Jump to ratings and reviews
Rate this book

مو لای درز فلسفه

Rate this book

120 pages, Paperback

First published January 1, 2012

3 people are currently reading
63 people want to read

About the author

اردلان عطارپور

7 books5 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
11 (9%)
4 stars
26 (22%)
3 stars
44 (38%)
2 stars
19 (16%)
1 star
14 (12%)
Displaying 1 - 23 of 23 reviews
Profile Image for Peiman E iran.
1,436 reviews1,097 followers
September 24, 2017
‎دوستانِ گرانقدر، نویسندهٔ این کتاب به قولِ خودش در موردِ فلسفه و برخی از فیلسوفان و شهرت یافتگانِ تاریخ، سخنانِ طنز آمیزی را بیان کرده است.. امّا چنانچه تصمیم به خواندنِ این کتاب بگیرید، متوجه میشوید که هیچکدام از این نوشته ها، هیچگونه جذابیت و نکتهٔ خنده آوری در خود ندارد.. آنقدر مسخره است که در آغاز هیچ تمایلی برایِ نوشتنِ ریویو نداشتم.. امّا تصمیم گرفتم تا از برخی از اشاره ها و جملاتی که در مورد فلاسفه و زندگیِ آنها در این کتاب آمده، استفاده کرده و حداقل ریویویی مناسب و آموزنده برایِ شما بزرگواران بنویسم.. امّا بازهم تأکید میکنم که این کتاب برایِ آگاهی و دانستنِ فلسفه و شناختِ فلاسفه، نمی تواند برایِ شما خردگرایانِ ایرانی، مفید باشد
‎در این کتاب به شخصیت هایِ زیر، پرداخته شده است
‎ارشمیدس- هراکلیت- سقراط- ریوژن- ارسطو- ماکیاول- فرانسیس بیکن- گالیله- هابز- دکارت- ولتر- روسو- کانت- نیوتن- هگل- نیچه- داروین- مارکس- اینشتین- ویل دورانت
******************
‎در زیر تلاش نمودن تا در مورد برخی از شخصیت های نام برده در بالا، مطالبی را برایتان بنویسم
--------------------------------------------
‎هراکلیت فیلسوفِ بزرگی که پیش از سقراط و افلاطون می زیست، میگوید: در یک رودخانه، دو بار نمیشود شنا کرد.... هدف از این جمله این بود که در این جهان، همه چیز در حرکت و گذر دائمی میباشد..به همین سبب اگر شما برایِ بار دوم به درونِ رودخانه ای بروید.. نه شما همان انسانِ قبلی هستید و نه رودخانه آن رودخانه ای است که برایِ اولین بار به درونِ آن رفته بودید..... از آنجایی که این مردِ خردمند، سخنانش را اندیشمندانه بیان میکرد و از زمانِ خویش جلوتر بود، حداقل دو هزار و پانصد سال بعد، مردم به شعورِ فهمیدنِ سخنانش دست می یافتند.. لذا در زمانِ زندگیش، مردم یا سخنانش را نمی فهمیدند، و یا بدونِ دلیل با سخنانش مخالفت میکردند... هراکلیت در اینباره میگوید: عوام یا با اندیشه و افکارِ تو مخالفند، که در این صورت کتک خواهی خورد.. یا با اندیشه هایِ تو موافق هستند، که در این صورت در اندیشه هایت تحریف ایجاد کرده و آنها را ویران میکنند.. من به عنوانِ یک فیلسوف، حاضرم کتک بخورم، امّا اندیشه ها و سخنانم تحریف نشود
******************
‎ژان ژاک روسو، معتقد بود که هر چیزی که انسانِ متمدن را از انسانِ وحشی و تعلیم نیافته، متمایز میکند، بد است... از همین روی، ساعتِ خود را فروخت و گفت: انسانِ متفکر، حیوانِ فاسدی است
‎زمانی که زلزله، شهرِ لیسبون را ویران کرد و بسیاری از مردم کشته شده و بسیاری غم بر جان داشتند، روسو در اظهار نظری عجیب گفت: خیلی خوب است که هرزگاهی گروهی از مردم کشته شوند... و ادامه داد که: مردمِ لیسبون در خانه هایِ هفت طبقه زندگی میکنند، اگر در جنگل ها، پراکنده بودند که باید هم همینطور باشد، قطرهٔ خونی از بینی کسی نمی چکید
‎ولتر در موردِ ژان ژاک روسو، نوشت: روسو به قدری فیلسوف است که میمون به همان اندازه، انسان است
******************
‎نیچه میگوید: اگر به سراغِ زنان میروی، شلاق (تازیانه) را فراموش نکن... عزیزانم، باید بدانید که مردی که دستش را به رویِ زن بلند میکند و زن را کتک میزند، مرد نیست.. موجودی پست و ضعیف است که زورش تنها به جنسِ زن میرسد و حتی نامش را انسان نیز نمی توان نهاد... گویا نیچه جدا از برخی اندیشه هایِ خوب و فیلسوفانه اش، در کردار و گفتارش، از مرد بودن، تنها همان سبیلِ کلفت را به ارث برده است، تصور کرده هر که سبیل دارد، مرد است ... در ایران نیز موجوداتی پست با عنوانِ شاهانِ صفویه و بخصوص شاهانِ قاجار را داشته ایم که سبیل هایِ بلند و پُر پشتی داشته اند. امّا این موجوداتِ بی ارزش و بی کفایت، نه تنها مرد نبودند، بلکه انسان هم نبودند.... تازیان هم که در قرآنِ خود کتک زدنِ جنسِ زن را با افتخار آورده اند و متأسفانه الگویِ برخی از عرب پرستانِ ساکن در ایران هستند
