
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد
يا تن رسد به جانان، يا جان ز تن برآيد

او مى رود دامن كشان، من زهر تنهايى چشان
ديگر مپرس از من نشان، كز دل نشان م مى رود

اى رشك ماه و مشترى با ما و پنهان چون پرى
خوش خوش كشانم ميبرى، آخر نگويى تا كجا

اى رشك ماه و مشترى با ما و پنهان چون پرى
خوش خوش كشانم ميبرى، آخر نگويى تا كجا

مجال من همين باشد كه پنهان عشق او ورزم
كنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد

آخ آخ ببخشيد من نديدم تكراريه :/ با اپ مسخره گودريدزم نميشه پاكش كرد. :/
ما ذره ى آفتاب عشقيم
اى عشق بر آى تا برآييم

پس اينم بگير در ادامه ميخوارگى ها :))
من مست و تو ديوانه، ما را كه برد خانه
صد بار تو را گفتم كم خور دو سه پيمانه

ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وانكس كه چو ما نيست درين شهر كدامست؟

ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وانكس كه چو ما نيست درين شهر كدامست؟

مرا سريست با تو گر خلق جهان
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم
* درست گفتم شعرُ؟ :س :-"

اى كه گفتى مرو اندر پى خوبانِ زمانه
ما كجاييم در اين بحر تفكر تو كجايى

هان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیب
باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

عطر سنبل عطر کاج خوبه٫ خیلیام خوندنش قبلا :-"
سمفونی مردگان سنگینه کمی :-؟ فکر نکنم همه بتونن بخونن. و خیلیام ممکنه وسط کار ول کنن و اینا :-"
یک عاشقانه آرامم خوبه.
من همچنان نظرم روی «مهمان مامان» هستش :)) بخونیمش یه موقعی. :-"

منم هوشنگ مرادی کرمانی رو پیشنهاد میکنم. :)
بچههای قالیبافخانه - مهمان مامان - مربای شیرین