Fatima Fatima’s Comments (group member since Sep 11, 2008)


Fatima’s comments from the مشاعره group.

Showing 1-20 of 23
« previous 1

26خرداد (7 new)
Jun 18, 2009 06:10PM

5409 Arezo.... wrote: "نمی تونم ببینم صورتای زرد عابرارو
یه چیزی شبیه بغض گلومو دائم می گیره
اگه هم بخوام بازم نمی رسم به صبح دیگه دیره
آخ .اگه می شد شب با دستای من بمیره"


اندکی صبر سحر نزدیک است


26خرداد (7 new)
Jun 16, 2009 06:35PM

5409 رازقی پرپر شد، باغ در چله نشست


تو به خاك افتادی، كمر عشق شكست


ما نشستیمُ تماشا كردیم...


دلم میخواد گریه كنم، برای قتل عام گل



برای مرگ رازقی


دلم میخواد گریه كنم، برای نابودی عشق



واسه زوال عاشقی


وقتی كه قلبا و گلا، شكسته و پرپر شدن


وقتی كه باغچه های عشق،سوختن و خاكستر شدن


من و تو از گل كاغدی، باغچه ای داشتیم توی خواب


با خشت های مقوایی، خونه می ساختیم روی آب


وقتی كه ما تو جشن شب، ستاره بارون می شدیم


وقتی كه پشت سنگر سایه ها، پنهون می شدیم


از نوك بال كفترا، خون پریدن می چكید


صدای بیداری عشق، رو خواب شب خط می كشید


از پشت دیوارای شهر، انگار صدای پا میاد


آوازه خون در به در، انگار یه همصدا می خواد


ابر سیاه رفتنیه، خورشید دوباره در میاد


دوباره باغچه گل میده، از عاشقا خبر میاد



my Haiko (10 new)
Mar 30, 2009 02:14PM

5409 تاب می خورَد دخترک
همراه نسیم
با هر شاخه بید




هایکو (16 new)
Mar 22, 2009 01:02AM

5409 چند هایکوی بهاری به مناسبت آغاز بهار

در يك سوي
فانوس كاغذي ام
نخستين سپيده دم بهاري

اولين نوشيدني سال نو
با صندلهاي حصيري به پا
سپيده دم

بهار من تنها همین است:
تک نهال با مبو
و یک شاخه ی بید

ایسا

****
شب زیبای بهار
محو شد ناگهان
وقتی نظاره کردیم شکوفه های گیلاس را

باشو
5409 ممنون
من هم تو مجله چلچراغ خونده بودمش
این نیما دهقانی به نظز من ماهرانه طنز می نویسه

Nov 05, 2008 06:59AM

5409 nice
Oct 17, 2008 12:31PM

5409 من هم همیشه خونه بودم ، ولی از شانس بدم این 5شنبه نبودم
امیدوارم در مشاعره بعدی بتونم شرکت کنم
شاد باشید
Oct 07, 2008 07:02AM

5409 منم موافقم با نظرتون

Oct 06, 2008 11:42AM

5409 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

my Haiko (10 new)
Oct 02, 2008 01:42PM

5409 توضیح مختصری در تاپیک (هایکو)درباره این نوع سبک دادم می تونید مطالعه کنید ...من خیلی به هایکو علاقه دارم امیدوارم شما هم لذت ببرید
my Haiko (10 new)
Oct 02, 2008 01:36PM

5409 بله عزیزم ...خودم گفتم
به نظرت کدومش قشنگه؟ یعنی اصلا قشنگ هست؟
my Haiko (10 new)
Oct 01, 2008 10:16AM

5409 بهار
گلداني شكسته بر ايوان
گربه هاي عاشق


نه ماه در آسمان
نه كرم شبتابي روي شمشادها
تنها چشمانت مي درخشند


چشمانم هراسان
در پي قاصدكي
رها در باد


نسيمي وزيد
چلچله اي آواز خواند
قاصدكي گذشت


سرماي گزنده
تصوير شعله هاي آتش در چشمانش
هنوز مرا مي نگرد؟


خيره چشمانش به كوچه
تصاويري تار
اشكيد غلتبد روي گونه اش


سپيده دم
پشت پنحره گلي نيست
قاصدكم در باد گم شد


كپه اي شاخه و گل
چه لانه ات زيباست
كبوتر


رگبار شديد
دو كلاغ هنوز
تاب مي خورند روي كابل برق


نفسم را حبس مي كنم
روي شانه ام
پروانه اي در خواب


گنجشکی سراسیمه
باد پاییزی
با لانه ام چه کردی؟
5409 هر دارو که علاج بود
در خانه داشتم
اما تنم در باد
به تماشای غزلهای آخر می رفت
امروز را بی تو خفتم
فردا که خاک را به باد بسپارند
تو را یافته ام
مگر تو نسیم ابر بودی
که تو را در باران گم کردم ؟