******************
‎پرولتاریا، طبقه ای از جامعه هستند که مالکِ زمین و یا وسیلهٔ تولیدی نمی باشند و تنها از فروشِ نیرویِ کارِ خویش و کارگری، زندگیِ خود و اعضایِ خانوادهٔ خود را میگذرانند
‎مارکس در موردِ پرولتاریا میگوید: پرولتاریا، قیام کنید.. به جز زنجیرهایی که به دست دارید، چیزی از دست نخواهید داد.... تحتِ تأثیرِ اینگونه سخنان، انقلابِ کمونیستیِ پاریس رُخ داد و در آن انقلاب، پرولتاریا شکستِ سنگینی خورد و به اصطلاح درب و داغان شد ... مارکس اینبار با ناراحتیِ تمام گفت: ای پرولتاریا، جایِ امیدواری دارد که شما چیزی نداشتید که از دست بدهید، به جز زنجیرهایتان که آنهم به دردِ بورژواها، نمی خورد
******************
‎دکارت میگوید: من شک میکنم، پس فکر میکنم.. و فکر میکنم، پس هستم
‎شخصی بیخرد و دیندار، گفت: دکارت در همه چیز شک میکند و تمامِ عالم را رد میکند. بعد که میخواهد دنیایِ فکریِ خویش و عالم را بسازد، از خودش شروع میکند و در پایان به خودش تمام میکند و میگوید: من فکر میکنم، پس هستم
******************
‎زمانی که گالیله گفت: زمین می چرخد.. اولین واکنش نسبت به سخنِ او، این بود که: اگر زمین می گردد، همهٔ ما باید دچارِ سرگیجه میشدیم!! ... یک بیخرد و مذهبی دیگر گفت: نمیشود که ما اشرفِ مخلوقات باشیم، ولی خود و سکونتگاهمان به دورِ خورشید بچرخد..... پاپ سخنرانی کرد و گفت: گالیله کفر گفته است، اگر زمین میچرخید، مطمئن باشید من به شما میگفتم.... یک نادانِ دیگر گفت: او زیاد مشروب خورده است و وقتی کسی زیاد مست میکند، نه تنها زمین، بلکه همه چیز برایِ او می گردد.... موجودی به اصطلاح، استادِ دانشگاه، گفت: گالیله اشتباه میکند. او چیزهایی میگوید که در هیچ کتابِ درسی، یافت نمیشود!!! .... در پایانِ این جریان، دیندارانِ بیخرد، همچون همیشه با پیشرفتِ دانش و خردِ انسانی، مخالفت کردند و گالیله را مجبور کردند تا توبه کند و اشتباهش را بپذیرد.. به هر حال پیامبرانِ ادیانِ سامی، از موسی و پیامبرانِ دیگر گرفته تا محمد بن عبدالله، همه و همه از آنجایی که بویی از دانش نبرده بودند و حتی از پیشرفتِ دانش در زمانِ خویش هم آگاهی نداشتند، گفته اند که: زمین صاف و ساکن است
‎عزیزانم، نه تنها در آن دوران، بلکه اکنون نیز، دین و مذهب مخالفِ علم و دانش است.. موجوداتی که تک کتابی هستند، تصور میکنند که کتبِ دینی و به قولِ خودشان، کتبِ مقدس و آسمانی! در تمامیِ زمینه ها، حتی علمی، کامل است.. آنقدر نادان و متعصب هستند که نمی توانند پیشرفتِ دانش را قبول کنند و هزاران جلد چرت و پرت به عنوانِ تفسیر نوشته اند و چاپ کرده اند که با هزاران تحریف و دروغ کثیف و احمقانه، جملاتِ پوشالی و خالی از خرد و انسانیتِ کتبِ مقدسشان را به دانشِ روز ارتباط دهند.. و تنها انسانهایِ ساده لوح و بی مغز، فریبِ آنها را میخورند و خیال میکنند که نوشته ها و افسانه هایِ کودکانهٔ ادیانِ سامی در راستایِ علم و دانش بوده است... جالب اینجاست که به طور مثال، شما در هیچ کجایِ قرآن واژه یا کلمه و جمله ای در موردِ خرد و مغزِ انسان، پیدا نمیکنید.. در بیابان تصور میکردند، انسان با قلبِ خود فکر میکند و چیزی به نامِ خرد را نمی شناختند... در این مورد در ریویوهایِ دیگر، نوشته ام و بازهم بیشتر سخن خواهم گفت
--------------------------------------------
‎امیدوارم این ریویو برایِ شما خردگرایانِ گرامی، مفید بوده باشه
‎<پیروز باشید و ایرانی>
Profile Image for Fahim.
276 reviews116 followers
October 11, 2019
"میمونی میگفت:
ما هزاره ها در هزار، نسل در نسل، تنزل کردیم تا به انسان رسیدیم و حال آدم، اسم این تنزل را تکامل گذاشته است. "
Profile Image for Farhad Azadjou.
