pedramjarf’s
Comments
(group member since May 17, 2008)
pedramjarf’s
comments
from the کانون نویسندگان و شاعران جوان group.
Showing 1-20 of 30
چهارشنبه اين هفته به مناسبت چاپ كتاب جديد استر من تو باشگاه دانشجويان دانشگاه تهران صحبت مي كنمساعت 17 محلش هم ابتداي 16 آذره
جلسه نقد دو کتاب حسین یعقوبی28 f, 2009
دگرخند
سلسله نشستهای نقد کتابهای منتشر شده در حوزهی طنز
موضوع جلسهی تیرماه
نقد و بررسی کتابهای
«محرمانههای رومئو ژولیت» و «هرج و مرج محض»
نوشتهی: حسین یعقوبی
با حضور رویا صدر
علاقهمندان میتوانند ساعت ۱۷روز یکشنبه 14 تیر ماه به سالن شماره 2 تالار اندیشهی حوزه هنری، واقع درتقاطع خیابانهای حافظ و سمیه مراجعه کنن
چهارشنبه بيست خرداد-پنج بعد از ظهرنقد و بررسي آثار نوشتاري وودي آلن
همراه با رونمايي كتاب هرج و مرج محض
خ انقلاب خ 16 آذر باشگاه دانشجويي دانشگاه تهران
Mar 17, 2009 11:50PM
نگاهی به کتاب"محرمانه های رومئو و ژولیت" نوشته حسین یعقوبی
بیایید دست در دست هم در دنیایی فراواقعی به مهمانی شخصیت های ترحم برانگیز آشنایی برویم که در فضایی کابوس وار قدم می زنند .شخصیت هایی که فاجعه، و ملال و روزمرگی دو رویۀ سکۀ زندگی آنهاست که در آن،خنده به وحشت پهلو می زند. این دنیایی است که حسین یعقوبی درداستانهای کتاب"محرمانه های رومئو و ژولیت"درکار آفرینش آن است: فضایی گروتسک ،آمیزه ای از دلهره و خنده که بر پر و بال دادن به اغراق(exaggeration)و ایجاد ناهماهنگی(disharmony)استوار است و از رهگذر خشونت،ترس و کشاکشهای عصبی متحقق می شود .تا در کار آفرینش جهانی قرارگیرد که به غایت،آشفته ،بی نظم ،مضحک و متعفن است و مرزهای خنده و انزجار در آن درنوردیده شده است تا ماهیت مصیبت بار زندگی را به نمایش بگذارد و نشان دهد که زندگی تا چه حد جوهرۀ تراژدی – کمیک دارد. با این حال،زبان شیرین و طنز آمیز یعقوبی،از سنگینی و خشونت این فضا کاسته است و در سایۀ استفاده از شگردهای متعدد درساختارو روایت اثر طنز، فضایی جالب و خواندنی و گاه بشدت خنده آور خلق کرده که شوخ طبعانه و سرخوشانه،همه چیز را به بازی می گیرد و به آن می خندد.یعقوبی درکار ساختن این فضا،مخاطب را با به کار گیری شگرد" فاصله گذاری" با خود همراه می سازد تا کار را با هم دنبال کنند.یکی از نمونه های خوب و طنز آمیز استفاده از این شگرد درکتاب، عبارات پایانی"یک روز...در اواخر داستان" است:
- خوشتان آمد؟آدم های بد همیشه به مکافات اعمال پلیدشان می رسند یا در این دنیا یا در آن دنیا یا درپایان داستانهایی با نتیجه گیری اخلاقی.
البته درپاره ای اوقات به نظر می رسد "فاصله گذاری"، برای توجیه پذیر کردن پایان بندی اثر یا روند داستان به کار رفته است.برای مثال پایان بندی داستان:"چار و ناچارهای بن بست خواجه گدا"انتظار مخاطب را بر آورده نمی کند.گویا نویسنده نیز از این ضعف آگاه است و با این جملات سعی کرده ضرب این ضعف را بگیرد:
- پایان غیر منتظره ای بود شما اینطور فکر نمی کنی؟اگر اینطور فکر می کنید که کله تان جداً نخماق می خواهد.من که فکر می کنم افتضاح بود."
