Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following برتولت برشت.
Showing 1-2 of 2
“کشیش جوان: فکر نمیکنید که حقیقت اگه واقعاً حقیقت باشه، بدون ما هم خودشو نشون میده؟
گالیله: نه نه نه! حقیقت همون اندازه رایج میشه که ما رواجش بدیم...”
―
گالیله: نه نه نه! حقیقت همون اندازه رایج میشه که ما رواجش بدیم...”
―
“زیر آسمان آبی سپتامبر؛
آرمیده کنار درخت آلو؛
داشتم معشوقهای آرام و پریدهرنگ
در آغوش،
گویی در میانهی خوابی خوش.
ابری بر فراز ما؛
در آسمان آبی تابستان
و نگاهم خیره بر آن، دوخته بر آن.
ابری بس سپید؛ در بلندای آسمان،
اما افسوس!
دیگربار که نگریستم،
محو گشته بود.
II.
سالها گذشته از روز
و درخت آلو، شاید که برکنده شده.
خبر معشوقهام را که جویا شوی
گویم که ندانم چه شد! چه؛
جزئیات صورتش در خاطرم نمانده
تنها یاد دارم که بوسیده بودمش.
III.
بوسه را اما،
میتوانستم فراموش کرده باشم،
اگر آن سپید ابر، نبود بر فراز ما.
سپیدابر، حک شده در خاطرم
سپیدابر، از بلندیها میآمد!
درختان آلو، همیشه شکوفه میدهند؛
آن دوشیزه اکنون شاید هفتمین فرزندش را زاده!
اما آن ابر، آن ابر!
چند صباحی شکفت
دیگربار که نگریستم ــ در باد ــ
محو گشته بود.”
―
آرمیده کنار درخت آلو؛
داشتم معشوقهای آرام و پریدهرنگ
در آغوش،
گویی در میانهی خوابی خوش.
ابری بر فراز ما؛
در آسمان آبی تابستان
و نگاهم خیره بر آن، دوخته بر آن.
ابری بس سپید؛ در بلندای آسمان،
اما افسوس!
دیگربار که نگریستم،
محو گشته بود.
II.
سالها گذشته از روز
و درخت آلو، شاید که برکنده شده.
خبر معشوقهام را که جویا شوی
گویم که ندانم چه شد! چه؛
جزئیات صورتش در خاطرم نمانده
تنها یاد دارم که بوسیده بودمش.
III.
بوسه را اما،
میتوانستم فراموش کرده باشم،
اگر آن سپید ابر، نبود بر فراز ما.
سپیدابر، حک شده در خاطرم
سپیدابر، از بلندیها میآمد!
درختان آلو، همیشه شکوفه میدهند؛
آن دوشیزه اکنون شاید هفتمین فرزندش را زاده!
اما آن ابر، آن ابر!
چند صباحی شکفت
دیگربار که نگریستم ــ در باد ــ
محو گشته بود.”
―