61 reviews8 followers
April 4, 2020
هدف نويسنده از نوشتن اين كتاب رو متوجه نشدم. اينكهچي بود و چه چيزي رو ميخواست برسونه؟؟!!! طنز خاصي هم توش ديده نميشد. بيشتر مثل شوخي با فلاسفه و اينا بود. از هر فيلسوف يه نكته درآورده بود و اون رو يه جورايي مسخره ميكرد. من سعي كردم بفهمم پشت اين طنز و تمسخر آيا نويسنده دنبال زدن حرف جديدي هست كه متاسفانه هيچ حرفي هم نداشت. كلا كتاب عجيب و بي معني بود به نظرم.
Profile Image for EL Socratista.
65 reviews
September 24, 2018
کتاب روی یک جمله معروف از بیست سی تا از معروف ترینفلاسفه مانور میده و به نظرم هم جالب بود هم بامزه ولی یه قسمت اضافی آخرش داره که مربوط به طنز نویسی نویسندشه در مطبوعات که بیشترش مصرف روزانه داشته و بدرد چاپ کتاب نمیخورد ، سوای کیفیت این قسمت کتاب که خیلی پایین بود این بخشش برعکس قسمت عمده ش ، بی ربط هم بود به موضوع و مطالب اصلی کتاب و بهتر بود چاپ نمیشد
Profile Image for Arvin.
24 reviews10 followers
February 23, 2014
این کتاب رو هم صوتی شنیدم - به نظر میاد کتاب کوچیکی باشه چون تو مسیر رفت و برگشت من تموم شد . شاید مو لای درز فلسفه عنوان مناسبی برای کتاب نباشه و عنوان بهتر مو لای درز سخنان بزرگان باشه .
اما در مورد خود کتاب ، این کتاب یه کتاب بینامتنیه اما برای فهمیدنش نیاز چندانی به دانش فلسفی نیست . به نظر میاد نویسنده برای نوشتن کتاب خیلی تحقیق کرده و گشته حرف و حدیثایی که راجع به فیلسوفای کله گنده پیدا کرده . در کل خیلی ادا و اطوار زبانی نداره و بر خلاف کتابهای طنز دیگه خیلی شوخی زیرکمری توش نمیبینم . زبان ساده و نکته‌سنجانه ، بیشتر کتاب بر اساس بازی زبانی و بازی با جملات و سخنان بزرگان! بنا شده اما گاهی دچاری لوسی میشه متاسفانه . من بخشهای مربوط به ولتر و نیچه و گالیله رو خیلی خوشم اومد .
Profile Image for Arash Esmaeili.
42 reviews11 followers
August 24, 2014
تاریخ فلسفه به طنز
طنزی فاخر با نگرشی شوخ طبعانه به فلسفه و دنیای فلاسفه و نه فقط برای خنده،شاید حتی برای نگرش هایی متفاوت از زوایایِ ممکنِ کمتر دیده شده
طنزی که غالباً اندیشه ها و سخنان فیلسوف را به سخره نمیگرد و تنها پیامد ها و واکنش های طبیعی دیگر اندیشمندان و مردم را تصور میکند،آنهم با لحنی جدی!
نویسنده با ظرافتِ خاصی اظهار نظرهای سیاسی را با شجاعت در لابلای طنز گنجانده است.
البته در مورد بعضی فیلسوف ها طنز کتاب زمین خورده است و میتوانست قویتر باشد.
Profile Image for Chista Rasouli.
68 reviews12 followers
May 30, 2015
بیش‌تر بازی با جملات بود تا حکایات. بازی‌هایی گاهی خوب و به‌جا، گاهی اضافی.
کاش ویرایش شده بود ولی.
Profile Image for Negar Safari.
106 reviews17 followers
August 5, 2017
بیشتر جنبه ی شوخی و سرگرمی داشت تا اینکه چیزی یاد بده و می تونست تعداد فلاسفه معرفی شده را کمتر می کرد ولی در مورد هر فیلسوف بیشتر میگفت
Profile Image for Arezoo Alipanah.
248 reviews147 followers
June 6, 2020
در مجموع بهتر از چیزی بود که فکر میکردم
Profile Image for Narges Amooei.
264 reviews178 followers
December 26, 2022
شاید برای شروع فلسفه‌خوانی برای کسانی که فلسفه رو غولی بی‌شاخ‌ودم و دنیایی سخت برای ورود می‌دانند، باشه. یک‌جور آشنایی ابتدایی با یکی از مطرح‌ترین و شنیده‌ترین نظریه‌ها و عقاید فیلسوفانی مثل سارتر، دکارت، کانت، هایدگر و…
گفتم “شاید”ها!
و شاید جرقه‌ای برای ورود به دنیای فکری و نظریات و باورهای هرکدام از این‌ها باشه.
طنزشو گاهی دوست داشتم و گاهی نه.
و کلاً برام جالب بود رویارویی باهاش در قفسه‌ی کتابخانه- بخش فلسفه. با اینکه در حقیقت اثری فلسفی محسوب نمی‌شه.
Profile Image for Shiva Abbasi.
14 reviews1 follower
August 9, 2021
چیز خاصی برا گفتن نداشت . نه طنز آنچنانی داشت که آدم لذت ببره و نه محتوای فلسفی خوبی.
Profile Image for Arash Sabeti.
22 reviews
November 15, 2017
نام کتاب: مو لای درز فلسفه
نویسند: اردلان عطارپور
انتشارات: آن
سال نشر: ۱۳۷۹

