Vahid > Vahid's Quotes

Showing 1-3 of 3
sort by

  • #1
    حمید مصدق
    “گاه می‌اندیشم
    خبر مرگ مرا با تو چه کس می‌گوید؟

    آن زمان که خبر مرگ مرا
    از کسی می‌شنوی
    روی زیبای تو را
    کاشکی می‌دیدم

    شانه بالازدنت را -بی قید -
    و تکان دادن دستت که - مهم نیست زیاد -
    و تکان دادن سر را که
    «عجیب! عاقبت مُرد؟ افسوس!»
    کاشکی می‌دیدم

    با خود می‌گویم
    چه کسی باور کرد
    جنگل جان مرا
    آتش عشق تو خاکستر کرد!؟”
    حمید مصدق, مجموعه اشعار حمید مصدق

  • #2
    حمید مصدق
    “حرف را باید زد !
    درد را باید گفت !
    سخن از مهر من و جور تو نیست .
    سخن از
    متلاشی شدن دوستی است ،
    و عبث بودن پندار سرور آور مهر”
    حمید مصدق

  • #3
    هوشنگ ابتهاج
    “نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

    تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

    گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

    پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

    روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

    حالیا چشم جهانی نگران من و توست

    گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید

    همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

    گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه

    ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

    این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت

    گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

    نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل

    هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست

    سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر

    وه ازین آتش روشن که به جان من و توست”
    هوشنگ ابتهاج



Rss
All Quotes



Tags From Vahid’s Quotes