آدم های کتاب یعقوبی،گرفتاردر لایبرینتی از ملال،روزمرگی وبیهودگی و در جستجوی مفرّی (هر چند موقتی) ازاین سرنوشت محتوم،از هیچ عملی اعم از قتل و خودکشی و ازدواج!روی گردان نیستند.کسانی که در پیچ و خم زندگی روزمره،مقام حضرت عشق را تا حد مضحکه پایین می آورند،مردی که فردای عروسی قلاده به گردنش می بندند و وظیفۀ نگهبانی از خانه را بر عهده اش می گذارند،یک منتقد پاره وقت و یک متفکر تمام وقت آس و پاس و بیکار که مردنش چیزی را عوض نمی کند و فقط از حجم شرّ و ورّها ی اودر نشریات سینمایی کم می کند،زنی که به علت نیم ساعت دیر بیدار شدن شوهرش و غفلت او از تماشای شاعرانۀطلوع آفتاب،خودش را تا حدی غرق می کند و نسبتا می میرد،ژولیتی که با زبان چارواداری حرف می زند،رومئویی که شعرهای پشت کامیونی برای معشوق می نویسد،مرد فاستونی پوشی که بامرگ قرار ملاقات دارد،کارمند جزئ بدبختی که یک روز به جای بالش،سر از تفنگ برمی دارد، انسان سربریده ای که سر گوسفند دارد،و نمونه های متععدی از این دست،همه و همه دست اندرکار آفرینش فضایی می شوند که زندگی در آن،خود فاجعه ای بی معنی را می ماند.نگاه خونسرد،بی اعتنا و عینی یعقوبی به تعمیق این فضا کمک می کند و ابتذال و بیهودگی طنزآلود و مضحک آن را به خوبی به تصویر می کشد.قلم یعقوبی در "محرمانه های رومئو و ژولیت "وقتی در مقام راوی – دانای کل می نشیند،ژورنالیستی است و نگاهی از فراز بر سوژه دارد و از این رو قادر است بخوبی از پس بازنمایی ابتذال و جنبۀ طنزآلودۀ قضایا برآید.همچنین شگردهای طنزآمیز او در بازنمایی ذهنیات قهرمان اثر، به تعمیق حس و حال طنز کار می انجامد.در چنین فضایی، گاه تخیل و واقعیت چنان در هم می آمیزند که تفکیک ناپذیر می نمایند.برای نمونه در داستان:"یک روز...در اواخر داستان"وقتی قهرمان زن داستان به مرد بنزین تزریق می کند تا او بمیرد،مرد با تزریق بنزین با چشمانی پر از آتش و خون می دود.ولی ناگهان می ایستد:چون بنزینش تمام شده و آن طرفها خبری از پمپ بنزین نیست!