خواندن 91 صفحه کتاب وقت زیادی نمی‌برد اما، می‌تواند به‌راحتی اعتماد شما به کتاب‌های مشابه را از بین ببرد، و کتاب ِ "مو لای درز فلسفه" دقیقا همین کار را می‌کند.
کتاب، جمله‌های معروف چند فیلسوف‌ را نقل می‌کند و بعد با آن‌ها شوخی می‌کند که البته برای این‌کار، یک تایم‌لاین هم در نظر گرفته شده، یعنی نویسنده نخست سراغ فیلسوف‌های قبل از میلاد می‌رود و سپس کم‌کم جلو‌ می‌آید.
به‌نظرم، بازی با کلمات شاید قدیمی‌ترین و نخ‌نما‌ترین نوع نوشتن، و به‌ویژه طنزپردازی است که البته تنها تکنیکی هم هست که نویسنده برای نگارش این کتاب از آن استفاده کرده. این نمونه از یکی از صفحه‌های آن را ببینید: "ولتر می‌گوید من با تو مخالفم اما، حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را بزنی." و بعد ادامه می‌دهد: "من حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را نزنی. من حاضرم جان تو را بگیرم تا تو حرفت را نزنی." و نمونه‌ای دیگر: "دکارت گفت: من فکر میکنم، پس هستم! و بعد وکیلی گفت من فکر می‌کنم که فکر می‌کنم، پس فکر می‌کنم که هستم!"
تقریبا همین تک شیوه‌ی طنزنویسی برای همه‌ی فیلسوف‌ها به‌کار رفته و در هر صفحه آن‌قدر تکرار می‌شود که نه‌تنها دیگر حالی از طنز ندارد که هرچه جلوتر می‌روی، بیشتر به ذهنت می‌آید که تلاش برای طنزپردازی کافی نیست. باید استعداد هم داشت.
بین قسمت اول و یادداشت‌های آخر کتاب هم بسیار ناهماهنگی وجود دارد. ضمن خواندن کتاب، بارها به ذهنم رسید اصلا این کتاب برای قسمت دوم نوشته شده اما، به دلایلی (احتمالا سیاسی) قسمت اول به آن اضافه شده.
خلاصه این‌که کاش با "مفاهیم ِ فلسفی" بازی می‌شد، آن‌هم به شیوه‌های متنوع‌تر. متاسفانه این کار نشده و نتیجه نهایی یک کتاب لوس، لوث و کاملا بی‌مزه است.

