Hammad Rind Hammad’s Comments (group member since Aug 15, 2016)


Hammad’s comments from the كافه شعر group.

Showing 1-16 of 16

مشاعره (1099 new)
Mar 24, 2025 02:16PM

177728 تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود
طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود

شهریار
مشاعره (1099 new)
Nov 29, 2016 08:53AM

177728 نشود نصیب دشمن که شود هلاک تیغت
سر دوستان سلامت که تو خنجر آزمائی
مشاعره (1099 new)
Nov 29, 2016 02:21AM

177728 در دل ما غم دنیا غم معشوق شود
باده گر خام بود پخته کند شیشه ی ما

عرفی شیرازی
مشاعره (1099 new)
Nov 16, 2016 09:29AM

177728 تو که بالا بلند و نازنینی
تو که شیرین لب و عشق آفرینی
در آن لب های افسونگر چه داری؟
در آن دل غیر شور و شر چه داری؟
چنین با مهربانی خواندنت چیست؟
بدین نامهربانی راندنت چیست؟
دل من تاب تنهایی ندارد
دل عاشق شکیبایی ندارد

فریدون مشیری
مشاعره (1099 new)
Oct 24, 2016 07:52AM

177728 تا سوی من آن چشم سیه را نگه افتاد
از یک نگهش دل به بلایی سیه افتاد
من بندهٔ آن خواجه که با مژدهٔ عفوش
هر بنده که بر خواست به فکر گنه افتاد

فروغی بسطامی
مشاعره (1099 new)
Oct 13, 2016 07:05AM

177728 ای باد اگر بـه گلشـن احـباب بـگذری
زنـهار عرضـه ده بر جانان پیام ما
مشاعره (1099 new)
Oct 10, 2016 03:23AM

177728 تاب زلفت سر به سر آلوده خون منست
گر نخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب
امیرخسرو دهلوی
مشاعره (1099 new)
Oct 06, 2016 10:00AM

177728 یکی ز غمزه‌ی خونخواره‌اش تپیده به خون
یکی ز حسرت نظاره‌اش نشسته به راه
یکی ز جنبش مژگان او به چنگ اجل
یکی ز گردش چشمان او به حال تباه
فروغی بسطامی
مشاعره (1099 new)
Oct 04, 2016 01:35AM

177728 می‌دمد صبح و کله بست سحاب
الصبوح الصبوح یا اصحاب
می‌چکد ژاله بر رخ لاله
المدام المدام یا احباب
می‌وزد از چمن نسیم بهشت
هان بنوشید دم به دم می ناب
مشاعره (1099 new)
Oct 01, 2016 03:04AM

177728 یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
مولوی
مشاعره (1099 new)
Sep 29, 2016 09:26AM

177728 دستی به دوش غیر نهاد از ره کرم
ما را چو دید لغزش پا را بهانه ساخت
مشاعره (1099 new)
Sep 29, 2016 01:33AM

177728 شد نسخ خط یاقوت اکنون همه رعنایان
تعلیم خط از لعلت، گیرند به مکتب‌ها

جامی
مشاعره (1099 new)
Sep 28, 2016 04:23AM

177728 می آید و می بارد ازو ناز و تعافل
ای دیدهٔ امید به حسرت نگران باش
مستانه پی سوختن جان و دل آمد
ای دل همه طاقت شو و ای تن همه جان باش

عرفی شیرازی
مشاعره (1099 new)
Sep 19, 2016 12:25AM

177728 تکیه بر عقل جهان بین فلاطون نکنم
در کنارم دلکی شوخ و نظر بازی هست

اقبال لاهوری
Aug 15, 2016 08:53AM

177728 اندک اندک جمع مستان می‌رسند
اندک اندک می پرستان می‌رسند
دلنوازان نازنازان در ره اند
گلعذاران از گلستان می‌رسند
اندک اندک زین جهان هست و نیست
نیستان رفتند و هستان می‌رسند
جمله دامن‌های پرزر همچو کان
از برای تنگدستان می‌رسند
لاغران خسته از مرعای عشق
فربهان و تندرستان می‌رسند
جان پاکان چون شعاع آفتاب
از چنان بالا به پستان می‌رسند
خرم آن باغی که بهر مریمان
میوه‌های نو زمستان می‌رسند
اصلشان لطفست و هم واگشت لطف
هم ز بستان سوی بستان می‌رسند
مشاعره (1099 new)
Aug 15, 2016 08:49AM

177728 همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما
کوه ما سینه ما ناخن ما تیشه ما

بهر یک جرعه‌ی جام منت ساقی نکشیم
اشک ماباده ما دیده ما شیشه ما