Goodreads helps you follow your favorite authors. Be the first to learn about new releases!
Start by following منصور حلاج، بیژن الهی.
Showing 1-3 of 3
“به دید دل آمد خداوند من
بگفتم : « که باشی ؟ » بگفتا: « توام »
تو را از کجاها کجایی نبود ؛
کجا در خور توست پس راستی ؟
چگونه خیال تو بندد خیال ؟
چه داند خیال از کجا خاستی.
برونت زبر نیست جایی که نیست:
کجایی تو پس ، خود ، کجایی کجا ؟
و شد در فنایم ، فنایم، فنا،
و من يافتم ، در فنایم ، تو را”
―
بگفتم : « که باشی ؟ » بگفتا: « توام »
تو را از کجاها کجایی نبود ؛
کجا در خور توست پس راستی ؟
چگونه خیال تو بندد خیال ؟
چه داند خیال از کجا خاستی.
برونت زبر نیست جایی که نیست:
کجایی تو پس ، خود ، کجایی کجا ؟
و شد در فنایم ، فنایم، فنا،
و من يافتم ، در فنایم ، تو را”
―
“قطعه: ویرایش اول
عاشق چو رسد به خامبازی به کمال
وز شربت وصل یار در سكر بود
هر دم هوسش گواهی صدق دهد:
حقا که نماز عاشقان كفر بود
قطعه ویرایش دوم
عاشق چو رسید از هوسها به کمال
وز حمله ی ذکر دور شد از مذکور ،
هر دم هوسش گواه باشد بر حق
این گونه ، نماز عارفان شد مکفور”
―
عاشق چو رسد به خامبازی به کمال
وز شربت وصل یار در سكر بود
هر دم هوسش گواهی صدق دهد:
حقا که نماز عاشقان كفر بود
قطعه ویرایش دوم
عاشق چو رسید از هوسها به کمال
وز حمله ی ذکر دور شد از مذکور ،
هر دم هوسش گواه باشد بر حق
این گونه ، نماز عارفان شد مکفور”
―
“بسا مهرا که می پرداخت از نور،
نمیشد مهرت ، اما ، یک نفس دور:
نیالودم به آب ، از تشنگی ، کام
ندیدم تا خیالی از تو در جام
و گر میشد بسویت آیم ، ای یار،
به سر ره می بریدم یا به رخسار”
―
نمیشد مهرت ، اما ، یک نفس دور:
نیالودم به آب ، از تشنگی ، کام
ندیدم تا خیالی از تو در جام
و گر میشد بسویت آیم ، ای یار،
به سر ره می بریدم یا به رخسار”
―
