Sara Sara’s Comments (group member since Aug 25, 2010)


Sara’s comments from the عاشقانه ها group.

Showing 1-13 of 13

Sep 11, 2010 12:11PM

20980 می‌پرسی با کسالت و بی خوابی شب چه طور به سر می‌برم؟ مثل شمع: همین که صبح می‌رسد خاموش می‌شوم و با وجود این، استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است.



بالعکس دیشب را خوب خوابیده‌ام. ولی خواب را برای بی‌خوابی دوست می‌دارم. دوباره حاضرم. من هرگز این راحت را به آنچه در ظاهر ناراحتی به نظر می‌آید ترجیح نخواهم داد. در آن راحتی دست تو در دست من است و در این راحتی... آه! شیطان هم به شاعر دست نمی‌دهد، مگر این که در این تاریکی شب، خیالات هراسناک و زمان‌های ممتد ناامیدی را به او تلقین کند.



بارها تلقین کرده است: تصدیق می‌کنم سالهای مدید به اغتشاش طلبی و شرارت در بسطی زمین پرواز کرده‌ام. مثل عقاب، بالای کوه‌ها متواری گشته ام، مثل دریا، عریان و منقلب بوده ام. بدی طینت مخلوق، خون قلبم را روی دستم می‌ریخت. پس با خوب به بدی و با بد به خوبی رفتار کرده ام، کم کم صفات حسنه در من تبدیل یافتند: زودباوری، صفا و معصومیت بچگی به بدگمانی، خفگی و گناه‌های عیب عوض شدند.

نامه نيما به همسرش
Sep 11, 2010 12:04PM

20980 نامه عاشقانه بنویس به کسی که دوستش دارید
عشق (23 new)
Sep 10, 2010 01:14AM

20980 آسمان آبی آرام و روشنی
من چون كبوتری كه پرم در هوای تو
یك شب ستاره های تو را دانه چین كنم
با اشك شرم خویش بریزم به پای تو
-----------
آه
مشیری
Sep 07, 2010 08:14AM

20980 mersi ali jan
az tavajohet

cheghadr ghamgin minevesi adam ghosash mishe:((
بیا (4 new)
Sep 07, 2010 03:37AM

20980 اگه نیایی کار دلم تمومه
باور کن
:((
بیا (4 new)
Sep 06, 2010 09:54AM

20980 به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند

دلم تنگ است.

بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها

دلم تنگ است.

بیا بنگر چه غمگین و غریبانه

در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها

واین نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی.

...شب افتاده است و من تنها و تاریکم.

ودر ایوان من دیریست

در خوابند

پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من!

بیا ای یاد مهتابی!

اخوان ثالث
Sep 06, 2010 07:29AM

20980 تو هم ای خوب من این نکته

به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت



نه به یک بار و به ده بار که صد بار بگو

دوستم داری؟ را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

فريدون مشيری
Sep 04, 2010 12:55PM

20980 Bita wrote: "بعضی وقتا این قد....ر دوستت دارم
که گفتن " دوستت دارم" نمیتونه تمام احساسی که به تو دارم
!!!!!بیان کنه"


با تمام این
فقط ميتونم بگم که دوستش دارم
همین
Sep 04, 2010 12:55PM

20980 Ali wrote: "Ali wrote: "حقیقت دارد؛
تو را دوست دارم.
در این باران
میخواستم تو
در انتهای خیابان نشسته
باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
میخواستم.
میخواهم
تمام لغاتی را که می دانم
برای تو
به دریا ب...."


به هر حال انتخاب قشنگی داشتید
مرسی
اگه میشه بنویسید که از کی این متنها رو نقل قول میکنید
Sep 04, 2010 01:47AM

20980 Bita wrote: "به نظر من هم بین عشق و دوست داشتن تفاوت زیادی وجود داره.
دوست داشتن آمیخته با منطق و عقل است ولی
عشق سراپا احساسه
یک نوع کشش درونی که هیچ دلیل و منطق مادی براش وجود نداره
عاشقی اینقدر مفهوم و..."


و همینطور عشق مادر به فرزندانش
Sep 04, 2010 01:43AM

20980 Ali wrote: "حقیقت دارد؛
تو را دوست دارم.
در این باران
میخواستم تو
در انتهای خیابان نشسته
باشی
من عبور کنم
سلام کنم
لبخند تو را در باران
میخواستم.
میخواهم
تمام لغاتی را که می دانم
برای تو
به دریا ب..."


علی جان این متن از خودتونه
خیلی زیبا نوشتید
و دلنشین
مرسی
Aug 28, 2010 07:56AM

20980 Bita wrote: "Sara wrote: "این روزها صدای مرموزی میشنوم صدایی آشنا ولی گم و ناپیدا

این روزها کار من شده
انتظار و انتظار و انتظار"

این روزها چشمم به در است و گوشم به زنگ
بیشتر از هميشه دلتنگم
اما دلم..."



امان از دست این دل
:((
Aug 25, 2010 03:24AM

20980 این روزها صدای مرموزی میشنوم صدایی آشنا ولی گم و ناپیدا

این روزها کار من شده
انتظار و انتظار و انتظار