Profile Image for Tina Nazari.
35 reviews36 followers
April 20, 2017
کتاب 《مو لای درز فلسفه》 مجموعه داستان های کوتاه درباره فلاسفه است با نگارش طنزآمیز.
عمده طنز کتاب از برخورد نگاه عوامانه با فلسفه و فلاسفه شکل می گیرد. از همان جا که ارشمیدس"حقیقتی" می یابد و عوام به گمان آن که "زر" یافته در پیش می دوند و دعوی تصاحبش را دارند. فلسفه را اگر از دید مردم کوچه و بازار بنگری، خنده دار خواهد بود و این از دو عامل ریشه می گیرد: اول آن که فلسفه برای آنکه به عوام الناس خورانده شود، لاجرم ساده می شود و این ساده شدن به قیمت از بین رفتن عمق معنای فلسفه است تا آن جا که همه آن چه فیلسوف به مرارت و ممارست سالیان یافته به جمله ای تقلیل می یابد که به راحتی اسباب خنده بیخبران می شود. دوم آن که فلسفه اغلب به دیدگاهی متضاد با باور عامیانه می رسد و از این تضاد ناگزیر یا طنز بر می خیزد یا جنگ! طنز این کتاب -اما- نه از نگاه عوامانه به فلسفه، که از نقد این نوع نگاه نشات می گیرد.
معدود تلاش هایی که نویسنده برای گنجاندن مسائل سیاسی آن روز انجام داده، برای خواننده امروز زائد به نظر می آید و از یکدستی و گیرایی متن می کاهد.
 