اما تمامی آثار کتاب در قالب راوی دانای کل خلاصه نمی شود.یعقوبی در این کتاب قالبهای متفاوت را به کار گرفته است.او در داستان"محرمانه های رومئو و ژولیت"،این دو شخصیت رابه دنیای امروز می آورد،قلم به دستشان می دهد تا نامه های عاشقانه به سبک و سیاق انشاهای رمانتیک آبکی بنویسند وبا استفاده از ارجاعات بینامتنی،طنز اثر را دو چندان می کند. درداستان"چار و ناچارهای بن بست خواجه گدا"در قالب نامه نگاری با سردبیر یک نشریه ،ماجرایی عجیب را بازگو می کند.در داستان"خاطرات عشق در خواب خفته" قالب روزنوشت را انتخاب می کند تا از زبان دختری جوان،بیهودگی روابط فردی و ملال روزمرگی را به نمایش بگذارد.در"قصه هایی که حکایتش جنون است" اثر،قالب شعر واره به خود می گیرد .در "تو می میری...به همین سادگی به همین خوشمزگی"،اثر در قالب نمایشنامه ای مردی را به تماشای مراسم مرگ محتوم خود می نشاند. در دیگر داستانها، ماجراهایی عجیب با زاویۀ دید دانای کل و یا زاویۀ دید راوی اول شخص روایت می شود.آن چه تمامی این آثار را به هم پیوند می دهد،نگاه هستی شناسانۀ نویسنده است که همه چیز اعم ازعشق،نفرت،زندگی و مرگ را به بازی می گیرد و همه را در هاله ای از طنز قرار می دهد
آثار کتاب،از نظر قوت و قدرت با یکدیگر متفاوتند .بیشتر بر بستر حوادث شکل می گیرند.حوادثی غیر قابل پیش بینی و اجتناب ناپذیر که مقدّرند پیش آیند و رهایی از آن ممکن نیست. طنز یعقوبی، به خاطر این نگاه است که ذهن را با خود درگیر می کند.
با این حال،او از به کارگیری طنز عبارتی نیز غافل نیست و نشان می دهد که در بکارگیری عبارات طنزآمیز نیز تواناست و در عین حال،توان بازی با عبارات و کلمات و ساختن جملات و تعابیرطنزآمیز را دارد که گاهی نیز این تعابیر به جملات قصار گاه عمیق و گاه شیرین پهلو می زند:
- یک غشائ ضخیم چربی هیکلش را ایزوگام کرده بود.(ص32)
- بارالها!به من شرافت اخلاقی و نیروی کف نفس بده،ولی نه حالا!(ص33)
- حماقت اصولاًبذری کاشتنی نیست لوبیای سحرآمیزی است که با کود عشق سر از آسمانها درمی آورد.(ص 40)
- آیا آتش عشق در قلب تو همچنان فروزنده و ملتهب است که اگر چنین نیست شمارۀ قلبت را در نامۀ بعدی برایم بفرست تا کمی عشق به حسابش واریز کنم.(ص90)
- ناگهان نعل سرنوشت مرا هدف جفتک شوم خودقرار داد.(ص117)
- آه...بره ای که مثل آدم حرف بزنه چی می شه...حتم دارم وقتی بزرگ بشه یه گوسفند کامل می شه.(ص156)
با این حال،گاهی این بازی،به علت تطویل کلام ،با ویژگی ایجاز و ایهام طنز در تضاد قرار می گیرد و در پاره ای از داستانها،اثر را به سمت و سوی مقاله نویسی می کشاند.گویی یعقوبی بعضی جاها،بیش و پیش از این که دغدغۀ روایتگری داشته باشد،دراندیشۀ اجرای بازی های واژگانی ویا ارائۀ تعابیر طنز آمیز ولی طولانی و مقاله واراست،تا آنجا که اثر به فلسفه بافی پهلو می زند و از اثر داستانی فاصله می گیرد.بخشهایی از داستان"ع.ش.ق عمق شیبدار قلب" که از زبان راوی اول شخص روایت می شود از این گونه است.
