Bita’s
Comments
(group member since Jul 02, 2009)
Bita’s
comments
from the عاشقانه ها group.
Showing 1-20 of 54
ای دوست قبولم کن و جانم بستانمستم کن وز هر دو جهانم بستان
با هر چه دلم قرار گیرد بی تو
آتش به من اندر زن و آنم بستان
آری ، آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست ،
من به پایان دگر نیندیشم ،
که همین دوست داشتن زیباست ...
Sara wrote: "میپرسی با کسالت و بی خوابی شب چه طور به سر میبرم؟ مثل شمع: همین که صبح میرسد خاموش میشوم و با وجود این، استعداد روشن شدن دوباره در من مهیا است.بالعکس دیشب را خوب خوابیدهام. ولی خواب ر..."
وای سارا جان خیلی نوشته دلنشینی رو انتخاب کردی مرسی
محبوب من بیا،تا اشتیاق بانگ تو درجان خسته ام،
شور و نشاط عشق بر انگیزد.
من غرق مستی ام
از تابش وجود تو در جام جان چنین،
سرشار هستی ام
من بازتاب صولت زیبایی توام
آیینه شكوه دلارایی توام
(حمید مصدق)
Ali wrote: "اگر به خانهی من آمدیبرایم مداد بیاور مداد سیاه
میخواهم روی چهرهام خط بکشم
تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم
یک ضربدر هم روی قلبم
تا به هوس هم نیفتم !
یک مداد پاک کن بده برای محو لبها
نمیخو..."
بسیار زیبا
Ali wrote: "زنی رامی شناسم من
زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود ..."
Ali wrote: "زنی را
می شناسم من
زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود ..."
مرسی آقای علی
بسیار شعر جالبی رو انتخاب کردید.
من،به پرواز خدادر دل من، در دل تو
مثل هرصبح پر از آیه و نور، بارها، معتقدم
و قسم می خورم این بار به هر آیه نور
تا خدا فاصله ای نیست بیا...
(مهین رضوانی فرد)
اندوه دل به کردار شب در لا به لای درختان آرام
در آرامش
خاموش می شود .
***
چند انگشت نادیده
نسیم وار
آرام
بر دلم موسیقی موجک ها را می نوازند .
****
دلم
به نجوای جهان گوش کن
با تو عشق می ورزد .
***
تاگور - مرغان آواره
درختان، پرنده ها را و ابرها را بنگرستاره ها را ببین
و اگر که صاحب چشم باشی خواهی دید
که تمامی هستی خوش است و شاد.
همه چیز به سادگی شاد است.
درختان شادند، نه به هیچ دلیلی
نمی خواهند که نخست وزیر و یا رئیس جمهور بشوند
قصد ثروت اندوزی و یا حساب بانکی ندارند.
به گلها نگاه کن،
برای هیچ دلیلی
و بسادگی؛ شادی گلها
در باور نمی گنجد
استاد اوشو
همه خسته می شوند؛ همه می خوابند، حتی پرنده ها و درختها . ما آدمها هر کاری هم که بکنیم، آدمیم . خوابمان می گیرد، باید بخوابیم. گرسنه مان می شود، آب می خواهیم و هوا و هزار تا چیز دیگر. وای که ما چقدر چیز احتیاج داریمفقط تویی که هیچ وقت ، هیچ چیز نمی خواهی . فقط تویی که به هیچ چیز احتیاج نداری. نه خسته می شوی نه می خوابی. شبها که همه می خوابند مطمئنم که تو بیداری و مواظب دنیائی. چشمهایم را که می بندم دلم شور نمی زند. خاطرم جمع است. می دانم که هستی . بالا سر همه چیز و همه جا
خیالم راحت است؛چون همه چیز روبه راه است؛ چون تو روبه راهش می کنی. برای اینکه تو خدائی؛ یک خدای بزرگ و بی نیاز
عرفان نظر آهاری
راهی که به بهشت می رود نزدیک است ، من به آن دور دست می روم ، راهی که تنها به خدا می رسد...( عرفان نظر آهاری)
بنام زیباترینم قلب من پذیرای همه صورت هاست
قلب من چراگاهی است برای غزالان وحشی
و صومعه ای است برای راهبان ترسا
و معبدی است برای بت پرستان
و کعبه ای است برای حاجیان
قلب من الواح مقدس تورات است
و کتاب آسمانی قرآن
دین من عشق است
و ناقه عشق مرا به هر سوی که خدا
خواهد سوق می دهد
و این است ایمان و مذهب من
دکتر الهی قمشه ای
مواظب باشید. قلب هایمان را اینگونه ساخته اند. کافی است یک نفر یک شوخی احمقانه بکند. آن وقت تمامش می سوزد.
هنگامی که خدا مرا مانند سنگ کوچکی، در این دریاچه شگفت انگیز انداخت،ابتدا سطح آب را با خیزابهای بی شمار لرزاندم،
اما هنگامی که به عمق رسیدم،خاموش شدم.
هنگامی که شادی ها و رنج هایت بزرگ شوند ،
جهان در برابر چشمانت کوچک می شود.