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
April 11, 2025


کتاب «مو لای درز فلسفه»، نوشتۀ اردلان عطارپور، اثری طنزگونه و در عین‌حال فلسفی است که به‌شکلی کاملاً مختصر و خواندنی به پاره‌ای از تاریخ فلسفۀ غرب و فیلسوفان نامدار آن پرداخته است. عطارپور در قسمتی از این کتاب خود می‌نویسد:

البته زیادی عقل و دانش هم که چیز خوبی نیست چنان‌که حضرت آدم و حوا تا آن‌وقت که از میوه درخت معرفت نخورده بودند شاد و شنگول در بهشت زندگی می‌کردند و فقط بعد از گاز زدن آن میوه بود که خود، نوه، نبیره، ندیده، نشنیده و من و شما و همه را بدبخت کردند. این مطلب را من نمی‌گویم. فلاسفه هم می‌گویند. مثلاً برکلی که وجود ماده و جهان عینی و همه‌چیز را به کلی نفی می‌کرد، بدبختی فلاسفه را خیلی عیان می‌دید که گفت: از آنجا که فلسفه جز مطالعه حکمت و حقیقت نیست، توقع ما این است که فلاسفه دارای سکون و ثبات نفس و معلوماتی بسیار روشن باشند و حال آن‌که این عوام‌الناس هستند که اغلب آسوده خیال‌ترند (عطارپور، ۱۳۷۹: ۱۱).
سقراط نیز گفته است: زن بگیرید. اگر خوب بود، خوشبخت می‌شوید و اگر بد بود فیلسوف می‌شوید. از گفتۀ سقراط خیلی ساده نتیجه می‌شود که فیلسوفی مترادف با بدبختی است (همان: ۱۱). ارسطو حکیم بزرگ یونان می‌گوید: من افلاطون را دوست دارم، اما حقیقت را بیشتر از او دوست دارم. این جمله دهان به دهان گشت و در غالب کتاب‌های فلسفی و غیرفلسفی مکرر در مکرر تکرار شد، بدون این‌که محققان و دانشمندان به این نکته توجه کنند که از این قشنگ‌تر نمی‌شد استاد را ضایع کرد... ارسطو در آن هنگامی که می‌خواست به خواستگاری مادام پوتیاس برود، با این جمله دل او را به دست آورد: من پوتیاس را دوست دارم، کاری هم به حقیقت ندارم (همان: ۳۳-۳۴).

یک تاجر یونانی که هم‌عصر افلاطون و ارسطو بود و گاه‌به‌گاه همراه ارسطو به کلاس درس افلاطون می‌رفت گفت: من افلاطون را دوست دارم، حقیقت را بیشتر از او و پول را بیشتر از هر دو. تاریخ نشان داد این تاجر یونانی از هر دوی آن فیلسوف‌ها، فیلسوف‌تر بود... ظاهراً مرحوم گالیله هم همین‌طور بود... بدین ترتیب معلوم می‌شود که غالب ما تا یک حدی حقیقت را دوست داریم، ولی همه که این‌طور نیستند. آدم‌هایی هم هستند که حاضرند جان بدهند ولی حرفشان را بزنند. میرزاده عشقی از این دسته بود. بعضی‌ها نیز حاضرند جان بدهند تا حر‌فشان را نزنند، سعید امامی هم از این دسته بود (همان: ۳۴-۳۵).
هر کسی فکر می‌کند تا چند سال دیگر به پول و پله‌ای خواهد رسید. همه به امید زنده‌اند، که اگر سرابی نباشد، از تشنگی می‌میریم. و ندیدیم آدمی را که گاه‌گاه هم شده از لذت دیدن سراب محروم باشد که گفته‌اند: وصف‌العیش نصف‌العیش. و فرانسیس بیکن به ظاهر جامع‌تر می‌دید که می‌گفت: امید، صبحانۀ لذیذ و شامِ بدی است (همان: ۱۲).
روزی که ارشمیدس به حمام رفت، لابد چرک بود. اما به جای این‌که کیسه بکشد شروع به بازی و غوطه خوردن در آب کرد. پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، باز پایین می‌رفت و بالا می‌آمد، خیلی آرام. یک‌بار دیگر که پایین رفت یکهو از آب بیرون جست. فریاد کشید: یافتم، یافتم... اولین گمان این بود که ارشمیدس سنگ‌پا پیدا کرده است، اما تا آن روز کسی برای سنگ‌پا این طور نعره نکشیده بود... ارشمیدس بی‌اعتنا به همه‌چیز و همه‌کس و حتی لباس‌هایش، از سَر شوق، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد... پیرمردی نفس‌نفس زنان از راه رسید: من هفته قبل در حمام انگشتر طلایم را گم کردم، زنم شاهد است! حمامی هم رسید: منطقاً آنچه در حمام است مال حمامی است. یکی از سوفسطائیان خواست با این نظر مخالفت کند که مأمور دولت آمد: حرف بی‌حرف! ای�� چیزها مال دولت است... اما ارشمیدس غافل از دور و برش فریاد می‌کرد: یافتم، یافتم، یافتم. جمعیت که هر دم بیشتر می‌شد و کلافه بود دسته جمعی فریاد زدند: آخه بگو چی یافتی؟