هایکو (16 new)
Sep 18, 2008 10:17AM

5409 هیچ یک سخنی نگفتند
نه میهمان , نه میزبان
و نه داوودی های سپید
"ریوتا"

کشت زار را فروختم ,
اما خواب به چشمانم نیامد
خاطر غوکان را .
"هوکوشی"

روز سال نو
آن چه حس میکنم
از توان کلمات بیرون است
"دایو"

دسته یی
بر ماه ,
چه بابزن باشکوهی
"سوکان"

بجنب , ای گور
باد خزان
صدای گریه ی من است
"باشو"

نه یکی سنگ
که به سوی سگ اندازم
ماه زمستانی
"ایسا"

راه دراز کوهستانی را در نوردیدم
در این بنفشه ها
چیزی رقت انگیز هست
" باشو
هایکو (16 new)
Sep 18, 2008 10:17AM

5409 هایکو یکی از سه شکل اصلی سرودن شعر در زبان ژاپنی ست , هایکو شعری ست هفده هجائی که در سه خط و به ترتیب در 5-7-5 هجا سروده میشود . در این شکل از شعر نقش تعیین کننده مستقیماً بر عهده خود اشیاء است و کلام در آن نقش واسطه را بازی میکند . در هایکو , شعر , عرضه ی جان انسان و جهان در امکانات و ظرائف زبان نیست , بلکه به یک تعبیر , هایکو یک راه و یک وجهی از زندگی ست .شاعرانه گی هایکو سرا تنها از رو در رو قرار دادن آدمی با نفس اشیاء است که شکل میگیرد و شاعر کنار ما ایستاده است تا صدایش از درون اشیاء به گوش آید . هایکو با ذن ارتباط تنگاتنگی د اشته و به عبارتی با آن در هم آمیخته است و برای درک درست هایکو بایستی تا حدودی با اصول فلسفه ذن آشنائی داشت . در مقوله هایکو , مراد از ذن آن حالت خاص جان است که ما را با دیگر چیز های هستی یگانه می کند . در این حالت ما از مفردات دیگر جهان هستی جدا نیستیم بلکه با آنها یگانه ایم , یک و همانیم . و با این همه استقلال و فردیت و ویژه گی های خود را نیز داریم . اما باید آگاه باشیم که آنچه هایکو را میسازد ذن نیست , بلکه اندیشه ی ذن گرا میبایست چندان دیگرگون شود و تغییر و تبدیل یابد تا با هایکو هم ساز شود . نیز باید دانست که در هایکو , یا مطلقاً عنصر هوشی و عقلی وجود ندارد , یا به هر حال چنان با عنصر شهودی - شاعرانه در آمیخته است که با هیچ گونه تحلیل و تفسیری نمی توان از یکدیگر تفکیک شان کرد . و سرانجام سخن آخر اینکه : هدف هایکو زیبائی نیست بلکه به ساده گی تمام به ما چیز هائی را نشان میدهد که خود همیشه میدانسته ایم , بی اینکه بدانیم که میدانیم , و ما را با این حقیقت آشنا میسازد که تا زنده ایم شاعریم . پس این مهم است که ساده گی ذاتی ذن و هایکو هیچگاه از خاطر نرود زنده گی و زیستن , یعنی دریافت معانی باز نا گفتنی همین چیز ها . راه هایکو درک مداوم و وقفه ناپذیر این معانی ست در تمام بیست و چهار گانه ی شبانه روز و این خود , سرشار داشتن زنده گی ست
هایکو (16 new)
Sep 11, 2008 11:06PM

5409 نگهبان معبد

بیمارازانبوه مردم...

شکوفه های گیلاس



هایکو (16 new)
Sep 11, 2008 11:05PM

5409 لالایی کنان می خواباند

و می شوید لباسهای کودک را

ماه تابستان


Sep 11, 2008 11:02PM

5409 نجوای محرمانه می آغازد
تاریک خانه من با من.
دارد به گوش حرف مرا، او
دارم به گوش حرف اورا، من
Sep 11, 2008 10:57PM

5409 در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو و باده و دفتر جایی
هایکو (16 new)
Sep 11, 2008 09:30AM

5409 نه ماه در آسمان
نه کرم شب تابی روی شمشادها
تنها چشمانت می درخشند
« previous 1