طنز عبارتی یعقوبی،در شکلهای مختلفی ظاهر می شود:گاه در داستان "محرمانه های رومئو و ژولیت" رنگ تقلید مضحک پیدا می کند و گاهی قالب تعابیر طنز آمیز به خود می گیرد که از سوی راوی بازگو می شود.این تعابیر طنز آمیز قادرند یک موقعیت بسیار جدی را به طنز بکشند و با حس مخاطب در سایۀ ایجاد تضاد بوجود آمده بازی کنند. این تضاد که از رهگذر استفاده از تعابیر ناهمسو آفریده می شود،می تواند هرگونه قطعیتی را به بازی بگیرد وبه فضای طنز آثار عمق بخشد :
- چقدر خوشوقت شد که وقتی چشمانش را باز کرد دانیال همچنان با جهره مصمم پیش رویش نشسته بود و تنها شتابان و با اندکی خجالت انگشت اشاره اش را از بینی اش درآورد.(ص11)
- بار اول که چشمش به سارا افتاد ، احساس کرد که او شخصیت برجسته و یا اندام برجسته ای دارد و در همان لحظه نتیجه گیری کرده بود که هر کدام از اینها دلیل کافی برای دل باختن به او محسوب می شود.(ص11)
شگردهایی مثل بی معنی نویسی و یا بزرگ کردن و خط کشیدن زیر جملات بی معنی(در داستان خاطرات عشق در خواب خفته ) از دیگر شگردهای یعقوبی برای طنزآمیز کردن فضا و زبان اثر است که هم به تلطیف و طنز آلودگی فضای کار می انجامد و هم در خدمت عمق بخشی به معنا و مفهوم اثر (که همان بی معنایی و بی مفهومی است)قرار می گیرد.
با این حال،فراز و نشیبهایی در قلم نویسنده وجود دارد که(جدا از سبک خاص و سنگین نویسی تعمدی او)از یکدستی زبان جلوگیری می کندو زبان روان اثر را مخدوش می سازد.برای مثل لحن ژولیت در "نامه های محرمانه..."یکدست نیست.گاه کتابی و گاه عامیانه می شود و نویسنده نتوانسته است تکلیف خودش را با لحن او روشن کند.
همچنین در پاره ای از فرازها،به نظر می رسد نویسنده با چیزهایی شوخی کرده که خوشایند نیست.راه اندازی اجاق با استخوانها ی مردگان توسط تشییع جنازه کنندگن یا سرپا کردن بچه داخل قبرها ی خالی در را در نمایش"تو می میری...به همین سادگی..." حس طنز کار را از بین می برد.
یعقوبی سابقۀ طنزنویسی در نشریات دو دهۀ اخیر و چاپ کتابهای ترجمۀ طنز را درکارنامۀ ادبی خود دارد.شگردهای او در این کتاب از سویی از آشنایی او با ادبیات طنز امروز جهان حکایت دارد و از سوی دیگر نشان می دهد که در آفرینش یکی از بهترین اتفاقهای حوزۀ کتابهای طنز سالهای اخیرنیز تواناست!
(چاپ شده در روزنامۀ اعتماد ملی
انتشارات علمي فرهنگي سرانجام لطف كرد و بعد از شش سال و نيم كتاب قتل با عسل:گزيده جملات قصار سياسي من را منتشر كرد اين كتاب حكايت طول و درازي داره كتاب رو سال 81 به انتشارات علمي فرهنگي دادم زماني كه اين انتشارات دولتي دست اصلاح طلبا بود اونا بعد از بررسي كتاب اعلام كردن كه با جملات ضد اصولگرايي كتاب مشكلي ندارن اما جملات ضد اصلاح طلبيش يك كم تنده خلاصه دوسال طول كشيد تا رضايت دادند كتاب بدون جرح و تعديل منتشر بشه كتاب رفت ارشاد و يك سالي هم اونجا معطل بود تا بالاخره به سلامتي بدون حذفي در شلوغ پلوغي ارشاد در سال 84همزمان با اين كتاب تاريخ سينماي جهانم كه دو هفته پيش مجوز گرفت از طرف ارشاد تاييد شد كه اين قضيه همزمان شد با روي كار آمدن دارودسته احمدي نژاد.اين دفعه اونا معتقد بودن كه جملات ضد اصلاح طلبي كتاب هيچ ايراد نداره اما جملات ضد اصولگراييش ضد شئونات اخلاقيه.خلاصه من زير بار حذف اون جملات نرفتم و اونا هم اعلام كردن كتابو چاپ نمي كنن تا اين كه سه هفته پيش بهم زنگ زدن و گفتن كه كتاب چاپخونه است و بيام پولمو بگيرم خود كتاب هم امروز بدون جرح و تعديل چاپ شد كه احتمالا اينو فقط مديون نزديك بودن موسم انتخاباته.بهر حال ناشر يك مقدمه سه صفحه اي اول كتابم گذاشت كه جملات اين كتاب فقط مخصوص جوامع سياسي سكولاره و به سياستمداري شريف خودمون هيچ ربطي نداره...برمنكرش لعنت
كتاب جديد من تاريخ سينماي جهان 2007-1895منتشر شد اين كتاب كه توسط انتشارات روزنه چاپ شده مصور و شامل وقايع مهم هرسال فيلم هاي برجسته جوايز سينمايي.... است.