ارشمیدس با همان شور و حرارت فریاد کرد: هر جسمی که در آب فرو رود به اندازۀ وزن مایع هم‌حجمش سبک می‌شود. مردم گفتند: این مردک خر چه می‌گوید، دیوانه است و از دورش پراکنده شدند... فردای آن روز بر سر در حمام یک تابلو کوچک نصب شد که روی آن با خط خوش یونانی نوشته شده بود: برای حفظ شئونات اخلاقی از پذیرش دانشمندان و فلاسفه معذوریم (همان: ۱۳ الی۱۶).

منبع:
_ عطارپور، اردلان، ۱۳۷۹، مو لای درز فلسفه، تهران، آن.
1 review
November 21, 2025
In a world of cold-blooded insensibility based on sacred religious beliefs and long-established philosophical judgments cunningly exploited throughout history for political suppression and domination, the author, already a skilled and experienced journalist, has successfully used satire as a pressure relief valve to partly offset the painful impact of humiliation caused by the global capitalism which had decided to halt Iran's rapid social, economic and cultural development by toppling the shah and dismantling his unique military power that for many a decade had taken care of the entire Middle East security.
Profile Image for Ali Nourbakhsh.
181 reviews
October 2, 2025
لابه‌لای کتاب‌های سنگین فلسفه‌ که به شرح خلاصه یا کامل سخنان و تفکرات متفکرین فلسفه می‌پردازن خوندن این کتاب خالی از لطف نیست چون نویسنده میاد با بخشی از سخنان یا حتی بنیان فکری برخی از فیلسوفان بزرگ شوخی می‌کنه و انقدر این شوخی تکرار می‌شه که ملکه‌ی ذهن خواننده می‌شه، بسته به هر فرد هم ممکنه یکی بخنده باهاش یکی هم اصلا براس خنده‌دار نباشه ولی من با برخی از شوخی‌هاش خندیدم و خلاقیت جالبی داشت، اما در رابطه با کانت فکر کنم خود نویسنده هم فلسفه‌ی کانت رو درست متوجه نشده که اونجوری گفته در رابطه باهاش ولی در کل به نظرم ارزش خوندن داشت من به شخصه پسندیدم‌.
37 reviews
February 16, 2025
به عنوان یه کتاب طنز، خیلی جالب و بامزه بود و خیلی سرگرمم کرد😍😂میخکوبم کرد و سریع تموم شد
قلم نویسنده و شیوه پيوند دادن موضوعات به هم رو دوست داشتم به نگرم بسیار خلاقانه بود
باید توجه داشت که این فقط یه کتاب طنزه و برای سرگرمی
نه کتابی آموزشی
انگار که یه استندآپ کمدی با فضای فلسفی تماشا میکنی
چون تو خیلی رویو ها گویا بزرگواران از اینکه کتاب محتوا آموزشی نداره و شوخی هاش بی هدفه شاکی بودن
1 review
September 13, 2019
خیلی عالی بود. گفته‌های اصلی فیلسوفان را گرفته و آنها را در قالب طنز بیان میکند و اگر کسی آشنایی کمی هم با این فیلسوفان داشته باشد، مطالب را به راحتی درک و از داستان لذت میبرد
Profile Image for Meha.
56 reviews2 followers
May 18, 2022
فلسفه رو کلا قهوه‌ای کرده خیلی خندیدم 🤣
Profile Image for ali rezaei.
44 reviews2 followers
September 14, 2014
یکی از محصولات وزارت ارشاد زمان خاتمی. زمانی که دغدغه روشنفکران دادگاه های مطبوعات و شورای نگهبان و مسائلی از این دست. و البته بررسی برخی از فیلسوفن که گاهی مانند کانت و انگلس دیدگاهشان شرح داده می شود . گاهی مانند نیجه و دیوژن فقط اسمی و طنزی
Profile Image for Oveis.
21 reviews2 followers
September 4, 2016
از طنز کتاب خوشم اومد ولی چیزی به اطلاعاتم اضافه نشد.
Displaying 1 - 23 of 23 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.