(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
رضا چایچی

“از دورها افسانه آوردیم
آن قدر که چهره‌ی حقیقت از یاد رفت

ناخدا گفت:
نطفه‌ی باد
شکم بادبان‌ها را بالا می‌آورد
تا سفر دوباره آغاز شود
ما از میان مه
از میان تاریکی می‌گذریم
باید از تاریکی
تاریک خانه‌ای بسازیم
تا دوباره ظاهر شویم
باد شکل می‌گیرد
رفته رفته در بادبان‌ها

مسافران به یاد می‌آورند
چگونه در آغاز
ساحل با همه‌ی خانه‌ها و خیابان‌هایش
دور شد
کوچک شد
گم”

رضا چایچی
Read more quotes from رضا چایچی


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag