Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following محمدعلی صائب تبریزی.
Showing 1-8 of 8
“آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم”
―
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم”
―
“غير از كنار هيچ ز اهل جهان مگير”
―
―
“گر وا نمی کنی گره ای خود گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست”
―
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست”
―
“بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان
مردم از عمر سالی گذرد،عید کنند”
―
مردم از عمر سالی گذرد،عید کنند”
―
“به یک کرشمه که در کار آسمان کردی / هنوز می پرد از شوق ، چشم کوکب ها”
―
―
“آغوش مرا محرم آن خرمن گل کن
موی کمرت طاقت این بار ندارد”
―
موی کمرت طاقت این بار ندارد”
―
“ما دستخوش سبحه و زنار نگشتيم
در حلقه ى تقليد گرفتار نگشتيم
خود را به سراپرده ى خورشيد رسانديم
چون شبنم گل، بار به گلزار نگشتيم
در دامن خود پاى فشرديم چو مركز
گرد سر هر نقطه چو پرگار نگشتيم
چون خشت نهاديم به پاى خم مى سر
بر دوش كسى همچو سبو بار نگشتيم
ما را به زر قلب خريدند ز اخوان
بر قافله از قيمت كم، بار نگشتيم
چون يوسف تهمت زده، از پاكى دامن
در چشم عزيزان جهان، خوار نگشتيم
صد شكر كه با صد دهن شكوه درين بزم
شرمنده ى بيتابى اظهار نگشتيم
افسوس كه چون نخل خزان ديده درين باغ
دستى نفشانديم و سبكبار نگشتيم
فرياد كه سوهان سبكدست حواد
شد ساده ز دندانه و هموار نگشتيم
صائب مدد خلق نموديم به همت
درظاهر اگر مالك دينار نگشتيم”
―
در حلقه ى تقليد گرفتار نگشتيم
خود را به سراپرده ى خورشيد رسانديم
چون شبنم گل، بار به گلزار نگشتيم
در دامن خود پاى فشرديم چو مركز
گرد سر هر نقطه چو پرگار نگشتيم
چون خشت نهاديم به پاى خم مى سر
بر دوش كسى همچو سبو بار نگشتيم
ما را به زر قلب خريدند ز اخوان
بر قافله از قيمت كم، بار نگشتيم
چون يوسف تهمت زده، از پاكى دامن
در چشم عزيزان جهان، خوار نگشتيم
صد شكر كه با صد دهن شكوه درين بزم
شرمنده ى بيتابى اظهار نگشتيم
افسوس كه چون نخل خزان ديده درين باغ
دستى نفشانديم و سبكبار نگشتيم
فرياد كه سوهان سبكدست حواد
شد ساده ز دندانه و هموار نگشتيم
صائب مدد خلق نموديم به همت
درظاهر اگر مالك دينار نگشتيم”
―
“نیست صائب ملک تنگ بی غمی جای دو شاه
زین سبب طفلان جدل دارند با دیوانه ها”
―
زین سبب طفلان جدل دارند با دیوانه ها”
―



