Afsane’s
Comments
(group member since Aug 26, 2008)
Afsane’s
comments
from the شعر سـپـيـد group.
Showing 1-3 of 3
یک سال و هفت ماه و سیزده روز را با خیال جنایتهای روزانه ات مرور می کنم موهایت را به باد میدهی و من می میرم
با غریبه حرف می زنی و من می میرم
با دیگران جمع می خندی و من می میرم
کنار من مینشینی و سکوت می کنی و من می میرم
چشمهایت را در چشم من می بندی و من می میرم
روزها کنارم و مرا به مرگ بسته ای شبانه ها به خواب من می آیی و من می میرم
قاتل زنجیره ای من شده ای و من یک سال و هفتماه و سیزده روز است که بیصدا می میرم و پلیس هنوز بیخبر مانده و سر نمیرسد هرچه این کلاغ بر سردرخانه ام هرروز خبر را جار می زند!!!!
کلاغ خبر دارد و من می میرم!!!....
افسان+ه
تو...ایستگاه ...
قطار و دود ....
من میخکوب بر زمینم و روزهاست
ریلها هنوز زیر اشکهایم دنبال تو می دوند و به تو نمی رسند هنوز ....
افسانه
20/5/87
کاغذ زخم بر می داردوقتی می نویسم
من ...
افسانه
30/5/87
salam be hamegi
kash miitonestim dore ham shabe shere sepid bargoozar konim