يازدهمين كتاب من محرمانه هاي رومئو و ژوليت (انتشارات مرواريد)كه مجموعه داستانهامه منتشر شد.شخصا اين كتابمو از همه كتابام بيشتر دوست دارم.اميدوارم شما هم اگه خوندينش ازش خوشتون بياد
دوسالانه عكس در نگارخانه صبا آغاز به كار كردعكس ها رو مي تونيد در اين سايت ببينيد
http://www.akkasee.com/sn/galleries/c...
جشن تصوير سال از ديروز دز خانه هنرمندان شروع شده البته طبق گزارش خبرگزاري مهر با يك ابتكار نوظهور عكس ها به ديوار آويخته نشده و از طريق ويدئو پروجكشن به نمايش گذا شته شده
ديروز براي اولين بار در نشست هاي ادبي گروه گواش شركت كردم و جا داره از همين جا به ميلاد عزيز براي ساماندهي چنين گروه جمع و جور اما هدفمندي كه تركيب خيلي مناسبي از جوانها و با تجربه ها رو داره تبريك بگم.خوشحالم كه تو آشفته بازار فرهنگ و ادب مملكت كساني هنوز پيدا ميشن كه اينقدر با عشق و علاقه به سراغ ادبيات و داستان نويسي ميرن
بررسي سير تحول ادبيات داستاني و نمايشي با حضور احمد سميعي، علي محمد حق شناس، محمد پارسانسب و حسن ميرعابديني امروز سه شنبه ساعت 30/16 در شهر کتاب خيابان حافظ، نبش زرتشت برگزار مي شود. اين نشست پيرو نشست هاي هفتگي شهر کتاب برگزار مي شود و حضور براي علاقه مندان آزاد است
ميلاد جان خوشحال ميشم كه تو و ساير دوستان رو ببينم در مورد مرگ در مي زند هم حتما اگه از چاپ چهارمش چيزي تو خونه مونده باشه.
اكسپو مجسمه(درخانه هنرمندان)واكسپو عكس (در نگارخانه صبا)از امروز افتتاح ميشن.از اونجا كه اعضا استقبالي از برنامه هاي گروهي نميكنن از اين به بعد صرفا اطلاع رساني رو در اينجا انجام ميديم.بازديد از اين دو نمايشگاه براي الهام گيري براي نوشتن شعر و داستان مي تونه براتون خيلي خوب باشه
پنج شنبه 9 آبانساعت 11 دم در نمایشگاه
آدرس :
نگارخانه برگ در پاسداران، میدان هروی، خیابان وفامنش، کوچه جمالی، عمارت عینالدوله، شماره 13
براي پنج شنبه هفته ديگه 9 آبان مي خوايم براي دوسالانه مجسمه قرار بذاريم دوستاني كه علاقه دارن و مي تونن بيان در مورد ساعتي كه براشون مناسب تره كامنت بذارن.
نخستین دوسالانه مجسمهسازی فضاهای شهری به همت سازمان زیباسازی شهر تهران با همکاری فرهنگستان هنر، خانه هنرمندان و انجمن هنرمندان مجسمهساز ساعت 16 اول آبان در نگارخانه برگ در پاسداران، میدان هروی، خیابان وفامنش، کوچه جمالی، عمارت عینالدوله، شماره 13 برگزار میشود
