شایان حامدی
“بر آب گیسوی پری باشد
چشم تو تا ابد
ماهی می ماند
تا من نباشی باور نمی کنی
که با این خیال
مانند هر گیاه کنار چشمه
بالیده بودم
آب و گیاه
چشمه و گیسو
شاید همه سایه ی خوابی باشد
که دوش می دیدم
در خواب اگر پری ببینی
بیدار نمی شوی
از دفتر دری به دریغا
شایان حامدی
1344-1375”
―
چشم تو تا ابد
ماهی می ماند
تا من نباشی باور نمی کنی
که با این خیال
مانند هر گیاه کنار چشمه
بالیده بودم
آب و گیاه
چشمه و گیسو
شاید همه سایه ی خوابی باشد
که دوش می دیدم
در خواب اگر پری ببینی
بیدار نمی شوی
از دفتر دری به دریغا
شایان حامدی
1344-1375”
―
“بر آب گسوی پری باشد
چشم تو تا ابد
ماهی می ماند
تا من نباشی باور نمی کنی
که با این خیال
مانند هر گیاه کنار چشمه
بالیده بودم
آب و گیاه
چشمه و گیسو
شاید همه سایه ی خوابی باشد
که دوش می دیدم
در خواب اگر پری ببینی
بیدار نمی شوی
شایان حامدی، دفتر دری به دریغا
1344-1375”
―
چشم تو تا ابد
ماهی می ماند
تا من نباشی باور نمی کنی
که با این خیال
مانند هر گیاه کنار چشمه
بالیده بودم
آب و گیاه
چشمه و گیسو
شاید همه سایه ی خوابی باشد
که دوش می دیدم
در خواب اگر پری ببینی
بیدار نمی شوی
شایان حامدی، دفتر دری به دریغا
1344-1375”
―
Is this you? Let us know. If not, help out and invite شایان to Goodreads.
