(?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)

“یک بار دگر«عبث»در آیینه

غمگین و خموش خنده بر من کرد .



یک بار دگر ز خوشه ی سیگار

درآیینه آه و دود خرمن کرد .



مشرق چپق طلایی خود را

برداشت،به لب گذاشت،روشن کرد .



زرین دودی گرفت عالم را،

آفاق ردای روز بر تن کرد .



و آن زلف گلابتون آبی پوش

باغی گل آتشی به دامن کرد .



پرید از آشیان پرستو جلد

کی سنگ پرنده در فلاخن کرد؟



طاووس گشود چتر بوقلمون

خفاش به کنج غار مسکن کرد



البرز کلاه سرخ بر سر داشت

بر داشت، قبای زرد بر تن کرد...



هر چند که تازه می کنی دردم،

ای صبح، سلام بر تو، خوش بر دم!





خشکید و...



خشکید و کویر لوت شد دریامان

امروز بد و از آن بتر فردامان



زین تیره دل دیو صفت، مشتی شمر

چون آخرت یزید شد دنیامان

مهدی اخوان ثالث تهران، اردیبهشت1339”

مهدی اخوان ثالث (م. امید
Read more quotes from مهدی اخوان ثالث (م. امید


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!

0 likes
All Members Who Liked This Quote

None yet!



Browse By Tag