جبران خلیل جبران
با پیر مغان دوش زبسِ حیرانیگفتم رمزی زِمی بگو پنهانی
گفتا بُود آن حقیقتی وجدانی
ای جان پدر تا نچشی کِی دانی ؟
عشقِ حقیقی چیزی جز همان عشقِ به خدای مهربان نیست و همان عشقی است که به حضرت حق مربوط و منتهی می شود و لا غیر .
در نگاه اهل معرفت ، مفهوم دیگری از عشق حقیقی دیده نمی شود و عشق حقیقی محضاً و کاملاً تعلق به حّقِ کریم دارد و غیر را در آن راه نیست . هر نوع توجهی به غیرِ حق ، عشق حقیقی خوانده نمی شود و موجب ابطال آن می گردد .
عشق حقیقی صرفاً مربوط به خداوند منّان می شود و اهلِ معرفت جز این نمی اندیشند . تعلقِ عشق به غیرِ حق ، متعلق به عشق مَجازی است و بس و در آن تقسیم هایی است ولی هیچ یک را عشق حقیقی نمی خوانند
.
هر چه جز عشق خدای احسن است
گر شکر خواریست آن جان کندن است
مولانا
ستاره ها نمی میرند، حتی اگه تیره ترین شبها از راه برسه، حتی اگه تو خواب باشی و اون ها رو نبینی، حتی اگه فرسنگها از اون ها فاصله داشته باشی. ستاره ها همیشه زنده اند و میتابند. چه روز و چه شب. در این هیاهوی روزمرگی، صبح تا شب دویدن و شب تا صب آرمیدن، در این روزهای تب آلود زندگی، بپا رفیق، فراموشش نکنی، بپا از یاد نبری.این لحظه ها کمت نکنند.تا روزی روزگاری زیر این گنبد کبود، تو بحر قصه یکی بود یکی نبود گم بشی. یادت باشه یکی هست که ستاره توست. یکی که میتونه لحظه های تو رو پر کنه، سرشار از بودنت کنه. یکی که بشه چشم و تو گوش. یکی که بتونی باهاش یه قل دو قل بازی کنی، جر نزنه، کم نیاره. تا آخر بازی باهات همدمه! یکی که هر چیزی رو واست مزه دار کنه. یکی که تو رو وصل کنه به اصلت. یکی که وقتی نباشه دلت هری بریزه.
زیر این گنبد کبود اگه فقط یکی بود...یکی دیگه نبود این قصه پیش نمیرفت. این آدما جوونه نمیزدند.گل نمیکردند، میوه نمیدادند، هر دردی کنار یار، شیرینه، تحملش آسونتره، غم آدم غم تنهائیه، بی همدلی و بی همزبونیه! نذار از ترجیع بندِ نمیشه ، نمیشه، گوشتت تلخ بشه.
خودت رو قابل بدون، تا بهت پیشکش کنند. تا وقتی قیافه ات اینجوری رفته تو هم، فکر نکن گشایشی از راه میرسه، گشایش واسه اونایی تو راهه که آستین بالا میزنن و یه قدم به جلو بر میدارن. تو جزو کدومشی؟ یا به خودت راست بگو یا روزگار بهت میگه که راست کدومه!تا وقتی لبات نمیخنده تا وقتی قدر این نفسی رو که میکشی ندونی، تا وقتی هر روز کارت بشه گله پشت گله و شکایت از زمونه تا وقتی بی تحرک مثه یه مترسک وسط مزرعه زندگی ات وایسی، حتی یه گنجشک روی شونه هات نمیشینه! خودت رو تکون بده. این رسم برنده شدن نیست. این ختم بازیه! برو به سمت شاد زیستن، رها شدن، شادی یه انتخابه رفیق! یه مدال نیست که کسی اون و رو تخت سینه ات سنجاق کنه! غم یه توهمه . بهت میگم چیزی به نام غم وجود نداره. زندگی سراسر سرور و شادیه!
زندگی یه جریان سیال انرژیه ! حرکت حرکت می آره. زندگی اگه نفس نباشه ، پیش نمیره، هر اتفاقی توی هستی، با نگاه تو معنی میشه!
اگه کوله بارت سنگینه! اگه خیلی تنهایی و همدمی نداری، اگه بیماری و دستت خالی! اگه بیکاری و دربه در دنبال کاری! اگه بهت ظلم شده و در فشاری، یادت باشه، حتی در تیره ترین شبها، در اوج تاریکی و ظلمت ، همیشه ستاره ای هست که چشمش به توست، اون ستاره یه پیغومه، یه خبر خوش واسه اونایی که به دنبال نورند. ستاره ها هرگز نمی میرند، حتی اگه تو خواب باشی و اونا رو نبینی.
Ali wrote: "هرگاه با دیگران بودم خود را تنها می دیدم. تنها با خودم،تنها نبودم ،اما ...اما اکنون نمیدانم ! این "خودم"کیست؟کدام است؟
هرگاه تنها میشوم گروهی خود را در من میآویزند که منم! و من با وحشت و پریش..."
:(
