ونسان ويلهم ون گوگ را شاید بتوان در کنار اشخاصی مانند داوینچی و پیکاسو از معروف ترین و شناخته شده ترین نقاشان دنیا دانست، حالا به هر دلیلی. خواهرش بهترین توصیف را از او میکند: کله ای با موهای سرخ و چشمانی که به دلیل نوسانات روحی گاهی سبز و گاهی آبی است. پیشانی اش حالا دیگر اندکی چین خورده و ابروهایش به سبب غور و تفکر به سوی هم کشیده شده اند. ون گوگ در یک خانواده کاملا مذهبی - هم پدرش و هم پدربزرگش کشیش بودند - بدنيا آمد و تا آخر عمرش این خوی معنوی اش را حفظ کرد و در آثارش - بخصوص اثر شاهکارش شب پر ستاره - رد پایی از آن را بجای گذاشت. اما قطعا پر حاشیه ترین بخش زندگی ون گوگ عمل بریدن گوشش است.ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درست داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ او خالی بود و به یاد نمیآورد چه بلایی به سرش آمدهاست. دربارهٔ چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است: اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوسهای وحشتناک و هذیانآلود دست و پا میزد و به عوالم جنون نزدیک میشد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش چپ خود صداهایی تحملناپذیر میشنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.
دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعاً گوش بریده را دریافت کرد.
مجموعه موزه هنر متروپوليتين، سعی در بروز و شناخت سرنخ هایی از هر نقاش دارد تا با یادگیری آن بتوان به راحتی اثر هر هنرمند را تشخیص داد. سرنخ هایی مانند رنگ های بکار رفته، خط، شکل، کمپوزیسیون، موضوع و شیوه ی کشیدن نقاشی. و در هر کتاب به کشف همین سرنخ ها در دوازده اثر مهم هر هنرمند می پردازد. کتاب ون گوگ چگونه ون گوگ شد مهمترین نقطه قوتش دوری از ارایه زندگی ون گوگ و بیشتر تحلیل و پرداخت به خود آثار و اتفاقات پیرامون آن می باشد. این کتاب دوازده اثر ون گوگ شامل: سیب زمینی خورها، تکچهره خود با کلاه نمدی خاکستری، تکچهره بابا تانگی، گل های آفتابگردان، تراس کافه ای در شب، فصل درو در لاکرو، اتاق خواب، زن آرلی، درختان سرو، شب پرستاره، نخستین قدم ها ( بازخلق اثر میله) و کلاغ ها بر فراز گندم زار را مورد تحلیل قرار می دهد.
برای مثال در جایی مولبرگر در تحلیل صندلی های کشیده شده توسط ون گوگ می گوید : ون گوگ صندلی های خالی را نمادی از نیستی و مرگ می دانست. ون گوگ هیچگاه چهره پل گوگن را نکشید اما از صندلی خانه خودش که گوگن رو آن می نشست نقاشی کرد و حتی از صندلی خودش هم نقاشی کرد برخلاف جهت نقاشی صندلی گوگن و هر دو را از دید بالا به تصویر کشید.
در کل کتاب برای آشنایی اولیه با آثار ون گوگ می تواند بسیار به کار بیاید و مثمر ثمر واقع شود.
ونسان ويلهم ون گوگ را شاید بتوان در کنار اشخاصی مانند داوینچی و پیکاسو از معروف ترین و شناخته شده ترین نقاشان دنیا دانست، حالا به هر دلیلی. خواهرش بهترین توصیف را از او میکند: کله ای با موهای سرخ و چشمانی که به دلیل نوسانات روحی گاهی سبز و گاهی آبی است. پیشانی اش حالا دیگر اندکی چین خورده و ابروهایش به سبب غور و تفکر به سوی هم کشیده شده اند. ون گوگ در یک خانواده کاملا مذهبی - هم پدرش و هم پدربزرگش کشیش بودند - بدنيا آمد و تا آخر عمرش این خوی معنوی اش را حفظ کرد و در آثارش - بخصوص اثر شاهکارش شب پر ستاره - رد پایی از آن را بجای گذاشت. اما قطعا پر حاشیه ترین بخش زندگی ون گوگ عمل بریدن گوشش است.ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درست داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ او خالی بود و به یاد نمیآورد چه بلایی به سرش آمدهاست. دربارهٔ چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:
اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوسهای وحشتناک و هذیانآلود دست و پا میزد و به عوالم جنون نزدیک میشد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش چپ خود صداهایی تحملناپذیر میشنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.
دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک «هدیه گرانبها» تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعاً گوش بریده را دریافت کرد.
مجموعه موزه هنر متروپوليتين، سعی در بروز و شناخت سرنخ هایی از هر نقاش دارد تا با یادگیری آن بتوان به راحتی اثر هر هنرمند را تشخیص داد. سرنخ هایی مانند رنگ های بکار رفته، خط، شکل، کمپوزیسیون، موضوع و شیوه ی کشیدن نقاشی. و در هر کتاب به کشف همین سرنخ ها در دوازده اثر مهم هر هنرمند می پردازد. کتاب ون گوگ چگونه ون گوگ شد مهمترین نقطه قوتش دوری از ارایه زندگی ون گوگ و بیشتر تحلیل و پرداخت به خود آثار و اتفاقات پیرامون آن می باشد. این کتاب دوازده اثر ون گوگ شامل: سیب زمینی خورها، تکچهره خود با کلاه نمدی خاکستری، تکچهره بابا تانگی، گل های آفتابگردان، تراس کافه ای در شب، فصل درو در لاکرو، اتاق خواب، زن آرلی، درختان سرو، شب پرستاره، نخستین قدم ها ( بازخلق اثر میله) و کلاغ ها بر فراز گندم زار را مورد تحلیل قرار می دهد.
برای مثال در جایی مولبرگر در تحلیل صندلی های کشیده شده توسط ون گوگ می گوید : ون گوگ صندلی های خالی را نمادی از نیستی و مرگ می دانست. ون گوگ هیچگاه چهره پل گوگن را نکشید اما از صندلی خانه خودش که گوگن رو آن می نشست نقاشی کرد و حتی از صندلی خودش هم نقاشی کرد برخلاف جهت نقاشی صندلی گوگن و هر دو را از دید بالا به تصویر کشید.
در کل کتاب برای آشنایی اولیه با آثار ون گوگ می تواند بسیار به کار بیاید و مثمر ثمر واقع شود.
A nice discussion of various paintings of the immortal painter Vincent van Gogh.
You can find a discussion of the very famous Sunflowers, The Cafe Terrace at Night, The Starry Night, and The Bedroom in the book. You would like the pictures of Gauguin's Chair and Van Gogh's Chair.
Disappointed at not seeing a picture of the Blossoming Almond Tree in the book.
Here's a summary of van Gogh's paintings. 1. They're filled with bold colour and vivid pattern. 2. He placed contemporary colours next to one another to increase their power. 3. He laid down thick layers of paint. 4. He created shadows and reflections with a combination of colors, not just with black. 5. His brushstrokes are vigorous and form strong patterns. 6. Van Gogh outlined his figures and make them stand out against the background.
This entire review has been hidden because of spoilers.
I didn't do more than page through this, but I like that you can look up the story behind many of Van Gogh's paintings. It's a much wordier nonfiction than I normally would be interested in...preferring nonfiction picture books for my kids...but I can see the value of this book as a reference book when studying a particular painting.
What a nice introduction to an artist! Paralleling the progression of his life with a series of his drawings gave me a better impression of the development of his painting. The illustrations are well-chosen and beautifully reproduced.