Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following یوستین گوردر.

یوستین گوردر یوستین گوردر > Quotes

 

 (?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
Showing 1-2 of 2
“من : در زمانی که تاعون سیاه شیوع پیدا کرد هزاران نفر از اجداد تو زندگی می کردند .
تو : چطور ؟
من : تو دو نفر پدر مادر ، چهار پدربزرگ و مادربزرگ ، هشت جد و جده و الی آخر داشته ای . اگر تا سال های طاعون سیاه پیش بروی ، تعداد آنها بسیار زیاد خواهد شد . مرگ از محله به محله ای دیگر گسترش می یافت . کودکان بیشتر از دیگران قربانی می شدند . بسیاری از اجداد تو در آن زمان بچه بوده اند . اما هیچ یک از آنها نمردند .
تو : چرا انقدر مطمئنی ؟
من : چون تو اینجا نشسته ای و به من نگاه می کنی .
تو : .......
من : احتمال اینکه یکی از اجداد تو در حین بزرگ شدن و در نهایت بچه دار شدن نمیرد ، یک در میلیون است . تعدادی از آن ها بیمار شده اند ، اما بالاخره زنده مانده اند . به عبارتی می توان گفت تو میلیارد ها بار تنها یک میلی متر با به دنیا نیامدن فاصله داشته ای . زندگی تو روی این سیاره در معرض تهدید حشرات ، جانوران وحشی ، سنگ های آسمانی ، رعد و برق ، بیماری ، جنگ ، سیل ، آتش ، سم و سؤ قصد های برنامه ریزی شده بوده است . فقط در یکی از نبرد های تاریخی ، بار ها زخمی شده ای . چون می بایست اجدادی در هر سوی نبرد داشته باشی . چه برسد به همه ی نبرد ها . تو در واقع با خودت و فرصت به دنیا آمدنت ، آن هم در هزاران سال بعد ، می جنگیده ای . هر بار که تیری در هوا رها شده شانس تو برای به دنیا آمدن به حد اقل رسیده است . اما تو اینجا نشسته ای و با من حرف می زنی . متوجه می شوی ؟ این زنجیره تا اولین سلول زنده ادامه پیدا می کند سلولی که تقسیم می شود و تمام آنچه که امروز می بینی را شکل می دهد . احتمال اینکه طی این سه یا چهار میلیارد سال زنجیره تو در هیچ زمانی نشکسته باشد آنقدر کم است که تقریبا باور کردنی نیست . اما تو جان سالم به در برده ای . بله جان به در برده ای . در عوض می فهمی که چقدر خوش شانس هستی
تو : بد شانس ها چی ؟
من : بد شانس وجود ندارد . آنها هرگز به دنیا نیامده اند . زندگی بخت آزمایی بزرگی است که در آن فقط بلیت های برنده را می توان دید .........”
یوستین گوردر
“واقعا درک نمیکنم چگونه می توانی اسرار ما را به سادگی، با برچسب "هوس های شهوانی" یا "لذت های جسمانی" به یک سو برانی. خب، دستکم نمیفهمیدم تا آن که در کتاب دهم خواندم که اکنون نه تنها از تمام حس ها، که از هرچه میوه و شراب به روح ما عرضه میکند هم نفرت داری. اما هنوز این تمام ماجرا نیست. از این جا شروع میکنی به خداوند فخر بفروشی که متوجه شده ای چه حد از تمام آفریده های او متنفری. بعد میگویی به این دلیل که با چشم جانت "نوری" را دیده ای.”
یوستین گوردر