بود.
این کتاب به بررسی چالشهای اساسی در روششناسی اقتصاد میپردازد. چالشهایی که ریشه در بنیانهای فلسفی و سوگیریهای ایدئولوژیک دارند. اقتصادهای لیبرال کلاسیک، نولیبرال، کینزی، ساختارگرا، کارکردگرا، کردارگرا و رادیکال بر سر اینکه واقعیت را چگونه تبیین کنند، با هم اختلاف دارند. این اختلاف، ضرورت توجه به مبانی روششناسیِ آنها را آشکار میکند. رئیسدانا میکوشد در این کتاب با ارائهی مبانی روششناسی این دیدگاهها به درک صحیحتر هر یک از آنها کمک کند. البته همانطور که انتظار میرود نویسنده در این اثر نیز نسبت به گرایشهای لیبرال و نئوکلاسیک در اقتصاد رویکردی انتقادی دارد